The Promise (Wu ji)

The Promise (Wu ji) (无极)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Promise 2005 Bluray 720p 1080p TinyMoviez
A Commentary by ariyap
720p.1080p.TinyMoviez (Blu-ray) :.: ترجمه و زيرنويس : شقايق كشفي

Tags

BluRay
720p
720
1080
Published on: 2016-09-07
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!غذام رو پس بده

دزد كوچولو، دزدي از مرده؟

مدتيه كه دارم نگاهت مي كنم

!پسش بده

زنده اون ها سربازهاي پدرم بودند

مرده، روح هاي پدرم

دزدي از اون ها !مثل دزدي از من مي مونه

!پسش بده

من نون رو بهت مي دم

اگه قول بدي كه برده ي من باشي

بذاز بيام پايين اون وقت من برده ي تو مي شم

من به تو اعنماد ندارم

بذار بيام پايين اون وقت مي بيني

،باشه اگه قول مي دي

.زانو بزن و اين مال توئه !حالا تو برده ي مني

!چه كلاه خود زيبايي داري

مي تونم بهش دست بزنم؟

واقعاً؟ فكر مي كني اين زيباست؟

خب پس. مي توني بهش دست بزني

بفرماييد

!من به تو اعتماد كردم !نبايد هيج وقت اين رو فراموش كنم

گريه نكن، كينگ چن

مي دوني من كيم؟ من الهه مان شن هستم

دستت رو دراز كن

غذات هنوز اونجاست، نه؟

همش رو بخور

من اين رو براي مادرم نگه مي دارم

مادرت مرده

اون ديگه به اين احتياجي نداره

،اما كينگ چن نبايد بميره اون بايد به زندگي ادامه بده

آيا تو مي خواي هميشه مجبور باشي از مرده ها دزدي كني؟

و نمي خواي كه برده ي ديگران باشي

كودكم، چشم ابديت

سرنوشت تك تك اشخاص رو در بر داره

هر حد فاصل از سرنوشتشون رو هر خنده شون، هر اشك

مال تو... هم در بر گرفته شده

تو مي توني لذيذ ترين غذاها رو بخوري

زيباترين لباس ها

و هر كسي تو رو تحسين خواهد كرد

همه ي ثروت دنيا مال تو خواهد بود

در عوض يه قرباني كوچك

،عاشق هر مردي که بشي اونو از دست خواهي داد

هر شادي اي كه اونها بيارن زود گذر خواهد بود

حاضري اين رو قبول كني؟

آره قبول مي كنم

يك بار كه موافقت كني تبديل به سرنوشت زندگيت خواهد شد

اين هرگز نمي تونه تغيير كنه

مگر اين كه زمان به عقب برگرده

زمستان در بهار فرو ريزد و مرده به زندگي بازگردد

يادت باشه، همه ي ثروت دنيا ...مال تو خواهد بود در عوض اين قول

فرمانده يلي، اون صدا چي بود؟

بربر ها

بربر ها؟ كجا؟

اونها دارن از ما پنهان مي شن

چند نفر هستن؟

بيست هزار نفر

بيست هزار نفر؟ بيست هزار نفر در برابر سه هزار نفر؟

بايد بگي سه هزار نفر در برابر بيست هزار نفر

افتخار كن كه يكي از سه هزار نفري

اين دشمنان ما هستند كه بايد از ترس بلرزند

چون مي خوان با ژنرال بزرگ ما رو به رو بشوند

چند تا برده آوردي؟

صد و سي و دو! ژنرال

همه شون رو بر مي دارم

!با اين قيمت حتي نمي تونيد جسد بخريد

من دارم جسد مي خرم

هيچ كدوم از اون ها از اين جنگ زنده بيرون نميان

...اما فرمانده شما گفتيد

.اون تو 1330 سكه ي نقره هست

!بشمرش

براي 10 تاي اضافه از شما سپاسگزارم

اضافه نيست، 132 برده به اضافه ي تو مي شه 133

بهشون بگو بايستند

قربان، برده ها نمي دونن چه طوري بايستند

اون ها فقط مي دونن چه طوري زانو بزنند و بخزند

من به راستي نبايد اين تكه گوشت رو به تو بدم

من به دستش آوردم، نه تو

!هشدار

كجا داريم مي رويم؟

به دره، براي اينكه دشمن رو به سمت خودمون بكشونيم

وقتي كه فكر كردن ارتش ما رو نابود كردند

بايد بريم پايين و حمله كنيم

اين چيه؟

...گوش كن

!بدويد

فرار؟

.اونها زندگي ما رو خريدند !اگه برگرديم مي کشنمون

يادت باشه، كونلون

من هنوز ارباب تو هستم و تو بايد با زندگي خودت از من محافظت كني

بله، ارباب

!كونلون، بالاي تپه

شليك كنيد

به اين برده ها دستور داده شده بود اولين حمله رو منحرف كنن

!نگذاريد فرار كنند

ژنرال بزرگ

اون بربر هاي احمق نمي دونن !اين دره به شكل نعل اسبه

اون برده در حال سبقت گرفتن از اونهاست و اونها رو مستقيم !به عقب بر مي گردونه

!پوشش بديد

!پيش به سوي مرگ

!به عقب نگاه نكنيد! ادامه بديد

!نگاه كن، يكي از اونها هنوز زنده است

!اين گاو نر ماست!! بدو

!زنده باد ژنرال

!زنده باد ژنرال

!پيروزي

!پيروزي

،اون خيلي وقته كه مرده چرا خودت رو با به دوش گرفتن اون اين همه راه زحمت دادي؟

اون ارباب من بود

اسمت چيه؟

برده كونلون

اهل كجايي؟

نمي دونم

خانواده؟

خانواده اي ندارم

از چه زمانيه كه برده اي؟

از وقتي كه يادم مياد

ازت مي خوام كه برده ي من باشي؟

من هم مي خوام

چرا؟

،اگه به شما خدمت كنم مي تونم هر روز غذا بخورم

از حالا به بعد من ارباب تو هستم

بله، ارباب

از امروز

من ازت نمي خوام كه زانو بزني

ازت مي خوام كه براي من بدوي

،دوك شمال، ووهوان به شهر امپراتوري حمله كرده

پادشاه كجاست؟

اون تو قصر گير افتاده

اعليحضرت به شما دستور دادند كه !براي رهاييشون فوراً اقدام كنيد

.ما بايد پيش بريم باقي مردان رو دنبال كن

دوباره اون درخت هاي لعنتي! ما گم شديم

بيا از هم جدا شيم

هر كي راه خروج رو پيدا كرد يه شعله روشن خواهد كرد

بله، ارباب

نترس

ژنرال گوانگ مينگ هرگز يك بيگناه رو نمي كشه

دروغ مي گي

برده هاي تو چه طوري مردن؟

!و تو مي گي كه يك بيگناه رو نمي كشي

اگه تو من رو بكشي، چه كسي راه خروج رو به تو نشون خواهد داد؟

كي گفته من مي خوام برم جايي؟

بهتره كه نري

اين يه سفر بيهوده خواهد بود

اوه واقعاً؟

گوش كن! هيچ جنگي نيست كه من نتونم پيروز بشم

هيچ كسي نيست كه من نتونم آزادش كنم

من درباره چيزي كه در دره ي نعل اسب اتفاق افتاد شنيدم

سه هزار نفر 20،000 نفر رو !نابود كردند. يه پيروزي دلپذير

اما بدون اون برده، آيا همچين موفقيتي رو به دست مي آوردي؟

من مي ترسم كه تو براي هميشه نتوني پيروز بشي

مگر اينكه يه شرط رو قبول كني

اگه تو بردي

پيروزي تو رو در هر جنگي كه داشته باشي تضمين مي كنم

چه شرطي؟

بگذار سر نتيجه مسابقه تو براي نجات پادشاه شرط ببنديم

پس تو باخته به حساب مياي

لحظه اي كه من چهره ام رو به شهر امپراتوري نشون بدم

ووهوان سست عنصر بدون هيچ سؤالي تسليم خواهد شد

بگذار بهت نشون بدم چه اتفاقي براي پادشاه و شاهزاده خانومش كينگ چن مي افته

آيا كسي دوست داره بدونه من زير اين جامه چي مي پوشم؟

،تو من رو شرمنده كردي !بايد تو رو بكشم

تو؟

!اعليحضرت

داري مي گي كه من پادشاه رو خواهم كشت؟

پادشاه توسط ارباب زره به رنگ خون كشته خواهد شد

،اين سرنوشتشه كه هيچ كسي نمي تونه تغييرش بده

فرض كن كه حق با توست و من شرط رو باختم؟ تو از من چي مي خواي؟

ريختن اشك تلخ به خاطر قلب شكسته ات

بهتر نيست چيزي ازم بخواي كه داشته باشم؟

يك روز قلب تو خواهد شكست اشك هاي تلخ جاري خواهند شد

يادت باشه

...وقتي كه عشق رو ببيني مرگ رو هم خواهي ديد

و اگه من پادشاه رو نجات دادم و شرط رو بردم؟

نخواهي داد

جنگ دره ي نعل اسب آخرين موفقيت تو بود

در ضمن

راهي كه به شهر امپراتوري مي ره در غرب واقع شده

،ارباب من، دوك شمال .به من دستور داده كه تو رو بكشم

.اون همچنين زره تو رو خواسته

!درش بيار

!ارباب

!ارباب

!من راه خروج رو پيدا كرده ام

چه اتفاقي براي شما افتاده؟

تو كي هستي؟

كلاه خود رو بده به من

!بهش نده

سريع حركت مي كني

يه زماني در سرزمين برف زندگي نمي كردي؟ من تو رو نخواهم كشت

!چه سرعت برق آسايي داشت

تو زندگي من رو نجات دادي

و خوب به من خدمت كردي

كونلون، من ازت مي خوام كه به شهر امپراتوري بري

و پادشاه رو نجات بدي

زره من رو بپوش

تا زماني كه سكوت كني

هيچ كس جرأت نخواهد كرد سد راه تو بشه

چه طوري پادشاه رو تشخيص بدم؟

اون تنها شخص بدون سلاح خواهد بود

اعليحضرتا! مي تونم بپرسم شاهزاده خانوم كينگ چن كجا هستن؟

More Farsi Persian subtitles for The Promise (Wu ji)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left