Release info

Its My Life E91(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-04-27
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت نود و یکم

‫ اتاق عمل

‫نام جین

‫شی وو

‫(یک ماه و نیم بعد...)

‫تو کی هستی؟ چرا میگی مامانمی؟

‫نه

‫تو مامانم نیستی

‫نه

‫جین آه، جین آه

‫اون آدم… اون آدم رو ‫از اینجا ببر بیرون، جین آه

‫برو اونور

‫مدیر چویی

‫چی شده، مدیر چویی؟

‫چت شده مدیر چویی؟ به خودت بیا

‫مدیر چویی. مدیر چویی!

‫الان دیگه حالم خوبه ‫چرا باید یه روز دیگه بمونم؟

‫یه کم صبور باش

‫مراحل خوب شدنت خیلی سریع بوده

‫من تو همه چی سریعم

‫اما زود فهم نیستی

‫بیا بریم ‫باشه

‫بعضی از بیمارا بعد از پیوند کبد ‫دچار هذیان گویی میشن

‫هذیان گویی؟

‫اون چیه؟

‫میشه گفت یه جور توهمه

‫خیلی از بیمارا بعد از عمل ‫گیج میشن که کجا هستن

‫یا چرا اینجا هستن

‫بعضی وقتا آدمای مختلفی میان جلوی چشم ـشون

‫این حالت تا کِی ادامه پیدا میکنه؟

‫هذیان گویی بعد از جراحی یا عفونت شروع میشه...

‫و تا زمانی که بیمار بهتر بشه...

‫کم کم ناپدید میشه

‫لازم نیس خیلی نگران باشین

‫چیکار میتونیم بکنیم ‫که جلوی این علائم ها رو بگیریم؟

‫حتی شبا هم لامپا رو خاموش نکنین...

‫و یه چراغ غیرمستقیم رو روشن بذارین

‫که بیمار گیج نشه

‫باشه. ممنون دکتر کیم

‫میشه یه لحظه باهات حرف بزنم، جین آه؟

‫باشه

‫بیا

‫نام جین فردا از بیمارستان مرخص میشه

‫اما ظاهرا شی وو یه کم دیگه می مونه

‫حتما مادر واقعیش رو می بینه

‫چی؟ مادر واقعی؟

‫همش یه چی رو تکرار میکنه

‫میگه "تو کی هستی که میگی مامانمی؟"

‫و میگه "من مامان دارم، پس برو"

‫تو هم از این قضیه خبر داشتی؟

‫موقعی که بانگ چول سانگ اومده بود دیدنش،

‫اتفاقی فهمیدم

‫شی وو چی؟ شی وو هم میدونه؟

‫نه

‫خانم چویی نگران بود که اگه ‫مدیر چویی شوکه بشه،

‫روند بهبودیش کُند میشه ‫و ازم خواست که اینو مثل یه راز نگه دارم

‫واسه همین بهش نگفتم

‫کار خوبی کردی

‫باید وضعیتش پایدار بشه ‫پس بهش چیزی نگو

‫آره حتما

‫ممنون نام جین

‫برای چی ممنونی؟ ‫برادرا باید به همدیگه کمک کنن

‫تا مدیر چویی بیدار نشده باید برم

‫فردا قبل از رفتن بهتون سر میزنم ‫باشه

‫زود باش دراز بکش

‫قبل از خواب جایِ زخم جراحیت رو ‫ضدعفونی میکنم

‫دوباره؟

‫خیلی درد داره

‫تو یه مردی، بچه که نیستی ‫زود باش دراز بکش

‫یالا

‫اگه میتونستیم دیوار رو کاغذ دیواری بزنیم ‫و کف رو درست کنیم، خیلی خوب میشد

‫تختخواب و پرده ی جدید کافیه

‫تازه دوماد که نیس ‫چرا میخوای دیوار و کف رو درست کنی؟

‫میخوام هر کاری از دستم برمیاد ‫براش بکنم

‫راستی، ماشینِ نام جین امروز عصر میرسه

‫خانم هو، میتونم بسپرمش به تو؟

‫بله، فقط لازمه سوییچ رو بگیرم؟

‫سوییچ رو بگیر و برگه ها رو امضا کن

‫حتما برای نام جین ماشین جدید خریدی

‫شنیدم این ماشین بین جوونای این دوره ‫خیلی طرفدار داره

‫امیدوارم نام جین ازش خوشش بیاد

‫من حق ندارم نظر بدم...

‫چون تنها چیزی که برای نام جین خریدم ‫یه دوچرخه بوده

‫اما فکر نکنم نام جین از اون ماشین خوشش بیاد

‫نام جین از اون آدمایی نیس که...

‫بی دلیل از غریبه ها هدیه قبول کنه

‫غریبه؟

‫حق با توئه

‫من بدتر از یه غریبه ام

‫خدای من. چرا حرفمو...

‫اینجوری برداشت کردی؟

‫ مرکز اورژانس بیمارستان هانگوک

‫درد داری؟ بهت مُسکن بدم؟

‫نه، اونقدرا هم بد نیس

‫ممنون سونگ جو

‫بخاطر من خیلی تو دردسر افتادی

‫تقصیر خودمه که ‫با یه آدم مهربون و باملاحظه قرار میذارم

‫راستی، هنوز ندیدیشون؟

‫چی رو ندیدم؟

‫اسمتُ رویِ کُلِ دیوار نوشتم

‫چرا هنوز ندیدیشون؟

‫چرا اسممو روی دیوار نوشتی؟

‫یه تابلو توی بیمارستانه ‫که مردم آرزوهاشونُ مینویسن

‫اگه کنجکاوی برو ببینش

‫باشه

‫من میرم دیدن شی وو ‫پس تو هم برو تابلو رو ببین

‫باشه. بعدش می بینمت

‫وای، احساس بدی دارم...

‫که زودتر از تو میرم خونه

‫به لطف تو بزودی میام خونه

‫حتما داروهاتُ بخور ‫و به حرف جین آه گوش بده، باشه؟

‫نام جین، یه خواهشی ازت دارم

‫بله، چیه؟

‫شنیدم مامانم امروز...

‫میخواد خودشو تحویل بده

‫بانگ چول سانگ گفت اگه تو شهادت بدی،

‫از مامانم رفع اتهام میشه

‫ظاهرا خبرنگارا فهمیدن که چه اتفاقی افتاده

‫اگه مامانم...

‫بخاطر دزدیدنِ نوه یِ ‫رئیس هیون گانگ مجازات بشه،

‫راستش به اعتبار هیون گانگ هم...

‫لطمه وارد میشه

‫مامانم از کارایی که کرده پشیمونه

‫میدونم نمیتونی ببخشیش، اما بازم...

‫اون مامانمه

‫نمیشه لطفا کمکش کنی؟

‫نه

‫این حرفُ نزن شی وو

‫من باید خودمو تحویل بدم ‫و تاوان کارایی که کردم رو بدم...

‫تا وجدانم اونقدر راحت بشه ‫که بتونم با افتخار جلوتون وایسم

‫البته،

‫میدونم که با تحویل دادن خودم...

‫نمیتونم سی سال زندگیِ نام جین رو ‫جبران کنم

‫اما بازم باید این کارو کنم

‫کو سون گیو جلوی بیمارستان منتظرته

‫از اونجایی که برای یه مدت ‫نمیتونی رانندگی کنی،

‫ازش خواستم برای دو ماه راننده ـت بشه

‫و ماشینت رو امروز عصر تحویل میدن

‫پس فقط امروز از ماشین من استفاده کن

‫نباید این کارو میکردین، خانم چویی

‫با رضایت قلبیم اینو بهت میدم

‫پس لطفا قبولش کن

‫و سند مالکیت املاک رو...

‫گذاشتم روی میزت

‫خانم چویی

‫میدونم سرزنشم میکنی...

‫که میخوام همه چی رو با پول حل کنم

‫اما،

‫فهمیدم بعد از همه این سالها

‫این تنها کاریه که میتونم برات کنم

‫اما میخوام هر کاری از دستم برمیاد برات کنم

‫اینو از ته دل دارم میگم

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ تابلوی آرزوها

‫اسم دوست دخترم هان سونگ جوئه

‫سونگ جو لبخند خیلی قشنگی داره

‫سونگ جو صادق، رو راست،

‫و عادله

‫سونگ به راحتی گریه میکنه،

‫و باملاحظه و مهربونه

‫آرزوم اینه که من و هان سونگ جو ‫تا مدت زیادی با هم خوشبخت باشیم

‫مرخص شدنت رو تبریک میگم، مدیر آن

‫عه. تو اینجا چیکار میکنی، کو سون گیو؟

‫خانم چویی ازم خواست ‫برای دو ماه راننده مدیر آن بشم

‫لازم نکرده. سوار تاکسی میشیم

‫منم نمیخوام

‫من از قبل برای دوماه حقوق گرفتم

‫اینطوری نباشین و قبول کنین

‫از اونجایی که کبدت رو به پسرش دادی ‫این حداقل کاریه که میتونه برات کنه

‫باید بیشتر از اینا برات جبران کنه

‫ما هیچ کمکی از خانم چویی یا تو نمیخوایم

‫بذار شغلم رو حفظ کنم

‫باید پول در بیارم تا بتونم پول بابات رو پس بدم

‫فهمیدم بعد از همه این سالها

‫این تنها کاریه که میتونم برات کنم

‫اما میخوام هر کاری از دستم برمیاد برات کنم

‫اینو از ته دل دارم میگم

‫باشه فهمیدم

‫پس تا وقتی حالم خوب بشه کمکم کن

‫چشم.حالا کجا ببرمت؟

‫ببرم خونه؟

‫نه. ببرم شرکت

‫نه. حالا که از بیمارستان مرخص شدی ‫دوباره سر به هوا شدی

‫ببرش خونه. خونه

‫خیلی طول نمیکشه

‫آه، واقعا که

‫سهامم و دارایی هام رو،

‫به اسمت زدم

‫و ویلای کاپیونگ که پدربزرگت بهم داده بود رو...

‫تصمیم گرفتم بدمش به خانم یانگ

‫وقتی من نباشم،

‫اون از شما دوتا مواظبت میکنه

‫میخواستم براش یه کاری کرده باشم

‫کار خوبی کردی

‫و این...

‫هدیه من به توئه، جین آه

‫مادر

‫بعد از ثبت ازدواجتون،

‫هیچ فرصتی نداشتم ‫نتونستم بهت حتی یه هدیه بدم

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left