It Chapter Two

It Chapter Two

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

It Chapter Two 2019 1080p BluRay x265-LAMA
A Commentary by MTheGreat

Tags

bluray
Published on: 2024-08-14
Downloads: 108
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تو هم معلق میشی!

‫تو هم معلق میشی!

‫تو هم معلق میشی!

‫خودمون رو دیدم

‫همگی‌مون اونجا بودیم

‫برگشتیم به آب‌انبار

‫ولی بزرگ‌تر شده بودیم

‫هم سن پدر مادرامون بودیم

‫من همینجور خوشتیپ بزرگ شده بودم؟

‫با همین قیافه بزرگ شده بودی

‫این حرف یعنی چی؟

‫من چی؟

‫مثل الان بودی،

‫ولی قدبلندتر

‫قسم بخورید

‫قسم بخورید اگه «اون» نمُرده باشه،

‫اگه «اون» یه‌موقعی برگرده،

‫ما هم برگردیم

‫حافظه،

‫یه چیز خنده‌داره

‫آدم‌ها دلشون می‌خواد به این باور برسن

‫که اون چیزی هستند که به یاد میارن

‫چیزهای خوب

‫لحظات

‫مکان‌ها

‫آدم‌هایی که همگی‌مون بهشون تکیه کردیم

‫ولی بعضی‌اوقات...

‫بعضی‌اوقات...

‫اون‌چیزی هستیم که آرزو می‌کنیم ‫ای‌کاش می‌تونستیم فراموش کنیم

‫خیلی‌خب بچه‌ها

‫آماده شید

‫شروع!

‫کی قراره برنده شه؟

‫نفر اولی که بادکنکش رو بترکونه، برنده‌ست!

‫ممکنه هرکسی باشه! اینجا یه رقابت

‫- هیجان‌انگیز داریم، دوستان ‫- یالا. یالا. یالا

‫دیگه چیزی نمونده

‫کی قراره اول شه، هاه؟

‫کی قراره برنده‌ی بزرگ امشب باشه؟

‫اوه، آره!

‫تو بُردی و تو بردی، چلوکباب رو تو خوردی

‫- ممنون ‫- عجب

‫با تمام وجود بازی کردی، هاه؟

‫آره. من...

‫آره

‫هی دختر جون، این رو می‌خوای؟

‫ممنون که گذاشتی برنده شم

‫آره

‫چی نصیبت شد، ویکی؟

‫آخی. چه آقای مهربونی

‫نگاش کن!

‫‌خب، اینم از جایزه‌ی دلگرمی شما

‫نگاش کن

‫هیچوقت طرفدار خز نبودم،

‫ولی این کلاه رو ببین. منظورم اینه...

‫ممنون

‫پس، باید در مورد جزئیات صحبت کنیم

‫چقدر عاشقانه

‫عاشقانه؟

‫چی اونقدر عاشقانه‌ست، هاه؟

‫هی

‫مامان‌تون به شما پسرا ‫یاد نداده وقتی یه نفر ازتون

‫یه سؤال می‌پرسه، جوابش رو بدید؟

‫یالا، آدریان

‫مشکلی داری، بچه کونی؟

‫من که ندارم، ولی مگ رایان بهم زنگ زد

‫می‌خواد کلاه‌گیسش رو پس بدی

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

‫یالا. یالا، آدریان

‫واسه همین چیزهاست

‫که باید از این گه‌دونی برم

‫ذهن‌های بسته

‫کیرهای کوچولویی دارن

‫جدی گفتم

‫ما به جای دیگه‌ای تعلق داریم

‫هی ببین، اگه از نیویورک بدت اومد،

‫همیشه می‌تونیم برگردیم اینجا

‫من فقط می‌خوام با تو باشم

‫جاش برام مهم نیست. نیویورک، دری. هرجا...

‫باید به زبون بیاریش

‫مجبور نیستم هیچ‌چیزی رو به زبون بیارم

‫اون کلاه کوفتی رو دربیار

‫- اوه، خدایا ‫- یالا، بیا بریم

‫دل‌مون نمی‌خواد مردم خیال کنن

‫به چندتا شاه‌پری مثل شما اجازه دادیم ‫توی این شهر باشن

‫آره، اون اینجا متولد شده، عوضی

‫- خیلی‌خب، بریم ‫- نه. می‌دونی چیه؟

‫واسه تو این کلاه رو درمیارم

‫ولی چرا به همین قناعت کنیم؟

‫ازم نمی‌خوای چیز دیگه‌ای رو

‫امشب واست دربیارم؟

‫درخواست ویژه‌ای ندارید، خانم‌ها؟

‫کثافت!

‫ولش کن!

‫- اون چیه؟ ‫- بس کن

‫فکر نمی‌کنم بهش احتیاجی داشته باشی

‫- تنهاش بذار! ‫- بزنش

‫اون آسم داره، کثافت!

‫یالا!

‫پدرش رو دربیار!

‫یالا، بزنش!

‫یالا، دهنش رو سرویس کن

‫آدریان!

‫هنوز از موهای کوفتیت متنفرم

‫آدریان!

‫دست کثیفت رو بهش نزن!

‫ببین چه بلایی سر صورتت آوردی!

‫هی! هی! کمک کن بلندش کنم

‫آدریان

‫بیا کمکم کن تن لش این کونی رو بلند کنم

‫کلاه رو بهم بده، کریس

‫مال منه!

‫گفتم اون کلاه بی‌صاحاب رو بهم بده!

‫آدریان!

‫خوشت میاد؟

‫به «دری» خوش‌اومدی، مادرجنده

‫نه! آدریان!

‫نه!

‫بیاید از اینجا گورمون رو گم کنیم

‫- بریم! ‫- نه!

‫آدریان!

‫کمک!

‫کمکم کنید!

‫یه نفر کمکم کنه!

یه نفر کمکم کنه!

‫اوه...

‫آدریان

‫نه!

‫آدریان!

‫همگی اینجا معلق هستیم!

‫مسئله اینه که،

‫بعضی‌اوقات چیزی که آرزوی فراموشیش رو داشتیم،

‫چیزی که سعی کردیم توی گذشته بذاریمش،

‫همونجا نمی‌مونه

‫تمامی واحدها، لطفاً جواب بدید

‫دارم گزارشاتی مبنی بر پیدا شدن ‫جسدی تیکه‌تیکه شده دریافت می‌کنم

‫گفتید تیکه‌تیکه شده؟

‫بله

‫صحنه‌ی جرم نزدیک ورودی جنوبی

‫محل برگزاری فستیواله

‫دریافت شد. تو مسیر هستیم

‫دستوری برای بستن راه‌ها ندارید؟

‫چرا

‫رئیس گفته پُل خیابون «دری» رو ببندین

‫بعضی‌اوقات، برمی‌گرده سراغتون

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

زیرنویس از ایـلیـا، نیـمـا، سمیـرا، آرمان اسدی EILIA & NimaAM & Sorrow & Arman333

‫آقای دنبرو؟ سر صحنه بهتون احتیاج دارن

‫باید از این سمت بریم

‫- دارم انجامش میدم. دارم انجامش میدم ‫- نه، نرو!

‫هی! جلوی در واینستا!

‫اوه، بیخیال. کلاً ایندیانا جونز رو ندیدی؟

‫مواظب باش

‫هی، هی. از اعضای گروه هستی؟

‫من نویسنده‌ام

‫شوهرتون اینجاست

‫هی! صفحه‌ها رو تموم کردی؟

‫همگی، از جلوی جرثقیل برید کنار

‫رفیق، هر فیلمی نیاز به یه پایان داره

‫- در جریان این موضوع که هستی، درسته؟ ‫- اوه، آره

‫گفتی واسه تموم کردن اون صفحه‌ها

‫یه روز دیگه وقت می‌خوای،

‫و داریم فیلم‌برداری رو شروع می‌کنیم. وقتش امشبه

‫یعنی 17 ساعت دیگه...

‫همگی آروم باشید، خب؟

‫آرومم

‫می‌خوام از فیلم راضی باشی

‫می‌فهمی؟ من طرف توئم

‫عالیه. چون توی کتاب، پایان‌بندی...

‫افتضاحه

‫با کمال احترام، مردم عاشق کتابت بودن. واقعاً میگم

‫ولی از پایانش متنفر بودن

‫تو که گفتی پایانش رو دوست داشتی

‫دروغ گفتم

‫- باید بهتر عمل کنیم، خب؟ ‫- آره

‫آدره، یادداشت‌هام رو داری. میشه...

‫خیلی‌خب، خیلی ممنون. من رو ‫به برداشت اول برگردونید لطفاً

‫خداحافظ

‫یادداشت‌هاش دست توئه؟

‫اشتباه نمیگه

‫تو هم از پایان‌بندی من متنفری؟

‫از تمام پایان‌بندی‌هات که نه

‫ولی این یکی...

‫- خیلی‌خب ‫- فقط...

‫چیه خب؟ فقط بخاطر اینکه زنتم

‫- ازم می‌خوای همینجور دروغ بگم؟ ‫- زنمی؟

‫نه. نه. ولی می‌دونی چیه؟

‫داشتی هشت سال هندونه زیر بغلم می‌دادی؟

‫گمونم خیال می‌کردم آدم دیگه‌ای باشی

‫هندونه زیر بغلت نمی‌دادم

‫همه یه پایان خوش می‌خوان

‫همه یه خاتمه می‌خوان

‫ولی زندگی اینجوری نیست

‫فکر می‌کنم چیزی که پیتر می‌خواد ‫و چیزی که استودیو می‌خواد...

‫استودیو؟ از کی تا حالا نماینده‌ی شرکت شدی؟

‫خدایا، تو یه بازیگری

More Farsi Persian subtitles for It Chapter Two

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left