The first 200 lines.
دروازه جلویی دبیرستان غیر انتفاعی نائوتسو
Vegeta . ترجمه شده توسط بهروز
ترجمه شده توسط سایت های
آکرولا-اوریون، قلب زیر تیغه
وظیفه
فکر می کنم زمانش هست که در مورد آن بوسه صحبت کنیم آکرولا-اوریون، قلب زیر تیغه فکر می کنم در قبالش مسئولیتی دارم
دروازه جلویی دبیرستان غیر انتفاعی نائوتسو
خون
خون
خون
خون
خون
خون
تابش خیابان
تابش خیابان
تابش خیابان
بوسه
شبح دا ستان
bakemono
gatari
کویومی
به طور معمول، من احساس می کردم که دوباره دیر به مدرسه برسم. من تمام راه پله های مدرسه رو یکی، دوتا کردم وقتی نصف راه پله ها رو طی کردم یک دختر رو دیدم که در حال پایین افتادن بود
سنجوگاهارا هیتاگی
سنجوگاهارا هیتاگی
تصمیم درست این بود که نمی گرفتمش...فکر کنم
نه، شاید هم اشتباه کنم
می پرسین، چرا؟
..بدنش به طور فوق العاده ای
...سبک بود
درست است، می تونید بگید سنجوگاهار ها چیزی به نام حجم درش نیست
این یک شوخی نیست واقعا وزنی نداشت این نوری ترسناکه فقط اگه اون موقع اونجا نبودش
این یک شوخی نیست واقعا وزنی نداشت این نوری ترسناکه فقط اگه اون موقع اونجا نبودش
قسمت 1 : خرچنگ هیتاگی
قسمت 1 : خرچنگ هیتاگی
دوشنبه، 8 مِی
جشنواره فرهنگی نزدیکه، اما ما دیگه دبیرستانی هستیم
کار زیادی نیست که بتونیم انجام بدیم
و درس خوندن برای امتحانات چیز مهمتریه
بزار فقط یه لیست از کارهایی که می تونیم انجام بدیم، درست کنیم
و بعدش بزاریم بقیه راجع بهشون نظر بدن، خب؟
حتما، به نظر دموکراتیک میاد
همیشه توی حرف زدنت بدجنسی رو می شه دید
...یجورایی خیلی رُکی
هانکاوا سوباسا. نماینده کلاسمون
مهربونه و کارش فوق العادست
اونقدر تو کارهاش جدیه که آدم ازش می ترسه و البته معلم ها عاشقشن
البته می شه نماینده تمام نماینده های بقیه کلاس ها هم بهش گفت
برای جشنواره های دو سال قبل چه کارهایی انجام دادی؟
یه خونه شکار ساختم و یه کافه خونه
،و به عنوان معاون نماینده کلاسمون
در حال حاظر دارم با هانکاوا در مورد اینکه برای جشنواره امسال باید چکار بکنیم، بحث می کنم
هی، یه نفر به نام سنجوگاهارا تو کلاسمون هست، درسته؟
سنجوگاهارا-سان؟
چطور مگه؟
خب، یجورایی نگرانم
اون بخاطر ضعف جسمانیش، همیشه مریضه، درسته؟
برای همین مونده بودم برای جشنواره میاد یا نه
...اوه، و همینطور
فکر نمی کنی "سنجوگاهارا هیتاگی" اسم عجیب و جالبیه؟
سنجوگاهارا اسم یه محله
...نه، منظورم این نبود
منظورم اسم کوچیکشه
...اسم کوچیک سنجوگاهارا-سان، هیتاگیه
مگه چه چیز عجیبی توش هست؟
اگه درست یادم باشه، "هیتاگی" یه اصطلاح مهندسیه
تو جدی همه چی می دونیا
من همه چیز رو نمی دونم، اینا هم اتفاقی بلدم
...چقدر غیر عادی
هاه؟
بلاخره نشون دادی به یه نفر دیگه علاقه داری
نه، اینطور که فکر می کنی نیست
فکر کنم پسرها از دخترای ضعیف بیشتر خوششون میاد
...ای خدا
چقدر حال بهم زن
ضعیف، هاه؟
وایسا ببینم، این کجاش حال بهم زنه؟
بگذریم، حالا این سنجوگاهارا چه جور آدمی هست؟
احتمالا خودت باید بهتر از من بشناسیش
منظورم اینه، تو حدود سه سال تو یه کلاس باهاش بودی
...حالا که بهش اشاره کردی
خب، دانش آموز خیلی زرنگیه
نمره هاش واقعا عالین
فکر کنم
اما من فقط واسه یه ماه توی کلاسی که اون درس می خوند بودم
راستش خیلی نمی شناسمش
.تازه قضیه هفته طلایی هم بود
هفته طلایی، هاه؟
مگه هفته طلایی چی شده؟
هیچی
ادامه بده
...بزار فکر کنم
زیاد صحبت نمی کنه و اینم باعث می شه آدم فکر کنه دوستای زیادی نداره
شاید بخاطر اینه که همیشه حالش بده؟
توی راهنمایی، خیلی سرحال تر از الان بود
تو راهنمایی؟ راهنمایی هم باهاش بودی؟
آره
سنجوگاهارا-سان توی تمام ورزش ها خیلی فعال و خوب بود
از تمام بچه های تیم بهتر بود
برای همین کلی چیز در موردش شنیدم
چه چیزایی؟
مثلا اینکه خیلی آدم مهربون و اجتماعی ای هست
،و اینکه پدرش از کله گنده های یکی از شرکت های خارجیه
و توی یه عمارت زندگی می کنه
اما اصلا اینطور به نظر نمی رسه
اینقدر متشخصه؟
...شاید بهتر باشه این رو نگم، اما
...سنجوگاهارا-سان
چی؟
الان خیلی خوشگل تر از قبلش شده
.به نظر خیلی آدم رازداری میاد
...به نظر خیلی آدم رازداری میاد
!اوه راستی، داشت یادم می رفت
اوشیرو ازم خواسته برم دیدنش
اوشیرو-سان؟ چرا؟
خب، دارم توی کارهاش بهش یخورده کمک می کنم
هانکاوا، می شه باقیش رو خودت انجام بدی؟
اگه قول بدی بعدا جبران کنی، اشکالی نداره
منظورم اینه، خوب نیست اوشیرو-سان رو منتظر بزاری
ببخشید
از طرف من بهش سلام برسون
تو و هانکاوا-سان داشتید در مورد چی صحبت می کردید؟
تکون نخور
مُچم رو گرفت
اوه، اشتباه گفتم
منظورم این بود، اگه می خوای تکون بخور، اما خیلی خطرناکه
آدم با فضولی کلش رو به باد می ده
مثل این می مونه که آدم بخواد اسراری رو باز کنه که قراره پنهون بمونن
این کارت اصلا جالب نیست
...هی
چه خبره؟
لُپ چپت احساس تنهایی می کنه؟
اگه اینطوره بهم بگو
بی دقتی کردم
...اصلا انتظارش رو نداشتم که
...یه پوست موز روی زمین باشه
تو متوجه شدی، مگه نه؟
درسته
من... بی وزنم
خب، این رو گفتم، ولی اونقدر ها هم دیگه بی وزن نیستم
با توجه به این شکل و بدن، من باید حدود 40 کیلوگرم باشم
...اما وزن اصلیم
.ـ 5 کیلوگرمه
این اتفاق قبل از اینکه به دبیرستان بیام افتاد
با یه خرچنگ روبرو شدم و بعدش وزنم رو از دست دادم
اگه متوجه نشی هم مشکلی نیست
دارم این رو بهت می گم چون یه جورایی دردسر سازه اگه بخوای همینطور به فزولی هات ادامه بدی
آراراگی-کون
...آراراگی-کون
هی، آراراگی کویومی-کون
حالا باید چکار کنم که ساکت بمونی؟
بايد چي کار کنم که به کسی چیزی نگی؟
باید چکار کنم که قسم بخوری چیزی نمی گی و حتی اگه دهنت هم باز شد نتونی باز حرفی بزنی؟
به هر حال تنها چیزی که ازت می خوام اینه که حرفی نزنی
چطوره قسم بخوري ساکت باشي؟
اگه موافقی، دو بار سرت رو تکون بده
هر کار دیگه ای بکنی به عنوان جواب نه محصوب می شه
و من بدترین دشمنی می شم که تاحالا داشتی
که اینطور. ممنونم
اوه، جیغ نکشیدی
جالبه
ایندفعه بهت کاری ندارم
...تو
خب دیگه، آراراگی-کون
از فردا دیگه به من کاری نداشته باش، خب؟
لطفا
اون شیطونه
...اوه
اما من خوبم
این که چیزی نیست، من خوبم
هاه؟ آراراگی-کون؟
هانکاوا؟
هنوز اینجایی؟
مگه قرار نبود بری پیش اوشینو-سان؟
هانکاوا از موز خوشت مياد؟
...هاه؟ خب اینطور نیست که بخوام بگم بدم میاد
یعنی اونقدر ها هم خوب نیست، یه چیزی بین خوب و بد
فکر کنم بیشتر خوب باشه تا بد
حالا دوست داري يا نداري لطفا ديگه تو مدرسه نخور
هاه؟
باشه، می تونی بخوری، اما اگه یه بار دیگه پوستش رو روی راه پله بندازی
!هیچوقت نمی بخشمت
چی داری می گی، آراراگی-کون؟
!هی، آراراگی-کون
تو راهرو دو نزن
با توهم
چقدر جالب
راستش باید بگم واقعا متعجبم کردی
اصلا فکرش هم نمی کردم به این سرعت خودت رو نشون بدی
سنجوگاهارا
خیلی خب، فهمیدم
متوجه شدم، آراراگی-کون
بیا بجنگیم
!نه، نه
!بیا نجنگیم
چرا که نه؟
چیه؟
پس چی می خوای؟
...فقط داشتم فکر می کردم
که ممکنه بتونم بهت کمک کنم
کمکم کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.