The Killing

The Killing (Forbrydelsen)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Killing AKA Forbrydelsen (2007) - S01E09 (1080p BluRay x265 Silence)
A Commentary by emad_se7en
۱۴۰۰/۰۷/۲۴ @emad_se7en : کانال تلگرام

Tags

BluRay
1080
x265
Published on: 2021-10-16
Downloads: 63
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

‫-رحمان کمال یه همدست داشته ‫-واقعا؟ ‫

شاهد، اظهاراتش رو عوض کرد

‫- کجا می‌تونم مصطفی عقاد پیدا کنم؟ ‫-اون، گاراژ اجاره میده

‫مصفی عقاد میگه: ‫«من میرم پیش پلیس»

‫و تو جواب دادی: «نه، دهنت رو ببند و ‫گرنه تا آخر عمر پشیمون میشی»

‫-این یعنی چی؟ ‫-یعنی دخالت نکن. ‫

چرا باید بره پیش پلیس؟

نانا بیرک لارسن، چند ساعت قبل از ‫ اون اتفاق از پیشم رفته بود

‫اون، هیچوقت توی گاراژ نبود

‫- ما اون لباس و تماس تلفنیشون رو داریم و یه شاهد... ‫-درسته. بازداشتش کنین

‫اطلاعات محرمانه‌ای از این دفتر به بیرون درز کرده ‫داریم رای‌دهندگان رو از دست میدیم

‫اگه توئلز از نامزدیش انصراف نده،

‫پیشنهاد میدم یه جلسه ترتیب داده بشه ‫ تا بهش رای عدم اعتماد بدیم

‫شهردار شدن رو فراموش می‌کنی،

‫من می‌تونم از تو به عنوان رئیس آموزش‌وپروش ‫شهر در 4 سال آینده استفاده کنم

‫تو گاراژ چی پیدا کردین؟ ‫

می‌خوای بدونی گناهکاره یا نه؟ ‫آره.

‫اینکه می‌خوای ازش دفاع کنی ‫و تعلیقش نکنی، به خودت ربط داره

‫لوند! ‫یه تصادف شده

‫اون باید تو تخت‌خواب می‌بود ‫سطح الکل خونش 0.12 بود

‫دیروز خیلی از دستت عصبانی بودم. ‫حق با توئه. طرف قبلا هم این کار رو کرده

‫وقتی ما رسیدیم پرنیله خواب بود و ‫پسرا تنها توی پذیرایی نشسته بودن ‫

ما کاری که از دستمون برمیاد رو انجام میدیم

‫- پلیس زنگ زد ‫-گرفتنش

‫- نانا اینجا بوده؟ ‫-مطمئن نیستیم

این مال نانائه

‫باید دخترهای جوونی که توی 10 سال گذشته ‫ گم شدن رو بررسی کنیم

‫-باید آزادش کنیم ‫-تنها مدرکی که داری، یه مکالمه‌ی تلفنی مبهمه

‫مصطفی عقاد رو پیدا کنین

‫-تازه دیدمش داشت می‌رفت سر کار! ‫- اجازه نده عصبانیت کنه

‫-درک می‌کنم... ‫-بهم نگو درک می‌کنی. این حرف رو نزن

‫-تو بهش اجازه دادی هر کاری بکنه ‫-نه اجازه ندادم

دادی و اصلا هم برات مهم نبود

‫-نمی‌خواستم سر اون خالی کنم ‫-این کارت ما رو به کجا رسوند؟

‫این انصاف نیست ‫مطمئنی؟ منتظرت نمونم؟

‫کاملا مطمئنیم که کمال، ‫به اون ماشین نزدیک هم نشده؟

‫وقتی کمپین شروع به کار کرد، ‫کمال مسئول یه مسابقه بود

‫بهش اجازه دادم ماشین‌های ما رو قرض بگیره

‫-الآن یه جلسه‌ی رای‌گیری داریم -هیچ رای‌گیری‌ای انجام نمیشه ‫

من از یک قاتل دفاع کردم

‫اونجوری که فکر می‌کنین نیست ‫راما آدم خوبیه

‫در مورد چی داری حرف می‌زنی؟

‫دختری که راما بهش کمک کرد. به خاطر ‫یه ازدواج از پیش تعیین شده، از خونه فرار کرد

‫- راما نیومد خونه ‫- می‌دونیم بیرک لارسن کجاست؟

‫ «ترجمه از Emad_Se7en» ‫ Telegram Channel: @Emad_Se7en

‫ قتل : THE KILLING

‫تکرار می‌کنم: احتمال یک آدم‌ربایی هست

‫و ما دنبال یه ماشین با این شماره پلاک هستیم ‫ PM 92 010.

‫یک ون قرمز متعلق به شرکت ‫حمل و نقل بیرک لارسنه

‫تریلری از : سورن سویستروپ ‫که حدودا ساعت 18 از هامبلی خارج شده

‫تایس بیرک لارسن، 190 سانتی‌متر قدشه ‫و موهای بوری داره و 45 سالشه

‫هنگام نزدیک شدن بهش احتیاط کنید

‫دستگیرش کنید و به بخش A بیاریدش

‫-میر هستم ‫-کجایی؟

یه لحظه گوشی

‫-ما با یک آدم‌ربایی احتمالی روبه‌رو هستیم. مذاکره کننده نیاز داریم ‫-چیزی فهمیدی؟

‫داریم دنبال ماشین می‌گردیم ‫و به تمامی نیروها اطلاع داده شده

‫ما به انبارش توی لنگرگاه شمالی رفتیم ‫و کارگاهش رو هم چک کردیم

‫توی تایل‌هولمن جایی رو نداره؟

‫نه، 6 ماه پیش اجاره‌اش تموم شده

‫-دوستش، وان چی میگه؟ ‫- هیچی. اون هم خونه نیست

‫زن تایس هم چیزی نمیگه

‫-موبایلش؟ ‫- خاموشه

‫آخرین بار توی یه پمپ بنزین داخل خیابان اِنهِوای ‫ از کارت بانکیش استفاده کرده. حدودا 90 دقیقه‌ی پیش

‫-میر ‫-بله

‫20 دقیقه بعد، یه تماس از موبایل کمال ثبت شده

‫که توی محوطه‌ی پی کنوسن بوده

‫بذار ببینم ‫از یه طرف خیابان اِنهِوای...

‫-اون حتما رفته به انبارشون توی منطقه‌ی والبی ‫-نه، من تازه اونجا بودم. کسی نبود

‫پس حتما از بزرگراه اومده بالاتر ‫انبار اِیوِدور چی؟

‫اگه اون باشه اصلا از مکان خودش استفاده می‌کنه؟

‫-فکر بهتری داری؟ ‫-می‌دونه که ما مکان‌هاش رو می‌شناسیم.

‫لوند، ما دیگه هیچ سرنخی نداریم ‫بالاخره باید یه کاری کنیم

‫اون تماس کجا ثبت شده؟

‫-محوطه‌ی پی کنودسن ‫- من میرم توی بزرگراه اونجا

‫-زنش رو مجبور کن حرف بزنه ‫-باشه

‫دوشنبه 10 نوامبر ‫19:31

‫من بدون اینکه دختره رو لو بدم، ‫نمی‌تونستم به کسی چیزی بگم

‫می‌ترسیدم که پدر و مادرش پیداش کنن ‫اون از خونه فرار کرده بود

‫خفه شو

‫کِی دختره زنگ می‌زنه؟

‫-نانا اومد کتابا رو پس بده ‫-گفتم خفه شو!

‫مثل پیرزنا هی زر میزنه

‫-اصلا دختری وجود نداره، داره دروغ میگه ‫-تازه واسه‌اش یه پیام گذاشتم. زنگ می‌زنه

‫الو

‫-لیلا خودتی؟ راما هستم ‫-رحمان؟ چرا زنگ زدی؟

‫نیازی نیست بترسی. ‫من به کمکت نیاز دارم

‫باید بهم بگی جمعه که اومدی خونه‌ی من، ‫ چه اتفاقی افتاد

‫-الو؟ ‫-از کجا داری زنگ می‌زنی؟

‫اون دختره که توی خونه‌ی من ‫دیدی رو یادت میاد؟

‫به پدرش بگو چه اتفاقی افتاد

‫-بهش بگو که اومده بود کتاب‌ها رو بهم بده ‫- بهش نگو که چی بگه

‫هی، بن لادن! دانمارکی حرف بزن ‫متوجه نیستی؟

‫الو؟

‫پرنیله، اون کجا رفت؟

‫تو باید به من کمک کنی

‫کمال دختر تو رو نکشته ‫ ولی تایس اون رو دزدیده

‫اول دوست‌پسر سابقش بود، بعد معلمش ‫حالا نوبت ماست؟

‫اگه تایس بلایی سر کمال بیاره، ‫ یه راست میره زندان، متوجهی؟

‫-اون هیچوقت همچین کاری نمی‌کنه ‫-واقعا؟

‫20 سال پیش یه موادفروش کشته شده بود

‫پلیس مطمئن بود کار تایس بوده

‫الآن داره اشتباه بزرگی مرتکب میشه

‫اون هیچوقت همچین کاری نمی‌کنه ‫هیچوقت

‫شما دخترتون رو از دست دادین

‫اما کمال بی‌گناهه، ‫پرنیله

‫از این بدترش نکن

‫تو باید بهم کمک کنی ‫من باید بدونم تایس کجاست

‫چندتا ساختمون هست...

‫یه انبار که دیگه ازش استفاده نمی‌کنیم

‫قراره خراب بشه

‫-آدرسش رو می‌دونی؟ ‫-یادم نمیاد

‫خیلی وقته ازش استفاده نمی‌کنیم

‫توی تایل‌هولمن هستش

‫شرکت حمل و نقل بیرک لارسن

‫-بله؟ ‫-داریم میریم تایل‌هولمن

‫-نیروهای ویژه‌ی پلیس آماده هستن ‫-دریافت شد. من اینجا بودم

‫-چی گفتی؟ ‫- من پیش انبار قدیمی بیرک لارسنم

‫چراغ‌ها روشنه

‫خوبه. منم دو دقیقه دیگه اونجام

‫تایس!

‫نه!

‫تایس، کافیه

‫تایس، تو رو خدا ‫دیگه بسشه

‫-تایس بیرک لارسن! سارا لوند هستم ‫-بیا. باید از اینجا بریم

‫برو گمشو

‫بشین ‫گفتم بشین

‫تایس، بس کن!

‫کمال بی‌گناهه

‫کار اون نیست

‫من کاری نکردم ‫قراره پدر بشم

‫گفتم بلند شو

‫دیگه نمی‌تونم

‫تایس!

‫گفتم بلند شو!

‫تایس! سلاحت رو بذار زمین!

‫تایس!

‫تایس! سلاحت رو بذار زمین

‫به من گوش کن! ‫بذارش زمین

‫بذارش زمین ‫کار احمقانه‌ای نکن

‫بندازش! همین الآن

‫-بندازش ‫-تایس!

‫زنگ بزن آمبولانس! ‫همین الآن

‫ما یه آمبولانس می‌خوایم ‫گفتم همین الآن!

‫نفس بکش

‫-همه اومدن؟ ‫- منتظر لیسبِت هستیم

‫-با پلیس صحبت کردین؟ ‫-خوب فکر کن

‫هیچ چیزی قطعی نیست

‫اگه به نفع تو رای بدن، ‫بازم می‌تونیم خودمون رو بکشیم بالا

‫من از یک قاتل دفاع کردم

‫چیزی برای بحث کردن نمونده

‫لیسبت اومد ‫همه اومدن

‫مایه‌ی تاسفه ولی لازم بود که ‫برای رای‌گیری به اینجا بیایم

‫برای رای به عدم اعتماد به توئلز هارتمن

‫-اجازه هست...؟ ‫-همه‌ی حرف‌ها زده شده

‫-نیازی به رای‌گیری نیست ‫-چرا، نیاز هست. دیگه در این مورد بحث نمی‌کنیم

‫من کنار می‌کشم

‫-نه، توئلز چرا؟ ‫-این کار هم...

‫امکانش وجود داره. فقط باید به صورت مکتوب ‫ به اعضای شورا تحویل داده بشه. همین

‫توئلز، باید همراهم بیای

‫بس کن. این کارا چیه؟ ‫ توئلز تصمیم گرفته کنار بکشه

‫طبق اساسنامه باید مکتوب به شورا اعلام کنه

‫همین الآن از طرف پلیس اخباری به دستم رسیده ‫توئلز، همراهم میای؟

‫این کارا اصلا در شان جلسه نیست

‫دیگه نیازی به این کارا نیست

‫شاید با من موافق نباشی، ‫ولی ادامه دادن مسخره‌اس

‫-یه اتفاق جدیدی رخ داده ‫-بس کن! دیگه همه چی تموم شده

‫اینجور که متوجه شدم، ‫کمال دیگه مظنون نیست ‫

مطمئنی؟

‫- دارم سعی می‌کنم با کارآگاه پلیس تماس بگیرم ‫-کمال سوار اون ماشین شده بود

‫میگن که مهم نیست

‫-ما نمی‌تونیم به خاطر شایعات رای‌گیری رو به تاخیر بندازیم ‫-تازه با کارآگاه پلیس صحبت کردم

‫مدارک جدیدی پیدا شده که ‫ بی‌گناهی معلم رو ثابت می‌کنه

‫فرقی نمی‌کنه. توئلز این مسئله رو ‫اصلا خوب مدیریت نکرد. ما باید رای‌گیری کنیم

‫رئیس پلیس قراره توی اخبار صحبت کنه ‫ولی خودتون می‌تونین بهش زنگ بزنین

‫کنود، نوبت توئه که نظرت رو بگی

‫کنود!

‫شاید درست نباشه الآن رای‌گیری کنیم

‫اگه چیزی که ریه میگه حقیقت داشته باشه، ‫فکر کنم بهتره صبر کنیم

‫چقدر مسخره! ‫کنود یکم جدی باش

‫ممکنه یه سوءتفاهم بوده باشه

‫توئلز، از طرف همه‌ی گروه ‫می‌خوام بگم که:

‫متاسفیم

‫میشه لطفا بهمون بگی نظرت چیه؟

‫فکر می‌کنم بهتره یکم صبر کنیم و بهش فکر کنیم

‫اکنون تمامی اتهامات نسبت به ‫فرد نمونه‌ی توئلز هارتمن برداشته شده

‫برای اون، خبر خیلی‌خوبیه ‫که پرونده به اینجا رسیده

‫ولی این موضوع رو تغییر نمیده که اون، ‫با این اتفاقات رسما فلج شده بوده

‫اون به درد شهردار شدن نمی‌خوره

‫-مردم دارن زنگ می‌زنن و بهت تبریک میگن ‫-حتی پارلمان حزب

‫برای من و توئلز، لحظه‌ی خوشحال کننده‌ای هستش

‫توئلز هارتمن یک فرد قابل اعتماد ‫برای تغییر و جایگزینی پُل برمر هست

‫به خاطر همینه که حزب سنتر در انتخابات ‫ از اون حمایت می‌کنه

‫رفتار شورا ناامید کننده بود ولی ‫این اتفاق می‌تونه به نفع تو ختم بشه

‫دلیلی برای تسلیم شدن نیست

‫معلومه که تسلیم نمیشم

‫-خبرگزاری‌ها منتظرن ‫-نه امروز مصاحبه نمی‌کنیم

‫یه کنفرانس خبری برای فردا تنظیم کن ‫بذار خبرگزاری‌ها تا فردا،

‫خوشحالی من از یک تصمیم منصفانه رو پخش کنن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left