The first 200 lines.
... به انتهای جادهای که
طی نشده خوش اومدی
... آنچه در «پیشتازان فضا: پیکارد» گذشت
کیو در زمان به عقب برگشته و زمان حال رو تغییر داده
چه زمانی بوده؟ - 2024 -
در لس آنجلس یکی برای کمک هست
من تالین ام از آشنایی باهات خوشحالم
... تمام وجودم رو وقف
حفاظت از یه نفر کردم
جـد تو
... اگنس
ولش کن - میتونم بدنش رو بگیرم -
ولی تو هستی که من میخوام
اگنس
نه، این من خون من نیست
اما ... فکر میکنم تنها راه برگشت به خونه ـمون رو کشتم
... نقض کنوانسیون شنژن
عواقب جدی داره
من این کارو برای بچههامون میکنم
ما چاره ای نداریم جز اینکه مجوز شما رو لغو کنیم
و همچنین بودجه شما رو
چه سرنوشت غم انگیزی
... یک متخصص ژنتیک که دخترش
بیماری ژنتیکی صعب العلاج داره؟
با نور خورشید مثل آتیش میسوزه؟
... ولی
میتونی اینو داشته باشی
برسیش کن
... اگه چیزی رو که دیدی دوست داشتی
باهام تماس بگیر ... بعدش شاید
بتونی برای چیزی که میخوام کمکم کنی
کوره؟
! نه، نه، نه
تو چی میخوای؟
اسم "پیکارد" برات آشنا نیست؟
ماموریت اروپا توی 3 روز راه اندازی میشه
مطمئن نیستم که رنه توی ماموریت حضور داشته باشه
"براش آماده ای؟"
"یا وقتی اونا بهت نیاز دارن، گند میزنی؟"
"چون زندگیهای زیادی به اون بستگی داره"
و این منو میترسونه
... پس نه ماموریت اروپا، نه رنه
هیچ امیدی نیست
همه از همدیگه متنفر میشن
... تا 15 ساعت آینده
باید جلوی رفتن ـش رو بگیریم
رنه امشب باید بره به یه ضیافت
این یه سیستم فوق امنیتی ـه
... برای هر مهمان یه دعوت فرکانسی رادیویی صادر میشه
... که با دادههایی
از کل تاریخ زندگی اونا مطابقت داره
پس، پایگاه داده رو هک میکنیم
... جوراتی اول از همه
... به سیستم امنیت نفوذ میکنه
و شناسه های ما رو به سیستم تزریق میکنه
جواب داد
من داخل اتاق نظارت هستم - عالیه -
منتظر سیگنال ـت هستم
وقتی من برم، تو تنها میشی
تو به من نیاز داری، اگنس
... نیـــاز
فرمانده، می شنوی؟ - ژان لوک؟ -
نرو کنار ما بمون
فرمانده، حالت خوبه؟
ژان لوک؟
! مامان
فرمانده؟
ریوس، حالش خوبه؟
کنار ما بمون، ژان لوک
پس بیا منو پیدا کن - باشه، باید ببریمش بیمارستان -
مون کوئور - سفینه شما چی؟ -
! مامان
سی و چهار دقیقه قبل
دوباره انجامش دادی
چی رو؟
منو لاریس صدا زدی
... فکر کردم
ممکنه اجداد شما یکی باشه
... اما اون رومولان هستش، پس
به نظر نمیاد شدنی باشه
... میدونی وقتی اسمش رو میگی
صدات یه کم خنده دارش میکنه
اصلاً اون کیه؟
اوه، هیچ کس مهم نیست
بابتش ممنونم ازت
الان میدونم وقتی دروغ میگی چه شکلی میشی
ریوس، بیا موضع خودمون رو بگیریم
وقتی که جوراتی شناسههای ما رو ... روی این دستبندها شبیه سازی کنه
میتونیم سیستم امنیتی رو پشت سر بذاریم
... و دیگه وقتی داخل هستیم
نگران تشخیص چهره نباشیم
جوراتی؟
اوضاع چطوره؟
اگنس
جوراتی؟
... جوراتی
در موقعیت هستم
خوبه
وقتی علامت بدی ما آمادایم
عمداً اسیر شدن
یه طرح کوچیک هوشمندانه
دلم برای لوکوتوس تنگ شده
شک ندارم که اون اصلاً دلش برات تنگ نشده
... از پیکارد به جوراتی
صف داره جلوتر میره
نیاز دارم کارا رو سریع جلو ببری
دریافت شد یه دقیقه بهم وقت بده
کلید توی جیب ـش ـه
میدونم
... احتمالاً باید یه کم صبر میکردی
یه کم بهت نزدیکتر بشه
تو اصلاً شبیه یه جراح قلب 60 ساله جنوبی نیستی
حتما اشتباهی شده
بفرما، دوباره امتحان کن
اگه میخوای یه کم کنترل بیشتری بده بهم منم میتونم کمکت کنم
جوراتی، وقت ـمون تموم شد
باشه، من تسلیمم
کمکم کن
بکِــش
شناسهها در حال آپلود ـه
مشکلی ندارین شما
عصر خوبی رو براتون آرزومندم
ممنون
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن ـه
ولی میدونستم از عهدهاش برمیای
قابلی نداشت
اگه بخوای همینجوری زِر بزنی یه راهی پیدا میکنم تا نابودت کنم
ببخشید؟
نه، متاسفم با شما نبودم
بچرخ تا بچرخیم
اونا خیلی زود با از دست دادن حافظه کوتاه مدت ـشون از خواب بیدار میشن
... و منم میخوام لذت ببرم از عصر خودم
از عصر ـمون با هم لذت ببریم
موفق نمیشه
... حتما یه چیزی شده - ... داریم از دستش میدیم -
باهامون بمون، ژان لوک
سریع یه کاری بکن
چه اتفاقی داره براش میوفته؟
سریع یه کاری بکن خط ضربانش داره صاف میشه
! نه ! نه
بیست و شش دقیقه قبل
! پیکارد
پیکارد؟
بیا اینجا
این یه دستور ـه
از آشنایی با شما خوشبختم
من که میگم تا اینجاش خیلی خوب بوده
ولی تو اون بهتر از بقیه میشناسی
آه ... به نظرش حالش خوبه ... ولی
توی وانمود کردن کارش خوبه
... یه کاری هست
که با لاله گوشش میکنه
... حقیقت اینه
من 24 ساله که از رنه از دور محافظت میکنم
... شاید وقتی صحبت از تعامل با آدمها میشه
یه کم ارتباطم رو از دست داده باشم
... تو
در تمام اون سالها هیچوقت باهاش صحبت نکردی؟
این فقط یه قانون نیست، یه رمز ـه که ما بر اساس اون زندگی میکنیم
بدون هیچ ارتباطی
من یه روح ام
این بهترین راه برای حفظ امنیت اونه
و چه کسی مراقب خود توئه؟
ده ساعت تا قرنطینه، پیکارد
فقط باید تا اون موقع امنیت رنه رو حفظ کنیم
ما امشب کی هستیم، اگنس؟
خوشم اومد
ما"یـی وجود نداره"
... معتقدم "ما" برای وقتی ـه که
شخص بدن ـش رو با دوست جدیدش شریک بشه
بدنم رو شریک نمیشیم
تو فقط یه مهمان هستی
فقط تا وقتی که بتونم بفهمم باهات چیکار کنم
نتونستی بذاری بمیرم
تو کسی نیستی که من نجات دادم
داری مته به خشخاش میذاری
آه، دروغ گفتن به دوستات جالب بود
مخصوصا اونی که باهاش رابطه داشتی
اصلا جالب نبود
... سکس نداشتیم، فقط
از دروغ گفتن به دوستام متنفر بودم
یه انتخاب غیر ممکن بود
نمیتونستم بذارم پلیسِ بمیره
همینطور نمیتونستم چیزی که میتونه ما رو به خانه برسونه، بکُـشم
این بهترین انتخاب برای همه بود
اینو به خودت بگو، عزیزم
میشه دیگه زِر نزنی؟
... بحث کردن بسه دیگه
بیا بازی کنیم - ! نه -
بازی نیست که ... بازی در کار نیست
بهت گفتم که یه ماموریت دارم
فقط میگم این همه هورمون استرسزا برامون خوب نیست
بدم نمیاد یه کم آدرنالین* بزنم به بدن
... با حتی نور اپینفرین*، اما
میتونم بگم که اینجا یه مقدار از کورتیزول رو پشت سر گذاشتیم
اما هر چی تو بگی، اگنس
کنترل دست توئه، عزیزم
چی میل دارین؟
نوشابه کلاب، لطفاً؟ - بله، حتماً -
هی، راف؟
No comments yet. Be the first to leave one.