The first 200 lines.
در سیستم قضایی
جرایم جنسی
بسیار فجیع تلقی میشوند
در شهر نیویورک، کارآگاهان متعهد
که این جنایات وحشیانه را بررسی میکنند
اعضای یک تیم زبده هستند
که به واحد قربانیان ویژه معروف است
اینها داستانهای آنهاست
اولیویا
هی. خوشحالم از دیدنت
چطوری؟
خوبم
میدونی، من فقط...
خیلی سخته
آره
خب، اگه نیاز داشتی حرف بزنی... آره
ممنون
اوه
اوه، نگران نباش
من دارم میرم
نگران نیستم
اوه، بیا اینجا
هی
اون یه، اوه...
اون یه مرد عالی بود
آره. متاسفم، لیو
خوشحالم از دیدنت
منم همینطور. آره
آره
خب، بفرمایید
راه درازی بود
همیشه هم خوشایند نبود
هی
خوبم. ممنون
من برای کارم زندگی میکردم
فکر نمیکنم این برای کسی تعجبآور باشه
و نمیتونم زندگیام رو جور دیگهای تصور کنم
اون بهترین رئیسی بود که تا حالا داشتم
هر چیزی که درباره کاپیتان بودن میدونم
از اون یاد گرفتم
یک افتخار بود
که تونستم با شما خدمت کنم
فین
باورم نمیشه هنوز داری کار میکنی
شما هم همینطور، کاپیتان
شما دو تا هر دو بازنشستگی کاملتون رو گرفتین
بگیرینشون و تا وقتی که میتونین یکم زندگی کنین
بهش فکر کردم، مایکی. تو هم باید
بهترین تصمیمی بود که تو این مدت گرفتم
تو... تو به بازنشستگی فکر کردی؟
از کی؟
یعنی، نه، مثلاً فردا
یعنی، به ذهنم رسیده
من... من نمیخوام این کار رو تا ابد انجام بدم
تو میخوای؟
کاپیتان بنسون
رئیس جدید کارآگاهان
اوه. سلام. کاترین تاینان
اِم... از آشنایی با شما خوشبختم
نمیخوام وقتتون رو بگیرم
فقط میخواستم بگم چیزهای عالی شنیدم
نرخ حل پروندههاتون باورنکردنیه
خیلی هیجانزدهام که باهاتون کار کنم
خوشحالم که این رو میشنوم
وقتی وقت کردین، بیاید درباره کلیات صحبت کنیم
شما استانداردی هستین که میخوام بقیه هم بهش برسن
واقعاً میخوام ما با هم همکاری نزدیک داشته باشیم
یاد بگیرم شما چطور کارتون رو انجام میدین
باهاتون تماس میگیرم
و، اِم... بابت از دست دادنتون متاسفم
من دان رو تو سالهای اول خدمتم میشناختم
جای تعجب نیست که اینقدر خوبین
چطور بود؟
یعنی، به نظر عالی میاد
یعنی، اگه هیچی هم نباشه، پر از تعریفه
ولی این از کجا اومده؟
کارش رو تو اداره پلیس نیویورک شروع کرد ولی ده سال گذشته
تو فیلادلفیا بود
و من دارم چیزایی میشنوم
مثل... مثل چی؟
مثلاً، خیلی اهل عمله
به وفاداری اهمیت میده
داره یه سری آدم از فیلادلفیا میاره
تا پستها رو پر کنه
از نظر سیاسی پارتیش قویه
فکر میکنم تغییرات تو راهه
فقط مواظب باش
هی، کاری. چطوری؟
میبینمت. میبینمت
هی، ببین، اِم... به فین بگو شب رو مرخصی بگیره
چون به نظر میاد نیاز داره
فهمیدم
هی
چی کار میکنی؟
دیدم لو فورنلی اومد تو
کریگن از اون یارو متنفر بود
خوبی؟
من از مراسم خاکسپاری خوشم نمیاد
منم همینطور
خوبی؟
حس میکنم داریم وارد دوران...
"همه دوستامون دارن میمیرن" میشیم.
بدترین دورانه.
کاملاً.
نه اینکه بشه برگشت عقب، نه اینکه منم بخوام،
ولی خب میدونی...
یه دوره خیلی خوبی داشتیم.
هنوزم داریم.
فقط فرق کرده.
حالا از رو ماشینم بیا پایین.
هی!
برو تو و سلام کن.
دوستت دارم.
شب بخیر.
بیا اینجا! بلند شو!
خواهش میکنم، ولم کن! خفه شو!
هی! پلیس!
گفتم بیا اینجا! پلیس!
ولش کن!
ولش کن!
دستاتو ببر بالا!
دستاتو جایی بذار که ببینم!
ببرشون بالا!
بریم!
زود باش!
زود باش، بریم!
اسلحهاشو بگیر!
مراسم چطور بود؟ خوب بود، میدونی؟
فقط... فقط غمگین بود.
این یکی... این یکی خیلی دردناک بود.
متاسفم. آره.
چی داریم؟ بگو.
قربانی "اِلا پارسونز" ۲۹ سالشه.
اوکی. فکر میکنیم پسره از...
از پنجره راهپله اضطراری اومده تو.
تقریباً مطمئنه که از کاندوم استفاده کرده.
خب، بازه زمانیاش چقدره؟
چند ساعت پیش.
میترسید هنوز تو آپارتمان باشه، واسه همین صبر کرده.
باشه.
داریم با همسایهها حرف میزنیم.
دوربینای خیابون رو چک میکنیم. چیزی پیدا شد؟
هیچی.
چطور به نظر میاد؟
خیلی عمیق نیست.
فکر نکنم حتی جاش بمونه.
اوه، خوبه.
ممنون.
خب، اِم... آره، اِم...
خب، من توی تختم دراز کشیده بودم،
اومم.
و داشتم توی تیکتاک میچرخیدم.
من حتی نشنیدم کسی بیاد تو.
اوه.
و اِم، بعد همه چراغا خاموش شد.
و من فکر کردم یه قطعی برق معمولیه، میدونی؟
آره.
ولی بعدش من اونور خیابون رو نگاه کردم
و دیدم همه چراغا روشنن.
آره، پس فکر میکنیم اون برق رو قطع کرده،
درست از جعبه فیوز.
و بعد احساس کردم که اون تو اتاق با منه.
اومم.
خشکم زد.
و بعد اومد روم.
و یه چاقو گذاشت روی گلوم.
و گفت اگه جیغ بزنم، منو میکشه.
صورتشو دیدی؟
نه، خیلی تاریک بود.
و چقدره اینجایی؟
اینجا یه "مترو بیانبی"ه.
میدونم غیرقانونیان.
میدونم نباید این کارو میکردم.
ولی من اینجا یه مصاحبه کاری داشتم.
میدونم نباید این کارو میکردم.
پس به من گوش کن.
من اداره مسکن نیستم.
و تنها چیزی که برای من مهمه...
پیدا کردن مردیه که این بلا رو سرت آورده، باشه؟
حالا، اون کار چی بود؟
امنیت سایبریه.
باشه.
من تازه شغل عوض کردم.
من کلاً کل زندگیم رو تغییر دادم.
چطور پیش رفت؟ خوب. آره.
خیلی خوب.
ولی نمیدونم.
خیلی رقابتیه.
خیلی از این جور جاها...
فقط یه عالمه مرده، میدونی؟
واسه همین ممکنه حس کنی هیچکس غیر از خودت پشتت نیست.
اوه، میفهمم.
پس چطوره من رو هم یه نفر دیگه در نظر بگیری
که پشتته، باشه؟
و ما از پس این قضیه برمیایم.
و بعدش تو رو برمیگردونیم به زندگی جدیدت، باشه؟
آقای روئیز؟
پلیس نیویورک. میتونین به چند تا سوال جواب بدین؟
میبریم بیمارستان معاینهت کنن.
عالیه. ممنون.
No comments yet. Be the first to leave one.