Mistari 200 ya kwanza.
سلام.
- رسیدی؟ - دارم میرسم.
آب و هوا واسه آخر هفتهمون اصلاً همکاری نکرد.
اشتباه میکنی. هوا خیلی هم عالیه.
من عاشق بارونم.
بجنب، واست سورپرایز دارم.
دارم میجنبم.
پس بیشتر بجنب. سورپرایزت ساعت ۷ باید بره.
سورپرایزم چیه؟
۵ تا زن تازه اومدن. دوتاشون صندلی ماساژ دارن.
انگار امروز روز ماساژه.
عالیه.
نیمه پر لیوان رو ببین.
خب؟
نمیدونم. هنوز چیزی به ذهنم نرسیده.
خب، این هم از نیمه پر لیوان.
وقتی داره با صورتت ور میره، لازم نیست حرف بزنی.
آدم سه روز با این دختر که تنها باشه،
هر دروغی که بهش بگه، یادش میمونه.
حقیقت رو بگو، فقط اسامی و مکانها رو عوض کن.
سوالا رو با سوال جواب بده، بعدش هم خوب به حرفاش گوش کن.
مفهومه.
نه، «مفهومه» غلطه.
خواسته خودش بوده تا تو رو بشناسه.
باید خطر این کار رو درک کنی.
خطرش رو درک میکنم.
حالا معلوم میشه.
هی کروز، ما همه نکات لازم رو یادداشت کردیم
پس واسه دفعه بعدی برگه تقلب داشته باش، خب؟
اگه دفعهی بعدی در کار باشه.
سلام.
گزارشگیر همین حالا تو کاخ سفیده.
کاخ سفید؟ واسه چی؟
حالا کی مسئول گزارشگیریه؟
هنوز نمیدونم. میام دنبالت.
تو ماشین درموردش حرف میزنیم.
جلسهام به کاخ سفید منتقل شده.
خودم شنیدم.
از کی؟
اگه فرقی میکرد بهت میگفتم.
میدونی کی تو این جلسهاس؟
خودت نمیدونی؟
تو لانگلی رو که میدونستم مسئول گزارشگیری کیه.
خب، این رو بدون که رئیسجمهور نیست.
رئیسجمهور رو که میدونم.
آدم که مسیر اتوبوس رو با راننده اتوبوس هماهنگ نمیکنه.
فقط بهشون میگی کجا رانندگی کنن.
وزیر امور خارجه سفرش به لهستان رو لغو کرده.
گه توش.
کی به تو زنگ زده؟
ما که از این کارا نمیکردیم. تماسش محرمانه بود.
خیر سرم زن کوفتیتم.
اما قوانین برای همه یکسانه.
اگه چیزی بدی، چیزی هم گیرت میاد.
میخوای با سکس معامله کنی؟
نه، میخوام چیزی بهت بدم که با تموم وجودت دنبالشی.
چیزی که کمکت میکنه.
مشاور امنیت ملی ازت میپرسه
که رفتی سن آنتونتو یا نه.
برای گرفتن جواب این سوال لازم نبوده به تو زنگ بزنه.
نخیر.
نگرانن.
چه جورم. نگران دهنلقیان.
میخواستن بدونن من در جریانم یا نه.
حالا نوبت منه.
توی کوادرو پترول... یه جاسوس هست.
پشمام، کیت. گفتی یه چیز بدردبخور میگی.
جاسوس خودمون نیست.
از کدوم کشور؟
مال کشور خاصی نیست. عضو یه گروهه.
- کدوم گروه؟ - بیشتر مثل یه شرکت مادره.
واسه یه اطلاعات داری حسابی از مغزم کار میکشیها.
چون سوالای غلط میپرسی.
نه کشوره و نه ایالت.
میگی که یه گروهه.
وقتی میگی شرکت مادر، یعنی کلی شرکت کوچیک دیگه هم هستن...
بلندترین ساختمونهای نیویورک کدوم دوتا ساختمونن؟
الان؟
یکیش مرکز تجارت جهانی و اون یکی هم برج سنترال پارک.
بیدلیل نیست که یه همچین گروههایی
تو بلندترین ساختمونهان.
- جاسوس مدنظرت اونه. - جاسوس مدنظرم اونه.
یه جور...
بانکی که ما بهش میگیم بانک تروریستهاس رو اداره میکنه.
جالبه.
مطمئن نیستم به چه دردیم میخوره.
البته که به دردت میخوره.
وقتی دستگیرش کردیم به دردت میخوره چون با گرفتنش
نفتی به ارزش ۸۰ میلیارد دلار رو
از بازار سیاه به بازار آزاد برمیگردونه.
داره دیرم میشه.
کیت، فکر میکنی که برگردوندنش
به بازار آزاد اتفاق خوبیه.
نیست؟
به گمونم بستگی داره از چه جنبهای بهش نگاه کنی.
جنبهی کی؟
حالا ببین کی داره سوالای غلطی میپرسه.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
"فصل یک - قسمت شش"
مترجمین: «محمدعلی sm و امیر فرحناک»
خوش برگشتین خانم عدید.
- مچکرم. - چمدونهاتون تو صندوقه؟
سبک سفر میکنم.
یعنی همینطوری...
میشه برم تو؟
- خواهش میکنم. - مرسی.
زارا!
باید عجله کنیم وگرنه وقت نمیشه همه کارا رو بکنن.
همهکارا یعنی چی؟
حالا میفهمی.
بیا دیگه.
تف بهش.
کاش میدونستن خوشگل شدن چقدر درد داره.
کاش خودم میدونستم.
چندوقت یه بار از این کارا میکنی؟
دفعه اولته میای سالن ماساژ؟
خیلی پیش آدمها نیستم.
دوست ندارم کسی بهم دست بزنه.
یعنی دفعه اولته به صورتت رسیدگی میشه؟
آره.
اما گرمابه رو که رفتی.
نه.
یعنی چی که نه؟
پولدار نیستیم.
تو کویت که پول خرید داری.
عموم پول داره.
و واسه این که من رو به حراج بذاره، مجبوره یکمش رو خرج کنه.
باکلاسترین شامی که تاحالا خوردم با تو بوده.
اولین سفرم با جت هم با تو بوده.
اولین باری هم که سوار رنجروور تخمی شدم هم با تو بوده.
ببخشید، نمیخواستم فحش بدم.
به گمونم خدا به تو خونواده اشتباهی داده.
شاید هم روزی که به دنیا اومدی تو بیمارستان جابجا شدی.
همه اون چیزا حقت بودن.
به گمونم عموت شخص درستی برای پیدا کردن شوهر واست نیست.
شاید شغل جدید خودم همین باشه.
اما یکم مشکله، چون برای تو یکی مثل احسان پیدا نمیشه.
یه آدم رویاپرداز لازم داری.
اما رویاپردازها پول ندارن.
طوری نیست، یه رویاپرداز پولدار برات پیدا میکنم.
باید یکی باشه.
خوشتیپ و پولدار و رویاپرداز بودنش رو قول نمیدم
اما دو سه نفری برات پیدا میکنم.
پول واسم مهم نیست.
چون تاحالا نداشتی.
مرد رویاهات رو برام توصیف کن،
که موقع خرید بدونم دنبال چی بگردم.
امم... مهربون باشه.
توانا باشه.
به اعتقاداتش پایبند باشه.
برام مهم نیست چه عقایدی داره.
هرچی که باشه فقط بهش پایبند باشه.
به من پایبند باشه.
وقتی حرف میزنه تو چشمام نگاه کنه.
قیافش چطوری باشه.
کوچیکترین اهمیتی نداره.
پس فکر کنم خودت هم رویاپرداز باشی.
تاحالا تا این حد تو زندگیم
احساس ناخوشایندی نداشتم...
و این نشونه چیزیه.
این کار واسه آروم شدنه.
بعدش هم پوستت مثل خورشید میدرخشه.
اگه این برات ناخوشاینده،
پس گِل و لای رو چی میگی؟
گل و لای؟
حالا آروم شدی؟
خانم.
کمکتون میکنم دوش بگیرین.
لیف و حوله داخل هست.
همهجای آدم میره، مگه نه؟
اوه! گندش بزنن!
آره...
از اون دوش بزرگاس.
فسقلی نیست.
دیگه مطمئنم حمام بخار رفتی.
آره، رفتم.
قبلاً بوکس کار میکردم.
بوکس؟ بوکس دیگه چیه؟
همون مولاکیما.
آهان، مبارزه رو میگی؟
معلومه که کار کردی.
اون کبودیها برای همین بود؟
چندساله کار نکردم،
اما وقتی میکردم، باید عرق میکردیم تا وزن کم کنیم.
باید قبل وزنکشی حسابی لاغر میکردیم،
و قبل مبارزه، تموم آب رو به بدن برمیگردوندیم.
تاحالا حمام بخار رفتم.
البته تاحالا ندیدم تو خونه باشن، اما آشنایی دارم.
با این حال...
.بهخاطر تصادف نبود
کار یه مرد بود.
چرا گذاشتی باهات این کار رو بکنه؟
من نذاشتم کاری بکنه.
مردا با کتک زدن شروع نمیکنن.
با هُل دادن و سیلی شروع میکنن.
بعدش مشت میزنن و بعد کتک میزنن.
اگه کتک خوردی یعنی خودت گذاشتی
چون موقع سیلی خوردن فرار نکردی.
آخرین کتک بود.
No comments yet. Be the first to leave one.