முதல் 200 வரிகள்.
آنچه گذشت...
به یه دلیلی ازم خواستی شام بریم بیرون
بهم بگو چی میخوای
برای نزدیک شدن به کَسی ازت مشاوره میخوام
دو قلوی ریک لگارسکی مربی سگه؟
ولف یه جورایی "گورو" هست
رونالد هیچ پیشرفتی نشون نداده
پس از یه در دیگه وارد شو
رونالد، رونالد، رونالد
من میخوام کمکت کنم
میشه کمکم کنی مواد مخدرا رو بریزم دور؟
یه ایدهی بهتر دارم. موادا رو میفروشیم
هفتهی قبل، مکس گفت یه آدم عجیبغریب ترسناک رو تو ون دیده
به راه رفتن ادامه بده - !دیدمتون -
آه!
یالا! بیا بریم!
سلام، تانیا
لطفا به من آسیب نرسونین!
پول شما دست من نیست. لطفا ولم کنین
دست سم بود. حالا مسئولیش برعهدهی توئه
اون پسر بچهای که چند روز پیش
اومده بود یه جرمی رو گزارش کنه رو یادته؟
فرمی که امضا یا پُر نکرد. درسته؟
بریجر رایان - !کمکم کنین -
من دزدیده شدم!
!جلو نیا - !لطفا عجله کنین! لطفا! نه -
به نظرم تانیا تو این منطقه نگه داشته شده بود
من تو راه واگن چرخدار ساختمانسازی دیدم
یه مشکلی داریم
اون عجیبالخلقه تو ونه. چیکار کنم؟
تو میتونی
: مترجم « SubMatrix »
«آسـمـان بیـکـران»
میبینی؟
یه نفر اون داخله
بریم یه نگاهی بندازیم
لطفا شلیک نکنین!
ببخشید. تو رو با یه نفر دیگه اشتباه گرفتیم
زهره ترک شدم
صبر کن
همونی هستی که تو غذاخوری پای هاکلبری سفارش داد؟
درسته
آره، اون پای روزمو ساخت
خب، این اسلحهها برای چیه؟
خب، من کَسی دوول هستم
ایشون همکارم، جری کندی، هستن
تو یه غذاخوریای نزدیک به اینجا یه حادثهای اتفاق افتاد
صاحبش به قتل رسید. باور داریم مظنون هنوز
با یه خانوم گمشده آزاده
وای نه. پس شما دوتا پلیس هستین؟
بازپرسهای خصوصی
داشتیم منطقه رو میگشتیم
جادههای زیادی نیست
اولش چراغا و بعدش ماشینت رو دیدیم
کاملا درک میکنم
خب، اینجا چی کار میکنی؟
خب، اکثراً زمین میکنم... اونجا زمین میکنم
آره، قراره یه اسخر بشه آخر کار
آره. مجوزاش مشکل دارن
شرکت کمک کرد تا متوجهش بشم
امشب ساعت از دستم در رفت. برای همین...
اشکال نداره خیلی سریع یه نگاه به دور و اطراف بندازیم؟
البته. چیزی جز گرد و خاک نیست
چیزی پیدا کردین؟
نه. هیچی. همونطور که گفتی
خیالم راحت شد
مشکلی هست؟
اشکال نداره یه نگاه به داخل واگن بندازیم؟
خب، درهم و برهمه. همونطور که گفتم، شب زنده دارم
آره، فقط میخوایم مطمئن بشیم - خب، اگه یه قاتل اون تو میبود -
من حتما میفهمیدم
من حواسجمعم
ولی بفرمایین. راحت باشین. بفرمایین
بهتون که گفتم درهم و برهمه
کمک دیگهای ازم برمیاد؟
نه. چیزی نیست. فقط خواستیم مطمئن شیم
مرسی
بهتره اینجا تنها نباشی
آره، خودمم داشتم همین فکرو میکردم
مرسی
شب بخیر
رفتن؟ - فعلا که آره -
نمُرده - ولی انگار مُرده -
گازم گرفت - مطمئنی؟ -
فقط بیهوشش کردم
فکر کنم
فکر میکنی یا میدونی؟
میتونی کل صبح بکشیش
ولی قرار نیست دربیاد
این دیگه چه کوفتیه؟
انزجاریه
گردن بند خاصیه
اگه تقلا کنی، تنگ میشه
وقتی خواب بودی، انداختم گردنت
درش بیار
فقط خودت میتونی درش بیاری
قطعا فیزیکی نمیتونی
فقط با اعتماد سازی قابل انجامه
به این میگی اعتماد؟
اگه جات بودم، حواسمو بیشتر جمع میکردم
دستگاه حساسیه
حتی صبرو تحمل منم حدی داره
اینقدر منو تهدید نکن - تهدید، نیت رو میرسونه -
این...
یه قوله
رونالد، این دیگه آخرین تلاشه
برای هردومون
لطفا
درش بیار - ازت میخوام موفق شی -
یالا
بیا بریم یه قدمی بزنیم
رونالد، برای نجات دادنت به زحمت زیادی افتادم
افرادی که تو و برادرم براشون کار میکردین
قانع نبودن باور کنن که تو ازشون در رفتی و
تا آخر عمرت تو جنگل زندگی میکنی
نمیخواستم بذارم پیدام کنن
میدونستن کجا بودی
ولی بعد من وارد شدم
در ازای زندگیت یه معاملهای کردم
تا حالا چیزی ارزشمندتر از آبرو و خوش نامی یه آدم
خرید و فروش نشده
اسم لگارسکی لکه دار شده بود
همونطور که برادرم ازت بهعنوان وسیله استفاده کرد تا لکهدارش کنه
منم ازت بهعنوان وسیلهای برای بهبودش استفاده میکنم
خب، مامانم کاتولیک بود
مفهوم توبه رو بهم یاد داد
میتونم نیایش "درود بر مریم" بخونم و با تسبیح رزاری دعا کنم
و بعدش میتونیم از شر این بازیای مسخره خلاص شیم
من دنبال یه چیز عمیقتریم نسبت به اینکه
رو زانو بشینی و زیر لب طوطیوار دعا کنی
من تولد دوباره میخوام
یه رونالد جدید
من همینطوری که هستم مشکلی نداره
مرسی
نه، نیستی
فقط هنوز متوجه نیستی
تو این سالها، به موجودات زیادی تو مزرعه جون دادیم
و کلی هم ازمون گرفته شده
بدون درد
اکثراً طبیعی
انگار غمگین و مایوسی
برای بازی و هرهر خندیدن اینجا نیستیم
سعی دارم کمکت کنم
جالب بود که از مادرت حرف زدی
مامان من... عجیب و غریب بود!
ولی ریک رو خیلی دوست داشت
جلوی چشمش نمیتونست دست از پا خطا کنه
مامانت تورو دوست داشت؟
باور داشت که من توانایی دارم
ادامه بده
ولی من شکست خوردم
به پتانسیلم نرسیدم
حست رو درک میکنم
یه جوری نگاهم میکرد که از چشماش
ناامیدی رو میدیدم
میدونی چرا موفق نشدی؟
فکر کنم بهخاطر امیالم
بذار حدس بزنم... دوربین امنیتی نداره
اینجاها زیاد جرمی اتفاق نمیفته
طرف حتما همه مشتریاش رو به اسم میشناخته
نمیدونم این شهرستان داره به کجا کشیده میشه
قبلا داخل مغازه همه کلاه برمیداشتن و برای خانوما در باز میکردن
لطفا و ممنون
حالا دیگه همه چی به گوه کشیده شده
نظرت چیه این صحبتا رو بذاریم برای بعد؟
اینجا دارم یه روندی رو حس میکنم. عقلانیم هست
چون مامانم اسمشو گذاشته بود...
اگه منظورت کمتر حرف زدن
و تمرکز کردن روی کاره، گل گفتی، معاون
متوجه شدم، خانوم - خانوم هم نگو -
نمیدونم چی صدات بزنم - هویت" چطوره؟" -
برخلاف تربیتمه که یه خانوم رو با اسم خونوادگیش صدا بزنم
ولی برای تو، استثنا قائل میشم
هویت - مرسی -
سلام
چیزی پیدا کردین؟
محل ساختمانسازی که یه مایل بالاتر از جاده
مدیرش رو دیشب دیدیم
اسمی گرفتین؟ - نه -
ولی تو شهر دیدمش. گفت تازه اومده اینجا
چه فکری میکنی؟
ازین تصادف خوشم نمیاد
آره، منم همینطور
محل رو گشتیم. چیزی پیدا نکردیم
باشه. خب، اگه تانیا با پای پیاده بود
سگها با روش جستجوی شبکهای رد یه چیزی رو میگیرن
میفهمیم از کجا اومده و از همونجا شروع میکنیم
میشه صحبت کنیم؟ خصوصی
چی شده؟
به نظرم باید با تراویس صحبت کنی
اگه اطلاعاتی دربارهی کسی که کارتل فرستاده داشته باشه
شاید تو بتونی ازش بکشی بیرون
من سعی دارم حد و مرز شغلی مناسبی رو حفظ کنم
اونوقت چطور برات از آب دراومده؟
باشه
باشه ولی اگه قبول نکنه دیگه کاری ازم ساخته نیست
باشه
ای خدا
چه خبره؟
چی شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.