The first 200 lines.
اوه، فوق العادهست
ای کاش منم وقتی بچه بودم یه خونهی عروسکی مثل این داشتم
جدا؟ هرگز خونهی عروسکی نداشتی؟
نه. خب البته بابام خونه بغلی رو خرید
تا ما توش بازی کنیم
میخوام شیلنگ حوض رو بهش وصل کنم تا شیر آب هم داشته باشه
چرا نیاز به شیر آب داره؟
به همون علتی که برق هم داره
من و برنادت هردو مدام سر کاریم و زیادی داریم لی لی به لالاشون میذاریم
اینکار منو یاد سنت انبار ساختن "آمیش"ها میندازه
که همه میرن کمک
تو الان دقیقا چجوری داری کمک میکنی؟
من که نمیشنوم کس دیگهای در مورد
سنت انبار ساختن آمیشها دانستنی بگه
بقیهمون داریم با میخ و چکش کمک میکنیم
دانستنی میخمه و صدام چکش منه
که اونا رو توی جمجمهی چوبیتون میکوبه
شنیدنش دقیقا به همون اندازه که گفتی دردآوره
هی، میشه اون مته رو به من بدی؟
...یه دانستنی جالب در مورد انبار ساختن آمیشها
اونا از هیچ وسیلهی برقی استفاده نمیکنن
ایمی، تو رو خدا ساکتش کن- نه-
اگه الان خودشو خسته کنه شب راحتتر میخوابه
هی، هواوی. میشه کمکم کنی؟
باید کارامو انجام بدم
و بچهها مدام از سر و کولم بالا میرن
میدونین چیه؟ من ازشون مراقبت میکنم
مطمئنی؟- ولی من الان میخواستم به همگی بگم-
"چرا بهشون میگن "داچ پنسیلوانیا
در حالی که اصلیتشون آلمانیه
آره
ممنون
خب، نظرت چیه؟ خیلی باحاله، هان؟
و وقتی بچههامون بزرگ شدن
میتونیم کرایه بدیمش به بچههای مردم
بامزه بود
حالت خوبه؟
ببخشید، اصلا برای خودم وقت نداشتم
پس بذار برگردم داخل، گزارشم رو تموم کنم
دندونامو مسواک بزنم، لباس خوابم رو عوض کنم ساندویچ درست کنم
اونوقت بیام اینجا و به شوخیات بخندم
...حالا که میخوای ساندویچ درست کنی باشه
میتونی بعدا به همین شوخی هم بخندی
خیلی خب، به اندازهی کافی مجبورت کردم صبر کنی
"داچ" برگرفته از کلمهی "دوئیچ"
به معنای آلمانـه
مزاحم" به آلمانی چی میشه؟"
نرویگ". چرا میپرسی؟"
« DC تـرجمـه از شیرین » .:: Shirin DC ::.
جناب رئیس "سیبرت"، میخواستین منو ببینید؟
!سلام، اینم از رفیق من
مثل زنم گفتی
قبل از اینکه خامم کنه باهاش به "کوچلا" برم
نه، این قراره از کوچلا هم باحالتر باشه
باحالتر از گرمازدگی؟ عمراً
خب، توی بخش کمک هزینههای اداری
یه مقدار بودجه مونده
و نیازبه یکی داریم تا تصمیم بگیره باید چطور خرج بشن
واقعا؟
چه افتخار بزرگی، ممنونم
خب چطور تصمیم بگیرم پول به کی میرسه؟
بقیهی چیزا رو چطور تصمیم میگیری؟
با مغزت در موردش فکر کن و با دهنت بگو
آره، البته. حتما
خب، بعد از اینکه تصمیم گرفتم
باید برای شما بفرستم تا تاییدش کنید یا...؟
نه. خودت تصمیم میگیری، تایید میکنی
و بعد بخاطر درست انجام دادنش به خودت افتخار میکنی
چقدر مسئولیت داره
خب، اگر فکر نمیکردم مناسب این وظیفهای
که نفر پنج لیستم نمیبودی
ممنون. فورا شروع میکنم
و منم خوشحال میشم دیگه هیچی در این مورد نشنوم
بهتون خبرشو میدم
بچهها بازم ممنون
که دیروز کمک کردین- چه حرفیه-
خیلی باحال بود- آره باحال بود-
ولی حسابی درد دارم
تو که دست به سیاه و سفید نزدی
نه، ولی تمام مدت براتون دانستنی گفتم
و امروز دارم تقاصشو پس میدم
آقایون- سلام-
لئونارد، درست متوجه شدم
که داری با تکبر راه میری؟
هوم، ممکنه
خب، پس بس کن. بهت نمیاد
چه خبر شده؟- خب-
سیبرت منو مسئول پرداخت آخرین بودجهی اداری کرد
تا با صلاحدید خودم تصمیم بگیرم
اوه! انگار کریسمس زودتر اومده
اولین چیز توی لیست من یه چتر طلاست
چون لئونارد قراره کاری کنه !از آسمون پول بباره
صبر کن ببینم، من که قرار نیست همینجوری پول رو بدم بره
یه روند هست که باید رعایت کنید
به گمونم منظورش همون سنت
"پاچهخواریه"
باید صف ببندیم
یا همینجوری بدون نوبت شروع کنیم؟
بامزه بود
ولی رئیس سیبرت بهم اعتماد کرده
و منم قضیه رو جدی گرفتم
اگه یه درخواست قانونی داری
میتونی روی کاغذ بهم تحویل بدی
منم ارزیابی میکنم استحقاقش رو داره یا نه
باشه باشه. جت اسکی یه کلمهست یا دو؟
!هافستدر
شنیدم سیبرت تو رو مسئول بودجهی اداری کرده
هیچکس بیشتر از تو لیاقتش رو نداره
فکر کنم قبلا هم اینکارو کرده
لئونارد، میدونم من و تو پیشینهی بدی داشتیم
ولی امیدوارم وقتی درخواستم رو بهت دادم
بهم یه فرصت عادلانه بدی
البته
دیدین؟ دقیقا همینه این مرد رو دوست دارم !امانتداری
!بیا بغلم
یه چیزی توی جیبت گذاشتم
توی تمام "ال پولو لوکوز" قبولش دارن
هالی، پوشک کثیف برادرت رو ول کن
بذارش زمین اون که کلاه نیست
!اون که کلاه نیست
خیلی خب، همگی برین توی سینک- اوه-
خبر بد، هواوی
مجبورم یه کم بیشتر سر کار بمونم
اوه، چقدر وحشتناک طاقت بیار
به محض اینکه بتونم میام خونه
لیاقتش بیشتر از ایناست
نه، تجدید نظر نمیکنم
درخواستت رد شد
برام مهم نیست که کمکت میکنه فکر کنی
تو به یه برکهی ژاپنی توی دفترت نیازی نداری
خب، باید قبل از اینکه
!برکه رو بخری بهش فکر میکردی
وای. چه خشن بودی
خب، باید باشم
همه فکر میکنن هر چی میخوان دو دستی تقدیمشون میکنم
هوم. ولی نمیدی، میدی؟
نه، نمیدم
منظورم اینه که، اینو ببین
یه دستگاه اسپرسو ساز؟ !فکر نکنم. رد شد
وای. واقعا این جنبهت رو دوست دارم
جدا؟
آره، خیلی قاطعی
خب، پس اینو باش
!یه میز سرپایی. رد شد
!اوووف
میخوای وایسی؟ موقع استراحتت وایسا چون اینجا رئیس منم
معلومه که هستی
سلام- سلام-
لئونارد، فقط خواستم بهت بابت
مدیریت عالیت برای خرج بودجه تبریک بگم- چی میخوای؟-
هیجی. فقط یه سر اومدم ازت تعریف کنم
تلاش خوبی بود. جواب منفیه
به چی؟ من که چیزی درخواست نکردم
تمام چیزی که برای کارم احتیاج دارم همین بالاست
این دفتر منه که باعث میشه رفت و آمد بهش خیلی راحت باشه
خونه، سر کار، خونه
...هنوز دارم کار میکنم دارم توی خونه کارامو میکنم
خب اگر انقدر آسونه، پس چرا لئونارد
مجبوره هر روز تو رو تا سر کار برسونه؟
چون من ماست یخ زدهی توی کافهتریا رو خیلی دوست دارم
اوه، به گمونم یه دستگاه ماست یخزده به دردم میخوره
!رد شد
اوه، باید میدیدیش هی از چپ و راست درخواستا رو رد میکرد
خیلی جذاب بود
البته من یه درخواست دادم که نتونست رد کنه
اوهوم
به حرفام گوش میدی؟
آره، البته. با شوهرت خوابیدی
چهت شده؟
چیز خاصی نیست
تابحال به لئونارد یه دروغ کوچولو گفتی؟
خب، اون فکر میکنه که من
تمام قسمتهای "جنگ ستارگان" رو تماشا کردم
ولی من فقط همون قسمتی که توش یه ربات طلایی هست رو دیدم
ممکنه هر کدوم از قسمتا باشه- دقیقا-
توی این چند شب گذشته به هواوی گفتم
که باید تا دیر وقت کار کنم، در حالی که
توی خونهی عروسکی هالی قایم شده بودم
خیلی ادم بدی هستم؟
بد؟ نه
عجیب؟ آره
تاسف برانگیز؟ آره، یه کم
آخه کارم خیلی سنگین شده و به محض اینکه میرسم خونه، دوتا بچه دارم
که از سر و کولم بالا میرن و گاهی دلم نمیخواد
که دو تا بچه موهامو بکشن و چربیهای شکمم رو نیشگون بگیرن
شعار خیلی خوبی برای یه شرکت کاندوم سازی میشه
من عاشق بچههامم ولی اون یه ساعتی که برای خودم وقت میذارم
باعث میشه حس کنم منم آدمم
بخاطر همین میری خونه و تنهایی داخل یه خونهی عروسکی
توی حیاط میشینی؟
!آره
دکتر هافستدر، وقت کردین نگاهی
به درخواست من بندازین؟- بله-
و تحقیقات شما شگفت آوره
فکرشم نمیکردم کلاغها انقدر باهوش باشن
واقعا کینه به دل میگیرن؟
آره. پارسال یکیشون از
مطالعات رفتاریم فرار کرد
نمیتونم ثابت کنم خودشه ولی یه چیزی هر روز روی ماشینم میرینه
No comments yet. Be the first to leave one.