The first 187 lines.
[تيم هيوري124000وون داره وتيم جانگ شين7000وون]
پاپکورن رو بيار!اون مال ماست
[اون ميتونه با ديگران صميمي بشه؟
شما تمام وقت رو اونجا نشسته بوديد؟
چه کار ديگه اي ميتونيم انجام بديم؟
شما بايد بريد کار يا يه چيز ديگه اي پيدا کنيد
همه گي بيايد بيرون.بريم شام بخوريم
_سرده _چون توي کوهسان هستيم
پاپکورن هايي که اونجه،جاگذاشته بوديم رو نخوردي
- کجا؟ -درست همونجا.يک کمي بود
خودت رو خوب ميتوني نگه داري!
ميخواي کتک بخوري؟
اگه ميتوني بيا و منو بزن
_ايون هيوک! _بله هودانگ؟
_بيابريم _ها؟
بيا بريم يک نگاهي به روستا بندازيم
فکر کنم تنهاي چيزي که برات ارزش داره اينه که يک نگاهي به روستا بندازي
لجبازي نکن باهامون بيا
-زودباش.. -من بايد حرفم رو مثل يک مرد نگه دارم
اون ميخواد پهلو دخترا چاپلوسي کنه تا غذا بگيره!
فقط يک شب و دوروزه
تو به اينکه به من يا بقيه اعضا بچسبي نياز داري...
من عقيده دارم هيوري و هودانگ يک زوج خيلي محشرند
من فکر کنم دوتاييشون ميتونن يک گروه عالي براي يک اجراي سرگرم کننده باشن
شما وقت زيادي دردسترس ندارين؟
نه ندارم!من بايد براي اجراي کامبکم تمرين کنم
من نميتونم توي اولين اجراي زنده ام خوب باشم همش تقصير توئه
_ چطور ممکنه؟ _ من به خاطر تو اومدم تو اين برنامه
من هم قد توئم؟
من هيچ وقت شماره تلفنت رو نداشتم!
من به اين برنامه اومدم چون ميخواستم خوشحالت کنم!
يعني منظورم اينه که ميخواستم خوشحالت کنم!
همه سعي ميکردند از اينکه بهش کمک کنند سرگرم بشن!
هيون جونگ!بيا بريم!
_گفتي ميخواي تنها بري _اون توي تيم ماست!
سالم برگرد
خيلي خوب! برميگردم!تو مواظب اونها باش
باشه؟بايد مواظبشون باشي
به پاي زشتت نگاه کن.اون انگشتا ...
_تو فقط برو _باشه دارم ميرم...
دلم...
ما اونجا منتظرت خواهيم موند
تيم من،بيايد بريم 1نگاهي به اطراف بندازيم!
اين فقط دونفرمونه!
_من فقط دونفر ازشما رو گرفتم؟ _بله
شما دوتا مطمئنيد که ميتونيد از دست داستان هاي شگفت انگيز من سالم بمونيد؟
خدا!
حتما داريد شوخي ميکنيد؟
من چيزاي خيلي زيادي براي اجرا درمقابل دوربين دارم! قصه هاي جالبي درمورد روستاها...
اما فقط2تا دوربين براي فيلمبرداري همشون؟
اون هم خيليه!
براي ديدن اطراف روستا بايد کجا برم؟
براي ديدن اطراف؟
_برو به خيابان مرکزي _خيابان مرکزي؟
_راه خونه ي ماهم ازاونطرفه _واقعا؟
چرا باهم نريم؟
بچه!راه رو نگاه کن.خطرناکه
_چند سالته؟ _5سال
5سال؟اسمت چيه؟
_کي... _کي؟
کي يونگ کوانگ؟پسر خوشگلي هستي!
يونگ کوانگ!ميتونم يک کم از اون داشته باشم؟
اون چيه؟
چيزي نيست...
ميتوني اونو با من قسمت کني؟
يونگ کوانگ!لطفا بزار منم ازش داشته باشم!
لطفا بامن قسمتش کن يونگ کوانگ!
اون غذاست!تو ميخواي همشو بخوري؟
چاق ميشي!
کلاس چندمي؟خودتو به دوربين معرفي کن
من کانگ سووون درکلاس چهارم هستم
_نام خانوادگي ات کانگ ـه؟ _آره
پنام خانوادگي منم کانگه.بياباهم دست بديم
ميدوني چيه؟من و تو شبيه هم ستيم
_شبيه پدر... _شبيه پسر
در يادگيري...(!)
معلم تو درباره ي تقسيم کردن چيزها چي گفته؟
اون گفته که چيزاتو با دوستات تقسيم کني؟
يا گفته که شما بايد حريص باشيد؟
پ_اون گفته تقسيم کنيد _اونو گفت؟
_واقعا؟ _بله
پس اين...
واو!
ميخواي اينو تقسيمش کني؟
بله.پس ميخام اينو ببرم پيش خانواده ام
_ميخاي ببريش پيش خانواده ات؟ _بله
فکر کنم نميشه کاري کرد
يک بار ديگه.شبيه يک پدر...
شبيه پسر...
خيله خوب!ببرش پيش خانواده ات
براي شام بايد چيکار بکنيم؟
_شما پسرا غذاي هيوري رو امتحان نکرديد _من واقعا ميخام غذاشو متحان کنم
_شنيدم خوبه _اگر ميخاي اين درست بشه بايد منو ببري بيرون
_براي غذا؟ _بله
ميتونم فقط غذاتو بخورم؟
ما سيب زميني داريم...کلوچه سيب زميني؟
_کلوچه سيب زميني؟ _اون غذا براي روزهاي باروني خوبه
بنظرخوبه
بيا يک خوراک ساده با کلوچه سيب زميني وسبزيجات سرخ شده درست کنيم
دهنم آب افتاده!
_بيا بريم برنج بخريم _من ميرم
_مارکت درست همينجاست _بله؟
بيا بريم برنج بخريم
از مارکت؟
بايد برم حلزون از زمين برنج بگيرم؟
چرا باسي يون نميري
و ظرفي مخلفات مثل کيمچي ازهمسايه ها بگيري؟
باشه
اين چيزيه که هودانگ مايله به عنوان يک مهماندار نشون بده
آخرين بار که دوست دختر داشتي چه موقع بود؟
چرا جواب نميدي؟
من...
_سال قبل؟يا قبلش؟ _راستش قبلش
فهميدم
تو چطور؟هنوز دوسش داري؟
_چي؟ _اون دختر بزرگتر بود؟
اون دختر بزرگتر بود؟
نه.من خوب تمومش نکردم
_اون واقعا از تو بزرگتر بود؟ _آره
واو
فکر کنم ما واقعا درمورد همديگه نميدونيم
اين خوبه.بايد اينجا بشينيم و حرف بزنيم؟
_بايد؟ _بله
پس...تو هنوز دوسش داري؟
نه...من فقط براش آرزوي خوشحالي دارم
_واقعا؟ _بله
_اون شخص مشهوري بود که من بشناسمش؟ _نه
_اون يکي نيست؟ _نه نه
تو واقعا يکي رو داشتي
_تو براي به هم زدن آماده بودي؟ _نه نبودم
_خوبي؟ _بله
اون يک خاننده ي خوبي بود
_و يک بازيگر خوب...؟ _نه.گفتم که شخص مشهوري نبوده
اون ميتونه در بازي کردن هم خوب باشه بدون اينکه مشهور بشه
_اون ميتونه در خاندن هم خوب باشه _اون مشهور نيست
پلطفا يک مدرک بيار اينجا که اون مشهور نيست
قدش چقدره؟کمتر يا بيشتر از160 سانتيمتر؟
پنمي دونم اما وقتي کمکش ميکردم نگهش ميداشتم...
مثل اين نگهش ميداشتم
من اينجوري نگهش ميداشتم روزايي قبل از اينکه به هم بزنيم
و شما پسرا هنوز رابطه اي نداريد؟
مدل شما کدومه؟هيوري يا يويي؟
يويي
توچطور؟
البته هيوري مال منه
بوده خيلي متفاوتهFin.K.L.اما هيوري از وقتي که توي
چطوره؟
اون توي اون روزاواقعا خوشگل بود
_والان نيست؟ _راستش...
اون الان محشره
اون خيلي محشره.من فقط ميتونم بگم خيلي بيشتر از وقتي که ديدمش
يويي چطور؟
يويي؟
خب...يويي...
ما يک مکالمه اي باهم در3برنامه داشتيم
وقتي يويي رو ديدم
_تو باهاش مثل يک خواهر بزرگتر رفتار کردي... _اون فقط با من مثل اين برخورد کرد...
_تو باهاش بطور مناسبي رفتار کردي _ميدونم
اميدوارم بتوني امروز باهاش صميمي تر بشي
مابايد بريم بازي کنيم تا شما دوتا بتونيد يک کم باهم صميميتر بشيد؟
هي!
بايد يک مرد باشي،شبيه يک مرد باقدرت رفتار کن
"هي!بيايد اينجا"
'برش دادن پياز ها'
_ميتونم اونکارو بکنم؟ _البته،اما قشنگ!
اون فکر کرد:چرا اون کار رو با من کرد؟
اما اون ازت خوشش مياد
_شبيه يک روياست _اوه سلام!
سلام!
ميخواي کيمچي ات رو با امضاي سي يون معامله کني؟
منو ميشناسي؟من خيلي برنزه شدم!!!!
اين کيم هيون جونگه!
_شام خورديد؟ _نه هنوز
بايد شام حاظر شده باشه
من يک عکس از شما و سي يون باهم ميگيرم...
اگر بري و به مامانت بگي که يک کمي مخلفات(مثل کيمچي)به مابده
_خونه ي ما درست همينجاست _فهميدم
_درست همينجاست _واقعا؟
چه خونه ي خوبي!
مامان!توغذاي فرعي(*به ترشي يا...که درکنار غذا ميخورند ميگويند)داري؟
سلام سلام!
ميشه ما براي يک لظه بيايم داخل؟
فقط چيزي رو که شما ميخواهيد روازش يک کمي داريم
_خوبه _ماهي ميخايد براي کباب کردن؟
نه ممنون
اين بيشتر از چيزيه که ميخواستيم(زياديه!)
خوبه!
No comments yet. Be the first to leave one.