முதல் 200 வரிகள்.
دارم بازنشسته میشم، برن
آره، باشه
تا دوباره لباس فرم نپوشم، دستبردار نیستی
اگه اشتباهی کنم که باعث بشه صدمه ببینی چی؟
به یه دختر ۱۶ ساله میخوره
بیلی تسوسی همین الان از سنت کاترین فرار کرده
توی ایستگاه تجاری با یه پسر جوون ناواهو دیدنش
پسرعموش، آلبرت گورمن
فقط اینو میدونم، اگه با آلبرته، تو دردسر افتاده
رستوران رد هاوس. بیلی همین الان اونجاست
پلیس قبیله ناواهو
خوش اومدی خونه
میشه یکی دیگه از اینا واسم بیاری؟
نه
باشه
چی فکر کردی؟ فکر کردی یه روزه پیداش میکنیم؟
سه روز گذشته، بیلی
خستهام. باید پیداش کنم
دیگه نمیدونم کجا رو بگردم
لعنتی، بیلی، باید پیداش کنم
شماها اون پایین حالتون خوبه؟
خوبیم
فکر کردم گفتی تو کار بیمهای
همینطوره
پس اون اسلحه رو واسه چی میخوای؟
به تو هیچ ربطی نداره که واسه چی
باشه. پس بدون من برو
ببینم چطوری پیش میره
الاِی جای خطرناکیه، خب؟
محلههایی که باید واسه کار برم
میدونی دیگه، اونا
باید حواست به خودت باشه
از وقتی منو از اون مدرسه آوردی بیرون
همهش گفتی برای پیدا کردن لروی به کمکم نیاز داری
ولی باید بدونم چه خبره
ببین
این چیزیه که ازت میخوام، تنها چیزی که ازت میخوام
کمکم کن پیداش کنم
من و لروی میریم
همین و بس
شاید منم بخوام باهات بیام
شایدم دعوت نباشی
یعنی میخوای منو برگردونی به اون مدرسه؟
چرت نگو، آلبرت
بلند شو. همین الان بلند شو
یالا راه بیفت
ساکت باش. ساکت
چی شده؟
همه چی درست میشه
فقط... فقط هیچ صدایی در نیار
سلام، آلبرت
اینجا چیکار میکنی؟
سانی فرستادتت؟
مکنیر؟
کی؟
لطفاً با من بیا. همین الان
فکر نکنم بیام
براتون منو بیارم، عزیزم؟
نه، ممنون
قصد نداریم زیاد بمونیم، مگه نه آلبرت؟
با من بیا
من هیچجا با تو نمیام
چرا، میای
میریم یه دوری بزنیم
ببین، لروی قرار نیست چیزی بگه، خب؟
منم همینطور. دیگه واسه این حرفا دیر شده
هر کی هم که باهاته رو میبریم
هیچکس با من نیست
آلبرت، این میلکشیک تو نیست
یالا
لعنتی
برو، برو
برون
برو، برو، برو! برو
برو، برو، برو
اوه. اوه، لعنتی
برون بیلی، برون
دارم سعی میکنم
آخ، تیر خوردم
متاسفم، بیلی
فقط دووم بیار
پسره که صاحب اینجا بود
اسمش لوسیوس بود
خودش و زنش، گلادین
سال اول کارم باهاش آشنا شدم
منو کشوندن اینجا
چون یه نفر توی حمومش سکته قلبی کرده بود
لوسیوس بدجوری ترسیده بود
تا حالا جسد ندیده بود
همهش بهم میگفت میترسه
میترسه دچار بیماری روح بشه
که روح اون مرده
تا ابد توی رستورانش گیر بیفته
و عذابش بده
با اینکه خودش "دینه" نبود
اون موقعها منم ترسیده بودم
قبلاً جنازه دیده بودم ولی
چهار سالِ لعنتی بود که این نشان رو داشتم
تا اینکه با اولین پرونده قتل روبرو شدم
حالا دیگه انگار هر روز
تحمل کردنِ این همه سخته
متاسفم که ازت میخوام
دخل پُره. قفل گاوصندوق هم سالمه
پوکههای کالیبر ۳۸. و ۹ میلیمتری پیدا کردم
تبادل آتش از درِ ورودی شروع شده
و تا اینجا ادامه پیدا کرده
به نظر میرسه کسی قصد داشته گورمن رو بکشه
ولی به جاش دو تا آدم بیگناه رو زده
هم گلادین و هم لوسیوس دو تا گلوله خوردن، درست وسط بدنشون
غیرممکنه بتونی اونطوری شلیک کنی
اون هم وسط اون همه تیراندازی، مگر اینکه آموزش دیده باشی
پس یه آدمکش حرفهای اومده به رستوران ردهاوس
توی کاینتا، تا گورمن رو خلاص کنه
شاید توی الاِی سربه سر آدم اشتباهی گذاشته
و اونا هم تا اینجا تعقیبش کردن
آره، خب، کسی یه دختر رو از مدرسه فراری نمیده
و بعدش بیارهاش به یه رستوران
اون هم اگه فکر کنه کسی دنبالشه
خب، به هر حال با دو تا مشکل روبرو هستیم
اول اینکه، یه مجرمِ سابقهدار داریم
با حداقل یه زخم گلوله
که با یه دختر ۱۶ ساله متواری شده
و دوم، یه آدمکش احتمالاً حرفهای داریم
که یه جایی همین اطرافه و حدس میزنم
میخواد کار رو تموم کنه
من میرم بیمارستانها رو چک میکنم
نه. "چی" میتونه اون کار رو بکنه. میخوام تو با من بیای
خب، این پروندهی "چی" هست
اون باید باهات بیاد
باشه
این رو میبینی؟
آره
ماشینِ تیرانداز کلی مایع رادیاتور از دست داده
نمیتونه خیلی دور شده باشه
رادیاتورش خالی شده
ولی خب، اینجا کلی جا واسه قایم شدن هست
آره، ولی اون قایم نشده. دنبال گورمن میگرده
حالت خوبه؟
صحنهی بدی بود اونجا
وقتی داشتی با برن حرف میزدی، به نظر میرسید که
آره، من
خوبم
طبیعتِ کاره دیگه
حالا گل و لای نیار تو
شبت چطور بود؟
اوه، بد نبود
چیز خاصی نبود
تو یه ساعت گذشته کسی اینجا اومده
یا حوالی اون با یه وانتِ داغون؟
ای بابا، اینجا فقط وانتای داغون میان و میرن
این یکی احتمالاً جوش آورده بوده
رانندهاش هم احتمالاً خیلی عجله داشته
نه، وانتی که جوش آورده باشه ندیدم
ولی یه خانمی حدود نیم ساعت پیش اومد
و یکم مایع خنککننده خرید و راه افتاد
و کف مغازهام رو گلی کرد
پس یه زن بود؟
اوهوم، آره
قدبلند، موهای بلوند که سفت پشت سرش جمع کرده بود
یه جوری هم حرف میزد
چطوری؟ مثلاً لهجه داشت؟
نه، فقط یه جوری بود
اون زنه چی سوار بود؟
چیزی سوار نبود
پیاده اومد تو و پیاده هم رفت بیرون
فکر کردم یه جایی ماشینش خراب شده
و زیاد هم خوشبرخورد نبود، واسه همین چیزی نپرسیدم
از کدوم طرف رفت؟
رفت بیرون
ممنون
میتونی دستور بازداشت یه زن قدبلند و بلوند رو صادر کنی
اینجاها از این جور زنها زیاد پیدا نمیشه
چی، صدامو میشنوی؟
اونجایی، چی؟
آره. بگوشم
برن خبر داد
خبری از گورمن توی بیمارستان اسکاربورو یا بخش نیست
آیاچاس چطور؟
نفر بعدی که میره سراغش همونه
دیروز یه زنی توی ایستگاه تجاری بود
قدبلند و بلوند
وقتی داشتیم میرفتیم، از پنجره داشت ما رو میپایید
فکر میکنی همونی باشه که دنبالشیم؟
توی دنیایی که زنهای قدبلند و بلوند زیادی نداره
ممکنه خودش باشه
برن رو بردار و شروع کن به گشتن متلها
من هم "آیاچاس" رو چک میکنم
هر چی زودتر پیداشون کنیم بهتره
سلام
هلن، سلام
جو
دنبال یه مجروح گلولهخورده میگردم که
ممکنه اومده باشه اینجا، آلبرت گورمن
اینجا همچین موردی نداشتیم
یه دختر ۱۶ ساله چطور؟ بیلی تسوسی
دانشآموز سنت کاترین؟
مگه چیکار کردن؟
تو دردسر افتادن
اگه سر و کلهی جفتشون پیدا شد، ممنون میشم بهم خبر بدی
حتماً
No comments yet. Be the first to leave one.