The first 200 lines.
آنچه در لوسیفر گذشت
تو با مار...
میدونم که دادی بوریس و جان دکر رو بکشن
- حیف که مدرکی نداری، نه؟ - راستش روسها
دوست ندارن بدون اجازهشون یکی از اعضاشون حذف بشه
فکر نمیکردم دلش رو داشته باشی
تحت تأثیر قرار گرفتم
اگه میخوای پری بره زندون
به لوسیفر بگو درغگو
دروغگو؟
لوسیفر دروغگو نیست
اون...
بهترین همکاریه که تاحالا داشتم
و فقط میتونم امیدوار باشم که بتونه به اندازهای که روش حساب میکنم روی من حساب کنه
پدرت اونو فرستاد اینجا
در مسیر لوسیفر
این یعنی کلویی یه مانع نیست
با استفاده از اون همه چی رو پس میگیریم
کاراگاه
حرفی که امروز توی دادگاه گفتی...
حقیقت بود
من...
چی؟
خب من برات برگر و سیب زمینی سرخ کرده آوردم ولی کچاپ یادم رفت
از کچاپ متنفرم
چاشنی مسخرهایه
لوسیفر
سلام
مهماندار هواپیمای شما هستم
لطفاً کمربند ایمنیتون رو ببندین
جانا؟
نمیدونستم مهمون داری
نداشتم
یه توقف غیرمنتظره در لس آنجلس
پیش خودم گفتم یه چند مایلی باهم باشیم
اگه دلش خواست میتونه به ما ملحق بشه
ببخشید
وایسا، نه کاراگاه
نمیدونستم جانا سر میزنه
اشکالی نداره. شما دوتا رو تنها میذارم
کاراگاه خواهش میکنم، بیخیال
آخه ما که داشت به ما خوش میگذشت
عصبانی نباش
عصبانی نستم
خوشحالم که پیداش شد
- واقعا؟ - آره
جلوم رو از انجام یه اشتباه بزرگ گرفت
کاراگاه
من جانا...
پرواز کنیم، کاپیتان؟
متأسفانه پروازی در کار نیست
میخوای روی تخم مرغهات آبمیوه هم بخوری، عزیزم؟
- از تخم مرغ خوشم نمیاد - چی؟
از کی تاحالا از تخم مرغ خوشت نمیاد؟
یه شروع دلپذیر دیگه برای روزم دارم
بده ببینم
کی اینو برات گرفته؟ میز؟
اونا رو دوست دارم
خواهش میکنم، خواهش میکنم مامانی
عزیزم
باشه ولی فقط واسه اینکه نرسیدم برم خرید
دیشب کار میکردی؟
نه
یه جا رفتم شام
با کی؟
لوسیفر
پس اگه کار نمیکردی قرار بودی؟
با گل و شمع و آهنگایی درمورد مسائل لختی؟
نه! اصلا
قرار نبود، واقعا قرار نبود
پس چرا گونههات قرمز شدن، مامان؟
گونههام قرمز نشدن
نگاش کن
آها. نمیدونستم اینقدر درمورد کمبود آب لس آنجلس نگرانی
چی؟ نه بابا. اون طرفو ببین
یکی دهنشو سرویس کرده
آره
عزیزم، برو کوله پشتیت رو بردار بیا
لازم نیست. همینجا میمونم
آره. یه نفر بهم گفت که صبح مُرده. شنیدم
وایسا ببینم، چرا خوشحال نیستی؟
بالاخره قاتل پدرت به سزای عملش رسید
سزای عملش این بود که تا آخر عمرش توی زندون بپوسه
ولی بازم خوب شد که یه نفر کارشو یه سره کرد، نه؟
شرط میبندم دردناکه
خیلی
کار هر کی که بوده، بهتر از اون نبوده
لوسیفر
یه مسئله خیلی مهمی هست که باید درموردش صحبت کنیم
قانون جدیدِ مهمون: زنهای جداب بدون وقت قبلی اجازه ندارن بیان
مخصوصاً اونایی که مخفیانه مادرم هستن
خب فکر کنم وقتی حرفم رو بشنوی
استثنا قایل بشی
خب بگو دیگه. تا آخر عمر که وقت ندارم
راستش آره. دارم
فقط میخوام که بری
مسئلهی کلوئیه
این دفعه چیکار کردی؟
پسرم، نمیدونم چطور بهت بگم
چی شده، مامان؟
من...
اشتباه میکردم
میخواستم ثابت کنم که کلویی لیاقت تو رو نداره
هر جور انگیزهای بهش دادم تا علیه تو بشه
ولی نشد
منو تحت تأثیر قرار داد
کم کم دارم متوجه میشم که چی توش دیدی که اینقدر بهش علاقه داری
ولی با اینوجود یه مشکلی دارم
چطور مگه؟
چون چیزی که نتونستی نابودش کنی خودم دست تنها نابود کردم
خب؟
فکر کن یه مشکل به خاطر مزاحمت مهماندار هواپیما بوده
شاید به صلاح بوده
میدونم که این حرفو باور نداری
نمیدونم بین شما دوتا چه اتفاقی افتاده
ولی میدونم که کلویی خودشو بهت ثابت کرده
شاید الان نوبت تو باشه
شاید الان وقتش باشه که تو خودتو بهش ثابت کنی
لازم نیست چیزی بهم ثابت کنی
خب معمولا باهات موافقت میکردم ولی
اصرار کردی که اجازه بدم اون مهماندار جذاب بین ما دو تا قرار بگیره. البته نه از لحاظ خوبش
لوسیفر، ما آدمای خیلی متفاوت با شخصیتهای کاملاً متفاوتیم
و من درموردت قضاوت نمیکنم
من بازرس قتل هستم نه پلیس جنده
و منظورم تویی نه اون
بعدِ رفتنت اتفاقی نیوفتاد
اگرم افتاده به من ربطی نداره
نه ولی حرفم اینه که الان شرایط عوض شده
از وقتی اون لحظات رو داشتیم
ما لحظهای نداشتیم
چرا داشتیم. و تضمین میکنم که دیگه اون مهماندار هواپیما رو نبینم، کاراگاه
مطمئنی؟
وای نه، جانا
همیشه زمان بدی سر میرسید
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
به نظر دزدی هم نبوده. پول، کارت اعتباری و کلیداش هنوز توی کیفش هستن
- میشه دنبال تلفنش بگردی؟ - بله
ممنون
بابت دوستت متأسفم
فکر نکنم لایق اون کلمه باشم
حتی نمیشه گفت همدیگه رو میشناختیم
پس یه زن واسه سکس اومد خونهات
و شناخت کمی ازش داری؟ معلومه همینطوره
همونطور که گفتی
میخوای بگی دیشب چه اتفاقی افتاد؟
جانا پنج دقیقه بعدِ تو زنده رفت
حرفتو باور میکنم ولی شاهدی برای تأیید حرفت داری؟
خب، پیش 300 تا از نزدیکترین آدمای غریبهام توی لاکس بودم
بعدِ رفتنش رفتم بار
خب پنج دقیقهی قبلِ رفتنش چی؟
حسودی میکنی، کاراگاه؟
نه. فقط میخوام یه جدول زمانی تشکیل بدم
توی پنج دقیقه اتفاقات زیادی میتونه بیوفته
منظورت این نیست که...
باهاش خوابیدی؟ نه
نه، اینکه اینقدر زود انزالم
اگه باهم میخوابیدیم، باور کن تا قبلِ صبح نمیرفت
شاید الان زنده بود
خب، دیگه چی درمورد جانا میدونی؟
باید مشخصات قربانی رو برای پروندش تکمیل کنم
خب اون به طرز فوق العادهای...
منظورم مهارتهای جنسیش نیست
- صحیح - فامیلیش
دوستاش، خونوادهاش، اینکه وقتی لس آنجلس بود کجا میموند
من معشوقه هستم نه ثبت احوال
کاراگاه
توی تونل پیداش کردم
ممنون
همهی پیامها تهدید آمیزن
همهشون هم از یه شماره فرستاده شدن
آخری درست قبلِ رفتنش از خونهی توئه
اون بازندهی توی لاکس رو قال بذار؟
وحشتناکه. اومده بود یه نفر دیگه رو توی لاکس ببینه؟
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
شمارهای که داخل تلفن جاناست متعلق به یه یاروی پولدار به اسم اندی کلاینبرگه
جیپیاس گوشیش رو تا یه خونهی ساحلی لوکس در مالیبو ردیابی کردیم
آدرسش رو برات میفرستم
اینجا چه غلطی میکنی؟
اینو دیدی؟
رسماً معروف شدیم
خل شدی؟
درمورد کاری که کردیم به حوزه خبر دادی؟
رفیق، آروم بگیر
- اومده بودم چکم رو بگیرم - آره
پیش خودم گفتم میتونیم قتلِ برحقمون رو هم جشن بگیریم
ما کسی رو نکشتیم، خب؟
ما فقط...
فقط به یه قضاوت کوچولو، یهکم عدالت اضافه کردیم
الان دیگه خبر دادن به مافیای روسی یعنی این؟
بیخیال
بریم یه ودکایی بزنیم که به یاد موندنی بشه
میز، ما چیزی نمیخوریم
تا وقتی آبها از آسیاب بیوفتن نباید باهم دیده بشیم، گرفتی؟
میخوای قاطیشون بشی؟
خب زیاد پیش نمیاد لت و شلوار کتان بپوشم
حالا که صحبت از استایل شد باید واسه لاکس هم یکی از اونا بگیرم
آره، خیلی بهش میاد
No comments yet. Be the first to leave one.