200 rreshtat e parë.
...آنچه در "دکستر" گذشت
دو شکارچی گنج ،امروز کشف مخوفی انجام دادن
وقتی به طور اتفاقی به چیزی که به نظر قبرستانی زیر آبی میاد
در شکافی خارج از ساحل میامی برخوردن
میدونی یعنی چی؟ یعنی ممکنه یه قاتل زنجیرهای دیگه
باشه که خیلی بدتر از قاتل کامیون یخچالیـه
قصاب بندرگاه"؟"
مطبوعات هر کی اون جنازهها رو انداخته تو آب صدا میکنه
آخرین چیزی که میامی لازم داره یه قاتل زنجیرهایِ دیگهست
سیزده و درحال افزایش
اونقدر سرشون شلوغ شده که میخوان یه استعداد خارجی بیارن
فرانک لاندی"؟" اون یه ستارهی راکه
قاتل رودخونهی سبز، تکتیرانداز واشنگتون؟ پروندهی غیرممکنی بود، اون شکستش
پس این مردیِ که بین من و صف اعدامیها وایساده
،با کمکتون هرکس این کار افتضاح رو کرده پیدا میکنیم
پس، بیاین یه شروع سریع در پرونده قصاب بندرگاه داشته بشیم
،با "دوکز" که دنبالمه
زندگیم شده همهش خیر بدون هیچ شری
پال" همش اصرار میکرد بهم"
،که تو کوبیدی تو سرش
کشوندیش به مسافرخونهش و مواد بهش تزریق کردی
پال" رو زدم تا از تو و بچهها محافظت کنم"
،ببین، اگه چیزی بینمون باقی مونده باشه
این یه سوال رو بهم جواب میدی
و حقیقت رو بهم میگی
تو یه معتادی؟
بله، یه اعتیاد دارم
اسم من "کارولاین"ـه
یه معتادم
"سلام، "کارولاین
شروع کردم مصرف قرص مسکن
بعد از جراحیِ پشتم
دیگه برای درد لازمشون ندارم
...حالا من
حالا، فقط لازمشون دارم
،و منم نوار چسب لازم دارم، 3 یا 4 رول
کیسه زبالههای دیواره ...محکمم هم داره تموم میشه
آخرین باری که چاقوهام رو تیز کردم کِی بود؟
و بعد، گواهینامهم رو از دست دادم
اشک حالا؟ تمرکز کردن اینجا خیلی سخته
چطور باید کاری رو انجام بدم؟
شوهرم میگه منو ترک میکنه اگه پاک باقی نمونم
ولی باید این کارو بهخاطر خودم بکنم
بدون کنترل به خود، همهچیز رو" "از دست دادن، تلاش برای بس کردن
...همون داستانِ آه و نالهای بارها و بارها برای
..ده دقیقه حس نزدیک 10 ساعت داره
.."لوراتبز" مصرف میکردم و "دارووست" و "پرکوست"
و هرچیزی که دستم بهش برسه
...و حتی الان
بهخاطر یه وایکودین آدم میکُشم
کم اراده
،اول فکر کردم، "انجمن ناشناسهای مخدری ".من مال اینجا نیستم
شماها معتادهای واقعی هستین
خب، جلسه چطور بود؟ همهچیو بهم بگو
،جالب بود
شنیدنِ یه داستان دوباره بارها و بارها
بدونی که تنها نیستی - دقیقاً -
کلوچه فالی گرفتی؟
فقط از اونایی که فالهای خوب داره
خب، چیزی درمیون گذاشتی یا فقط گوش کردی؟
فقط میخواستم تو دفعهی اولم متوجه جریانش بشم
...فکر کنم یادشون رفته
آه، ایناهاشن. رولهای چینی
و حامی چطور؟ یکی پیدا کردی؟
نمیخواستم هیچ کارِ عجلهای بکنم
یه رابطهی مهمیه
صد در صد
باشه، خب، بیا اتیکتِ تازه واردیت رو ببینیم
اتیکتِ تازه واردی
...آره
تا آخرش موندی، مگه نه؟
معلومه که موندم. درست تا آخرش
دروغگوی افتضاحی هستی
واسه اینکه بخوام راحت گول بخورم
زیادی درمورد برنامهی 12 قدمی میدونم، دکستر
،تا آخرِ آخرش نموندم اگه منظورت اینه
یه سری کارِ مهم واسه انجام دادن داشتم
مهم؟
چی؟ من مهم هستم؟ بچهها هستن؟
آره
بله، البته
،خب، باید بفهمی چقدر مهم
...چون اگه تو برنامه کار نکنی ...و منظورم اینه که واقعاً کار نکنی توش
...من فقط
نمیتوم دوباره این قضیه رو تحمل کنم
خیلهخب، بچهها. شام
چقدر مهم هستن؟
مطمئنم یکی که قلب داره میتونست اینو جواب بده
فردا. فردا میرم
میمونم
باشه - باشه؟ -
باشه
!آسانسور رو نگه دار
مرسی
،دیشب خوب جا خالیای دادی چراغ که قرمز شد گازش رو گرفتی
پشت سرم بودی؟
امشب میبینمت
به همهتون میرسیم
باشه، اسامیشون رو بگیر
و بیرونِ دفترها نگهشون دار تا بفهمیم چی به چیه
،"سو مکمیلان"
اون دو سال پیش ناپدید شد
اونا کی هستن؟
تمام اعضای خانوادهی هر فرد گمشدهای از یه دههی گذشته
،از جمله یه سری زنهای ناراحت ،تنها و احتمالاً مجرد
"با تشکر از ستوان "پاسکال
.تقصیر اون نیست اون گزارشکر یه عوضیه
،گروهبان؟ آره بقیهشون رو طبقه پایین نگه دار
اینجا جامون تموم شده
پاسکال" رو دیدی؟"
میدونی، "پاسکال" فقط تو دایرهای از واکنشها گیر کرده
تو ایجاد واقعیتِ خودش همکاری نمیکنه
میدونی اون کلمهها واقعاً هیچ معنیای نمیدن، درسته؟
.اطرافت رو نگاه کن، داش داره باعث بازنموندیِ حالت منفی میشه
دوباره داره میده
ببخشید، ستوان؟ - نظری ندارم -
گزارشهایی داریم که چند ده جنازه پیدا شدن
در اون منطقهی قبرستونیِ زیر آبی - چند ده تا نه -
هندونههای رئیس تو تلویزیون بزرگتر به نظر میان
.کلمهی مناسب "رئیس"ـه یه مقدار احترام نشون بده
فکر کردم دارم میدم
دوازده تا؟ بیست و چهار تا؟ - هجده یا بیشتر. ببخشید -
به خانوادهها اطلاع داده شده؟ - هنوز سعی داریم شناساییشون کنیم -
،پس اگه ببیندگان اطلاعاتی داشته باشن باید باهاتون تماس بگیرن؟
بله. باشه
خب، اینم خدمت شما
پلیس دنبال هر سرنخی میگرده که بتونه کمکشون کنه
هجده قربانیِ بیصورتِ قصابِ بندر سُرخ رو شناسایی کنند
...اگه هیچ اطلاعاتی دارین، لطفاً ارتباط
پاسکال" اصلاً مثل همیشهش نیست"
میگن که، نامزدش مخفیانه با یه شلوار دومی میگرده
همون کافی میشه
این عَن همینجا تموم میشه. بدش من
اکثر این آدمها اینجا جوابی پیدا نمیکنن
احتمالش زیاده کسایی که دوست داشتن بین چند تا انتخاب شدهی من نبوده باشن
میشه توجهتون رو به من بدین، لطفاً؟
اولاً میخوام بگم چقدر کارتون عالی بوده
در این پروندهی وحشتناک
،و با کمک بهترین شکارچی انسانِ اف.بی.آی
باید به زودی به جواب برسیم
در همین حین، کارِ این حوزه ،باید ادامهی خدمت به عموم باشه
برای همین منابعمون رو تقسیم میکنیم
مأمور "لاندی" افسرهایی که در ادامه میخونم خواستن
برای اینکه به نیروی کاریشون بپیوندن
..."سرکار "کوک
لاندی" منو کرده م.ر.آ" - م.ر.آ؟ -
محقق رهبر آزمایشگاهی
،شرمنده که سرویس شدی ولی، هی، هیچ پاشیدگیِ خونی نیست
من بودن خیلی بده
راستش، منو خارجِ رادارِ "لاندی" نگه میداره
"گروهبان "لی
..."کارآگاه "ریموس
..."سرک "پنکو
..."کارآگاه "باتیستا
!آره
اتفاق افتادنش رو دیدم
"و سرکار "دبرا مورگان
اسامیِ خونده شده مستقیماً به مأمور ویژه "لاندی" گزارش میدن
.و بیاین فراموش نکنیم پرونده گردنِ همهمونه، بچهها
بیاین چشمها و گوشهامون رو باز نگه داریم
قاتل کامیون یخچالی در مقایسه با این بابا یه تازه کار بوده
همچنین ممنون میشم اگه ستوانتون قبل از اینکه
با مطبوعات حرف بزنه با من مشورت کنه
..یه سوراخ دیگه براش درست میکنم .اگه بتونم پیداش کنم
...اثرانگشت، الیاف، مدرکِ تماسی
نه، هیچی پیدا نمیکنن
از تمام اقداماتِ سخت گیرانهی پیشگیری کنندهی "هری" پیروی کردم
اون میدونست که هیچی تا ابد مدفون نمیمونه
کُدِ اون ازم محافظت میکنه
...بازم، کاش خواهرِ خودم درحال شکار کردنم نبود
باعثِ فعل و انفعالاتِ خانوادگیِ ناجوری میشه
خب، من یه فدرالیم. کُت و شلوارم ثابتش میکنه
بقیهی کُت شلوارهای اینجا هم فدرالی هستن
...ولی کُشت شلوار یا
...پیرهنِ زشتِ مالِ هاوایی
...توهینی نشه
یه تیم هستیم
و اولین بازیمون شناسایی کردنِ اون جنازههاست
،وقتی بفهمیم کی هستن
،تمام جزئیاتِ زندگیشون رو پُر میکنیم
از نیمروی صبحونهشون تا دسرِ خامهایِ سه لایهشون
و به ارجاعاتِ غذایی عادت کنید
چون، خب، من از غذا خوشم میاد
،وینس ماسوکا" و تیمش دارن دی.اِن.اِی" اثرانگشت و سوابق دندون پزشکی جمع میکنن
بقیهمون پروندههای سرد شدهی قدیمی و فایلهای افراد گمشده رو بررسی میکنیم
همچنین، میخوام اون جماعتِ ...بیرون ازشون مصاحبه بشه
گرچه اکثرشون حروم کردنِ وقت میشن
فکر کردنِ منفی
،شما چهارتا، هرچی سریعتر خارجشون کنید
ولی کامل عمل باشید
،اگه حتی یه موفقیت به دست بیاریم ارزشش رو داره
بقیه همه، رو پروندهها کار کنید
،یادتون باشه ،هویتها میرسن به یه الگو
که میرسونتمون به آدممون
،وقتی شکار جنایتکار در جریانه فردِ مورد شکار میره خرید
،نه برای یه ماشینِ جدید
برای پروژهی بعدیم
.عملیش نمیکنم... فعلاً
.هنوز درحال کم آفتابی شدنم هری" بود روی این اصرار میکرد"
فقط دارم بخش تحقیق کردن رو از سر راه برمیدارم
No comments yet. Be the first to leave one.