Mistari 200 ya kwanza.
قسمت 17
اتفاقي از اينجا رد ميشديم
ولي وقتي ديديم ماشيناي پليس دارن ميان، کنجکاو شديم که چي شده
اوه، ميفهمم
چيزي ديديد، خانم؟که داشتيد فرار ميکرديد؟
اون به خاطر اينکه اولين باره صحنه ي جرم ميبينه شوکه شده
اون تو بخش سرگرميه
چه يونگ شين
چه يونگ شين
فعلا بيا بريم
اون مردي که روي زمين افتاده بود حتما مُرده
بايد کساي ديگه اي هم باشن
فعلا بيا بريم. بيا بيشتر از اين اينجا نمونيم
کسايي ديگه اي هم بودن ولي من نديدمشون
داري به چي فکر ميکني؟
سرده
چه يونگ شين
!جي آن! جي آن
حالت خوبه؟ها؟
برگشتي؟
مُرده؟ مطمئني؟
همونجا درجا مُرده
يعني، آخرش، قبل از اينکه پارک دونگ چول بميره چيزي نگفت؟
راسته که يه نوار از شهادت پدرت وجود داره؟
اون گفت هست
اون آشغال، اگه ميخواست اينجوري بميره لااقل قبلش بايد کمکمون ميکرد
ولي ... وقتي داشت ميمرد يه چيز عجيبي گفت
چي؟
. 3... 9... 1...
چي؟
3... 9... 1...
چي؟
3, 9, 1.
شماره س؟ 391؟
نميدونم
همين؟
آره، همين
...و ... اون اومد
...منُ ديد
خدافظ
هيونگ، به آدمام ميگم اون احمق بونگ سوکُ بگيرن
بذار من با اون حرف بزنم تو هم با يونگ شين حرف بزن
هي، اون گفت بعدا بهم ميگه گفت وقتي موقع ش شد
بعدا کي؟ وقتي خرساي قطبي منقرض شدن؟
آه، واقعا که! وقتي حرف بچه ها ميشه
هر چي بيشتر بهشون فشار بياري بيشتر چيزي نميگن چون بچه نداشتي نميدوني
سلام
هيونگ ، اين شبيه همونيه که يونگ شين همش در موردش حرف ميزنه و وقتي تو تلويزيون نگاش ميکنه ذوق ميکنه
اوه، خوش ... خوش اومديد
چرا اومديد اينجا؟
اين بابامه
اين سونبه مه، رئيس سام دِي
سلام، من کيم مون هو هستم
اوه، من پدر يونگ شين ـم
هنوز بهشون نگفتي؟- نه، هنوز-
الان نميتونيم بگيم؟ تا درست بتونم باهاشون احوال پرسي کنم
ها؟ ايني که گفتي احتمالا منظورت احوال پرسي به عنوان دوست پسرشه؟
...بابا- وايسا، يه لحظه وايسا-
...بذار خوب فکر کنم. حالا بونگ سوک و داريم و اين آقا که ميخوان درست احوال پرسي کنه
من... مادر واقعيمُ پيدا کردم
اون زنده س و خيليم مريضه
به خاطر همينم نميتونم بگم که دخترشم
اون منُ پيدا کرد
من از وقتي بچه بودم پدر مادر واقعي يونگ شينُ ميشناسم
حتي روزي که يونگ شين دنيا اومد ديدمش
باباي واقعيم خيلي وقت پيش فوت کرده
و اسمم، اوه جي آن ـه، بابا
...خيلي وقت نيست که فهميدم. ميدونم بايد بهت ميگفتم
...خب... نميدونستم از کجا بايد شروع کنم
..به خاطر همينم
معذرت ميخوام، بابا، که الان دارم بهت ميگم
3, 9, 1. 391.
پارک دونگ چول توي هنرکده ي دانش آموزي زندگي ميکرده که اونجا شماره اتاق نداره
صندوق اداره ي پست يا اتاق امانت چطور؟
فقط به خاطر391، بايد کل صندوقا و اتاق امانتاي توي کره رو بگرديم؟
هي! الو؟
ها؟
خيلي بين حرفات فاصله ميندازي. تماسمون مشکلي داره؟
من؟
داري به چه يونگ شين فکر ميکني؟
چرا؟ ميترسي بهت شک کنه؟
پس فقط بايد بهش بگي. دقيقا هر اتفاقي که افتاده
بهش زنگ بزن. شماها که با هم راحتين
پس من ميرم
سو جونگ هو
اوه، سلام
هي، پارک بونگ سو
جونگ هو
? با خاطره اي از ديدار تو، رويايي که مثل يه دروغه ?
? هنوزم اينجا منتظرتم ?
سو جونگ هو ? چون دارم ميلرزم، نميتونم حرکت کنم ?
اون آدم ? وقتي منُ ميبيني ?
فکر کنم بهتره اسم سو جونگ هو مخفي بمونه
و ... ديگه چيو برات قايم کنم؟
? لحظه اي که تو برگشتي ?
? چرا اينقدر ازم دوري ?
داري چکار ميکني؟ ? چرا اشک هام سرازير ميشه؟ ?
منتظر تلفنم ? چرا اشک هام سرازير ميشه؟ ?
چه يونگ شين ? چرا اشک هام سرازير ميشه؟ ?
لااقل بايد يه بار ديگه زنگ بزني ? دوستت دارم. فقط تو رو ?
زود باش همه چيو بپرس ? دوستت دارم. فقط تو رو ?
جونگ هو ? دوستت دارم. فقط تو رو ?
جواب همه سوالاتُ ميدم ? براي من هيچ کس ديگه اي جز تو نيست ?
تو خوبي؟ ? براي من هيچ کس ديگه اي جز تو نيست ?
کار تو نيست، مگه نه؟ ? حتي اگه نميتونم لمست کنم ?
تو کي هستي؟ ? حتي اگه نميتونم بغلت کنم ?
اگه نپرسي، نميتونم جواب بدم ? حتي اگه در خلوتم گريه ميکنم، اشکالي نداره ?
? هميشه دنبالت تو ميگردم ?
? فقط تو ?
ميخواي بميري؟
اوه ته وون امروز صبح آزاد شد
کافي نيست
چون ممکنه از کشور خارج بشه، يه حکم قانوني براش صادر شده، ولي
کسي که ضمانتشُ کرده آدم بالا رتبه ايه
اتهام به خاطر نداشتن شواهد کافي رد شده
مظنوني که به عنوان تنها مظنون دستگير شد اقرار کرده؟
تا حالا که پارک کي جونگ ادعاي حق سکوت کرده
فکر نکنم آسون باشه
اون خوب بلده تو اينجور مواقع چطوري رفتار کنه
راستي... براي اونکار
ميشه يکم بهمون کمک کنيد؟
کسي که ايندفه وارد خونه ي پارک گي جونگ شده
و همه ي مدارکُ جمع کرد
و اونا رو با پارک کي جونگ تحويل ما داد، همه چي پيچيده شد
ميشه الان بهمون معرفيش کنيد؟
از چيزي که گفتيد خجالت نکشيديد؟
به هر حال، دقيق نميفهمم چي داريد ميگيد، بازرس يون
ديشب يه قتل اتفاق افتاده
توي کليساي جامع مادر مقدس
اون فايلي که گرفتم
هموني که شما مدارک رو برامون ليست کرده بوديد
فقط يه پيشکش بود تا مدرک
من شاهد هيچي نبودم
ولي اين فايل عجيبه
مدارک زيادي توش هست
قرباني اي که ديروز به قتل رسيده پارک دونگ چول ـه
درست قبل از حادثه، گفتن يه نفر داشته دنبالش ميگشته
يه مرد بيست و اندي ساله، با عينک که کلاه سرش بوده
اون حتي هنراي رزمي فوق العاده اي هم بلد بوده
خب، بدون هيچ پرس و جويي
خيليا هستن که با پاي خودشون اومدن گزارش دادن و تصديق کردن
شما فرضيه اي براي اين داريد؟
واي. اونا همه چيو زير و رو کردن
اين يعني، شديدا دارن دنبال اون نوار ميگردن
فکر ميکني ممکنه اونا زودتر بهش برسن؟
آجوما، بيست سال زمان زياديه ، مگه نه؟
خيلي زياده
و در طول اون ممکنه اون نوارو با خودش اينور اونور برده باشه، ممکنه هر موقعي يه نفر اونُ خواسته باشه
اونجوري که من فهميدم، اين آقا يه زندگي دوره گردي داشته
به نظر من، نوار تو اين اتاق نيست
پونصد وون شرط ميبندم
من 5000 وون شرط ميبندم که اون دروغ گفته
يه ميليون وون براي اينکه نوار وجود داره
چيزي فهميدي؟
واقعا عجيبه
نوار شهادت بابام به پليس
"يعني، محتواش واضحه، "من يه نفرو کشتم
"نه . من کسي رو نکشتم
خوب که چي؟
انوقت، چيش مهمه؟
....چيه اين مهمه که يه نفر بيست سال پيش قبل از مرگش چي گفته
ببين. اينو نگاه کن
اونا تا اينجا پيش رفتن که يه نفرو به خاطرش بکشن، و چرا؟
گفتي سوجوئه، آره؟
چي؟
چيزي که به مُرده ميدن
تو ... نميخواي بري دنبال نوار بگردي، نه؟
به خاطر من، اون مرد اينجوري شد
درشُ باز کن
باز کردم
و يکمشو بريز
ريختم
و يکم بخور و
خوردم
و اگه ميخواي چيزي بگي، بگو
گفتم
...بايد ميپرسيدي 391 چيه
همه ي راه ها بسته شده چون اون مُرده
حالا که راه ها بسته شده- اينکارو نکن-
بايد برم بالا. حالا ديوار باشه يا حصار
اينجوري ميتونم در امان باشم
گفتم اينکارو نکن
اوه، هوي! هوي
دو نفر پياده دارن تعقيبم ميکنن، يه ماشينم پشتشون هست
چکار کنم؟
وقتي يکيشونُ گرفتم، بايد بپرسم،"تو کي هستي"؟
يا بايد بذارم همراهيم کنن؟ ها؟
آجوما؟
آجوما، داري چيزي ميخوري؟ چرا جواب نميدي؟
...جونگ هو، ميدوني
چيه؟
فعلا، ميتوني يه نفس عميق بکشي؟
دم و بازدم
براي چي؟
اوه ته وون آزاد شده
شواهد کافي، اون پاکه
و توي تلفن چه يونگ شين
يه ردياب گذاشتم
انگار يکي که اينُ نميدونه داره ازش استفاده ميکنه
هنوز حرفم تموم نشده
No comments yet. Be the first to leave one.