The first 200 lines.
صبح قشنگی بود
.توی شرق تگزاس
از اونجور صبحهایی که ،مجبورت میکرد بلند بشی
لباس بپوشی و اون شتابی رو امتحان کنی
که بهخاطر نیروی جاذبه به .حرکت جسم وابسته نیست
.من عاشق شنبههام
زمین همون نیروی جاذبهی قبلی رو
،برای همهچیز داره
.حتی یه عروسک و یه توپ پینگ-پونگ
اغلب یه مرد اهل علم نیست
که بگه "یپی کا یی" و ...از ته دل گفته باشه، ولی
.یپی کا یی
.صبح بخیر، هرشل
هی، جورج، اه، تو یه سگ
ندیدی این دور و برا، نه؟
نه. شماها یه سگ گرفتید؟
اه، یه جورایی. ما اونو بعد از اینکه برادر زنم
.مجبور شد به یه جامعهی دروازه دار بره گرفتیم
،اه، اون بنظر قشنگ میاد اونجا حیوون خانگی راه نمیدن؟
.اون تو زندانه، جورج
.درسته، پس اینطور
،در فیزیک
هیچچیزی حس بهتری نمیده
تا نتیجهی یه چیزی رو پیشبینی بکنی
.من عاشق پیشبینی هستم
.نیروی گرانشی: قابل پیشبینی ـه
همجوشی هستهای: قابل پیشبینی ـه
:برادرم توی حمام جیش بکنه
.حال بهم زنه، ولی قابل پیش بینی ـه
:چیزی که قابل پیش بینی نیست
.سگها
.من همیشه از سگها وحشت داشتم
برای من، اونا چیزی جز یه .علامت سؤال بزرگ و پشمالو نیستن
.علامت سؤالهایی با دندون
.در مواقعی که وحشت میکنم، اغلب از هوش میرم
.این دفعه، فقط صدام رو از دست دادم
.کمک
.خواهش میکنم کمک کنید
::. Caseraw مترجـم: کسري .::
اه، من فقط داشتم تحسین میکردم
.چوب قدم زنی منحصر به فرده بابا اسمورف رو
.اسمورف-ا-لو-لو
.اون چوب قدم زنی من نیست
.نهار آمادهاست
میتونی بری برادرت رو صدا کنی؟
.دارم تلوزیون تماشا میکنم
.فقط برو
من باید همه کارهای .اسمورفی اینجا رو انجام بدم
.شنیدم چی گفتی
."من گفتم "اسمورفی
.و شنیدم چطوری گفتیش
.اون خودش میتونه دور نونهاش رو در بیاره
شلدون؟
تو کی هستی؟
.تو خیلی نازی
.مراقب باش
اون بالا داری چیکار میکنی؟
.زنده میمونم
این سگ کیه؟
.نمیدونم، برو کمک بیار
خب، اون چطور اومده تو گاراژ؟
.خواهش میکنم کمک بیار
.شاید بتونیم نگهاش داریم
.التماست میکنم، برو الان کمک بیار
.اولش، باید یه چیزی بهت بگم
چیه؟
.نهار آمادهاست
.اینو نگاه کن
چجور سگی چوب رو میجوه؟
شماها بهش غذا میدید دیگه، نه؟
.شاید اون داره دندون در میاره
،میدونی، وقتی بیلی کوچیک بود
.اون قفس بازیاش رو جوید و باز کرد
بی شوخی؟ - .فقط سهتا دندون داشت -
.بیشتر مکیدش
خب شماها چطور میخواید درستش کنید؟
،خب، گمونم من تعمیرش میکنم
...یه خورده توری سیمی هم پایینش میکشم
.اونطوری، دیگه نمیجوهاش
.سلام
.هی - .هی، بیلی -
این پنجرهی حصار همیشه اینجا بوده؟
.نه، پسرم، اون یه پنجرهی حصار جدیده
کس دیگهای هم سرش گیج میره؟
چرا درخواست کمک نکردی؟
.سعی کردم داد بزنم، ولی صدایی در نیومد
.اخ بیچاره
.اون بالا خیلی کثیف بود
تمیز کردن گاراژ کار تو ـه یا بابا؟
.نگران اون نباش
.بیا، یکمی چای بخور
کمومیل؟ - .بله -
یه قاشق غذا خوری عسل؟
.بله
یه تیکه یخ که خنکش بکنه؟
.امروز دوتا انداختم
.به اندازهی کافی درد کشیدی
.من یدونه یخ رو ترجیح میدم
.بخورش
،خیلی خوبه وقتی بچهها تو تختشون هستند
.و ما میتونیم وقت بگذرونیم و ریلکس کنیم
.من حتی به اون پاسخی نمیدهم
.من بلاخره اونو خوابوندم
.اون هنوز خیلی وحشت زدهاست
شاید داشتن
.این توله سگ خونه همسایه خیلی بد نباشه
.شلی میتونه بهش عادت کنه
.درسته
یادته اون ترسیده بود
از میوهی ته ماست؟
.حالا بدون هیچ اشکالی میخورتش
.اون هنوزم مجبورم میکنه همش بزنم
شاید بتونی با یه
،حیوون خونگی کوچیک شروع کنی .بعدش بزرگترش کنی
.مثل یه لاکپشت
.میگه اونا سالمونلا دارن سرکیزههای جنس که در انسان و] [حیوانات موجب تیفوئید و مسمومیت میشوند
یه موش صحرایی؟
.ظاهرا، اونا باعث طاعون شدند
یه پرنده چطوره؟
.اوه، من این یکی رو بلدم
.اونا موهاش رو میدزدن تا لونه درست بکنن
!مامان
.حداقل این دفعه، صدا درومد
.به اون میگم پیشرفت
چه خبره؟
.سگ شما وارد خونهی ما شد
اون چطوری اینکارو کرده؟
.اون یه پنجرهی صفحهای رو هل داده
تو فکر میکنی که دوباره با دندوناش فنس رو پاره کرده؟
تمام چیزی که میدونم اینه که ،شلدون داره سر سگه داد میزنه
.و ماری داره سر من داد میزنه
حالا من دارم به تو .تو لباس زیرات نگاه میکنم
لعنت بهش، هرشل، چه خبره؟
.اوه، هی، جورج - .هی، برندا -
.باکی رفته تو خونهشون
.خندهداره
.ممکنه یه روزی خندهدار باشه، ولی الان نه
.ببین، من خیلی متأسفم، جورج
،من اونو میبندمش .دوباره اتفاق نمیافته
.شب همگیتون بخیر
!جورج
.اینو باورت نمیشه. نگاه کن
سگ اونا یه سنجاب مرده .توی پذیراییمون گذاشته
.خب، اون یه رگش سگ شکاری ـه
.فکر میکنم این یعنی که از شما خوشش میاد
.من علاقهای به اونو مجذوب خودم بکنم ندارم
من به این علاقه دارم که سگها و .حیوانات درنده رو از خونهام بیرون نگه دارم
.خب، حالا، صبرکن
از کجا بدونیم باکی بوده که
اون سنجاب رو تو خونهی شما گذاشته؟
.شاید اون سنجاب از قبل اونجا بوده
چه دلیل دیگهای داره یه سنجاب مرده توی پذیرایی من باشه؟
من نمیدونم شما چه جور خونهای دارید
.خونهی من بی عیب و نقص ـه
.جورج، بهشون بگو - ...اه -
.اون یه خونهی تمیزی رو نگه میداره
عزیزم، شانس زیادی هست که .کار باکی بوده باشه
تو طرف کی هستی؟ - .تو، همیشه تو -
.خیلی خب. همه ناراحتن، دیروقته
شاید برای امشب بیخیال این قضیه بشیم؟
.اون ایدهی خوبیه، خیلی خوب
.تو فقط سگت رو از پسرم دور نگه دار
.بیا باز شروع کردی - .من متأسفم -
.ولی سگ اونا اومد خونهمون
.یه چیزی که احتمالا از برادر تو یاد گرفته
.چطور جرئت میکنی
خیلی خب، من فکر میکنم .اون نقطهی توقف خوبیه
ما از کجا بدونیم که پسر شما
باکی رو نکشونده اونجا تا آزمایشات عجیب علمی روش انجام بده؟
،پسر من توی تختش خواب بوده ...و شما خیلی پر رویی که
!اوه، اوه، اوه! اوه
!شب بخیر، جورج
!شب بخیر
من متوجه نیستم چرا اون سگ
.اینقدر به شلدون علاقه داره
شاید باکی از بوی شلدون خوشش میاد؟
.برادر تو سه بار در روز خودشو میشوره
.اون هیچ بویی از خودش نمیده
.اینم از این: کنترل حیوانات
.اوه، نه، نه
نه، تو نمیخوای بری .به کنترل حیوانات زنگ بزنی
چرا نه؟ - ،چونکه -
.تو باید خونه بغلی این آدما زندگی بکنی
اونا وقتی جورجی داشت با صدای بلند .موزیک میزد پلیس خبر کردن
.شاید اونا بودن، شاید من بودم
،بههرحال، منظورم اینه که
آدم نمیره
.روی آتیش بنزین بریزه
،خب، اونا این آتیش رو درست کردن
.و حالا، میسوزن
.فکر میکنم دیگه به اندازهی کافی قهوه خوردی
،گوش کن، چرا نمیذاری من با برندا حرف بزنم
و اوضاع رو روبهراه بکنم، هان؟
چرا فکر میکنی به تو گوش میکنه؟
.چونکه مردم منو بیشتر از تو دوست دارن
.مردم منم دوست دارن
،نگفتم که دوست ندارن فقط گفتم که منو بیشتر بیشتر دوست دارن
،بهرحال
.من همیشه تو بولینگ میبینمش
.من میدونم چطوری باهاش رفتار کنم
No comments yet. Be the first to leave one.