The first 200 lines.
آنچه در فانوس 23 تماشا کرديد
فهميديش، استر؟
يا من بايد بگم، پارسيم؟
-من اينجا به دنيا اومدم توي فانوس؟
اسمم کيره، خيلي وقت بود که منتظر
اين لحظه بودم
خوب چندتا هستند؟ چندتا؟
براي اينکه حساب تو رو برسند، کافيند
يک آرتيکرفت، يک آرتيکرفت واقعي
و کسي که ميتونه باهاش ارتباط برقرار کنه
پيغامي که دنبالش ميگرديدو
ميليونها نفر منتظرند که پيداش کنيد
QTA اينجاست
اين سفينه شماست، آمبونيا
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::ترجمه : پـريـســـا يادکــــوري::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
سلام؟
چقدر اوضاع بده؟
اونها ميخواند سوار سفينه بشند- - ميتونم بهت بگم
اونها چي ميخواند، اگه بهم اجازه بدي
ميتوني از اين قضيه دور بموني
تو براي اونها کار ميکني
من خيلي احساس گرما نميکنم
الان ديگه نميتونم بهت بدم
اداره يک فانوس، فشار فوقالعادهاي روت ميگذاره
- ميتونم از تجربه ام اينو بهت بگم - تجربه؟
نه، تو تجربه نداري
استر در حال برقراري ارتباطه
دقيقا يعني چه؟
هنوز نميدونم
باشه، عاليه کير، خيلي مفيد بود
جواب داره مياد بايد خودمونو آماده کنيم
باشه فينچ، آماده باش که مرگ بيهودهاي داشته باشي
درست قبل از اينکه برقراري ارتباط استر تموم بشه
آره، باشه
اوه فکر کردم طبقه بالايي و داري خودارضايي ميکني
کاش بودم
نگاهش کن استر کاليکس
ما تمام داستانها رو شنيديم
تمام مزخرفاتي که درباره گرادوترو ميگفتي
روزهاي خامي و بيتجربگي
آره، با شريک جرمت
اسمش چي بود؟
من کلي رفيق داشتم و کلي نوشيدني ميخورديم
گيج و درهم برهم بود
حالا اينجا مخفي شدي و چيزي براي نشون دادن نداري
اگه اين حقيقت داشت اين همه راهو نميومدي
درباره ملاقات با قهرمانها چي ميگند؟
اگه من قهرمان باشم همه ما توي دردسر افتاديم
آره، ميبينم
اما اون کير بيچاره چي فکر ميکنه؟ هرچي که بخواد-
اون عاشق توئه
خوب، کي ميتونه سرزنشش کنه؟
اون ميگه تو مسيح (منجي) لعنتي هستي
اون نسبت به من ضعف داره
خوب مسيح به صليب کشيده شده....پس بهش اعتماد نکن
بابت نصيحتت ممنونم
تويي که ستونها رو اداره ميکني نه من
اين يک مسير کوتاهه
بهتره ببريش پيش دوست پسر معتادت
يادتونه توي اون آموزشها چي گفته بود؟
از آموزشها نقل قول نکن
گفته بود: لحظه برقراري ارتباط
پرآشوب و آشفته خواهد بود
آره، آره نگران نباش
من درستش کردم
ميتونم کمکت کنم
اونها چندتا پرينتر دارند
امروز روش شانسته، فينچي
يک جورهايي
کاترها روي راکتور همجوشي قفل شدند
اونها يک.... فانوسو منفجر نميکنند خيلي خوب؟
اونها دسترسي خودشونو ميسازند
و بعد سوار ميشند
سفينه ما چي؟ آماده است؟
اما؟
تا حالا کسيو ديدي که از حمله کاتر فرار کرده باشه؟
اون چي بود؟- نميدونم-
ميتونيم چندتا ديگه از اونها استفاده کنيم
سيستمهاي مبارزه درگير شدند
قفل شد
دشمن خنثي شد دوتا کاتر ديگه مونده
در حال آسيب ديدن در حال آسيب ديدن
دشمن خنثي شد
بدنه سفينه در حالت بحرانيه
مهمات تمام شده
B23, من آمبوينا هستم در کانال امن
دريافت شد آمبوينا هارموني صحبت ميکنه
همونطوري که ميگند صدات گوشخراشه
از شرش خلاص شو
همه اونجا حالشون خوبه؟
متاسفانه
همه اينجا حالشون خوبه
دريافت شد
آفلاين شد- خوبه-
ديگه نميخوام چيزي درباره ما بگه
ما بهش نياز داريم
مهمات خوشهاي تجهيز شد
مانور فرار
در حال آسيب ديدن
نه
دشمن در مسير برخورده
فرار کنيد فرار کنيد
قفل شد
دشمن خنثي شد
بابت خدماتتون ممنونم
بهم بگو وقتي به ايرکرافت نگاه ميکني، چي ميبيني؟
چيزي که بتونه به هدف تو کمک کنه، نميبينم
لزومي نداره که با دستورکار مطابقت داشته باشه
فقط ميخوام بدونم
واسه تو منطقي به نظر نمياد
من باور دارم که آرتيفکت يک پيغام برامون داره
اين پيغام ميتونه به روشهاي متفاوتي داده بشه
تو چي هستي؟ مترجمي؟
نه، من فقط بخاطر تو اينجا هستم
تا اگه بتونم، کمکت کنم
نميتونم توضيحش بدم
شبيه يک رويا بود؟
خاطره؟
احساس امنيت ميکردي؟
مثل وقتيکه جايي بودي که بهش تعلق داشتي؟
من تحقيقاتمو انجام دادم
بچه بودم
پس يک خاطره بود؟
بچه بودم و....
نميدونم
چي بهت گفتم؟
ساکت باش
هيلن، رفيق؟
از اول هم ازت خوشم ميومد الان؟
آره، کارت خوب بود
استر؟- طبقه بالاست-
خوب ميشه، درسته فينچ؟
بهتر از ما- هرکسي که اون کاترها رو فرستاده-
براي راند دوم برميگرده احتمالا بايد بريد
آره، اينجاست که تو وارد ماجرا ميشي
برگرد به سفينه خودت برگرد
تو ما رو از اينجا ميبري بيرون- واقعا؟-
بعد از کاري که همين الان کردم؟- اون پنج دقيقه پيش بود-
...ديگه دارم تمومش ميکنم
هميشه پشت اسلحهت شيرين کاري ميکني
اين ضعفه تو ضعيفي
من نميخوام اينجا بميرم- خودتو نجات بده-
من بچه خلبان تو نيستم
بايد حرف بزنيم
راستش نه، من نميزنم
اين يک پروسه است، نيست؟ اون به صورت فيزيکي
و به صورت رواني يک جايي هست
الان اين دو واقعا مکانهاي متفاوتي هستند
همين الانشم از نجات دادنت پشيمونم- اون يک ارتباط برقرار کرد-
براي تکميل سفرش به زمان نياز داره
ببين، تنها سفري که اون داره
با من، بيرون از فانوسه
تموم شد، کير
کار هوشمندانه رو بکن و برو
نميتونم قرار بود شاهدش باشم
اين سرنوشتمه
با پرستش اون سنگها ميميري
بارت، سفينه در حال اومدنو بهم نشون بده
در حال محاسبه خطر فکر کنم سپر پهباد
عاملي نيست
بارت؟ - بارت اينجا نيست
پس برش گردون- نميتونم. اون مرده-
بارت جون خودشو گرفت
نميفهمم
خودتخريبي ...نبايد ممکن باشه اما
اون راهحلي ايجاد کرد و دستور اصلي خودشو نقض کرد
لعنت
حالت خوبه؟
نميدونم تعريفت از خوب بودن، چيه
ببين هارموني
من بايد حواسم به اونجا باشه ميتوني کمکم کني؟
هلن کاش ميتونستم، جدي ميگم
اين ستون ميخواد تو رو خاموش کنه؟
اونها مداخلم با فانوسو به حداقل رسوندند
اما اين اين از اون بزرگتره
چرا اون کارتها اينجا هستند هارموني؟
بخاطر رابطه استر با آرتيکرفت
بودند QTAاون کاترها متعلق به بودم QTAدرست مثل من که متعلق به
چي داري ميگي؟ تو طرف اونهايي؟
نه، من فقط طرف استرم
آخرش خوب نميشه
تو بايد کاري کني که اون بفهمه
تنها راه قابل قبول تسليم شدنه
چه موافق باشي چه مخالف
الان بهترين کارمون اينه که فرار کنيم
چرا ديگه واسه من نميخوني؟
خوشحال نيستي که من اينجام؟
استر، حالت خوبه؟
هي، آروم باش
بشين اينجا
شايد اين ايده خوبي نباشه اوضاع داره سريع داغون ميشه
اگه وقت نداريم دوتا ويسکي بخوريم
ادامه دادن، چه فايدهاي داره؟
بيا
پسر، اين احساس هيچوقت کهنه نميشه
يک جورهايي حس ميکنم ميتونم تا ابد اينجا بمونم
موافقم
No comments yet. Be the first to leave one.