The first 200 lines.
...."پیش از این در "قهرمانان
از کله من برو بیرون- این یه رویا ئه-
نه، این رویا نیست
اومدم تو رو از اینجا ببرم بیرون
-تو رویا، اِما، دوستم
تو نجاتش میدی، قبل از اینکه هزاران نفر رو بکشه
واقعا فکر میکنی میتونی ما رو ببری بیرون؟
بذار تلاشت رو ببینم
چارلی قلبم بود، دنیام بودم
خوشبختی ابدیام
من هر کاری میتونستم بکنم برای نجات جونش کردم
چارلی کجاست؟
من تنها کسی هستم که دقیقا میدونه
چارلی قشنگت کجاست
لطفا کمکم کنید
قصد ما اینه که ثابت نیم متهم
از قدرتش برای خم کردن مکان و زمان خودخواهانه و مکرراً سوء استفاده کرده
-یه بار دیگه از کوره در بری
یا چی ؟
اومدم تو رو شفا بدم
فکر میکنی خاطرات بابامو نشونم بدی
فکرم باز میشه؟
این کارو نکن
میترسی توی واقعی رو ببینه، بنت؟
تو یه تفنگ برده بودی- ترسیده بودم-
اولین باری بود که یه نفر رو کشتی؟
تو واقعا فکر کردی من علیهاش میشم؟
کلیر بنت یه کم زمان لازم داره تا به پیشنهادم فکر کنه
وقتشه خانواده رو جمع کنی
ما به سمت چیزهای بزرگتر و بهتر پیش میریم
این بهترین نمایشی میشه که تا حالا انجام دادیم
بابا؟ بابا؟
اینجام
آنتن نداره
کلیر؟ تو خوبی؟- آره، تو؟-
آره، اینجا، کمک کن این طنابها رو باز کنیم
اون فانوسه اونجا؟
ما دفن شدیم
فکر میکنی تو چه عمقی هستیم؟
نمیدونم، فکر میکنم حدودا
40یا 50 فوت افتادیم
سلام؟
کسی صدامونو میشنوه؟
کسی صدامونو میشنوه؟
کمک، سلام، کسی صدامونو میشنوه؟
سلام، کسی اون بالاست؟
یه نفر کمکمون کنه
کمک! کسی صدامونو میشنوه؟
سلام؟ اون بیرون صدامونو میشنوید؟
چقدر طول کشیده، واقعا؟- نصف روز، شاید-
احساس میکنم سالها اون تو بودیم
رفیقتون ساموئل هم باهاتونه؟
اینبار تنها اومدیم
تا حرف بزنیم
چی میخواید؟
ساموئل ازم خواست بیام اینجا و مطمئن شم
دوستای طبقه پایینت برامون مشکل نشن
فکر کنم تو رو هم شامل میشه
ببخشدی که محفل عشق رو به هم زدم
بیخیال
تو در این باره شک داری
نگاهش کن، زود باش، میتونم بگم
واقعا نمیخوای این کارو بکنی- چیزی که من میخوام اهمیت نداره-
من راه دیگهای ندارم
زحمت نکش
ما عدهمون بیشتر از تو ئه
تو میخوای اینجا رو ترک کنی، همین الان
داری سعی میکنی فکر القاء کنی؟
همه به جز یکیمون کاملا
بی فکریم
امشب شبیه متفاوت از شبهای دیگه
امشب
همه چیز رو تغییر میدیم
برای سالهای زیادی ما رو شرمنده کردن که باور کنیم
شهروندان درجه دو هستیم
در حالی که حقیقت اینه، ما پادشاه کوهها هستیم
اونها باید آرزو داشته باشن مثل ما باشن
نه اون شکل دیگه
درسته
و من این قول رو به شما میدم
امشب
یک بار و برای همه
پرده رو کنار میزنیم و خودمون رو نشون میدیم
که واقعا کی هستیم
بعد از امشب، بهمون احترام میذارن
به کاری که میکنی فکر کن
آه! این کارو نکن
نکن
مت
مت؟ حالت خوبه؟- نه-
اینجا. بشین
اوه! آه- باشه، باشه، باشه-
فقط در رفته- عالیه-
اون اینجا چه غلطی میکنه؟
میخواستی منو ببینی؟- آه، پس اینجایی-
آره، وقت تک نوازیه تو ئه
چیِ من؟
فکر میکنی مردم چطور پیدامون میکنن؟
تو میاریشون اینجا
گفته بودم بهت که یه لطف ویژه داری
الان وقتشه که ازش استفاده کنی
رویا
کدوم رویا؟
اونی که پیتر دربارهاش بهم گفت
من ویولون سل میزدم
هزاران نفر میمیرن
اون درباره تو درست میگفت
منو نا امید کردی، اِما
منو مجبور به هیچ کاری نمیتونی بکنی
من ترجیح میدادم
تو یه شرکت کننده به میل خودت باشی
ولی این اتفاقها افتاد
اون تحویل تو ئه، آقای دویل
من همیشه علاقه خاصی به بلوندها داشتم
مم
فوقالعادهترین خواب رو داشتم میدیدم
...تو، و من، و کیمیکو
همه برگشته بودیم تو یاماگاتو کار میکردیم
یه زمانی زندگی ساده بود، نبود؟
میتونه باز هم بشه
دوست دارم بشه.خیلی دوست دارم بشه
بیرون از تخت چه کار میکنی؟
اگه میخوایم زندگی شاد و سادهمون برگرده
باید براش بجنگیم
مطمئنی به اندازه کافی خوب شدی؟
و چه خبر از عمل مغزت؟ شفا پیدا کردی؟
کنترل کامل قدرتهاتو بدست آوردی؟
مطمئنی به اندازه کافی خوب شدی؟
و چه خبر از عمل مغزت؟ شفا پیدا کردی؟
کنترل کامل قدرتهاتو بدست آوردی؟
آره
حداقل صبر کن دکتر رو ببینی
به اندازه کافی دکتر داشتم
کار زیاد داریم که باید انجام بدیم
باید جلوی مرد پروانهای شیطان صفت رو بگیریم
معذرت میخوام. هیرو ناکامورا؟- بله؟-
خانم اتاق 106 ازم خواست اینو بدم به شما
من اونو به دام انداختم...تو یه کابوس
بیرون چه غلطی میکنه؟- تو این کارو کردی-
داستانش طولانیه
ولی در حال حاضر باید بفهمیم ساموئل نقشه چا کاریو میکشه
کی و کجا
هزاران نفر در خطرن، مت
برو تو کلهش، مت بهمون بگو چی میبینی
چرا، که شماها برید و با هم دیگه ابرقهرمان بشید؟
مسخره است
پیتر، بیخیال، اون یه هیولاست
نمیتونم باور کنم تو واقعا بهش اعتماد داشته باشی
میخوای یه کار انجام بدی؟
ساموئل میخواد به دنیا قدرتشو نشون بده
شهر نیویورک
پارک مرکزی، امشب
منظورش چیه، قدرتشو نشون بده؟
ساموئل زمین رو باز میکنه
همه رو میکشه، دفن میکنه
چقدر شبیه نقشهایه که یه روز من بهش رسیدم
یه جور میگی انگار همین دیروز نبود
من دیگه اون آدم نیستم، مت
میدونم فهمیدنش سخته
چیزی که میخواستیم رو گرفتیم، بزن بریم
شما هیچ جا نمیرید
اگه با سایلر اینجا رو ترک کنی سر انجام مردم مرگه
و این گردن تو ئه نمیتونم بذارم این اتفاق بیافته
بیا بریم
من هیچ جا نمیرم
چی داری میگی؟- کار من بود-
ببین، هنوز میتونم فکر القاء کنم
بهت گفتم، پیتر
نمیذارم اون از اینجا بره بیرون
تو عمق خیلی زیادی هستیم
نه، نیستیم
میتونم راهمون رو به بیرون بکنیم
-شاید یه کم وقت بگیره، ولی
خیلی قبل از اون اکسیژنمون تموم میشه
هر چی بیشتر بکنیم، زودتر هوامون تموم میشه
یا دقیقتر
زودتر هوای من تموم میشه
ششهای تو دائم التیام پیدا میکنن
چی داری میگی؟
بیهوده است
منظورت چیه "بیهوده است"؟
باید یه راهی برای خروج از اینجا پیدا کنیم
فکر کنم بدونم چرا ساموئل تو رو با من گذاشته این پایین
تا تو بتونی مردن منو ببینی
جذبشون کن داخل
اوه، معذرت میخوام
خدای من
"وقتی جدول پرستارها رو دیدم نوشته "هیرو ناکامورا
نمیتونستم باور کنم
زمان خیلی طولانیای گذشته هیرو
"از موقع غذاخوری "برنت توست
65سال پیش
چارلی؟
باید تمرکز کنیم باید یه فکری بکنیم
کلیر- بابا، یه نقشه داری-
میدونم یه نقشهای داری. چیه؟
نقشه در کار نیست
الان، باید باهات صحبت کنم
درباره چیزی که اون بالا تو خانه آیینهها دیدی
چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.