The first 200 lines.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
گـــرتا
...بفرمایید، اینم از غذاتون
سلام؟
خب، کارت چطور بود؟
میدونی، خوب بود ...تا وقتی که بفهمم
با زندگیت چیکار کنی؟
هیچکس هیچوقت نمیفهمه
خیلی خب، اون دیگه چه کوفتیه؟
توی مترو پیداش کردم
فردا تحویلش میدم
اوه، میخوای فردا تحویلش بدی؟
دیوونه شدی؟- "نه، "اِریکا-
ما توی شهرمون همینکارو میکنیم
باشه، ولی اینجا "منهتن"ـه
اگه یه کیف پیدا کنی باید به تیم خنثی سازی بمب زنگ بزنی
بازش نکن
چندش آوره. بلیت بخت آزمایی
قرصهای عجیب
"گرتا هیدگ"
بذار ببینیم
نه- اوه، برو که رفتیم-
آره-
یه روز استراحت توی اِسپا
یا... میتونیم بریم پاکسازی روده
یالا، حال میده
میده؟- آره-
آره، آب مارچوبه رو با فشار میریزن توی کونت
و این کار فقط برای پاک سازی بدنت نیست
برای حافظهی کوتاه مدتت هم خیلی خوبه
جداً؟- اوهوم-
جیسون لارگو" خوانشپریشی داشت" و از وقتی اینکارو انجام میده
دیگه میتونه الفبا رو حفظی برعکس بگه
ببین، اولاً که ما پولش رو برنمیداریم
و دوماً، دلم نمیخواد تحت هیچ شرایطی
آب مارچوبه توی باسنم ریخته بشه
هیچوقت نگو هیچوقت
به بابات زنگ زدی؟
مجبورم؟
فقط نمیخوام فکر کنه که
من پیامهاشو بهت نمیرسونم
آره، میدونم
بهش زنگ میزنم
هی
بیخیال
فیلم که هنوز اصلا شروع نشده
...میدونم، فقط
همیشه با همدیگه تماشا میکردیم، متوجهی؟
...یه فیلم مزخرف رو، فقط
من و مامانم
"یالا، "فرانکی
بیا ببریمت خونه
میتونی مامان خودتو بهم بدیا
هه! خواهش میکنم بردار ببرش
ممنون
کیه؟
اوه، "فرانسیس مککالن" هستم
یه کیف پیدا کردم
که فکر میکنم متعلق به گرتا هیدگ ـه
اوه، سلام
بفرمایید
اوه، خدا عمرت بده همه جا رو دنبالش گشتم
کجا پیداش کردی؟- توی مترو-
اوه، عزیزم. زیر بارون اینهمه راه تا اینجا آوردیش؟
یه فنجون قهوه میل داری؟
قبلا دم گذاشتم
واقعا خوشحال میشم
خیلی بهم لطف کردی
بله، البته. چرا که نه
میتونی چترت رو اینجا بذاری
باشه. ممنون
اهل نیویورکی؟
نه، راستش اهل بوستون هستم
با دوستم اینجا زندگی میکنم
ممنونم
با دوست پسرت؟
نه، با هم اتاقیم که اهل "اِسمیت"ـه
پدرش به مناست فارغ التحصیلیش براش توی "ترایبکا" یه اتاقک خرید
بخاطر همین داریم تا جایی که میشه ازش استفاده میکنیم
اوه، باید سخت باشه
همسایههان. ببخشید
خونهشون رو بازسازی میکنن
!لطفا یه کم مراعات کنید
!یه کم آرومتر
!ممنون
به خدا قسم دارن کشتی میسازن
ایشون همسر شماست؟
بله
"کریستوف"
دوران جوونیش- هوم-
و اون دختر شماست؟
"بله. "نیکولا
اون بهم نواختن یاد داد
شوهرم
لیست" نوازندهی محبوبش بود"
بعد کم کم نتها رو اشتباه مینواخت
دست چپش
فکر کرد آرتروز داره
شش ماه بعد فوت کرد
یه لحظه کنارتن و لحظهی بعد از دنیا میرن
عزیزانمون
"لیبسترام" میدونی یعنی چی؟
رویای عشق
چون عشق فقط همینو برامون باقی میذاره
یه رویا. یه خاطره
متاسفم
اینروزا تنها همدم منه
اون سگ شماست؟
"اوه، بله. "جو جو
اونم خیلی وقته از دنیا رفته
خب، تابحال فکر کردین یکی دیگه بگیرین؟
اوه، نه. نمیتونم
نمیدونم چطوری انتخاب کنم
خب، اگه بخواید میتونم کمکتون کنم
سگ دوست هستی؟- یه کمی-
راستش مامانم سگ پرورش میداد
ممنون، عزیز دلم
ولی فکر نکنم الان بتونم از پس یه سگ بربیام
امیدوارم بهت بر نخورده باشه
به هیچ وجه
ولی اگه نظرتون عوض شد خبرم کنید
شماره تلفنت رو دارم؟
نه
هیچوقت نمیدونم چطور با این چیزا کار کنم
بذارید کمکتون کنم
راستش واقعا یه تجربه معنوی بود
نه فقط کونت، بلکه روحت رو هم پاکسازی میکنن
اونم با صدای ناقوس شمنگرایان و موسیقار
خواهش میکنم بگو شوخی میکنی
دفعهی بعد باهام بیا- نچ-
غذا سفارش دادم- صبر کن ببینم-
وقتی که داشتن تو کونت...؟- !نه بابا-
چندش! الانو میگم. برای شام
اوه
اوه، خدا رو شکر. دارم از گرسنگی میمیرم
بله، آپارتمان شماره 48
آه، گرتا؟
اوه
سلام
ببخشید مزاحمت شدم، عزیزم
بد موقع زنگ زدم؟
نه، نه. به هیچ وجه حالتون چطوره؟
داشتم در مورد
...چیزی که در مورد سگ گفتی فکر میکردم و
و گفتم اگه به زحمت نمیفتی
شاید خریدنش فکر بدی نباشه
بله، البته
کی میخواید برید؟
صبح شنبه؟
ده صبح زیادی زوده؟
نه، 10 خوبه میبینمتون
همین الان شیشه کشیدم
یا الان پیشنهاد دادی با یه خانم مسن بری سگ بخری؟
میدونم
این شهر قراره زنده زنده بخوردت
خب، چقدر مدت
اینجا نگهشون میدارید؟
پنج روز- و بعدش؟-
اگه کسی برای گرفتن سگش نیاد پی.تی.اس میشن
پی.تی.اس؟- خلاصشون میکنیم-
اوه. چه حُسن تعبیر وحشتناکی
...خب، نفر بعدی باید کدوم یکی از اینا رو
پی.تی.اس کنید؟
...آم
اون "مورتون"ـه
امروز آخرین روز مورتونه
اوه
میتونم برم داخل؟- اوهوم-
یالا
یالا، مورتون
تو که نمیخوای تبدیل به یه حُسن تعبیر بشی، نه؟
...مورتون
میخوام ببرمت خونه
لبخند
عالیه
اوه، خدای من
اصلا نمیدونستم میتونه اینکارو بکنه
میدونم. عجایب تکنولوژیه، هان؟
آم، اگر بخواید
برای دخترتون بفرستینش انجامش خیلی آسونه
فقط روی اینجا کلیک کنید و بفرستینش
اوه
تو با مادرت رابطهی نزدیکی داری کاملا مشخصه
راستش فوت کرد
پارسال
اوه، فرانسیس
آره
چرا بهم نگفتی؟
مونطور که گفتی
...من موندم با این
رویایی که ازش دارم
و نمیخوام ناپدید بشه
نمیشه
اگه اینجا نگهش داری
توی قلبت
شنبه از دیدنت خیلی خوشحال شدم مورتون راحت با شرایط کنار اومده گریس~
حتی اگه به کلیسا نمیری ...اشکالی نداره گاهی
شمع روشن کنی
مطمئنم همینطوره
No comments yet. Be the first to leave one.