One Tree Hill

One Tree Hill

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 8

Informacioni i lëshimit

One Tree Hill S08E11 Darkness On The Edge Of Town 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 11 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2026-01-04
Shkarkime: 12
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

182 rreshtat e parë.

آنچه در «وان تری هیل» گذشت

خب، قضیه این نیازِ یهویی

به رفاقت‌های مردونه چیه؟

باید واسه عروسیم یه ساقدوش پیدا کنم

کسری

ک-س-ر-ی

کسری

خیلی عالی بود

خب، بعدی

آماده‌ای؟ امانت‌دار

نیت، یه چیزی هست که هیچ‌وقت بهت نگفتم

من قبلاً ازدواج کرده بودم

قبل از اینکه من و تو با هم آشنا بشیم

اسمش سارا بود

و اون فوت کرد

سارا! هی

من اون مدیر برنامه رو به دست می‌آرم

از قرار معلوم

من همون تیپی‌ام که اون می‌پسنده

اینجا چیکار می‌کنی؟ عزیزم، این ساراست

این حرف رو نزن

کلی... سارا مرده

و دیگه هم برنمی‌گرده

و تو هم همین‌طور

باشه؟ فهمیدی چی گفتم؟

دیگه هیچ‌وقت پات رو اینجا نذار

برو بیرون

چرا با اون عکس داری؟

چون اون نیست

اون ساراست

تو هیچ‌وقت جای سارا رو نمی‌گیری

تو هم همین‌طور

حالا می‌بینیم

کوئین؟

خب، هوا بارونی و طوفانیه

و اون بیرون خیلی سرده

و در این لحظه به همه توصیه می‌کنم

که در و پنجره‌ها رو محکم ببندن و برن داخل

چون یه طوفانِ واقعاً جدی داره به سرعت بهمون نزدیک می‌شه

مدیسون، کلمه‌ی تو «سونامی» هست

سونامی

س-و-ن-ا-م-ی

سونامی

درسته

جیمی، کلمه‌ی تو «کارآفرین» هست

اوه، نه نه نه، خودش بلده

توی آخرین مقاله‌ام واسه کلاس، اینو برام اصلاح کرد

واقعاً؟ آره

کارآفرین

ک-ا-ر-آ-ف-ر-ی-ن

آر-ئی-پی

آر-ئی-اِن

یو-ئی-آر

آنتروپرونر

آره

متأسفم. اشتباهه

مدیسون، اگه کلمه‌ی بعدی رو درست هجی کنی

قهرمان مسابقه‌ی هجی کلماتِ مدرسه‌ی ابتدایی تری‌هیل می‌شی

کلمه اینه: آنتروپرونر

آنتروپرونر

ک-ا-ر-آ

ف-ر-ی-ن

کارآفرین

کاملاً درسته

عالی بودی، مدیسون

ممنون جیمی، تو هم عالی بودی

تبریک می‌گم

تبریک می‌گم! کارت حرف نداشت

خب، مقام دوم

که بهش می‌گن همون اولین بازنده

باید از خودت خجالت بکشی، می‌دونی که؟

راستش، چطوره زیر بارون تا خونه پیاده بری

و به این فکر کنی که چقدر بد گند زدی؟

پدربزرگ دَن؟

ایول، خوب گفتی

اون بالا ترکوندی رفیق

خیلی بهت افتخار می‌کنم. ممنونم

راستی، کِلی هم گفت متأسفه که نتونست بیاد و اینجارو ببینه

رفته به چندتا از مشتری‌هاش سر بزنه

و به‌خاطر طوفان نتونست به‌موقع برگرده

اشکالی نداره

ولی می‌دونم که بهت افتخار می‌کنه

خب، نظرت چیه از اینجا بزنیم بیرون

قبل از اینکه این طوفان یقه ما رو هم بگیره؟

راستش، امیدوار بودم

که بتونم با چاک و مدیسون برگردم شهر

خانم لورن گفت که اون ما رو می‌بره

سلام رفیق! وای، کارت حرف نداشت

باشه، ممنون مامان

مرسی، مرسی، مرسی

جیمی می‌خواد با خانم لورن و دوستاش بره خونه

اوه، خب، اوم

منظورم اینه که فکر کنم امشب بیرون طوفان خیلی شدیده، عزیزم

خب که چی؟ چاک و مدیسون دارن میرن

مامانِ چاک الکلیه

مامان، بیخیال. من دیگه بچه نیستم. خواهش می‌کنم

می‌دونم که دیگه

باشه، یه حق انتخاب بهت میدم

میتونی یا با چاک بری خونه

که احتمالاً همین الان پشت سرم ایستاده و داره مسخره‌ت می‌کنه

یا اینکه با مامان و بابات بری که دوستت دارن

و یه سری هم به خاله کویین بزنیم که طفلکی تنهاست

انتخاب با خودته

مرسی. فعلاً

باشه. برو خنگول کوچولو

خودت خنگولی

اه! اوه

کی بچه‌م رو برد و این هیولا رو جاش گذاشت؟

بهت گفتم باید می‌فروختیمش به بروک

قبل از اینکه تمام پولش رو از دست بده

حالیته که ما اینجا زندگی می‌کنیم، نه؟

آره، اینو می‌فهمم، چیزی که نمی‌فهمم اینه که

چرا اینجا زندگی می‌کنیم؟

اوه، نمی‌دونم. شاید چون اینجا خونه‌مه؟

خب، خونه‌ی من تو لس‌آنجلس بود

خونه‌ای که ازش گذشتم تا به تو نزدیک‌تر باشم

چون کارت اینجا بود

و مگه این خیلی بد بود؟

نه، ولی حداقل قبول کن که یه فداکاری بود

کاری که با خوشحالی به خاطر تو انجامش دادم

ولی دیگه کارت اینجا نیست

این حرفت بدجنسانه بود. من برای بدجنسی این رو نمی‌گم

دارم اینو می‌گم چون حتماً کلی

فرصت‌های بیشتری برات تو لس‌آنجلس هست

و قطعاً برای منم اونجا فرصت‌های بیشتری هست

حدس می‌زنم این ایده مامانت بود، نه؟

بیخیال، پای مامانم رو وسط نکش، خواهش می‌کنم

اوه، چطور نکشم؟

اون خودش رو می‌چپونه توی

تمام جنبه‌های دیگه‌ی زندگی ما

گفتم خواهش می‌کنم

می‌دونی، الان دیگه همه‌چیز برام کاملاً روشنه

تو می‌خواستی من شرکت رو از دست بدم

منظورت از این حرف چیه؟

یعنی، تو تشویقم کردی

که بیخیالش بشم چون اینطوری برات خیلی راحت‌تر می‌شد

که ما رو ببری لس‌آنجلس

مسخره‌ست. من... «واقعاً هست؟»

من فکـ

بروک، به من نگاه کن

من... فکر کردم اونجا خوشحال می‌شی

ولی اگه نمی‌خوای اسباب‌کشی کنیم اونجا، مشکلی نیست

ما فقط

شاید مجبور باشیم زمان بیشتری رو دور از هم بگذرونیم

چیز زیاد مهمی نیست

بروک، کجا داری می‌ری؟ بیرون طوفانه

اتفاقاً خیلی هم مهم هست

بروک

لعنتی

پس تا فردا برنمی‌گردی؟

نه، حالم... حالم خوب می‌شه

هرچند واقعاً از طوفان بدم می‌آد

بدجوری منو می‌ترسونن

کلی؟

کلی، هنوز هستی؟

منم دوستت دارم

«حالش خوبه.» بیرون اوضاع خیلی داغونه

شاید بهتر باشه یه زنگی به لورن بزنم و آمارشو بگیرم

که چی؟ توی این هوا موقع رانندگی حواسشو پرت کنی؟

«حالش خوبه هیلی، خودت که شنیدی.»

اون دیگه بچه نیست

چرا هست. اون همیشه برای من یه بچه‌ست

رانندگی برات سخت نیست؟

نه، راستش من این‌جوری دوست دارم

ما لحظات جالب زیادی داشتیم

زیر بارون، من و تو

هوم، جالب

اوه! اوه! صبر کن

خوبی؟ آره

چی بود؟ «باشه.»

باید نفوس بد می‌زدم، نه؟

ام، ای بابا، خیلی خب

تو به امداد خودرو زنگ بزن

منم به لورن زنگ می‌زنم

گوشیم اصلاً آنتن نمی‌ده

آره، واسه منم همین‌طور. لعنتی

انگار باید لاستیک عوض کنم

«اوه، نه!»

کاش با خانم لورن می‌رفتیم

هوامو داشته باش

«باشه.»

«موفق باشی.»

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left