The first 171 lines.
"امتحان ریاضی" "امتحان شیمی" "تست کنکور"
..توجه کنید،دانش اموزان
تقاضا میگه موسومو تاکاسو به دفتر بیاد
"انتخاب دانشگاه"
اکانه شینجو یه خداست؟
"بیرون وایسید"
بببخشید،حرفات هیچ معنی ای نمیده
..منم اون موقعه باور نکردم ،ولی
این چیزی هستش که اون دختر بهم گفت
اون دختر؟
..اره،اون شبیه یه دختر راهنمایی بود،به جز اینکه
...شکل واقعیش یه کایجی بود
الانه که بزنمت
نه،دارم جدی میگم
!دارم بهتون میگم،حرفم راسته
از داستانت حالم به هم خورد
حالم به هم خورد
اکانه شینجو از کایجی ها استفاده میکنه
تا شهر رو خراب و درستش کنه
اون این کار ور خیلی زیاد انجام داده
بیرون این شهر،هیچ چیز نیست
وقتی میگی هیچی وجود نداره انتظار داری حرفتو باور کنم؟
اره،ولی ..خب
..به حرفات توجه کن
تو هر چی که اون دختر به اسم کایجی باور میکنی؟
اوم،پس اکانه این کایجی ها رو درست میکنه
و شهرک سالم درست میکنه؟
!اره،نگاه
اون کایجی ها که حمله نمیکنن ممکنه انجامش بدن
درست،ولی این چیزا چه ربطی شینجو داره؟ هیچ ارتباطی بینشون نیست
..خب،اگه شینجو کایجی ها رو دوست داشته باشه چی؟
اصلا راه نداره
دخترای دبیرستانی کمترین محلی به کایجی ها نمیذارن
"سفبنه فضایی"
اره،اصلا راه نداره
!ولی همش این نیست ..اون کایجی ابی که همش سر و کلش پیدا میشه
اوم, خب... من یه جورایی دارم به مردم مدرسه رو نشون میدم
ببخشید-- ببخشید--
سر و صداتون رو کم کنین
"بیرون وایسید"
!شت،زنگ خورد
..شت توش،حالا هم از دستمون عصبانیه
!وجدانن فقط بهم گوش بدید،میشه؟
"نقشه"
پس این چه معنی ای میده؟
اگه نتونین ویژگی های شخصیتیتون رو بفهمید
اون موقعه براتون محاله که خودتون ر وبشناسید
..برای مثال
همم؟ چی شده؟
اوه..نه،هیچی نشده
...فایده ای نداره
...من خیلی کم رو هستم،حتی نمیتونم ازش بپرسم
حالا چی؟
...چیگار کنم
!تو چرا اینجا توی مدرسه ای؟
!وایسا
من به تو اهمیت نمیدم
!گیریدمن رو بیار بیرون
!نمیتونم
به جز اینکه یه کایجی سرو کلش پیدا بشه !گیریدمن پیداش نمیشه
به جز اینکه ...یه کایجی سر و کلش پیدا بشه؟
!س-سگ توش
!..الان توی اینجا تبدیل به کایجی میشه
فرار کرد؟
اون دقیقا..دنبال چیه؟
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
میخوام که گیریدمن رو نابود کنم
همین که پیداش شد, به خواست خودم میتونم تبدیل به کایجی بشم
پس اوضاعت بر این قراره؟
..یادم نمیاد
!بهم دستورس رو بده!بگو نابودش کنم
..این جوری،گیریدمن حتما پیداش
صدات خیلی زیاده. اینو میدونی که،توی مدرسه ایم
دیگه کار احمفانه ای نکن
.همم
..هممم
برای این هدف که چیز های بد و چیز های که دوست نداره نابود بشن
..اون کایجی ها رو درست میکنه
تا شهر رو نابود و دوباره درستش کنه...
اینا چیز هایی که اون دختر کایجی بهت گفت،درسته؟
خیلی دور از واقعیته؟
...خیلی خیلی دور از واثعیته. برای شروع
نه،منم اون دختر رو دیدم
یوتا دروغ نمیگه
اون اسرار امیز به نظر میومد
تو چی فکر میکنی؟
من-من که فکر نمیکنم درست باشه
اگه اون دختر توی کلاسته،به صورت مستقیم ازش بپرس
امروز تلاش کردم که بپرسم،ولی خیلی خوب پیش نرفت
چرا تو به جاش نمیپرسی؟
به همین خیال باش!من اصلا این داستان مزخرف رو پیش نمیکشم
اتسومی تو برو ازش بپرس
بیخیال بابا
تو چی فکر میکنی،گیریدمن؟
ببخشید،منم نمیدونم
تو هیچ دختر کایجی ای رو یادت نمیاد؟
من از دیدن اون هیچ اطلاعاتی ندارم
..اهان
گ-گیریدمن هنوز خیلی راه داره تا به شکل کامل خودش برسه
ما هم که هیچ جای دیگه برای صحبت کردن نداریم
دیگه ردیف شد.من فردا از شینجو کیپرسم-- !ن-نکن..هی--
..کایجی از قلب یه نفر به دنیا میاد
!اون دختر هم همین رو گفت
که اون کایجی ها از قلب شینجو متولد میشن
..از قلب شینجو
این جور چیزا میتونه اتفاق بیافته؟
در سریال الترا،این اتفاق خیلی اسون میافته
!اوه؛داشتم با خودم صحبت میکردم
اگه فقط میشد دوباره ببینمش
ممکنه که بفهمم اوضاع از چه قراره
..فردا
فردا،دیگه حتما از کار شینجو سر در میارم
واه!ها؟
!چی؟شنجو؟
به خونه خوش اومدی،اقای گیریدمن
!چ-چطور اومدی داخل؟
!یه کلید؟
هی،چیزی برای نوشیدن داری؟
خیلی تشنمه
..فقط چایی
ک-کولر رو روشن میکنم
ها؟
نیازی به اون نیست
..از اینا گذشته،من
یه خدا،درسته؟
!ها؟ میدونی
این همه چی رو اسون تر میکنه
...بوی هیبیکی رو میده
هی،میخوای بهم ملحق بشی؟
ها؟
تظاهر به این که منو نمیشناسی نکن
دارم میگم که نیرو هامون رو به هم ملحق کنیم
هم پیمان من شو
اینکه با یه خدا باشی خیلی بیشتر حال میده
هر کاری که دلت میخواد میتونی انجام بدی
از این قضیه خوشت میاد،مگه نه؟
ببخشید،ولی نمیتونم بهت ملحق بشم
چرا نه؟
چونکه کاری دارم که باید انجامش بدم
دوست های عزیزم توی این شهر زندگی میکنن
نمیتونم به دوستام خیانت کنم
دوستات؟
من دوستت نیستم؟
..این
همم
هی،منو تا خونه همراهی کن
دیر وقته
این شهر با چیز های اشغالی بسته بندی شده
واقعا؟
واقعا
پس تو با کایجی چیز های اشغالی رو نابود میکنی؟
تو چیز های که دوست نداری رو ناود میکنی و بعد دوباره میسازیش؟
تو واقعا این کار رو میکنی؟
!اوه،تو درباره اینا هم میدونی
همون جور که از گیزیدمن انتظار میرفت
چطوری کایجی ها رو درست میکنی؟
اوا واقعا به وسلیه قلبت درست میشن؟
ذوست داری که بدونی؟
اوه،سلام.منم
اره،اوه راستی..میتونی بیای؟
تو رو به یه نفر معرفی میکنم
اه؟
هنوط چیزی نخوردی،درسته؟
اونا هم بهمون ملحق میشن
دفعه بعد،اینو بهش میدم
"هسس"
بله؟
!ریکا
چی شده؟
فردا باید مشق های ریاضیمون ر وتحویل بدیم،درسته؟
اوه،اره،میخواین از ر.ش کپی کنین؟؟
No comments yet. Be the first to leave one.