Secret

Secret (비밀)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Secret loveE11 ادیت شده سه مترجم انجمنهای مختلف
A Commentary by kiyavash62

Tags

other
Published on: 2014-06-24
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بازنويسي :kiyavash62

راه خونمُ يادم نمياد

منو ببر پيش يوجونگ

يوجونگ منتظره

اون موضوع يادتونه ؟

چرا يادم نباشه ؟تو پشت فرمون بودي

تو انداختيش گردن يوجونگ . فکر کردي من نميدونم؟

راننده کمکي

کانگ يوجونگ

! راننده کمکي

اگه نزديکتر بيام عيبي نداره

چون ترسيده بودم سر جام خشکم زد

راننده کمکي

يعني واقعا بايد همو ميديديم

چيکار ميکني ؟

چون اين زخم هنوزم درد ميکنه

يعني ميتونم بازم بهت بگم دوستت دارم

هر چند بار که ولت ميکنم تو بازم کنارمي

هر چقدر که سعي ميکنم پاکت کنم بازم عين يه بيماري لاعلاج

درونم پخش ميشي

نميتونم جلوي اين عشقو بگيرم

اين موقع اينجا چيکار ميکني ؟

چي شده دو هون؟

برات يه کم چاي درست ميکنم

صبر کن

خواهش ميکنم يه لحظه همينطوري بمون

RET

SECRET

SECRET

ببخشيد

..تو همش

مياي توي ساختمون منو گريه مي کني

ببخشيد

ايندفعه چي شده ؟

..ازت

معذرت ميخوام

ديدن مرگ عزيزاي آدم

..ميدونم فقط براي من نبوده

..چون بابام

..و سانم رو اونجوري فرستادم برن

از زنده بودن خودم شرمندم

پس ببين براي تو چقدر

نفرت انگيزم ؟

خوبه خودت ميدوني

اينم بهم کمک کرد

اونقدر شجاع نبودم که با جي هي بميرم

..ولي تورو پيدا کردم

و تا سر حد مرگ ازت متنفر شدم

تا بتونم همه چي تحمل کنم

..توام بايد

با ديدن من مقاومت کني

چي بهت اينقدر فشار مياره دو هون ؟

آدما

من با قرباني کردن يه نفر ديگه دادستان شدم

با دست خالي تا اينجا پيش اومدم

..ولي

ولي ادماي بالادستي هميشه از قبل تعيين شدن

من از همه چي گذشتم و تا اينجا بالا اومدم

..ولي اونايي که قربوني شدن سر راهم هستن

اونايي که ايجاد در راس کارن هم هيچ فرقي ندارن

شايد فکر کني اينجا همش تجملاته

ولي نميدونم ميدوني يا نه که منم از خيلي چيزا گذشتم و سعي کردم طبق انتظارات والدينم زندگي کنم

ميدونم

هردوي ما تسليم شديم ولي

با چيزايي متفاوتي که توي دستمون داريم شروع کرديم

کي ديدي دنيا انصاف داشته باشه؟

اين انصاف نيست

ولي اگه همش گله و شکايت بکني ،اخرش کلاه سر خودت رفته

ممنونم

براي نصيحتات

نصيحت نيست

فقط دارم تشويقت ميکنم که وا ندي

سلام

سلام

وقتشه براي سرکشي رستوران 43 بريم

ميدونم

کوانگ سو

به نظرت الان حالش چطوره ؟

چطور...؟

اتفاقي افتاده ؟

نه چيزي نيست ؟

بريم

..چشم نداري يه روز تعطيل من ببيني

خواهش ميکنم هه ري ،فقط واسه امروز

دفعه ي ديگه که تو خواستي مرخصي بگيري من جات ميمونم

بگذريم ،حالا چيزي شده ؟ صورتت چرا اينطوريه ؟

ديشبم که اصلا خونه نيومدي

ولش کن

من رفتم

ممنون

دور بزن برگد هانجونگ دونگ

نگران کانگ يو جونگم

اتفاقي افتاده؟

جوري رفتار ميکنه انگار چيزي نشده

واسه همين عجيبه

..من

..قبلا يکي مثل اونو ديدم

واسه همين نگرانم . دور بزن برگرديم

چشم

اقاي مدير بله قربان

سلام

کانگ يو جونگ نميبينم

گفت يه کار ضروري داره واسه همين جاشو با هه ري عوض کرد

کانگ يو جونگ کجاست ؟

خب ..منم درست نميدونم

نميدوني ؟با عقل جور در مياد ؟

ازش پرسيدم ولي جواب نداد

فقط ازم خواست جاش وايسم

اينجا نوشته شده اين شماره ي ماست

وقتي يه بيمار گم ميشه به ما زنگ ميزنن

از همونجايي که گم شده

پدر منم همچين دستبندي داشت

..ولي

..گم شده

کسي نميتونه خودش اينو باز کنه

ببينين

ميتونين يه پيگيري کنين ببينين تماسي بوده يا نه ؟

اگر بود که ما به شما خبر ميداديم

آقاي آن دوهون مراقبشون بودن درسته ؟

شما بفرمائيد

چي شده ؟

دليلي نداره من تو رو ببينم

من دليل دارم

بيا بريم بيرون

وقت ندارم . بايد برم جلسه

اين از جلسه مهمتره

بيا بيرون

رئيس خوبين ؟

گفتم باهات حرف دارم

بندازينش بيرون

اوپا

زودباشين

اوپا! اوپا

! اوپا

! اوپا

! اوپا

! اوپا

! اوپا

! اوپا

! اوپا

! اوپا

گفتم اينجا نيست . چرا باور نميکنين ؟

پس کجاست ؟

منم ميخواستم همينو ازت بپرسم

رفت سر کار ولي واسه چي دو روزه برنگشته ؟

چه اتفاقي واسه کانگ يو جونگ افتاده ؟

تو ميدوني اون کجاست

شايد چون يه اتفاقي افتاده رفته يه جا قائم شده

اون الانشم کلي مشغله داره . نميشه شما ديگه ولش کنين به حال خودش ؟

فکر کردي داري چيکار ميکني ؟

..وقتي رفتم پوهانگ که بابامو ببينم

دستبندش گم شده بود

..دستبند

مگه نگفته بودي اون دستبند خودش نميتونه باز کنه ؟

چرا اينو از من ميپرسي ؟

..چون اون روز

تو بابامو ديدي

مگه نه ؟

اره ديدمش

اون سوار ماشين شد

ولي همش ميخواست پياده بشه

من يه جا زدم بغل که تصادف نکنيم

ولي يهو از ماشين پريد بيرون

دروغگو

داشت بارون ميومد و کلي آدم اونورا بود ،واسه همين نتونستم پيداش کنم

خب حالا ميخواي منو سرزنش کني ؟

دروغگو

حالا گيريم دروغ بگم که چي ؟

اره ،اصلا گيريم باباتو انداخته باشم بيرون که چي ؟

تو خودت نتونستي مراقب بابات باشي چشم سفيديه اين

خودت موافقت نکردي بفرستيمش خانه ي سالمندان

به خاطر حرص و طمع و رضايت خودت بود تو هم زده کلا

..باباي من

به تو اعتماد داشت

اره آره ديگه خسته شدم

که چي ؟اصلا من نرفتم دنبالش که چي ؟

ماشين نگه دار

ماشين نگه دار

! نگه دار

گفتم ماشين نگه دار

خُل شدي ؟

اگه تصادف ميکرديم چي ؟

چرا اينکارو کردي ؟

چطور تونستي اينکارو باهام بکني ؟

How could you... to me?

با بابام چطور تونستي

چون خسته شده بودي

واسه همين سانم ازم گرفتي ؟

..واسه همين اونو ازم گرفتي

و ولش کردي تا بميره ؟

چي داري ميگي ؟

واقعا زده به سرت

پياده شو

مگه ميشه خُل نشم ؟

چطور تونستي اونقدر عادي رفتار کني ؟

! زانو بزن

..از سان

و از بابام بخواه ببخشتت

زانو بزن و التماس کن

..اگه زانو بزنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left