The first 195 lines.
پرونده رو یه کارآگاه داره پیش میبره
که ۱۵ سال پیش
خانواده تبهکار مککینون رو لتوپار کرد.
من نکردم، حرومزادهها!
دنبال یه قربانی جدیدن
و شنیدیم که بین تو و روریه.
و من و استرچ.
"اون ماده"؟ هان؟
تو پست باغچه بافتنیم رو برداشتی.
من حقیقت رو به دنیا میگم.
من یه دانشجو دختر رو جاهای نامناسب دیدم.
نه، نه، نه. برو عقب، برو عقب.
باید این روانی رو پیدا کنیم.
باید ببریمیش زندان.
و زندگی لعنتیمون رو پس بگیریم.
اِم...
من حرفام رو تموم میکنم
با سه تا چیز مورد علاقهام درباره اسکات.
لطیفههای در بزن در بزنش.
عشقش به سگها.
و... شوتش.
جدی میگم، اون یارو بهترین "بمب اژدری" رو تو لیگ داشت.
داشت.
بهترین "بمب اژدری" رو تو لیگ داشت.
دوستت داریم، روری.
دوستت داریم روری. یالا، روری.
تو میتونی. از پسش برمیای.
چی؟
عزیزم!
ببین، میدونم که دارن دنبالش میگردن
که جای تو رو به عنوان کاپیتان بگیرن، رفیق.
ولی مطمئن نیستم بتونن، و...
دلم برات تنگ شده.
دمت گرم روری. حرفای از ته دل.
شاید نوازنده نیانبان کلیسای سنت استفن میتونست اجرا کنه.
اسکات یه ضایعه بزرگ برای دانشگاه بود.
ولی نباید لایل رو فراموش کنیم!
اون نمیخواست مرگش بینتیجه بمونه!
باشه رفیق، کافیه دیگه.
نه، نه، نه، ما اینجاییم
به خاطر فمینیستها!
این دستور کار فمینیستیه که داره اجرا میشه!
اینجا جاش نیست، رفیق. ما داریم خداحافظی میکنیم!
راسته! دو مرد اخته شدن! و کشته شدن!
و بازم خواهد بود! معاون رئیس دانشگاه: بچهها!
ما باید علیهشون بلند شیم. بچهها!
میدونم سخته و احساساتتون به جاست.
ولی باید دوباره تکرار کنم
با وجود این دو مرگ دلخراش،
هیچ قاتل زنجیرهای توی دانشگاه وجود نداره.
مزخرفه!
معاون رئیس دانشگاه: ما داریم پیشرفتهای بزرگی میکنیم.
در واقع، تیم عالی پلیس ما
همین الان یه عکس از قاتل رو
از دوربینهای مداربسته دانشگاه پیدا کرده.
چی؟
ما دنبال اطلاعاتیم
در مورد هر کسی که صاحب این دستبنده.
چی؟
معاون رئیس دانشگاه: پلیس یه خط ویژه گذاشته.
خط ویژه؟ جدی میگی؟
خط ویژه چیه؟
ای بابا!
تنها "هاتلاین"ی که من میخوام از دریکه!
معاون رئیس دانشگاه: لطفاً در تماس باشید.
پایپر. پایپر!
یالا، کار خودتو بکن! آروم باش.
اوه، بیخیال!
بله؟
باید بگی "باربارا هستم."
حدود ۱۰ ثانیه وقت داری قبل از اینکه باتریهاشو دربیارم.
تو هنوز اون دستبند رو داری، نه؟
نمیدونم کجاست.
باشه. قرار نیست که بتونن ربطش بدن به تو، نه؟
خب، روش هست
اسمم با مهره نوشته شده، الیز.
از کجا شروع کنیم؟ من توی... توی محوطه شروع کنم؟
پلیس صد میلیون بار اونجا رو گشته.
اگه میتونستن پیداش کنن، تا الان پیدا کرده بودن.
باشه، باشه. من "بار باتلاق" رو چک میکنم.
من میرم اتاقهای هنر.
وقتی کارمون تموم شد اونجا میبینمت.
فهمیدم.
تماس قطع شد.
عزیزم!
امروز خیلی خوب بودی.
اسکات سخنرانیت رو خیلی دوست داشت.
خوشحال شدم که این بار تونستی بیای.
متاسفم، میدونم.
متاسفم که اون شوت رو از دست دادم.
واقعاً کار درستی نبود، بابز.
ممنون، دبی.
باشه، اِم... ما... ما میریم سراغ اون کار.
و شماها میتونید اینو حل کنید.
یالا، بریم.
۱۷ بار طول کشید، باربارا.
چون تو اونجا نبودی.
حق با توئه. مـ... مـن متاسفم.
من پیشت نبودم، باشه؟
چطور میتونم جبران کنم؟
من فقط خیلی ناراحتم، عزیزم.
باشه، خب، هر وقت ناراحتی...
یکی از ویدئوهای MMAت رو برام بفرست.
MMA. هنرهای رزمی ترکیبیه.
خوشم میاد. ممنون.
باشه.
ناهار بریم کنار رودخونه؟
عالی به نظر میاد. اِم...
باشه، فقط باید برم یه چیزی بذارم. خداحافظ.
معاون رئیس دانشگاه، کارآگاه روچ.
فکر نمیکنم لازم باشه بهتون یادآوری کنم.
این فقط یه موج اولیه از انصرافهاست.
پسرا آروم میشن.
من دارم هیستریک رفتار میکنم، مگه نه؟
منظورت همینه؟
خانم معاون رئیس دانشگاه، ایشون افسر شپرد هستن.
کی؟
افسر شپرد.
من رابط دانشجو-پلیس بودم...
...برای دو سال گذشته.
کارآگاه روچ.
من برنامه اقدام اضطراریم رو براتون فرستادم.
اگه نمیتونید ازش پیروی کنید...
...پس فکر میکنم باید یه تماس مشترک بگیریم...
...با کمیسر، متوجه شدید؟
آره.
جرمی، اون چیز مسخره لعنتی رو خاموش کن.
خوب پیش رفت!
اینقدر درگیرش ندیده بودم.
از وقتی همه گارگویلها رو مرمت کردن.
پس یه اتوبوس برای بعد از ساعت کاری ترتیب داده.
جزئیات امنیتی اضافه.
و کلاسهای دفاع شخصی برای پسرا.
میدونی، همهی اینها تدابیریه که من برای خانوما توصیه کرده بودم...
...برای دو ساله.
حداقل میتونن بیان سر کلاس؟
فکر کنم میتونیم اینو بفهمیم.
چون ما حالا از تسهیلکنندههای اصلی برنامه اقدامیم.
چیزی هست؟ اوه، نه، هیچی.
چرا اینقدر لباس اینجا داری؟
کیفتو چک کردی؟
چرا باید تو کیف من باشه؟
وای.
چرا اینقدر قوطی هست؟
برای حملات پانیک خوبن.
خدایا، این قتلها دارن منو از پا درمیآرن.
و باید روری خیلی وابسته رو خوشحال نگه دارم.
اگه قراره من "آهو" باشم.
وایسا، مگه از قبل نامزد نشدی؟
"باک" "آهو"ی خودش رو انتخاب میکنه.
اگه با هم نباشیم، نمیتونه من باشم.
اوه، خب، فقط بدونی که خیلی خوب با این کنار اومدی.
با در نظر گرفتن اینکه عملاً خودتی تو اخبار.
خوشبختانه نمیتونن اسمتو تشخیص بدن.
فعلاً.
آه!
اوه لعنتی، خوبی؟
فکر کنم دارم حمله پانیک میگیرم.
وایسا، منظورت چیه که "فکر میکنی"؟
خب، مـ... مـن قبلاً نداشتم، الیس!
ببین، ببین، اشکالی نداره.
تنها کاری که باید بکنیم اینه که قاتل رو پیدا کنیم.
اون وقت هیچی از این قضیه دستبند مهم نیست.
باید یه "فیز پانیک" بخوری.
باشه.
آه.
اوه!
خب، پسراهای "حقوق مردان"...
...یه عکس غیرقانونی از قتل دوم منتشر کردن.
فکر کردم میتونیم صحنه جرم رو مقایسه کنیم.
دنبال تفاوتها بگردیم.
خب، هنرشون در مقایسه با مال ما افتضاحه.
زیادهروانه و چندشآوره. آره.
و بدن رو به شکلی خیلی بچگانه تضعیف کردن.
۱۲C، کاپ کامل، زرشکی.
وای!
این یه هدیهست.
و همونطور که میدونیم، تو اتاق درمانی خانوما اتفاق افتاد.
اما هیچ اثری از ورود اجباری نبود.
پس ما دنبال یه فمینیست هستیم که کلید اتاق درمانی رو داشته باشه.
و سایز ۱۲C هم باشه.
میدونی، امروز "روز باشگاه"ه. چه شانسی آوردیم!
همهی فمینیستها تو یه اتاق هستن.
وای.
کی میدونست این دانشگاه...
...اینقدر تنوع غنی از زنان سیاسی داره؟
یادت باشه، ما اینجا برای پیدا کردن قاتلیم.
نه اینکه دوست پیدا کنی، باشه؟
تو برو کلیدها رو پیدا کن. من... میبینم کی سایزش میخوره.
باشه.
اوه، خیلی متاسفم. نمیدونم این از کجا اومد.
سلام! سلام
ما اولین انجمن مستقل دانشگاهیم
برای مدلهای بزرگسال آنلاین.
زیاد پورن نمیبینی، آره؟
No comments yet. Be the first to leave one.