The first 200 lines.
خانمها و آقایان، سفر ما در اینجا به پایان میرسد
و امیدوارم از آن لذت برده باشید. فردا در لو آور خواهیم بود.
آخرین شب خوبی را در کشتی نیاگارا برای شما آرزومندیم.
عمدهفروشی گوشت
عجب سلاخیای!
جواهراتش هنوز همراشه.
این یکی هم همینطور.
پر از پول نقده. چیزی دزدیده نشده.
مدارک قربانیها، قربان.
لعنت... لعنت بهش!
اینها آدمهای معمولی نیستن! گل سرسبد جامعهان.
پیرمردهای کثیفِ محترم.
فعلاً این رو بذار کنار. سانسور خبری!
حتی ۱۸ سالش هم نیست. برای شب بلندش کرده بودن...
توسط مردهشورخانه.
قتلعام روز ولنتاین در برابر این هیچی نیست.
پوکه فشنگها، رئیس. مال مسلسلهای تامیه.
همه جا پیدا میشن.
- ۷۷ تا هستن. - معلومه صرفهجویی نکردن.
روزهای سختی پیش رو داریم.
- برای کلکسیون شخصیته؟ - برای پروندههام.
اون چیه؟
وسیله معاشم. یه استرادیواریوس.
یه ویولن.
میفهمم. ساخت آمریکاست؟
توی ایتالیا. کرمونا، ۱۷۲۳.
بسیار خب.
- مشکلی پیش نیومد؟ - طبق معمول.
- گرفتیشون؟ - بله.
- چطور؟ - توی بوئنوس آیرس، بعداً بهت میگم.
بریم پاریس، میخوام یه سری به گاوصندوقم بزنم.
- بیپول شدی؟ - امان از دست زنها.
- نوازندگیت درآمد نداره؟ - نه اونقدر.
اجازه میدی من رانندگی کنم؟
بفرما، کلیدها اونجاست.
حقیقت رو به مطبوعات بگید.
هر چی باشه، ما در فرانسهایم.
بله، جناب وزیر.
اما با تدبیر عمل کن، سربازرس!
البته. با کمال احترام، جناب وزیر.
حقیقت!
- نامهها، رئیس. - برن به جهنم!
این یکی هم بره به جهنم؟
- کی پست شده؟ - عصر شنبه.
چرا تاخیر داشته؟
کارکنان پست دیروز در اعتصاب بودن.
که باعث مرگ ۱۸ نفر شد.
«سه شنبه شب یک 'مهمانی ویژه' برگزار خواهد شد
«در 'لِ پوپلیه' در وزینه.
«لطفاً برای جلوگیری از قتلعام بیایید.»
اگه زودتر به دستمون میرسید...
امضای «ویرژیل» پاشه.
باید یه روانی باشه، یا یه دروغپرداز بیمار.
شاید اسم واقعیش باشه.
هیچکس برای چنین کارهایی از اسم واقعیش استفاده نمیکنه.
علاوه بر این، امضا از روزنامه بریده نشده.
- بیشتر شبیه یه کتابه. - بله، یه کتاب درسی.
ویرژیل اسم یه شاعر لاتینه.
هر کسی از این کتابها توی کتابخونهش نداره.
هر کسی نه، اما یه دانشجو داره.
بدید بررسیش کنن. فونت، کاغذ، همه چیز.
- و بعد از لبنان؟ - کیپتاون، دوربان، پورت الیزابت.
آفریقای جنوبی؟ اونجا پر از الماس و طلاست!
و بالاترین سطح امنیتی.
پس اونجا برای تو... برای ما، ناامیدکنندهست؟
خواهیم دید.
هنوز هم همونقدر شکاکی؟
اشیاء باارزشی همراهم دارم.
قتلعام وزینه...
خلاصه خبر: دیشب، در جریان یک مهمانی اشرافی
۱۸ نفر به طرز وحشیانهای با مسلسل به قتل رسیدند.
سربازرس وردیه
معتقد است سرنخها به جامعهی دانشجویی ختم میشود.
امان از این دانشجوها!
۱۸ نفر از بورژواها سقط شدند.
این یعنی ۱۸ نفر کمتر.
«یک گردهمایی اشرافی!» یک بزم جنسی.
فکر میکنی خندهداره؟ اگه بورژواها نبودن
از کی میخواستیم دزدی کنیم؟
من رو در حال دستبرد زدن به کاخ کرملین میبینی؟
خداوندا، همزیستی مسالمتآمیز رو برقرار بفرما.
فوقالعادهست! واقعاً فوقالعادهست.
استثنائیه.
حتی نیازی نیست دوباره تراششون بدیم.
یالا، حسابشون کن.
باید برم.
اینجا خونه خودته.
- ماشینت رو بهم قرض میدی؟ - حتماً. یکی دیگه توی گاراژ دارم.
کلیدها رو بذار روی میز.
نمیخوای بشماریشون؟ برات مهم نیست.
- باید برادرم رو ببینم. - هنوز داری پول تحصیلش رو میدی؟
البته. اون به جز من کسی رو نداره.
نمیتونم رهاش کنم.
بدون اثر انگشت، کاغذ بسیار مقاوم.
فونت؟
- از روزنامهی لوموند. - یه روشنفکر.
- اومانیته... - یه کمونیست.
و لو فوسویه.
خودشه، لو فوسویه.
اون مجلهی کثیف آنارشیستی!
«انحراف متعفن رهبران مارکسیست-بورژوا...
«یاوهگویان و احمقهای موسوم به چپگرا...
«تروتسکیستهای فلج...
۳۰۰۰ نسخه، فقط از طریق اشتراک.
اشتراک؟ این خیلی خوبه.
خیلی خوبه. بریم.
لطفاً با مدیرمسئول.
خودمم. سردبیر هم هستم. در خدمتم، رفیق.
میبینم که چندپیشهای.
آیا بین همکاران خوب شما کسی هست به نام
- ویرژیل؟ - نه، چطور مگه؟
دربارهی قضیهی وزینهست.
اون تسویهحساب بورژوایی به ما ربطی نداره.
و این چطور، بچه... این بهت مربوط نمیشه؟
بهت اجازه نمیدم بهم بگی «بچه»!
تو پدرش نیستی، تازه اگر هم بودی...
لیست مشترکینتون رو به ما نشون بدید.
همهش توطئهای برای بدنام کردن ماست. این یه تحریکه.
اولین بارش هم نیست.
- مودب باش. - برو به جهنم!
ما طرفدار تروریسم علیه ستمگران سرمایهدار نیستیم،
بلکه خواهان اتحاد طبقات کارگریم.
یه وقت دیگه، الان خستهام.
توی این لیست یه ویرژیل کابرال هست، خیابان سنت ژولین، پلاک ۴۹.
البته که نمیشناسیش.
ما نمیتونیم ۳۰۰۰ تا مشترک رو بشناسیم. تازه اگه میشناختیم هم...
- ناراحتی، میشناسیش؟ - نه.
من میرم سیگار بخرم.
دانشکده حقوق رو چک میکنیم.
- اون بچهها از ما متنفرن. - نگران نباش، زیر نظرشون داریم.
ویرژیل؟
نامهای با امضای ویرژیل؟
بریده شده از لو فوسویه.
کی این رو نوشته؟ من قضیه رو روشن میکنم.
پلیسها دنبالتن. فرار کن!
به بقیه خبر میدم و تو رو در جریان میذارم.
منم، میشلین.
خونه نیست.
نیست؟
خیلی کم میآد خونه. شما دوستش هستید؟
من برادرشم.
ونسان؟ همون نوازنده؟
- درباره من حرف زده؟ - بله، زیاد.
بفرمایید تو.
ممنون بابت دعوت.
خب، برادرم با کسی دوسته؟
موضوع این نیست.
ببخشید، اما باید برم بیرون.
ویرژیل چیکار میکنه؟ درس میخونه؟
نمیتونم تضمین کنم.
قدیما خیلی تلاش میکرد.
ما اغلب با هم کار میکردیم.
منم دانشجو بودم.
بعضی وقتا شام درست میکردم. خوب بود.
اما حالا دیر میآد، دوباره میره بیرون...
شده مثل فرفره.
- مردهای عجیبی میآن دیدنش. - از اونجور آدمها که نیست، هست؟
موضوع اون نیست، این فکر از کجا به سرت زد؟
خوبه. اما با این دوستهاش چیکار میکنه؟ سیاست؟
نمیدونم. هیچوقت به من چیزی نمیگه.
به من میگه.
الان ساعت ۲ـه. کی میآد خونه؟
بستگی داره. اما دیر میآد.
توی راهرو منتظرش میمونم.
دیگه شب شده.
میبینم که موزیسینها خجالتی نیستن.
توی خانواده ما، همه مثل ویرژیل جدی نیستن.
ویرژیل کابرال، سال سوم.
- خانوادهای داره؟ - یتیمه.
برادرش سرپرستشه.
اسم برادرش ونسان کابراله، نوازندهست.
اغلب توی توره.
اوضاع بوداره!
بوداره، بوداره...
این بچهها چشم دیدن ما رو ندارن.
پولدار که بشن، آدم میشن.
اما این ویرژیل از یه قماش دیگهست.
بریم.
من و ویرژیل فقط دوستیم، همین.
شاید دلم میخواست بیشتر باشه، چون جذابه.
شاید فکر کرده من خیلی دمدستیام.
چه بینزاکت.
شوخی نکن. اون آدمیه که سازش نمیکنه، پاکه.
دنیا به چندتایی مثل اون نیاز داره.
میخواست قضاوت بخونه.
هیچوقت در این مورد به من چیزی ننوشت.
روش پافشاری میکرد.
میگفت توی این دنیای فاسد ما، آدم فقط با شرفش نجات پیدا میکنه.
معلومه که من و اون طرز فکرمون یکی نیست.
جواب نده.
در رو باز کن. ممکنه ویرژیل باشه.
سربازرس وردیه.
ویرژیل کابرال رو میشناسی؟
اتفاقی براش افتاده؟
میبینم که خوب میشناسیش.
اون یه دوسته.
چیز زیادی دربارهاش نمیدونم.
شما وظیفه دارید به پلیس کمک کنید.
اون مظنون به قتله.
دربارهی وزینه شنیدی.
No comments yet. Be the first to leave one.