முதல் 200 வரிகள்.
آنچه گذشت...
باورم نمیشه مکس رو دزدیدن
باید دنبالش بگردین - یکم کمک میخوایم -
دوست دختر تیلاک و بچهاش رو دزدیدی
کجان؟ - از کجا بدونم؟ -
لطفاً ولمون کن - اگه دوست پسرت با چیزی که -
انتظار میره پیداش شه، میتونیم صحبت کنیم
پول رو بنداز و برو
اه!
واقعاً میخوایم از "کانادا" بریم؟
اوضاع تغییر میکنه. زندگی همینه
درسته ولی چرا؟
یه چیزی رو بابا از ما پنهون میکنه؟ - آلیشیا میدونه -
چی ازش میدونی؟
تحقیقات میکنم - باشه -
اصلاً رونالد رو چطور پیدا کردی؟
با سندیکا یه معاملهای کردم
خلاصش میکنم
ببین منو مجبور به چه کاری کردی
نتونستی به حال خودم ولم کنی
هی - هی -
تموم شد
لیندور در چه وضعه؟
حالش خوب میشه
فیبی و اسکارلت چی؟
رفتن
غیر ممکنه - پیداشون میکنیم -
و همین که از ولف بازجویی کنیم
اطلاعات بیشتری گیرمون میاد ولی برای تو همه چی تموم شده
هی
ترتیبش رو دادی
خستهام
بیا برسونیمت خونه
فقط آروم باشین، قربان
حالتون خوب میشه
ولف لگارسکی کجاست؟
تو راه بیمارستانه. باشه؟
صدامو داری؟
اسکارلت و دختره
کجان؟
چی؟
این چیه؟
باید گندکاریهات رو جمع کنیم
گندکاری من...
معاملهات رو یادته؟
آره
اشتباهاتی شد
بیشترمون اصلاً موافق آزمایشت نبودیم
شکست نخوردم
من شکست نخوردم. تلاش کردم... تلاش کردم
اسکارلت
کجاست؟
ها؟
نمیدونم
آدم خوش شانسی هستی
گلوله به هیچکدوم از اندامهای حیاتیات نخورد
زنده میموندی
الان چی میشه؟
جان میلتون سلام رسوند
نه! نه، نه!
: مترجم « SubMatrix »
« آسـمـان بیـکـران »
برو. منتظرت میمونم
مکس، برای همهی اتفاقاتی که افتاد خیلی متاسفم
آره
دزدیده شدن اونطور که بقیه میگن باحال نیست
بریجر، الان وقت این حرفا نیست
چشم
میدونی، همش فکر میکنم
اگه موقع پرتاب کردن اون سنگ از لبه کوه
آرزو نمیکردم اتفاقی توی شهر بیفته...
و من بودم که سنگ رو بهت دادم
منم کیفها رو برداشتم
اساساً من کار اشتباهی نکردم
بهجز اون ماشین فرار؟
آره، راست میگی
دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه. نه؟
خب، شاید این تابستون ببینیمتون
ما رو فرستادن مدرسه شبانه روزی
از کجا معلوم؟
شاید با چندتا دختر آشنا شدم
نه اینکه شما دختر نباشینا
شما دخترای کاملی هستین
دقیقاً مثل خانوما
شاید حتی جذابترین دخترایی که تا حالا دیدم
بریجر! چرا به چشم اشیا دخترا رو میبینی؟
آخرش قراره تو زیرزمین من زندگی کنی و کنسرو گوشت بخوری
و تو پادکستت مردم رو شکست بدی
عالیه. عجب
مرسی که بهم باور داری. منم دوست دارم، آبجی
ام...
به گمونم بازم میبینمتون
بریجر، بیا - باشه -
میبینمتون
خب...
خب... من دیگه باید برم
مامانم منتظره
باشه
هی، احساس غریبگی نکن
میدونی، اگه کمکی چیزی خواستی رو من حساب کن
میدونم
میتونم باهات بیام
منظورم اینه، اگه مامانت اجازه میده
باشه
بر اساس اجرای آزمایشی
باید بتونیم 4 هزار قرص در ساعت تولید کنیم
زیاد بد نیست
این فعالیت کاملاً تحت کنترلمه
آره، عالیه بشینی و ببینی تانیا همه کارها رو میکنه
خنده دار بود
اولین محموله تقریباً کی آماده میشه؟
تا فردا صبح باید آماد شه
کارت حرف نداره
بابا از یکیمون میخواد نظارت کنیم
آره، اون یه نفر باید تو باشی
جداً؟ شاید بهتر باشه با بابا دربارهاش حرف بزنیم
تو میتونی ولی به من گفته با دیتریک یه صحبتی داشته باشم
تازه فهمیدم
خب، کاری که بهم گفته شده رو دارم انجام میدم
چیزی از آلیشیا دستگیرت نشد؟
نه هنوز ولی ته و توش رو در میارم
میخوایم نهار بخوریم. تو هم میای؟
به دوستدخترم، پریتی، گفتم براش پرونده درست کنه
عالیه
نگامون کن
شبیه "کایل لاوری" و "کووای لنارد" شدیم
این چیزای ورزشی پسرونهست؟ - تنها قهرمانی انبیای -
تو تاریخ کاناداست
تو دیگه چطور کانادایی هستی؟ - من فقط کانادایی نیستم -
من "دسی" ام. بخشی از "دیاسپورا" (جوامع دور از وطن)
باشه، هرچی تو بگی. فقط توپ رو پاس بده به من
بازم حرفای ورزشی. واقعاً برام مهم نیست - پاس بده، من میگیرم -
شوت میکنم و تموم...
اصلاً برام مهم نیست - چی؟ -
از تمام حرفات متنفرم
دیدم این بیرون گوش وایساده
منظورت چیه؟
چه توضیح دیگهای براش داری؟
مثلاً، ول میگشتم
باشه. رن، میشه خلوتی باهات صحبت کنم؟
حتماً
گاوچرون خودمه
چندش
با یه تیر دو نشون زدم
اینو چطور گیر آوردی؟ - دیگه سوال نکن -
راه و روشهای خودم رو دارم - خب، چقدر جذاب بیان کردی -
خب، حالا چی میشه؟
خب، پاداش میگیری و تمجید میشی
باشه. تو این مدت چیکار کنم؟
اوه
اولین محمولهمون تقریباً کارش تموم شده
میتونی به دانو و تانیا کمک کنی تا همه چی خوب پیش بره
باشه؟
ببین. اشتباه برداشت نکن. خوشحالم کَسی سالم و سلامته
کَسی اصلاً خوب نیست - درک میکنم -
و رونالد پرگمن مُرده. همین چیز خوبیه
ولی نباید بدون گزارش بری کاری انجام بدی
این یارو، باب، هنوز فراریه
قاتل و آدمرباست
کَسی دوست منه
و تو صحنه جرم دیگه برای من کاری نمونده بود
ولی دیگه همکارت نیست، جنی
پاپرنک همکارته
میدونم
خوبه. دوباره فراموش نکن
چون در حال حاضر، تمرکز ما روی بولارهاست
اگه وضعیت رو تحت کنترل در نیاریم، تصویری بدی ازم نشون میده
و همچنین من
تاب هستم
خیلی خب، آدرس رو براش بفرست. الان راه میافته
همکارت بود
موقعیتی از آدمرباتون پیدا کرده
بعداً بهت زنگ میزنم
اوضاع چطوره، پسرا؟
نیکس، هریس، صدامو دارین؟
طبقه اول خالیه
انگار یه زیرزمینی داره
میریم پایین
سلام
شنیدم کَسی دخل پرگمن رو آورد
بعداً در جریانت میذارم
افرادمون رو فرستادی داخل؟
دو نفر
وای، پسر
هویت هستم. چی شده؟ خالیه؟
آره ولی یه چیزی رو باید ببینین
جریان چیه؟
چیزی پیدا کردین؟
میشه اینطور گفت
یادته دنبال یه رفیق خاص بودی که
از داستانهات خسته نشه؟
بچهها
پیداش کردیم
ها ها
آره، خیلی خنده دار بود
ببریمش برای پوکر بازی. نظرتونه؟
بچهها، خیلی خب، جمعش کنین و برگردیم
یه جای کار میلنگه
چرا؟ چی شده؟
یالا. باید بریم
No comments yet. Be the first to leave one.