Hello, It's Me!

Hello, It's Me! (Բարև, ես եմ)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Hello Thats Me AKA Barev Yes Em 1966 576p WEBRip
A Commentary by Qasem_Samangani
ارائه اختصاصی کانال تلگرامی سینمانگاه - فارسیِ فیل‌آسفی × آپلود : قاسم سمنگانی

Tags

other
Published on: 2024-08-12
Downloads: 59
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ساخته‌ی استودیو "های‌فیلم"

‫سلام، من ام

‫به کارگردانیِ فرونزه دولاتیان

‫توضیح بده ببینم... یعنی چه؟

‫آسیب زدن به عزت نفس یک ملتی

‫که روزگاری درمانده بود و حالا ‫به دنبال تصدیق خودشه؟

یا...؟

‫شاید هم میلی‌ست به ‫اجتناب از مسائل مُبرم امروز؟

‫و دست‌آویزی برای حل نکردن‌شان

‫به هر حساب، گمان می‌کنم این یک ‫راه‌پیمایی جمعی‌ست به سوی گذشته

‫و به اصطلاح، یک یادآوری عظیم

‫- گوش‌ت با منه؟ ‫- دارم گوش می‌دم، گوش می‌دم

‫ ‫هفتِ سولاک، ششِ بابکن رو می‌گیره

‫- اما یک چیز دیگه برام جالبه ‫- چی؟

‫اگه سازندگان شطرنج این ‫رو دیده بودند، با خودشون چی می‌گفتند؟

‫چه اهمیتی داره؟

‫شاید خیال می‌کردند که مهم‌ترین ‫چیز ممکن رو تحویل بشر دادند

‫آه...

‫آه، حق هم داشت...

‫ یادآوری: سیاه ‫ده دقیقه تا کیش شدن فاصله داره

‫پیروزی!

‫خیلی خوب، اما دنبال چی هستی؟

‫هیچی

‫هیچی، با دیدن این چیزها، ‫چه افکار پرتی که به سر آدم نمی‌زنه...

‫یک‌سری خاطرات مسخره

‫به خاطر چیه؟ بالا رفتن سن؟

‫نه، تو سرد-و-گرم‌-چشیده ای

‫فلسفه‌ی یک مرد رضایت‌مند همین‌جوریه

‫مرد راضی

‫نه، نه، نه، نه

‫چطور می‌شه توضیح داد؟

‫این گرسنگیه

‫می‌فهمی؟

‫- خاطره یعنی گرسنگی ‫- نه، فایده نداره

‫منظورم رو نگرفتی

‫پس منظورت چیه؟

‫می‌گم خوش ندارم گذشته رو بکاوم

‫تازه... خیلی چیزها رو از یاد بردم

‫من یادت می‌آرم

‫- خب تو چقدر از من خبر داری؟ ‫- نه چندان

‫فقط از چیزهایی خبر دارم که خودت نمی‌دونی

‫جالب شد

‫- بیا از اکتشاف شروع کنیم ‫- از چی؟

‫- اکتشاف ‫- آهان، خب...

‫فهمیدم

‫آره خلاصه... دوران جنگ بود

‫یواش... ‫حرف‌های قلمبه سلمبه نزن

‫ ‫با اعلام دفتر اطلاعات شوروی...

‫طی روزهای گذشته در خط مقدم

‫تغییرات بنیادینی رخ نداده

‫آره... صحبت اکتشاف بود

‫نمی‌دونم

‫یک‌سره داریم در صندوقچه اسرار رو ‫باز می‌کنیم و می‌بندیم

‫اون‌وقت‌ها، دنبال کشف ‫واکنش اجزاء کم‌نفوذ...

‫در پرتوهای کیهانی بودیم

‫خلاصه، خیلی دنبالش بودیم

‫- متوجه ای؟ ‫- آره، آره، ادامه بده

‫البته حالا مسلم به نظر می‌رسه، ‫یعنی الان که معلومه فیزیک کجا ایستاده

‫اما خب اون‌وقت‌ها، این‌ها ‫سوالات خانمان‌براندازی بودند

‫و تازه اول راه بودیم

‫ ‫به هوش! مسکو صحبت می‌کنه

‫هم‌اکنون نامه‌های رسیده از خط مقدم را ‫بازمی‌خوانیم:

‫آنا سِرگیونا بِرِزنیاک ‫عزیز، از شهر ماگلیف

‫پسرت، آناتولی ولادیمیرُویچ ‫برزنیاک دنبالت می‌گرده

‫«مادر عزیزم، نامه‌های بسیاری برایت نوشتم...

‫- اما پاسخی نگرفته ام» ‫- آره، جنگ بود و...

‫برای چیزهایی از قبیل پرتوهای کیهانی

‫نه وقت بود و نه آزمایشگاه

‫تنها کاری که ازمون ‫برمی‌اومد، مباحثه بود

‫و تازه اون هم، بعد از کار

‫حین اوقات تنفس‌مون

‫و چه مباحثاتی که نمی‌کردیم

‫من و دوستم، پُناماریوف، ‫شیوه‌های غریبی رو کار می‌گرفتیم

‫مثلا تا چندی ساکت می‌موندیم

‫ سرگئی واسیلیویچ ‫کروستالیف، از خارکف

‫پسرت، باریس سرگئیویچ ‫کروستالیف، دنبالته

‫به این نشونی نامه بنویس...

‫بمب‌ها حوصله‌سربر شدند

‫بیا بحث کنیم

‫چخبر؟

‫می‌خوام دراز بکشم

‫باشه، دراز بکش، فقط یک مسئله‌ای تو ذهنمه...

‫این که تا کی این‌جا گیر ایم؟

‫از کجا فهمیدی، هان؟

‫می‌دونی چیه؟

‫روانپزشکی به نقطه‌ای می‌رسه که ‫ما، همین‌جوری که این‌جا دراز کشیدیم

‫می‌تونیم دقیق حدس بزنیم ‫که اون دختره اون‌جا داره به چی فکر می‌کنه

‫- او، اون‌جا؟ ‫- آره

‫گوش کن، هر بار که شروع می‌کنی فلسفه‌بافی

‫سر از هذیون گفتن درمی‌آری

‫اول اینکه، برای اون دختره مهم ‫نیست که افکارش رو بخونی یا نه

‫بعد هم اینکه...

‫خبر داشتن از زمین و زمان، مسخره‌ست. ‫زندگی بی‌معنا می‌شه، می‌دونی؟

‫همه‌چیز رو توضیح دادی

کوپن نون کجاست؟ ‫ندیدی‌شون؟

‫ساعتِ خواب! مگه دیروز پیداشون نکردی؟

‫جیب‌هات رو بگرد

‫نیستند، دست تو نیست؟

‫نه، برای چی دست من باشه؟

‫آخه ببین... نمی‌دونم. ‫دیروز همین‌جا بودند، حالا نیستند

‫بریم نهار بخوریم؟

‫- نه، هنوز که زوده. ‫- یعنی کپون‌های نون چی شدند؟

‫حالا چرا موندیم این‌جا؟ ‫چرا نریم اون‌جا که تیر می‌اندازند؟

‫لیوسیا کجاست؟ ‫نمی‌فهمم

‫شده عین پروسپر مریمه. ‫دسیسه‌های درباری

‫به هر حال، من هیچ از این "اجزاء ‫کم‌نفوذ" جنابعالی سر درنمی‌آرم

‫و دارم فکر می‌کنم، چرا از روی این بوم ‫نمی‌اندازمت پایین؟

‫نکن، می‌ترسم. ‫توضیح بده

‫- گچ رو بده تا توضیح بدم ‫- نه، من هنوز...

‫- بده ببینم ‫- نه، صبر کن

‫- بگذار توضیح بدم ‫- نه، صبر کن

‫وایستا، وایستا... اون ‫دختره هنوز ایستاده بود؟

‫- کدوم؟ ‫- همون که...

‫جلوی ورودی ایستاده بود

‫- یادم نیست ‫- من یادمه

‫ایستاده

‫ دو سال که است ‫یکدیگر را گم کرده ایم

‫و من حتی نمی‌دادنم که زنده ای یا نه

‫و چند زخم تو التیام یافته ‫اند و هم‌اکنون در کار جنگ اند

‫برایم نامه بنویس، به این نشانی:

‫صندوق پستی 37504

‫برای من، همسرت، سریوژا

‫ نامه‌هایی از خط مقدم را بازخواندیم

‫مسکو سخن می‌گوید، اینک پخش ‫مارش‌های آهنگسازان شوروی

‫سلام

‫سلام

‫نگاهش کن، کوچولوئه ها، اما مخالفِ...

‫لازم نیست، کُلیا

‫خاموشش کن

‫حالا چه کنیم؟

‫قراره همیشه سکوت پیشه کنی؟

‫می‌خوای من برم؟

‫اگه بخوای، برای همیشه می‌رم

‫و دیگه دور و برت آفتابی نمی‌شم

‫هان؟ برم یا نه؟

‫خب؟

‫آرتیوم

‫آرتیوم

‫آرتیوم

‫لیوسیا، بپر بیا این‌جا

‫چه می‌کنی؟ ‫لیوسیا، این بابا خل و چله!

‫احمق! هیچی بارت نیست!

‫- آه، چه می‌کنی؟ ‫- بگیرش

‫- گرسنه نیستم ‫- نه، نه، بسه

‫بچه‌ها! چه می‌کنید؟ ‫ممنون

‫گوش کن ببینم، کپون‌ها... ‫با کپون‌ها چه کردی؟

‫گوش کن...

‫چرا ازدواج نمی‌کنید؟ ‫جدی می‌گم

‫- من اومدم خونه‌تون و... ‫- ما ازدواج کردیم

‫راستی؟

‫سلام... احوالت؟

‫- خوب ام ‫- خوبی؟

‫- برم یک دودی بگیرم... ‫- دود...

‫- سلام، عمو... ‫- خوش آمدی، جَوون، بنشین

‫- ممنون، آتش بردارم؟ ‫- بفرما

‫از همچین چیزهایی خوشت می‌آد؟

‫- این چی چیه؟ ‫- برای صید سوداکه

‫- سوداک! ‫- عجب

‫حتی می‌تونی یک مو-بورش رو تور کنی، ‫راستی که می‌تونی تور کنی

‫خاطرت جمع!

‫- چه دندون‌های خوبی ‫- راستی؟

‫می‌تونی بدون وارسی بری قطب شمال

‫- برم اون‌جا چه کار؟ ‫- مگه چیه؟ فُک! گراز دریایی

‫و کلی ودکا!

‫دیگه گفتن نداره که!

‫- آرتیوم؟ ‫- هم؟

‫اون برگ‌ها رو بده من

‫بیا

جلسه آکادمیک کیه؟

‫فردا...

‫گوش کن

‫می‌تونی راهش بندازی؟

‫بیا امتحان کنیم

‫آرتیوم

‫کجا موندی؟

‫اومدم، اومدم

‫چطوره؟ خوبه؟

‫هواپیماست، آرتیوم!

‫بیا پیش من...

‫به‌م بگو برو، لطفا

‫به‌م بگو برو پی کارت

‫از ساعت منع تردد گذشته، ‫می‌دونستی؟

‫می‌اندازندم زندان ها

‫- خوش داری بیفتم زندون؟ ‫- آره

‫گوش کن، ما داریم سنت‌شکنی می‌کنیم

‫- چرا؟ ‫- چون تو باید بزرگ‌تر باشی، اما همسن ایم

‫خب ریش و سبیل می‌گذارم

‫- همین حالاش گروهبان ام! ‫- عالی شد

‫این یعنی که به زودی زن یک ژنرال ‫خواهم شد!

‫حالا من رو دَک کن...

‫- برو! ‫- خودت چی؟

‫من هم می‌رم. تو برو

‫- سعی می‌کنم فردا بیام ‫- اوهوم

‫- اُلگ ‫- همم؟

‫آرتیوم؟

‫- چراغ... ‫- این‌جوری...

‫- داد نزن... ‫- آهان

‫- خوبه؟ ‫- ول...

‫دستم رو ول کن

‫- بخواب، بخواب ‫- خواب ام

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left