Criminal Record

Criminal Record

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Criminal Record S01E04 WEB H264-RBB
கருத்துரை வழங்கியவர் Farahnak

குறிச்சொற்கள்

web
720p
720
x265
x264
1080
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
XviD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-01-24
பதிவிறக்கங்கள்: 55
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫از همۀ عزیزانی که بعدازظهر سه‌شنبه

‫حوالی پارک راون‌تری حضور داشتن، ‫عاجزانه تقاضای کمک می‌کنیم

‫اگه چیزی یا کسی رو دیدید، ‫و یا حرفی و نقلی به گوشتون رسیده،

‫حتی کوچک‌ترین موارد، ‫خواهش می‌کنیم با ما درمیون بذارید

‫با شمارۀ پشتیبانی تماس بگیرید

‫تمامی خطوط محرمانه‌‌ان

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- از مامانت بپرس، خب

‫می‌خواست ببینه چه خبره

‫هرکسی مستحق امنیت و آسایشـه...

‫- سلام ‫- سلام

‫- ممکن بود این اتفاق برای خونوادۀ شما بیفته ‫- تلویزیون من یه جور دیگه‌ست

‫امکانش بود که الان بچه‌های شما ‫قربانی این حادثه بشن هیچ عذری...

‫- تا جایی‌که یادمه حالت از پلیس جماعت به‌هم می‌خورد ‫- دخترم رو که دوست دارم

‫خوبه که فهمیدم

‫...در هر جامعه‌ای

‫- متشکرم، گروهبان لنکر ‫- قبلاً همۀ نمایش‌های مدرسه‌ش رو تماشا می‌کردم

‫- مامان و نمایش؟ ‫- گروهی دیگه

‫خیلی ضایع‌ست ‫کارش چطور بود؟ خوب بازی می‌کرد؟

‫خب، کاملاً شفاف بود ‫صدای خیلی بلندی داشت

‫- باید با فاصله می‌نشستی تا کَر نشی ‫- وای، مامان

‫وای، بیخیال شید دیگه توروخدا

‫آیزک تموم بچگیش رو اونجا گذرونده ‫آخه کلاً عاشق اون پارک بود

‫هر روز تو راه برگشت از مدرسه، ‫همیشه دستم رو می‌کشید و می‌گفت:

‫«توروخدا مامانی. یه پنج دقیقه بمونیم. ‫فقط پنج دقیقۀ دیگه.»

‫خب مامان‌جون مو، ‫بگو ببینم مشکلت با پلیس چیه؟

‫- بله، پسرم... ‫- من مشکلی نـ...

‫- خیلی از شما متشکرم ‫- خب، چی می‌گید بهش...

‫- موضوع بابابزرگته ‫- ...ممنون که وقتتون رو در اختیار ما گذاشتید...

‫به یه سنی که رسید، ‫هر روزِ خدا یه داستانی براش درمی‌آوردن

‫فقط هم... می‌دونی... ‫کلاً هدفشون مسخره‌بازی بود

‫- مامان ‫- چیه؟ باید بدونه دیگه

‫- الان وقتش نیست ‫- وای، بس کن توروخدا

‫نظرت چیه تا خونه برسونمت؟ ‫بیا بریم

‫می‌دونی فرق تو با بابا چیه؟ ‫هیچ‌وقت ندیدم هی راجع‌به این موضوع حرف بزنه

‫آره، واقعاً هم همینطور بود

‫بی‌دغدغه با همه‌چیز کنار اومد ‫و هیچ شلوغ‌کاری‌ای هم نکرد

‫همین رفتارش کُفرم و درمی‌آورد

‫واسه چی باید می‌‌رفتی ‫و یکی از اون‌ها بشی،

‫- هیچ‌وقت تو کَتـم نمی‌ره ‫- من سعی داشتم...

‫فکر کردی می‌تونی تغییرشون بدی

‫ولی یادت باشه، ‫هیچ کوفتی رو نمی‌تونی تغییر بدی

‫تایید می‌کنم که شخصی رو دستگیر کردیم،

‫و این اتفاق رو می‌شه ‫دستاوردِ بزرگی تلقی کرد

‫به اتفاق سرپرست‌های انجمن‌ها ‫در حال پیشروی هستیم،

‫در همین لحظه، ‫همکاران عزیزمون در تکاپوی بررسی پرونده‌ان

‫متشکرم. همونطوری که اطلاع دارید، ‫همچنان آیزک در وضعیت وخیمی قرار داره

‫تحت مراقبت‌های عالی بیمارستانه...

‫«ســوءپیشینه» ‫

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫جیسون

‫شاهدی داریم که دیده اسلحه به دست بودی

‫توی فیلم‌های مداربسته‌مون هست ‫که داری اسلحۀ مدنظر رو می‌اندازی دور

‫فقط سؤالم اینه که، ‫چطوری به دستِ تو رسیده؟

‫کسی دادتـش بهت؟

‫آره، تیر خورده، نه؟

‫جیسون، در نظر داشته باش ‫که می‌تونی از حقِ...

‫تیر اشتباهی به پسرک خورد

‫اصلاً نمی‌خواستم قاتی این ماجرا بشه

‫فقط می‌خواستم رقبا رو بترسونم

‫یعنی با باندِ رقیبت در بحث‌وجدل بودی؟

‫اگه بتونم زمان رو به عقب برگردونم ‫و چیزی رو عوض کنم...

‫پس داری اعتراف می‌کنی ‫که به آیزک ویتلو شلیک کردی؟

‫بله

‫همینطوره

‫بسیارخب، جمع شید

‫با مسئولین آزمایشگاه صحبت کردم

‫گلوله‌ای که به آیزک خورده، ‫با اسلحۀ جیسون مطابقت داره

‫بسیارخب، قدم بعدی چیه؟

‫خب...

‫تو نه

‫جون

‫- به نوار بازجویی گوش دادی؟ ‫- بله

‫خب؟

‫به نظرم گزارشات بالستیک ‫به همراه اعترافش...

‫با «خدمات محافظت از کودکان» درمیون می‌ذاریم، ‫تا مراتب قانونی طِی بشه

‫خیلی‌خب

‫باورت شده؟ منظورم، اعترافشه؟

‫آره. خب، آره متقاعد شدم، آره.

‫آره، ولی الزامی به اعتراف نبود ‫خیلی راحت به‌ همه‌چیز اقرار کرد

‫بچه‌ست خب، فقط ۱۷ سالشه

‫آره، ولی چند بار دستگیر شده؟

‫- هفت ‫- هفت

‫هفت‌بار

‫هیچ‌کدومش قتل عمد نبوده

‫ولی خیلی خونسرد و آروم بود همه‌چیز رو خیلی شُسته رُفته بیان کرد

‫خب، شاید می‌گه الان همکاری کنم...

‫زودتر دستگیر بشم، اعتراف کنم ‫تا مجازاتم تخفیف بخوره

‫آره

‫مطمئنی از این بابت؟

‫خب، انصافاً فرضیه منطقی‌ایه

‫انصافاً؟

‫متوجه منظورت شدم

‫خب اعتراف، همیشه مثل آبِ روی آتشه

‫معیار استانداردیه

‫هیئت منصفه که اعتراف رو می‌پذیره ‫کار پسره هم تمومه

‫هجده سالشه، ۲۰ سال بعدی هم به فنا می‌ره ‫با این مسئله مشکلی نداری؟

نه

‫آره

‫مدرکمون اسلحه‌ست

‫که مالِ جیسونه

‫جیسون ریو عضو یک بانده

‫آخه آدم بره به یه بچه توی پارک شلیک بکنه،

‫حاضره اسلحۀ کوفتیش رو پیش خودش نگه داره؟

‫خب، ظاهراً این پسره نگه داشته

‫بسیارخب

‫درسته که تفنگ دستش بود

‫ولی آیا خودش ماشه رو کشیده؟ ‫یا که امانتیِ رفیقش بوده؟

‫آخه ببینید، سریع برای فرار از دستگیری، ‫از جادۀ کنون جیم زد

‫وقت جور می‌کنه که یه زنگ بزنه،

‫به مدت ۳۴ ثانیه با یه شمارۀ ثبت‌نشده‌ای ‫که دیگه در دسترس نیست تماس می‌گیره

‫آدم واسه‌ش سؤال پیش میاد که، ‫«به کی زنگ زده یعنی؟»

‫به کی واقعاً؟

‫می‌دونید این پرونده به چشم من چه حکمی داره؟

‫اینکه یه بچۀ ۱۷ ساله،

حق‌السکوت گرفته و تهدید شده ‫که یه سری اعترافاتی داشته باشه

‫هفتۀ بعد می‌بینمت

‫[آخرین بار چهارشنبه در خیابان هایزلین ‫حوالی ساعت ۱۰ شب دیده شده]

‫ ‫

‫ترجمه و تنظیم از ‫«iredprincess و امیر فرحناک»

‫الو؟

‫من دیدمش، اون زن رو می‌شناسم

‫واسه چی فکر می‌کنی عکس خانمی که ‫توی آگهیـه، همون آدمیه که شما دیدی؟

‫اینجا نوشته، شمال کشور، توی ریو گرنده

‫گفت که شغلش چی بوده؟

‫- گمونم، خدمتکار بود ‫- می‌دونید کجا کار می‌کنه؟

‫نه، ولی کارش رو دوست داشت ‫توی یادگیری زبان بهش کمک می‌کرد

‫بعد دوست‌پسرش بهش گفت که استعفا بده

‫دوست‌پسرش؟

‫یه آقای انگلیسی بوده ‫دختره که باهاش هم‌خونه می‌شه...

‫- دیگه خبری ازش نشد ‫- درسته

‫خاطرتون هست اسمش چی بود، خانم اودیناکا؟

‫کارلیتا؟ کارلا؟ کارلا بود

‫مطمئنید که همون خانمه؟

‫خیلی‌خب...

‫تابستون پارسال یه دورهمی باهم داشتیم و...

‫ایناهاش، خودشه ‫پشتم وایساده

‫سلام، شما با تیم تحقیق و پرس‌وجو تماس گرفتید

‫سلام، بابت تیراندازی پارک راون‌تری تماس می‌گیرم

‫منظورم همونیه که خبرش توی تلویزیون پخش شد ‫و داشتن راجع‌بهش صحبت می‌کردن؟

‫- با چشم‌هام دیدم که به اون بچه شلیک کردن ‫- بسیارخب

‫چند نفر ضارب دیدید؟

‫دو نفر

‫یکی‌شون سیاه‌پوست بود ‫که پشت فرمون نشسته بود

‫ولی اون یکی دیگه، کسی که شلیک کرد ‫سفیدپوست بود

‫یکی با شمارۀ پشتیبانی تماس گرفت

‫- جد ‫- بله قربان؟

‫نوبتِ توئه. یالا بیا

‫خیلی‌خب

‫ما خبر داریم که تو ماشه رو نکشیدی

‫ولی اگه بگی کی شلیک کرده، ‫ما امنیتت رو تأمین می‌کنیم

‫سمعک‌لازمید؟ ‫گفتم من شلیک کردم دیگه، نگفتم؟

‫ما یه شاهد عینی داریم

‫این دار و دسته...

‫آدم‌های بی‌رحمی‌ان

‫یهو سروکله‌شون از ناکجاآباد پیدا شد، ‫شروع کردن به دستور دادن به ما و موی دماغمون شدن

‫هدف‌شون بدست گرفتن همه‌چیزه ‫و نمی‌ذارن کسی به گردِ پاشون برسه

‫یعنی این رقابت بر سرِ قدرته؟

‫بیخیال. اگه به گوششون برسه ‫که همچنان دنبال مُجرمیم،

‫حالا چه درست چه غلط، ‫تاوانش رو تو باید بدی

‫یا شاید هم خونواده‌ت

‫شاهد جزئیات کوچکی رو در اختیارمون گذاشت

‫کجاییه؟ ارمنی؟

‫آلبانی؟

‫ترک؟

‫تُرکه پس

‫شما ساکن همینجایید؟

‫بسیارخب، ما داریم روی ‫حادثه‌ای که چهارشنبه ۲۸ام ماه...

‫رخ داد، تحقیق و بررسی می‌کنیم

‫دنبال یه آقای ترک‌زبانیم ‫متشکرم

‫سلام آقا. درمورد حادثه‌ای که توی پارک

‫به سر اون پسرک اومده‌ست

‫هر اطلاعاتی واقعاً کمک کننده‌ست

‫- سلام. بله، شما... ‫- چی هست؟

‫سلام، آقا. این اطلاعیه بخاطر ‫اتفاقیه که توی پارک رخ داده

‫دنبال یه آقایی هستیم که ترک‌زبانه

‫نه. داستان چیه؟

‫- اینجا چیکار می‌کنید؟ ‫- برای کمک اومدم

‫همیشۀ خدا پلیس افتاده اینجا

‫صرفاً اومدیم تا جایی که می‌تونیم ‫اطلاعات بدست بیاریم

‫همیشه می‌ریزید اینجا

‫- مزاحم آسایشمون می‌شید. چرا؟ ‫- برید عقب. نخیرم، اینطوری نیست.

‫ما با شما کاری نداریم ‫لطفاً خونسردی‌تون رو حفظ کنید

‫از این طرف، لطفاً

‫- آروم باشید، برید سر کارتون ‫- هی!

‫اگه سؤالی دارید از ما بپرسید، خب؟

‫ممنون بابت همکاریتون

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره

‫- مطمئنی؟ ‫- بله

‫«دن مک‌کیبِ» «اِلتهام» رو یادت میاد؟

‫۱۷ سال آزگار بهشون خدمت کرده

‫حالا بخاطر چهارتا پیامکِ نمی‌دونم، ‫مثلاً تهدیدآمیز...

‫گرفتن از کار برکنارش کردن

‫ببین کیم، اصلاً چه ربطی داره؟ ‫من کار و زندگی دارم

‫الان وقت ندارم راجع‌به دنِ کوفتی

‫که واسه هر خراب‌شده‌ای هم هست، ‫صحبت کنم

‫راستش رو بخوای، ‫منتظر اون روزم رفیق

‫دوره زمونۀ بدی شده

‫من منتظر یه تماسم، کیم

‫بگو ببینم، داستانِ مزخرفاتِ ‫کنفرانس مطبوعاتی چیه؟

More Farsi Persian subtitles for Criminal Record

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left