The first 200 lines.
شرمنده شما احیاناً بازیکن خط حمله نیستی؟
نه، چرا؟
آخه همچین منو قاپیدی انگار توپ فوتبالم
...من وقتی چیزیو که میخوام میبینم، میقاپمشو
با خودم میبرمش
اوه، حالا منو میخوای؟
هیچ کس دیگه ای اینجا نیست که بخوامش خوشگله
...یالا بیا بریم اتاق پشتیا
و شماره هامونو رد و بدل کنیم
وایسا... من... نمیتونم
من تو رابطه هستم
منم هستم، خب که چی؟
خب ما با کسای دیگه شیطنت نمیکنیم
چند وقته با همین؟
تقریباً پنج ماهه
...یه چندماه دیگه صبر کن
شیطنت هم میکنین
وسط دیسکو از هم لب میگیرن
تا حالا کاری به این بچگونگی دیده بودی؟
خب فکر کنم حالا که دیگه دانشجو شدی
این کارا واست بچگونه شده
کی دانشجو شده؟
جاستین" کوچولو تو دانشگاه "دارتموث" قبول شده"
"اوه رفته تو "مجمع نیلوفری
مامی و ددی باید حسابی بهت افتخار کنن
تصمیم گرفتم نرم
از کی تا حالا؟
...از وقتی که فهمیدم هیچوقت نمیتونم
تو رشته بازرگانی موفق بشم ...تصمیم گرفتم
تو مؤسسه هنرهای زیبای "پیتسبرگ" درس بخونم
!چه سرکش
البته اگه بتونم قبول شم
منو بگو فکر کردم بالاخره از دستت خلاص شدم
!آ-ها
تا وقتی من نگم خلاص نمیشی
!اووه
میتونم عکس العمل پدر مادرتو تصور کنم
من به حرف اونا اهمیتی نمیدم
باید کاریو انجام بدم که که خودم دوست دارم
الحق که شاگرد "برایان"ی
هی، پس اون پسرخوشمله چی شد؟
میخواست منو ببره تو اتاقای پشتی
!چه رو اعصاب
با آدم مثل یه تیگه گوشت رفتار میکنن
با این حرفت راست کردم خودمم همینطور
بهش گفتم تو رابطه ام
...اونم گفت خب که چی"؟"
انگار مسأله مهمی نیست
اینجا همینجوریه
باید بکنیش
منظورت چیه "بکنمش"؟
واست یه دفترچه راهنماشو میخرم
دیوید" منو میکشه"
لازم نیست "دیوید" چیزی بفهمه
یه طوری میگه انگار به این راحتیا وسوسه میشی
اونم وقتی خودت یه دکتر رؤیایی تو تختت داری
وسوسه نمیشم
خدایا، ببین کی اونجاست
چندوقت بود ندیده بودمش
آره
همه چیزای خوب یه روزی تموم میشن
هنوزم بانمکه
...حواست باشه داری در مورد کسی حرف میزنی
که فرستادت تو کما
!هی
!هی، با توئم
اوه، لعنتی
هی، حالت چطوره؟
خوبم، مرسی
خیلی خیلی خوشحالم که میبینمت
خیلی سکسی هستی
آره، یادمه قبلاً هم همین حرفو بهم زده بودی
میخوای برقصیم؟
نه، ممنون
این دیگه کیه؟
..."امت"
اینم "بلیک"ه
خیلی در موردت شنیدم
آدامس میخوای؟
چقدر اینجا گرمه
توئم گرمته؟
نه راحتیم ممنون
یالا دیگه باهام برقص
گفتم نه مرسی
البته "امت" گفت
بعداً میبینمت؟
چقدر مواد کشیده بود
جدی؟
چشمای بی روح، بدن لاغر
حتی نمیتونست درست حرف بزنه
یا حسابی تو کار شیشه است
یا اینکه سوپرمدله
یالا
من میرم کجا میری؟
میرم خونه عبادت کنم
تو هم بهتر نیست بری خونه پیش همسر آینده ات؟
امشب با یه مشتری یه قرار شام کسل کننده داره
یه لحظه وایسا، منم باهات میام
امشب نه
کجا داره میره؟
!"برایان"
چی تو رو به اعماق جهنم کشونده؟
داشتم "ماکسیم گورکی" میخوندم
واسه همین هوس اومدن به اعماق زمین به سرم زد
آره، حالا چیزی چشمتو نگرفته؟
شاید اون قدبلند مو قرمزه که کیرمصنوعی سیاه چرمی دستشه
اوه، اون، آره
گزینه خوبیه، البته واسه بعداً
به غیر از اون اکثراً دگوری مگورین
...خب اگه کسیو پیدا کردی
یه ندایی هم به من بده
...دوست دارم وقت داری میکنیش
...انگشت تو کونت کنم
یا تخماتو برات بخورم
"چه رفیق خوبی هستی "مارتی
!اوه، خدایا
"بلیک"
!"بلیک"
"هی، آهای "بلیک
!"بلیک"
بلیک"؟ یالا پاشو"
اوه لعنتی، برو کنار ببینم
!کیری
بلیک" یالا پاشو"
"بلیک"
کسی میتونه یه کمکی به من بکنه؟
مرسی واقعاً
شماها دیگه چجور خرایی هستین؟
کسی نیست کمکم کنه؟
!همتونو گاییدم
...چرا حولتو در نمیاریو
یه کم همینجوری واینمیسی؟
سکس هارد نمیکنم
!"دیوید"
جه خبرا دکی؟
نمیدونی چی مصرف کرده؟
شیشه
معلوم بود
خب بهش سرم وصل کردیم
شبو اینجا نگهش میداریم
تا فردا حالش خوب میشه که بره خونه
ممنون دکتر
"خیلی خب پرستار "نایتینگیل
عمل صالحت رو انجام دادی
قطعاً به درد یه قسمت زیبا از این سریالای آموزنده میخوره
حالا دیگه بیا بریم
نمیتونیم که همینجوری ولش کنیم
همونجوری که اون ولت کرد؟
خب اگه بلایی سرش بیاد چی؟
به تو چه؟
دوست صمیمیت که نیست حتی فامیلیشم نمیدونی
خیلی خب
همه شبو بمون، من که میرم
سلام، بالاخره اومدی
آره، تو کی اومدی؟
اممم، خیلی وقت نیست
قرار شامت چطور بود؟ خوش گذشت؟
خوب بود، تو چی؟ "ببیلان" چطور بود؟
خوب بود
پسر خوشگلی ندیدی؟
خب میدونی، کسی نبود که چشممو بگیره
یه کم شیر و بیسکوییت میخوای؟
..."مایکل"
!"جاستین"
اومدم
خدایا، نشنیدی ده دقیقه است دارم صدات میزنم؟
...میدونم فکر میکنی چون جوونم
...میتونم تا از تخت پریدم بیرون
همینجوری مرتب و ترتمیز باشم
خب چرا که نه؟
من که از تخت میپرم بیرون همینجوری خوشتیپم
آره، ولی اشتباه میکنی
حتی تو سن من هم، آماده شدن طول میکشه
...آره خب با این وضعی که تو داری پیش میری
خوش گذرونی و شب بیداری تا ساعت سه هرروز صبح
...تا وقتی فارق التحصیل بشی
نیاز به عمل زیبایی پیدا میکنی
این واسه تو اومده
از طرف مؤسسه هنرهای زیبای "پیتسبرگ"ه
اوه؟
خب نمیخوای بازش کنی؟
نمیتونم
بدش به من
خب؟
"تبریک میگم "پیکاسو
!ووووو
!آره! آره
سلام
جریان چیه؟
ببخشید
...دیدم رو صندلی بیمارستان
پیش یه بیمار بیهوش نشستم فکر کردم کار درستیه دستتو بگیرم
بیمارستان؟ بیمارستان؟
اتفاقی واسم افتاده؟
حالم خوبه؟
تو "ببیلان" بیهوش شدی بیهوش شدم؟
بیهوش کف دستشویی پیدات کردم
...دکتر گفت آب بدنت کم شده و
فشار خونت هم خیلی بالاست
چند وقته اینجام؟
No comments yet. Be the first to leave one.