The first 200 lines.
.«خوزه» بفرما دوست من
کریسمس مبارک
با آرزوی بهترینا
این چیه؟ - اوه، بنجامین -
.پسر بفرما بنجامین
.با آرزوی بهترینا کریسمس مبارک
میشه یه لحظه حواسـتون رو بدید به من؟
از همتون ممنونم که اومدین
و کریسمس خیلی خیلی مبارکـتون باشه
خیلی مفتخریم که شما اینجایین
...من
من تو این لحظه به شدت سپاسگزارم
پسرم «پیت» خونهست
هر روز دلم براش تنگ میشد
با وجود دونستن این موضوع که اون شجاعانه داشت با
حرومزادههایی که میخواستن بهمون آسیب برسونن میجنگید
...چقدر اون لحظات براش سخت بود
که از خونوادهای که دوسش دارن دور باشه
...برای پسرم دست بزنید
یک قهرمان واقعیِ تگزاس
!یالا! بریم
از اینجا تا "تامپیکو" 3 تا فرماندهی ارتش هست
و خدا میدونه چه آشوبی بهپاست
،وقتی ببریمت اونجا اوضاع بهتر میشه
تو میتونی با... با خونوادهت باشی
.اونا فامیلای دورـم هستن تاحالا منو ندیدن
...اگه فکر بهتری داری
ندارم
برای سفر پول میخوایم
برای غذا
"مرتباً میگی "ما
چیکار میکنی؟
من برنمیگردم
تصمیمـم رو گرفتم
واقعاً فکر کردی یه قطار میگیریم و میریم یه جایی
بعدش چی؟
ازدواج میکنیم؟ بچهدار میشیم؟
همچین چیزی نمیگم
پس چی؟
میخوای بخشیده بشی؟
نه
برام مهم نیستی
به حلقهت نیاز ندارم
تنها چیزی که ازت میخواستم این بود که پدرت رو متوقف کنی
و نتونستی این کارو کنی
خونوادهم روت حساب کرده بودن
و تو نتونستی
.اینجا منطقهی جنگیـه داری جلب توجه میکنی
باشه. هیس
باهم میمونیم
از پسش بر میایم
چیزی نیست
زندگیـم رو نابود کردیم
اینا زیبا هستن
با اینا نباید این اطراف قدم بزنی
فقط میتونم 200 "پزوس" بهت بدم
.اینا ساخت پاریس هستن مادربزرگم اینا رو خریده بود
الان جنگـه
متاسفانه، این آخرین پیشنهادمـه
باشه
،اون مردی که بیرونه داشت تعقیبم میکرد
خارجیـه؟
میترسم ازم دزدی کنه
در پشتی داری؟
آره. از این طرف
اون کجاست؟
ماریا؟ - یه لحظه، آقا -
کجا میری؟ هی، ماریا
داری اون زن رو تهدید میکنی؟
نه، با همـیم
!ماریا
!ماریا، بهشون بگو که ما باهم هستیم !ماریا
!برگرد
!ماریا
!ماریا، برگرد
!برگرد
!ما باهم هستیم !ماریا
!باهم هستیم ماریا !ماریا
.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh
"بوربون"
بله قربان
آره
کریسمس مبارک، نایلز
کریسمس مبارک قربان
و یکم اضافه بخاطر سال جدید
اوه، همینطوره، همینطوره
به سلامتی
اوه خدا، این خوبه
ببخشید قربان
.«یوجین موناهان» دوستام «بادی» صدام میکنن
«کریسمس مبارک آقای «موناهان
.همچنین کلنل، من یکی از طرفدارای شما هستم
ولی مشخصـه که به طرفدارِ بیشتری نیاز ندارین
چیزی که میخواین سرمایه گذار ـه
شما باید «فینیاس» باشید
ایشون آقای «موناهان» هستن «ملقب به «بادی
از دیدنـتون خوشبختم
.منم همینطور بفرمایید
آقایون، بابت اجارهی زمینِ همسایهها بهتون تبریک میگم
13تا شدن، درسته؟
!حالا عجب محدودهی بزرگی دارین
واگونها رو در نظر نمیگیریم
،به عنوان یه غریبه از اخبار محلی خوب آگاهی داری
ببینید، فکر نکنم یه تگزاسی غریبه محسوب بشه
"شرکت توسعه جنوب تگزاس"
آقای «موناهان»، به نظرتـون جنوب تگزاس به چه توسعهای نیاز داره؟
ما به سرمایهگذاری تو شرکتِ درحال رشد شما علاقهمندیم
آقایون، من اومدم اینجا تا پیشنهاد شراکت بدم
امروز کریسمسه آقا
توی چنین روزی در مورد کار صحبت نمیکنیم
.عذر میخوام کلنل کاملاً حق با شماست
فقط با خودم گفتم که وقتِ شما با تنهایی کار کردن داره تموم میشه
...این حفاری و پمپژ کردنا
این یه کارِ ریسکیـه
و برای بهرهبرداری از اون زمینها کلی پول لازمه
و راستش، مطمئنم که کمبود منابع دارین
قاطعیت شما برام بیاهمیتـه
ما هنوز دست به توزیع نزدیم
خط راهآهن اینجا بیپایانـه
کلنل، میتونی توی اقیانوسی از نفت شنا کنی
ولی این هیچ ارزشی نداره
چون نمیتونی به بازار عرضهـش کنی
درست میگم؟
اهل کجایی؟
"لوبوک"
میخوای بگی تا حالا اسم خانوادهی موناهان به گوشت نخورده؟
نخورده
خب، تعجبی نداره
فکر کنم در مورد خانوادهی مادرم شنیده باشی
"یانگ بلادز"
اونا و "چاکتوها" خیلی وقته همدیگه رو میشناسن
،توی 3 ماهِ تابستون رنگ پوستم تیرهتر شده
از این سرمایهگذارا برام بگو
.اونا آدمای خوبیان تضمینـشون میکنم
هیچ کدوم از این افراد اهل شمالِ "میسون دیکسون" هستن؟
بعضیاشون هستن
آره. همین فکرو میکردم
.کریسمس مبارک جناب مرسی که تشریف آوردی
خیال میکردم بدون هیچ سوالی پیشنهادم رو قبول میکنین
"شنیده بودم که منطقهی "گارسیا
این موقع از سال زیباست
ولی حیف تو دستای شماست
آقایون
در موردش تحقیق کن
میخوام بدونم با کی همدسته
باشه
شغالها دارن دور هم جمع میشن
خوشحالم که میبینم کلنل یه دستی به سر و روی اینجا کشیده
اون افراد خیلی سخت کار میکنن
سختتر از اون مکزیکیها
نباید این حرفو بعد از اینکه یه مدت اونجا اقامت داشتی بزنم
من هیچ خصومتی با مکزیکیها ندارم
."همینطور با "تهانوسها آدمای خوبیان
اونا همیشه به همنوع خودشون وفادارن
ما با اونا فرقی نداریم
من فقط به یه نفر وفادارم
بابا؟ کلنل دنبالت میگرده
«از دیدنت خوشحال شدم، کلانتر «دارت
،به عنوان عضوی از خانوادهی شما فقط یه آدم ساده به اسم «موسی» هستم
متشکرم، موسی
میخواستی منو ببینی؟
پرسی میدکیف» چراغ سبز داد»
اوه آره
،بعد از اتفاقات ناگواری که برای حفر کنندههاش افتاد
پیشنهادمون رو قبول کرد
.یک هشتم رو میدیم بهش درست مثل بقیه
من کینه به دل نمیگیرم
قصد داری همهی چاههای جنوب تگزاس رو خراب کنی؟
فکر نکنم این کار لازم باشه
هفتهی بعد میخوام با "چروکی" که
بهم تعلیم داد ملاقات کنم
،بعد از اینکه زمینهای قبیلهـش نابود شدن یه چیزایی در مورد تجارت نفت یاد گرفت
،زمینشناسی، شیمی اینجور چیزا
فکر کنم باید تمرکزم رو بذارم روی دامداری
تو و فینیاس به کارای نفتیـتون برسین
دامدارها دوست دارن با کسایی معامله کنن که
زیر ناخوناشون گِل گرفته و رو چکمههاشون گهیـه
تو حالا یه قهرمانی، درسته؟
ازم چی میخوای؟
میخوام توی گردوندنِ این تشکیلات بهم کمک کنی
کارای نفتی
.این چیزی رو عوض نمیکنه فینیاس برای این کار ساخته شده
نگران فینیاس نباش
اون قراره یه روزی فرماندار بشه
اون یه سیاستـمداره
تو نیستی
...تو یه رهبری مثل من
این خونواده قراره توی مسیر جدیدی قدم بذاره
و هر دومون میدونیم که این کار با دامداری امکانپذیر نیست
میخوام من و تو چیزی بسازیم که
برای بچههامون بمونه
.متاسفم ولی جوابم "نه" هست
پیت، تو بهم یه قولی دادی
...جوری که این زمینها رو بدست آوردیم
نهایتاً همهی اینا ارزشـش رو دارن
سلام جوجو
بابابزرگ دروغ میگفت
کجا گوش وایساده بودی؟
بیرون. وقتی داشت سخنرانی میکرد
تو هیچ راهزنی رو توی مکزیک شکار نکردی
No comments yet. Be the first to leave one.