Solo

Solo

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Solo 1970 1080p BrRip 30nama 30NAMA fa
A Commentary by OldMan505

Tags

bluray
Published on: 2026-05-02
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خانم‌ها و آقایان، سفر ما در اینجا به پایان می‌رسد‬

‫و امیدوارم از آن لذت برده باشید. فردا در لو آور خواهیم بود.‬

‫آخرین شب خوبی را در کشتی نیاگارا برای شما آرزومندیم.‬

‫عمده‌فروشی گوشت‬

‫عجب سلاخی‌ای!‬

‫جواهراتش هنوز همراشه.‬

‫این یکی هم همین‌طور.‬

‫پر از پول نقده. چیزی دزدیده نشده.‬

‫مدارک قربانی‌ها، قربان.‬

‫لعنت... لعنت بهش!‬

‫این‌ها آدم‌های معمولی نیستن! گل سرسبد جامعه‌ان.‬

‫پیرمردهای کثیفِ محترم.‬

‫فعلاً این رو بذار کنار. سانسور خبری!‬

‫حتی ۱۸ سالش هم نیست. برای شب بلندش کرده بودن...‬

‫توسط مرده‌شورخانه.‬

‫قتل‌عام روز ولنتاین در برابر این هیچی نیست.‬

‫پوکه فشنگ‌ها، رئیس. مال مسلسل‌های تامیه.‬

‫همه جا پیدا می‌شن.‬

‫- ۷۷ تا هستن. - معلومه صرفه‌جویی نکردن.‬

‫روزهای سختی پیش رو داریم.‬

‫- برای کلکسیون شخصی‌ته؟ - برای پرونده‌هام.‬

‫اون چیه؟‬

‫وسیله معاشم. یه استرادیواریوس.‬

‫یه ویولن.‬

‫می‌فهمم. ساخت آمریکاست؟‬

‫توی ایتالیا. کرمونا، ۱۷۲۳.‬

‫بسیار خب.‬

‫- مشکلی پیش نیومد؟ - طبق معمول.‬

‫- گرفتی‌شون؟ - بله.‬

‫- چطور؟ - توی بوئنوس آیرس، بعداً بهت می‌گم.‬

‫بریم پاریس، می‌خوام یه سری به گاوصندوقم بزنم.‬

‫- بی‌پول شدی؟ - امان از دست زن‌ها.‬

‫- نوازندگی‌ت درآمد نداره؟ - نه اون‌قدر.‬

‫اجازه می‌دی من رانندگی کنم؟‬

‫بفرما، کلیدها اونجاست.‬

‫حقیقت رو به مطبوعات بگید.‬

‫هر چی باشه، ما در فرانسه‌ایم.‬

‫بله، جناب وزیر.‬

‫اما با تدبیر عمل کن، سربازرس!‬

‫البته. با کمال احترام، جناب وزیر.‬

‫حقیقت!‬

‫- نامه‌ها، رئیس. - برن به جهنم!‬

‫این یکی هم بره به جهنم؟‬

‫- کی پست شده؟ - عصر شنبه.‬

‫چرا تاخیر داشته؟‬

‫کارکنان پست دیروز در اعتصاب بودن.‬

‫که باعث مرگ ۱۸ نفر شد.‬

‫«سه شنبه شب یک 'مهمانی ویژه' برگزار خواهد شد‬

‫«در 'لِ پوپلیه' در وزینه.‬

‫«لطفاً برای جلوگیری از قتل‌عام بیایید.»‬

‫اگه زودتر به دستمون می‌رسید...‬

‫امضای «ویرژیل» پاشه.‬

‫باید یه روانی باشه، یا یه دروغ‌پرداز بیمار.‬

‫شاید اسم واقعی‌ش باشه.‬

‫هیچ‌کس برای چنین کارهایی از اسم واقعی‌ش استفاده نمی‌کنه.‬

‫علاوه بر این، امضا از روزنامه بریده نشده.‬

‫- بیشتر شبیه یه کتابه. - بله، یه کتاب درسی.‬

‫ویرژیل اسم یه شاعر لاتینه.‬

‫هر کسی از این کتاب‌ها توی کتابخونه‌ش نداره.‬

‫هر کسی نه، اما یه دانشجو داره.‬

‫بدید بررسی‌ش کنن. فونت، کاغذ، همه چیز.‬

‫- و بعد از لبنان؟ - کیپ‌تاون، دوربان، پورت الیزابت.‬

‫آفریقای جنوبی؟ اونجا پر از الماس و طلاست!‬

‫و بالاترین سطح امنیتی.‬

‫پس اونجا برای تو... برای ما، ناامیدکننده‌ست؟‬

‫خواهیم دید.‬

‫هنوز هم همون‌قدر شکاکی؟‬

‫اشیاء باارزشی همراهم دارم.‬

‫قتل‌عام وزینه...‬

‫خلاصه خبر: دیشب، در جریان یک مهمانی اشرافی‬

‫۱۸ نفر به طرز وحشیانه‌ای با مسلسل به قتل رسیدند.‬

‫سربازرس وردیه‬

‫معتقد است سرنخ‌ها به جامعه‌ی دانشجویی ختم می‌شود.‬

‫امان از این دانشجوها!‬

‫۱۸ نفر از بورژواها سقط شدند.‬

‫این یعنی ۱۸ نفر کمتر.‬

‫«یک گردهمایی اشرافی!» یک بزم جنسی.‬

‫فکر می‌کنی خنده‌داره؟ اگه بورژواها نبودن‬

‫از کی می‌خواستیم دزدی کنیم؟‬

‫من رو در حال دستبرد زدن به کاخ کرملین می‌بینی؟‬

‫خداوندا، همزیستی مسالمت‌آمیز رو برقرار بفرما.‬

‫فوق‌العاده‌ست! واقعاً فوق‌العاده‌ست.‬

‫استثنائیه.‬

‫حتی نیازی نیست دوباره تراش‌شون بدیم.‬

‫یالا، حساب‌شون کن.‬

‫باید برم.‬

‫اینجا خونه خودته.‬

‫- ماشینت رو بهم قرض می‌دی؟ - حتماً. یکی دیگه توی گاراژ دارم.‬

‫کلیدها رو بذار روی میز.‬

‫نمی‌خوای بشماری‌شون؟ برات مهم نیست.‬

‫- باید برادرم رو ببینم. - هنوز داری پول تحصیلش رو می‌دی؟‬

‫البته. اون به جز من کسی رو نداره.‬

‫نمی‌تونم رهاش کنم.‬

‫بدون اثر انگشت، کاغذ بسیار مقاوم.‬

‫فونت؟‬

‫- از روزنامه‌ی لوموند. - یه روشنفکر.‬

‫- اومانیته... - یه کمونیست.‬

‫و لو فوسویه.‬

‫خودشه، لو فوسویه.‬

‫اون مجله‌ی کثیف آنارشیستی!‬

‫«انحراف متعفن رهبران مارکسیست-بورژوا...‬

‫«یاوه‌گویان و احمق‌های موسوم به چپ‌گرا...‬

‫«تروتسکیست‌های فلج...‬

‫۳۰۰۰ نسخه، فقط از طریق اشتراک.‬

‫اشتراک؟ این خیلی خوبه.‬

‫خیلی خوبه. بریم.‬

‫لطفاً با مدیرمسئول.‬

‫خودمم. سردبیر هم هستم. در خدمتم، رفیق.‬

‫می‌بینم که چندپیشه‌ای.‬

‫آیا بین همکاران خوب شما کسی هست به نام‬

‫- ویرژیل؟ - نه، چطور مگه؟‬

‫درباره‌ی قضیه‌ی وزینه‌ست.‬

‫اون تسویه‌حساب بورژوایی به ما ربطی نداره.‬

‫و این چطور، بچه... این بهت مربوط نمی‌شه؟‬

‫بهت اجازه نمی‌دم بهم بگی «بچه»!‬

‫تو پدرش نیستی، تازه اگر هم بودی...‬

‫لیست مشترکین‌تون رو به ما نشون بدید.‬

‫همه‌ش توطئه‌ای برای بدنام کردن ماست. این یه تحریکه.‬

‫اولین بارش هم نیست.‬

‫- مودب باش. - برو به جهنم!‬

‫ما طرفدار تروریسم علیه ستمگران سرمایه‌دار نیستیم،‬

‫بلکه خواهان اتحاد طبقات کارگریم.‬

‫یه وقت دیگه، الان خسته‌ام.‬

‫توی این لیست یه ویرژیل کابرال هست، خیابان سنت ژولین، پلاک ۴۹.‬

‫البته که نمی‌شناسی‌ش.‬

‫ما نمی‌تونیم ۳۰۰۰ تا مشترک رو بشناسیم. تازه اگه می‌شناختیم هم...‬

‫- ناراحتی، می‌شناسی‌ش؟ - نه.‬

‫من می‌رم سیگار بخرم.‬

‫دانشکده حقوق رو چک می‌کنیم.‬

‫- اون بچه‌ها از ما متنفرن. - نگران نباش، زیر نظرشون داریم.‬

‫ویرژیل؟‬

‫نامه‌ای با امضای ویرژیل؟‬

‫بریده شده از لو فوسویه.‬

‫کی این رو نوشته؟ من قضیه رو روشن می‌کنم.‬

‫پلیس‌ها دنبالتن. فرار کن!‬

‫به بقیه خبر می‌دم و تو رو در جریان می‌ذارم.‬

‫منم، میشلین.‬

‫خونه نیست.‬

‫نیست؟‬

‫خیلی کم می‌آد خونه. شما دوستش هستید؟‬

‫من برادرشم.‬

‫ونسان؟ همون نوازنده؟‬

‫- درباره من حرف زده؟ - بله، زیاد.‬

‫بفرمایید تو.‬

‫ممنون بابت دعوت.‬

‫خب، برادرم با کسی دوسته؟‬

‫موضوع این نیست.‬

‫ببخشید، اما باید برم بیرون.‬

‫ویرژیل چیکار می‌کنه؟ درس می‌خونه؟‬

‫نمی‌تونم تضمین کنم.‬

‫قدیما خیلی تلاش می‌کرد.‬

‫ما اغلب با هم کار می‌کردیم.‬

‫منم دانشجو بودم.‬

‫بعضی وقتا شام درست می‌کردم. خوب بود.‬

‫اما حالا دیر می‌آد، دوباره می‌ره بیرون...‬

‫شده مثل فرفره.‬

‫- مردهای عجیبی می‌آن دیدنش. - از اون‌جور آدم‌ها که نیست، هست؟‬

‫موضوع اون نیست، این فکر از کجا به سرت زد؟‬

‫خوبه. اما با این دوست‌هاش چیکار می‌کنه؟ سیاست؟‬

‫نمی‌دونم. هیچ‌وقت به من چیزی نمی‌گه.‬

‫به من می‌گه.‬

‫الان ساعت ۲ـه. کی می‌آد خونه؟‬

‫بستگی داره. اما دیر می‌آد.‬

‫توی راهرو منتظرش می‌مونم.‬

‫دیگه شب شده.‬

‫می‌بینم که موزیسین‌ها خجالتی نیستن.‬

‫توی خانواده ما، همه مثل ویرژیل جدی نیستن.‬

‫ویرژیل کابرال، سال سوم.‬

‫- خانواده‌ای داره؟ - یتیمه.‬

‫برادرش سرپرستشه.‬

‫اسم برادرش ونسان کابراله، نوازنده‌ست.‬

‫اغلب توی توره.‬

‫اوضاع بوداره!‬

‫بوداره، بوداره...‬

‫این بچه‌ها چشم دیدن ما رو ندارن.‬

‫پولدار که بشن، آدم می‌شن.‬

‫اما این ویرژیل از یه قماش دیگه‌ست.‬

‫بریم.‬

‫من و ویرژیل فقط دوستیم، همین.‬

‫شاید دلم می‌خواست بیشتر باشه، چون جذابه.‬

‫شاید فکر کرده من خیلی دم‌دستی‌ام.‬

‫چه بی‌نزاکت.‬

‫شوخی نکن. اون آدمیه که سازش نمی‌کنه، پاکه.‬

‫دنیا به چندتایی مثل اون نیاز داره.‬

‫می‌خواست قضاوت بخونه.‬

‫هیچ‌وقت در این مورد به من چیزی ننوشت.‬

‫روش پافشاری می‌کرد.‬

‫می‌گفت توی این دنیای فاسد ما، آدم فقط با شرفش نجات پیدا می‌کنه.‬

‫معلومه که من و اون طرز فکرمون یکی نیست.‬

‫جواب نده.‬

‫در رو باز کن. ممکنه ویرژیل باشه.‬

‫سربازرس وردیه.‬

‫ویرژیل کابرال رو می‌شناسی؟‬

‫اتفاقی براش افتاده؟‬

‫می‌بینم که خوب می‌شناسی‌ش.‬

‫اون یه دوسته.‬

‫چیز زیادی درباره‌اش نمی‌دونم.‬

‫شما وظیفه دارید به پلیس کمک کنید.‬

‫اون مظنون به قتله.‬

‫درباره‌ی وزینه شنیدی.‬

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left