The first 112 lines.
تو حافظه ی اریکا رو میخوای؟
من ...
ازت محافظت میکنم
یاساکا!
اریکا آرِندُت
ملکه ی ما، میگادول
تو دنبال لیست امید نبودی ...
منو میخواستی؟
دختره هنوز برنگشته
پیداشون میکنم
مشت آسمان آبی
مشت آسمان آبی
رعد و برق میگادول
فی-هه، کاسومی کنشیرو رو چجور آدمی دیدی؟
فی-هه
کنشیرو برادرتو نکشته
چی؟
حتی خودشم بگه شک دارم،
اما دلیل اینکه فی-ین 4سال قبل به شانگهای سفر کرد،
بخاطر محافظت از اریکا بود
و بمنظور محافظت از اریکا،
در مقابل کنشیرو جنگید
درحالیکه ضربه تقابل میکردن،
دوست شدند و همدیگه رو درک کردند
اما فی-ین زندگیشو از دست داد
قبل از مرگش از کنشیرو خواست تا مراقب اریکا باشه
پس کی فی-ین رو کشت؟
خب ...
مردی که فی-ین رو کشت نامش یاساکا بود
یاساکا؟
اون؟
اما بعدش در کنار کنشیرو جنگید!
بله
یاساکا فی-ین رو به اینخاطر کشت که تحت سلطه ی سرنوشت غم انگیزی قرار داشت
اما در طی مبارزه با کنشیرو متوجه اشتباهش شد و تصمیم گرفت تا درعوض از اریکا محافظت کنه
این دیگه چجور دلیلیه؟
اینکار جرمشو کم نمیکنه!
پس اونا یه مشت میمونن!
مردانی که هیچ کمکی ازشون بر نمیاد
یه روزی درک میکنی
با من مثل یه بچه رفتار نکن!
یاساکا ...
اون برادرمو کشت
میخوام انتقامشو بگیرم
مشت الهی ستاره ی شمال مردمو نجات میده
تو باید انتقامو فراموش کنی
ها؟
این آخرین چیزی بود که فی-ین قبل از مرگ به کنشیرو گفت
فی-ین اینو گفت؟
با تقابل ضربات، کنشیرو فضای معنوی ایجاد کرد
و با کمک اون روح حریفش رو نجات داد
بعداز اون بطور غیرقابل وصفی دوست شدند
دوست صمیمی ...
مهم نبود چی، قولش به دوست صمیمیشو نگه داشت
اون جونشو برای دوست صمیمیش بخطر انداخت
اونا چنین مردانی هستن
چطور جرات کردی اینو بگی!؟
دوست صمیمی؟ آره، درسته!
نه تنها درمورد این مرد اشتباه کردم،
بلکه حالام که بالاخره پیداش کردم ...
میگی فی-ین گفته نکشمش؟
که انتقام گرفتنو فراموش کنم؟
فی-هه ...
فی-هه کدوم گوری رفته؟
آره، واقعا
شما دوتا!
فریبم دادین!
فریبت دادیم؟
کنشیرو برادرمو نکشته!
اونی که کشته نامش یاساکاس!
فهمید!
بـ - بد شد
چطور جرأت کردی منو احمق فرض کنی!؟
به اندازه ی کافی از همه مزخرف شنیدم!
ظاهرا کولک موقعی که سفر کرد هیچ وقت نگفت کجا رفته بود
لعنتی!
این آدما اساسا نمیدونن که اریکا یا یاساکا کجان
هی، کن-سان
چطور میتونیم اونا رو بدون هیچ سرنخی پیدا کنیم؟
میریم دوباره اطراف یتیم خونه رو بگردیم
دوباره؟
اما نمیتونی که با دماغ تیزت هیچی رو بو بکشی
هی!
کاسومی کنشیرو!
یاساکا کجاست؟
برا چی میخوای بدونی؟
طبیعیه، میخوام انتقام برادرمو ازش بگیرم!
اینکار فی-ین رو خوشحال میکنه؟
یه جوری ازش نگو که انگار میشناسیش!
اون زن جیغ جیغوییه، اما ...
لعنتی!
حالا چیکار باید بکنم؟
خواهش میکنم!
سیمئون-ساما به ما گفته نذاریم کسی نزدیک بشه
مهم نیست، درب رو باز کن
بله
بهت چطور میگذره، میگادول؟
همونطور که کشیش گفت، ما باید پیش گویی ناهاش رو عملی کنیم
و قدم اول برای میگادول کودک انتخاب شد،
برای دریافت رعد و برق میگادوله
من چیزی درباره ی رعد و برق میگادول نمیدونم
نیازی به چنین مزخرفاتی نداری
تو کلید ضروری برای بدست آوردن رعد و برق میگادلی
به برنامه هایی برای "دستگاه شکافتن اتم" اشاره میکنم
حافظه ی تو حاوی این برنامه هاست
تو باید اونا رو از پدرت، پروفسور رابرت آرِندُت دریافت کنی
پدر ...
پروفسور آرِندُت
ما آماده ایم آزمایشو شروع کنیم
بسیار خب
شمارش معکوس
سه، دو، یک ...
No comments yet. Be the first to leave one.