The first 200 lines.
چول سان، چشه این؟
هی، چته تو؟
قرارتون که خوب پیش رفت. الان بافتنی بافتنت برای چیه؟
چیزی اذیتت میکنه؟
! هی
چول سان- بله-
هیچی- وای خدا-
چیه خب قضیه؟ بگو
ولش کنین
وای باز شروع کرد
بگو دیگه
... از دال می پرسیدم
چرا ازم خوشش میاد- خب چی گفت؟-
حتما خیلی استاندارد داغونی داشته
ببخشید
... اول اینکه تو
عشق اول منی
عشق اول؟
خب از نظر فنی بخوایم ببینیم، هان جی پیونگ عشق اولشه
برای همین دوباره ازش پرسیدم چرا ازم خوشش میاد
... نامه هات
مدت طولانی آرومم کرد
خب اینم که تو نبودی و هان جی پیونگ بوده
چیزی درمورد خودت نگفت؟
فقط دستامو گفت
دستای خوب و بزرگی داری
فقط دستام و همین
دو سان- بله؟-
...وقتی انسانا از چهارپایی
به دوپایی تغییر کردن، مغزشون شروع به رشد کرد
،چرا؟ اون دوتا پای بالایی کار دیگه ای نداشتن این شد که تبدیل به دست شدن
استفاده از دستا، باعث پیشرفت مغز انسان ... و قابلیت ابزارسازی شد
در نتیجه فرهنگا و تمدنا پایه گذاری شدن
خب حالا حرف حسابت چیه؟
ای بابا، آدمِ رشته مهندسی که باید حرفشو بفهمه
میخواد بگه اینطوری نیست که فقط دستات باشه و همین
دستا همه چیز آدمن. میخواستی همینو بگی نه؟
آره دقیقا
بشر به علت دارا بودن دست از همه موجودات باهوش تر است
آره! دستمو گرفت
خب چی داری میگی؟ مگه چیه؟
... وقتی این جه به دوسان گفت
کدومو انتخاب میکنی، من یا سو دال می؟
میدونی چی گفت؟
مدیرعامل سامسان تک میشی؟
بعد دستشو طرف من دراز کرد، نه طرف این جه
مامان بزرگ
... اون دست
... دستش
جذاب ترین چیز دنیا بود
خل شدیا. یه دست کجاش جذابه؟
خیلی باحال بود
آخه من که کسی نیستم
چرا باید به جای دست این جه، دست منو بگیره؟
حداقلش اینه که از دستام خوشش میاد
من که کسی نیستم
مگه نه؟
مامان بزرگ
من همش دارم حریص تر میشم
من به خاطر اینکه سرِ انتخاب بابا از این جه ببرم، این کارو شروع کردم
حالا هی دارم حریص تر میشم
،میدونم که خیلی از سرم زیاده
ولی بازم بیشتر میخوام
همش ناامید تر میشم
مترجم: ترانه. آرشین. مهلی
مترجم: رخشان. مونلایت. سیلور
ادیتور: مونلایت
... رویدادی شبیه مسابقه دو که در آن
شرکت کنندگان مدل های تجاریِ نرم افزاری خلق می کنند
دوازدهمین هکاتونِ سندباکس
این دو روز قراره قشنگ جهنم باشه
البته برای من که نه. اصلا به من ربطی نداره
آخ خدا
... پارسال که سه روز مربی هکاتون بودم
بعدش چهار روز افتادم تو تخت خواب
کلی خسته کننده و پراسترس بود هیچی هم بهمون ندادن
خیلی افتضاحه، نه؟
آقای هان؟
آقای هان؟
عه، کجا رفت پس؟
اتاق 801
بفرمایید
میز 36 رو پیدا کنین
،هروقت عضو جدیدی به گروهتون اضافه شد
ش رو برام بفرستین QR کد
بله متوجه شدم
از خودتون با خوردنیا پذیرایی کنین
... هرچقدر بخواین، میتونین میل
هی، اینجا رو
اینا رم بذار تو جیبت
چه خوردنیای باحالی دارن
هی، انگیزه رو باش فکرشو بکن هرروز از اینا بخوری، چقدر محشره
الان دیگه حسابی برای ورود به سندباکس جدی ام
! میخوام تا ابد اینجا زندگی کنم
هی، بذارشون اینجا
دوسان
هی
خم شو
این پاستیلا رو با هیشکی شریک نشو. باشه؟
دو دقیقه ای تموم میشن
باشه
خانم سو، یه عضو دیگه واسه گروه میخوایم
آره میخوایم- دنبال چه کسی هستیم؟-
... به عنوان اعضای موسس شرکتمون، به نظرم شخصیت خوب
از اعتبار و سابقه های آنچنانی مهم تره
میخوام طرف آدم باانگیزه ای باشه
یه حلال مشکلاتِ مادرزادی که متمرکز و مقاوم باشه
کسی که به کارش مصر باشه و بتونه سر کار خودش بمونه ... میفهمین چی میگم دیگه
دوسان. دوسان کجا رفت؟
چقدر بهش گفتی؟- بله؟-
بگو ببینم. دال می چقدر از ماجرا رو فهمید؟
نگران کدوم قسمتشین؟
اینکه من آدم موفقی نیستم؟
یا اینکه نامه هایی که از عشق اولش می گرفته، تقلبی ان؟
راجع به نامه ها هم میدونه؟
نه، هنوز نه
خیلی از اینکه آدم موفقی نیستی، ناامید شد؟
نه راستش خوشحال هم شد
خوشحال شد؟ عصبانی نبود؟
نه
من چی؟ به نظرش من عجیب و غریب نیستم؟
من تو فریب دادنش همکاری کردم، حتی هدایتتونم کردم
حتما از کنجکاوی داره میمیره که بدونه چرا این کارا رو کردم- آقای هان-
اصلا یه کلمه هم دربارهتون حرف نزد
جدا؟- بله-
دیگه لازم نیست ماشین یا ساعتتونو بهم قرض بدین
... دیگه نمیخواد نگران باشین- چجوری نگران نباشم؟-
تو و دال می الان توی یه تیمین یه دقیقه اینو نگه دار
از اون بدتر، خواهرش الان تو سندباکسه
اگه خواهرش قبول بشه و اون نه، حسابی داغون میشه
چه کار داری میکنی؟- منم همین سوالو دارم اتفاقا-
الان دقیقا دارم چه کار میکنم؟
باورم نمیشه وقتی باید سرمایه ها رو تقویت کنم اینجا وایسادم اینو می پوشم
من و مربی شدن تو هکاتون؟
یعنی خیلی خبرنگار میاد اینجا؟
دوست ندارم ازم عکس بگیرن
دیگه به اندازه کافی زحمت کشیدین. باقیش با من
منو می ترسونیا این ترسناک ترین حرفیه که تا حالا شنیدم
مگه تو این مدت چه کار می کردی؟
،اگه من جای یونگ سان یا چول سان بودم
بابت این دو سالِ عمرم ازت طلب غرامت می کردم
چیه؟ حس کردی بهت توهین شد؟ حالتو خراب کرد؟
آره. یه کم
خب مگه چیه؟
... نه اون
نمیتونی از حرفم عصبانی بشی... چون واقعیتو گفتم
اگه تو سندباکس قبول شی، بهت فرصت عصبانی شدنو میدم
آخ قند خونم افتاد
این یکی مال منه
وایسین. بذار ببینم
چشه این بشر؟
! هی دوسان
همه جا رو دنبالت گشتم
سلام آقای هان
راستش می خواستم ازتون یه چیزی بپرسم
... خب من
...الان
دونگ چون، چی شده؟
چه خبره؟- بله؟-
لازمم داری؟ ببخشید یه لحظه
هی- خبریه؟-
چی شده؟ مشکل چیه؟
چی؟ مربی ای؟- ای بابا-
عجب. بجنب بریم
بجنب دیگه بریم. بگو ببینم چی شده
که اینطور. خب زودتر میگفتی بهم
چی میخواستی ازش بپرسی؟
چندتا سوال دیگه
بریم
که اینطور
ببخشید. حتما زنگ زدین
... چرا الان بهم میگی
آخ دارم خل و چل میشم
چه خبره؟
اتفاق ناجوری افتاده؟ من اشتباهی کردم؟
نه اینطوری نمیشه
یه لحظه اینو نگه دار
هی، کتت رو دربیار
دونگ چون- بله-
تو مربی شو
!چی؟ چرا من باید...نه صبر کن
چرا من باید مربی باشم؟- برو آماشالا-
... چی؟ منظورتون چیه؟ رییس
هی
ببین کیه
کیم یونگ سان، لی چول سان
!هیون، جونگ- !هیون، جونگ-
واو، چه قدر گذشته؟
فکر نمیکردم اینجا ببینمت
منم همین طور. خوشحالم میبینمتون
خدای من هیون الان خوشتیپ تر هم شدی
رفیق بیا اینجا
جونگ تو هم اینجایی
شما بچه ها الان یه تیم تشکیل دادین؟
بله. خوشبختانه تونستیم با بهترین تیم تو یه گروه باشیم
بهترین گروه؟- بهترین گروه؟-
کمپانی این جه
اون دو نفر که لباسای رنگی رنگی پوشیدن هم توسعه دهنده ان؟
اوه اونها. آره اونا دوقلوان
اونا توسعه دهنده های درجه یک هوش مصنوعی ان
No comments yet. Be the first to leave one.