The first 200 lines.
مترجم: Negar FD
سلام
-سلام -سلام خوابالو
تا حالا کسی بهت نگفته بود سحرخیز باش تا کامروا بشی؟
اون گیاهی که بهت دادم چطوره؟
دیگه خیلی کوچیک نیست؟
خب، وحشیه، درست مثل تو!
این چیه؟
سلام، همسایه طبقه بالاییتون هستم!
یه سوال عجیب داشتم، احیانا از سقفتون پیچک داره رشد میکنه؟
چه غلطا؟
خدای من داری از آب شهر میخوری؟
از مهمونای ناخونده خوشم نمیاد، خصوصا وقتی تویی.
ببین اینو، آب سبز یعنی لولههای مسی خورده شده!
داری رسما خودتو مسموم میکنی و خبر نداری!
خوب به نظر میای! برق میزنی!
تب داری؟
اینجا چه غلطی میکنی؟
سه روزه دارم بهت زنگ میزنم و جواب نمیدی
دیروز اینجا بودی!
نه، کاملا مطمئنم سه روز پیش بود، گذاشتم چندتا از پشمامو بکنی.
دوباره رشد کردن... به خاطر تستسترون بالاست.
آره به هرحال منتظر اون نفرینت بودم که جواب بده ولی
تا الان هیچی نشده.
چه ناامید کننده.
منو یاد بچگیام میندازه...
من و پسر عموم یه شمع رومی خریدیم...
یادمه خیلی ذوق داشتیم
میخواستیم به تمام آدمای خیابون پزش رو بدیم
و قشنگ تو ذهنم میتونستم ببینمش... این شور و هیجان آتیش و صدا رو...
و در لحظهی نهایی... خب؟ روشنش کردیم!
صبر کردیم صبر کردیم صبر کردیم...
لعنتی!
هیچی.
چرت بود، سرمون کلاه گذاشتن.
اینم یه درس عبرت راجع به انتظار داشتن
یه مشکلی که فکر کنم باهاش درگیری...
ببین نیومدم اینجا ازت ایراد بگیرم
زنگ زدم چون میخواستم یه چیزی بهت پیشنهاد بدم که مطمئنم خوشت میاد
و اون چیز چیه؟
یه شغل
به عنوان دستیارم.
چرا باید همچین چیزیو بخوام؟
چون آدما از همین جاها شروع میکنن
همینجوری همهجای کسب و کارو یاد میگیرن... آشنا پیدا میکنن...
تو میای رو کار!
حتی میتونی ایدههای خودتو عملی کنی.
یعنی، نمیخوای بخشی از این پروسه باشه؟
نمیخوای بخشی از...
این باشی؟
این فیلم منه!
پیشبینی کردن که این قراره"معجزهی باکس آفیس" باشه!
شایدم تصادفا برعکس نفرینم کردی!
-آره... -اوه
تبریک میگم
و میدونی چیه؟
تا یکی دوسال دیگه... قراره همینو راجع به فیلم تو بنویسن...
خب، فیلم من، که میدونی... بر اساس فیلم توئه!
ولی همهمون میخوایم پرفروش باشه، نه؟
سودش برای همهست...
یعنی، مگه فیلمسازی همهش همین نیست؟
بی دعوت نیا اینجا، باشه؟
بهش فکر کن.
بیا هفتهی بعد با هم نهار بخوریم... تو همون رستوران سوشیه.
خداحافظ
پنجشنبه
بازم راجع به شمع رومیت متاسفم... ولی آینده روشنه!
لعنتی!
نه
اوه...
عجب دکوری!
واقعا اینجارو خیلی دنج کردی واسه خودت
این چیه...؟ اوه!
اوه...
اوه خدا
میدونی چیه؟ خوشحالم اومدی!
چرا لو همونجوری که گفتی در حال زجر کشیدن نیست؟
دعوتم کرده برا نهار، داره به رخم میکشه!
به گیاهات چی میدی؟
سریعتر از چیزی که فکر میکردم دارن رشد میکنن
همینجوری سر راه موندم بهت سر بزنم
بگو، اوضاع چطوره؟ چه خبرا؟
چرا بهم نمیگی؟
چه بلایی سرم آوردی؟
بهت گفتم، به اون متصلت کردم.
آره، و اونی که داره زجر میکشه منم!
یه عالمه بلاهای داغون داره سرم میاد!
هیچ بلایی سر اون نیومده!
اوضاعت چرا داغونه دقیقا؟
شبا کابوس میبینم
کابوسایی که بچه بودم میدیدم
احتمالا تشریفات...
باعث افزایش یه سری آسیبهای روانی و ترسهای خاص شدن
که قبل از آشنایی ما وجود داشتن.
و این چیزی که گفتی خوب میشه؟
از بین نمیره... میتونم حس کنم نگاهم میکنه.
ترسناکه.
کی قراره تموم بشه؟
خب اگه دوباره اومد سراغت، فقط نادیدهش بگیر
میتونه خودشو نشون بده ولی اون طرف گیر کرده
نباید بهت آسیب بزنه
نباید؟
من میتونم ازت محافظت کنم
من بورو هستم
برو و به زندگیت برس
با لو نهار بخور
نه، اینکارو نمیکنم
اوه بیخیال
اگر بهت بگم که تو طول اون نهار...
ممکنه یه شرایط ناگوار برای لو پیش بیاد چی؟
چطور یه نهنگ رو میخوری؟
میدونی ضرب المثلشو؟
با گازای کوچیک...
غرور مثل یه نهنگ لعنتی بزرگه که تو نبرد کراکن مجروح شده...
فقط با یه گاز پایین نمیره!
ولی...
ببخشید
تو چندین روز وقت داشتی تا اون موجود دریایی غولآسا رو قورت بدی
و خیلی بیشتر از اون وقت برای فکر کردن به پیشنهادم داشتی، پس...
چی میشه؟
پایهای یا نه؟
میدونم چرا میخوای برات کار کنم
چون تو مطلقا با استعدادی
و میخوام کمکت کنم به عنوان یه هنرمند همون چیزی بشی که میخوای.
نه
چون جولز بردنبرگ یه جوک به تمام معناست و خودتم میدونی
پس میخوای منو سر کاری بیاری که فکر میکنم حداقل دستمزد رو بهم بدن
و تمام ایدههای خوبم رو درو کنی
بدون اینکه اعتباری، برای اون نسخهی داغونی که از فیلمم میسازی بهم بدی.
معاون تهیه کننده چی؟
یه لقب پوچ میگیرم؟
درحالی که اون میمون میشینه رو صندلی کارگردان؟
جولز...
چه خوشت بیاد چه نیاد، اون دستآوردای خودشو داشته...
میدونی، چندتا موزیک ویدیوی خیلی موفق ساخته!
آره، نیاز داره همهجا چاپلوسیشو بکنن
میتونم انجامش بدم
یه جورایی کارم همینه.
مثالش، ماهی یه بار تو خونه من میشینیم فیلمارو میبینیم...
آدمای مهمی میان
هفتهی دیگه هم قراره جمع شیم، جولز داره میاد.
حداقل یکی از کله گندههای استودیو قراره اونجا باشه...
اگر درست رفتار کنی
میتونی به دورهمی بعدی هم بیای.
بزار یه چیزی ازت بپرسم
اگر جولز اینقدر نیاز به تشریفات داره، چرا اصلا استخدامش میکنی، لو؟
چرا کلا فقط فیلمم رو بهم پس نمیدی؟
چرا اصلا در نظر نمیگیری اینو؟
لیسا...
چیزی که فقط نمیفهمی...
چیزی که نمیفهمی...
اوه
لیسا، اوه
لعنت بهش
اوه
آب بخور
من ... من ...
دارم آب میخورم
همین الان داشتم همینکارو میکردم!
نه، میدونی باید چیکار کنی؟ باید یه کم لیمو بمکی!
نه، باید زبونت رو بکشی!
یا آب نمک قرقره کنی!
این...
این خجالت آوره!
سکسکه لعنتی
سکسکه خیلی مزخرفه!
بشور محکم! میخوام کف کنی...
قبلا به یه تشریفات دیگه هم اشاره کرده بودی... یکی که وزغ سمی توش داشت.
-اون باعث نمیشه سرعت کار بالا بره؟ -نمیتونیم با وزغ سمی کار کنیم.
-چرا؟ -زیادی خطرناکه.
زیادی خون و سکس جادویی داره، ممکنه بمیری.
پس حداقل یه حشرهی مغزخوار بهش بده
یا یه عنکبوت برزیلی که کیرشو اینقدر شق نگه میداره تا قطع بشه!
دوست دارم اینو برای لو!
بیا
برو و خشک کن خودتو
صداهای عجیب میشنوم، کابوسای مزخرف میبینم
و اون سکسکهش میگیره؟
لیسا، من...
من قبل این یه زندگی دیگه داشتم
و محکم بهش چسبیدم...
و کاری کردم که هیچوقت نمیتونم درستش کنم.
تو گیر کردی تو گذشتهت
اگر رهاش نکنی...
هیچکدوم اینا جواب نمیده.
میخوام بهش آسیب بزنم
خیلی جدی
همین الان
پیچکی که بهت دادم هنوز گل نداده؟
اگر گلی پیدا کردی
گردهش رو بگیر
و بکن داخلش!
بکنم داخلش!؟
آره، بریزش تو نوشیدنیش، بکن تو کونش، حالا هرچی.
بکن داخلش!
اوکی، چیکار میکنه؟
به عنوان شتاب دهنده عمل میکنه
اون دردی که میخوای رو براش به وجود میاره
باشه
-خدای من اونجایی! -عجب
No comments yet. Be the first to leave one.