Lucifer

Lucifer

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Lucifer-S02E11 ALL BluRay
Lucifer-S02E11 BluRay [PAHE Release]
Lucifer-S02E11 480p BluRay
Lucifer-S02E11 720p BluRay
Lucifer-S02E11 1080p BluRay
A Commentary by Amir_SalehiPoor
☕🔥 هماهنگی دقیق با نسخه های بلوری -- AMiR SalehiPoor ☕🔥Translate By : رضــا و مــعــیــن ☕🔥 Sync To ALL BluRay 1080p 720p 480p ☕🔥

Tags

BluRay
720p
720
480p
480
1080
Published on: 2021-06-17
Downloads: 75
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در لوسیفر گذشت

‫تو با مار...

‫می‌دونم که دادی بوریس و جان دکر رو بکشن

‫- حیف که مدرکی نداری، نه؟ ‫- راستش روس‌ها

‫دوست ندارن بدون اجازه‌شون ‫یکی از اعضاشون حذف بشه

‫فکر نمی‌کردم دلش رو داشته باشی

‫تحت تأثیر قرار گرفتم

‫اگه می‌خوای پری بره زندون

‫به لوسیفر بگو درغگو

‫دروغگو؟

‫لوسیفر دروغگو نیست

‫اون...

‫بهترین همکاریه که تاحالا داشتم

‫و فقط می‌تونم امیدوار باشم که بتونه به اندازه‌ای ‫که روش حساب می‌کنم روی من حساب کنه

‫پدرت اونو فرستاد اینجا

‫در مسیر لوسیفر

‫این یعنی کلویی یه مانع نیست

‫با استفاده از اون همه چی رو پس می‌گیریم

‫کاراگاه

‫حرفی که امروز توی دادگاه گفتی...

‫حقیقت بود

‫من...

‫چی؟

‫خب من برات برگر و سیب زمینی ‫سرخ کرده آوردم ولی کچاپ یادم رفت

‫از کچاپ متنفرم

‫چاشنی مسخره‌ایه

‫لوسیفر

‫سلام

‫مهماندار هواپیمای شما هستم

‫لطفاً کمربند ایمنی‌تون رو ببندین

‫جانا؟

‫نمی‌دونستم مهمون داری

‫نداشتم

‫یه توقف غیرمنتظره در لس آنجلس

‫پیش خودم گفتم یه چند مایلی باهم باشیم

‫اگه دلش خواست می‌تونه به ما ملحق بشه

‫ببخشید

‫وایسا، نه کاراگاه

‫نمی‌دونستم جانا سر میزنه

‫اشکالی نداره. شما دوتا رو تنها میذارم

‫کاراگاه خواهش می‌کنم، بیخیال

‫آخه ما که داشت به ما خوش می‌گذشت

‫عصبانی نباش

‫عصبانی نستم

‫خوشحالم که پیداش شد

‫- واقعا؟ ‫- آره

‫جلوم رو از انجام یه اشتباه بزرگ گرفت

‫کاراگاه

‫من جانا...

‫پرواز کنیم، کاپیتان؟

‫متأسفانه پروازی در کار نیست

‫می‌خوای روی تخم مرغ‌هات آبمیوه هم بخوری، عزیزم؟

‫- از تخم مرغ خوشم نمیاد ‫- چی؟

‫از کی تاحالا از تخم مرغ خوشت نمیاد؟

‫یه شروع دلپذیر دیگه برای روزم دارم

‫بده ببینم

‫کی اینو برات گرفته؟ میز؟

‫اونا رو دوست دارم

‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم مامانی

‫عزیزم

‫باشه ولی فقط واسه اینکه ‫نرسیدم برم خرید

‫دیشب کار می‌کردی؟

‫نه

‫یه جا رفتم شام

‫با کی؟

‫لوسیفر

‫پس اگه کار نمی‌کردی ‫قرار بودی؟

‫با گل و شمع و آهنگایی درمورد مسائل لختی؟

‫نه! اصلا

‫قرار نبود، واقعا قرار نبود

‫پس چرا گونه‌هات قرمز شدن، مامان؟

‫گونه‌هام قرمز نشدن

‫نگاش کن

‫آها. نمی‌دونستم اینقدر درمورد ‫کمبود آب لس آنجلس نگرانی

‫چی؟ نه بابا. اون طرفو ببین

‫یکی دهنشو سرویس کرده

‫آره

‫عزیزم، برو کوله پشتیت رو بردار بیا

‫لازم نیست. همینجا می‌مونم

‫آره. یه نفر بهم گفت که صبح مُرده. شنیدم

‫وایسا ببینم، چرا خوشحال نیستی؟

‫بالاخره قاتل پدرت به سزای عملش رسید

‫سزای عملش این بود که تا آخر عمرش ‫توی زندون بپوسه

‫ولی بازم خوب شد که یه نفر ‫کارشو یه سره کرد، نه؟

‫شرط می‌بندم دردناکه

‫خیلی

‫کار هر کی که بوده، بهتر از اون نبوده

‫لوسیفر

‫یه مسئله خیلی مهمی هست که ‫باید درموردش صحبت کنیم

‫قانون جدیدِ مهمون: زن‌های جداب ‫بدون وقت قبلی اجازه ندارن بیان

‫مخصوصاً اونایی که مخفیانه مادرم هستن

‫خب فکر کنم وقتی حرفم رو بشنوی

‫استثنا قایل بشی

‫خب بگو دیگه. تا آخر عمر که وقت ندارم

‫راستش آره. دارم

‫فقط می‌خوام که بری

‫مسئله‌ی کلوئیه

‫این دفعه چیکار کردی؟

‫پسرم، نمی‌دونم چطور بهت بگم

‫چی شده، مامان؟

‫من...

‫اشتباه می‌کردم

‫می‌خواستم ثابت کنم که کلویی ‫لیاقت تو رو نداره

‫هر جور انگیزه‌ای بهش دادم تا علیه تو بشه

‫ولی نشد

‫منو تحت تأثیر قرار داد

‫کم کم دارم متوجه میشم که چی ‫توش دیدی که اینقدر بهش علاقه داری

‫ولی با این‌وجود یه مشکلی دارم

‫چطور مگه؟

‫چون چیزی که نتونستی نابودش کنی ‫خودم دست تنها نابود کردم

‫خب؟

‫فکر کن یه مشکل به خاطر ‫مزاحمت مهماندار هواپیما بوده

‫شاید به صلاح بوده

‫می‌دونم که این حرفو باور نداری

‫نمی‌دونم بین شما دوتا چه اتفاقی افتاده

‫ولی می‌دونم که کلویی خودشو ‫بهت ثابت کرده

‫شاید الان نوبت تو باشه

‫شاید الان وقتش باشه که ‫تو خودتو بهش ثابت کنی

‫لازم نیست چیزی بهم ثابت کنی

‫خب معمولا باهات موافقت می‌کردم ولی

‫اصرار کردی که اجازه بدم اون مهماندار جذاب ‫بین ما دو تا قرار بگیره. البته نه از لحاظ خوبش

‫لوسیفر، ما آدمای خیلی متفاوت ‫با شخصیت‌های کاملاً متفاوتیم

‫و من درموردت قضاوت نمی‌کنم

‫من بازرس قتل هستم نه پلیس جنده

‫و منظورم تویی نه اون

‫بعدِ رفتنت اتفاقی نیوفتاد

‫اگرم افتاده به من ربطی نداره

‫نه ولی حرفم اینه که الان ‫شرایط عوض شده

‫از وقتی اون لحظات رو داشتیم

‫ما لحظه‌ای نداشتیم

‫چرا داشتیم. و تضمین می‌کنم که دیگه ‫اون مهماندار هواپیما رو نبینم، کاراگاه

‫مطمئنی؟

‫وای نه، جانا

‫همیشه زمان بدی سر می‌رسید

ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor

تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "

‫به نظر دزدی هم نبوده. پول، کارت اعتباری ‫و کلیداش هنوز توی کیفش هستن

‫- میشه دنبال تلفنش بگردی؟ ‫- بله

‫ممنون

‫بابت دوستت متأسفم

‫فکر نکنم لایق اون کلمه باشم

‫حتی نمیشه گفت هم‌دیگه رو می‌شناختیم

‫پس یه زن واسه سکس اومد خونه‌ات

‫و شناخت کمی ازش داری؟ ‫معلومه همینطوره

‫همونطور که گفتی

‫می‌خوای بگی دیشب چه اتفاقی افتاد؟

‫جانا پنج دقیقه بعدِ تو زنده رفت

‫حرفتو باور می‌کنم ولی شاهدی برای ‫تأیید حرفت داری؟

‫خب، پیش 300 تا از نزدیک‌ترین ‫آدمای غریبه‌ام توی لاکس بودم

‫بعدِ رفتنش رفتم بار

‫خب پنج دقیقه‌ی قبلِ رفتنش چی؟

‫حسودی می‌کنی، کاراگاه؟

‫نه. فقط می‌خوام یه جدول زمانی تشکیل بدم

‫توی پنج دقیقه اتفاقات زیادی می‌تونه بیوفته

‫منظورت این نیست که...

‫باهاش خوابیدی؟ نه

‫نه، اینکه اینقدر زود انزالم

‫اگه باهم می‌خوابیدیم، ‫باور کن تا قبلِ صبح نمی‌رفت

‫شاید الان زنده بود

‫خب، دیگه چی درمورد جانا می‌دونی؟

‫باید مشخصات قربانی رو برای پروندش تکمیل کنم

‫خب اون به طرز فوق العاده‌ای...

‫منظورم مهارت‌های جنسیش نیست

‫- صحیح ‫- فامیلیش

‫دوستاش، خونواده‌اش، اینکه وقتی ‫لس آنجلس بود کجا می‌موند

‫من معشوقه هستم نه ثبت احوال

‫کاراگاه

‫توی تونل پیداش کردم

‫ممنون

‫همه‌ی پیام‌ها تهدید آمیزن

‫همه‌شون هم از یه شماره فرستاده شدن

‫آخری درست قبلِ رفتنش از خونه‌ی توئه

‫اون بازنده‌ی توی لاکس رو قال بذار؟

‫وحشتناکه. اومده بود یه نفر دیگه ‫رو توی لاکس ببینه؟

ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor

‫شماره‌ای که داخل تلفن جاناست متعلق به ‫یه یاروی پولدار به اسم اندی کلاینبرگه

‫جی‌پی‌اس گوشیش رو تا یه خونه‌ی ‫ساحلی لوکس در مالیبو ردیابی کردیم

‫آدرسش رو برات میفرستم

‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

‫اینو دیدی؟

‫رسماً معروف شدیم

‫خل شدی؟

‫درمورد کاری که کردیم به حوزه خبر دادی؟

‫رفیق، آروم بگیر

‫- اومده بودم چکم رو بگیرم ‫- آره

‫پیش خودم گفتم می‌تونیم قتلِ ‫برحق‌مون رو هم جشن بگیریم

‫ما کسی رو نکشتیم، خب؟

‫ما فقط...

‫فقط به یه قضاوت کوچولو، یه‌کم عدالت اضافه کردیم

‫الان دیگه خبر دادن به مافیای روسی یعنی این؟

‫بیخیال

‫بریم یه ودکایی بزنیم که به یاد موندنی بشه

‫میز، ما چیزی نمی‌خوریم

‫تا وقتی آب‌ها از آسیاب بیوفتن ‫نباید باهم دیده بشیم، گرفتی؟

‫می‌خوای قاطیشون بشی؟

‫خب زیاد پیش نمیاد لت و شلوار کتان بپوشم

‫حالا که صحبت از استایل شد ‫باید واسه لاکس هم یکی از اونا بگیرم

‫آره، خیلی بهش میاد

More Farsi Persian subtitles for Lucifer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left