முதல் 200 வரிகள்.
افتخار رقص میدین؟
زانو بزن
زانو بزن
زانو بزن
خب؟
از من نمیترسی؟
میترسم. خیلی هم میترسم
بچههای سربی
سریالی الهامگرفته از وقایع واقعی
۱۹۷۴ ژوئن
سیلیزیا نگین درخشانی روی نقشه لهستان است
منطقهای که زمانی عقبمانده بود، امروز به سوی مدرنیته میتازد
درست مثل موشکی که به فضا پرتاب شده باشد
شاید به همین دلیل است که نماد این منطقه
ورزشگاه فضایی «اسپودک» است
سیلیزیا خانه چهار میلیون نفر است
پس دیدن این چهرههای خندان جای تعجبی ندارد
چرا که آنها در اینجا خوشبختی را یافتهاند
و جایگاه خود را روی زمین پیدا کردهاند
از زمین گفتیم؛ هرچند زیر زمین چیزی نمیروید
اما اینجا همهچیز در حال شکوفایی است
معادن سیلیزیا رونق دارند و هر روز طلای سیاه بیشتری استخراج میکنند
صنعت ذوب فلزات هم شکوفاست و تولیداتش هر سال ۷ درصد بیشتر میشود
پس جای تعجب نیست که این منطقه فوقالعاده
میزبان دبیرکل کمیته مرکزی باشد
حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، لئونید برژنف
رفیق برژنف، سیلیزیا منتظر شماست
نوشابه پرتقالی
کارخانه ذوب فلزات شوپینیتسه به نمایشگاه روز شوپینیتسه خوشآمد میگوید
مامان، باید برای نونها پول اضافه بدیم
چرا؟ اینجا زده ۱۶ زلوتی
اون فقط پول سوسیسه
فکر کنم برای هر دوتاش باشه. مثل توی عکس
مامان، خواهش میکنم
اگه خریدت رو کردی، راه رو نبند
من منتظر دوتا سوسیس و دوتا نونم
خوشحال شدی؟ خیلی. ممنون
دوتا سوسیس و دوتا نون، مثل همین خانم
کجا موندی پس؟
میخواستن سوسیسها رو بدون نون بهمون بفروشن
حدس بزن مامان چیکار کرد
یعنی اگه کسی بخواد سرت کلاه بذاره، هیچی نمیگی که یه وقت شر نشه؟
تو چی؟
من؟ اگه کسی بخواد سرم کلاه بذاره، اجازه میدم که شر نشه؟ آره، میدم
واقعاً که ناامیدکنندهای
تو هم وقتی عصبانی میشی، خیلی ماه میشی
سرباز برای آزادی لهستان جنگید
معدنچی و کارگر فلزکار قدرت آن را خواهند ساخت
کارول
دکتر! یکی دکتر خبر کنه
یه بچهست! دکتر
برید کنار، خواهش میکنم
لطفاً اجازه بدین رد شم
بذارید رد شم! من دکترم! یولا
این کیه؟ همون دکتر جدیده است
بهم فضا بدین، لطفاً
فقط از حال رفته
اولین باره که غش میکنه؟ نه. یه ماه پیش هم اینطوری شد
دکتر میگه کمخونی داره و باید ویتامین بخوره
پس چرا الان اینطوری شد؟
فقط عادی نفس بکش
باید آزمایش بده. چیزی نیست
تو نمیدونی؟
شاید یه متخصص توی بیمارستان بدونه
یه مشاور یا یکی مثل اون
اینا رو میبینی؟ آره، کثیفن
سه روز پیش تمیزشون کردم
و این؟
و این؟ فقط یه ماهه اینجاییم و اینا همین الان خشک شدن
یولا
درخواست دادم که به یه درمانگاه دیگه منتقلم کنن
عالیه
دیرم میشه برای بیمارستان. فعلاً
صبح بخیر. صبح بخیر
بیا اینم این
صبح بخیر. صبح بخیر
پرونده پزشکی کارولک تافیس که خواسته بودی
اینم مریضهای امروز. چطور میتونی اینطوری زندگی کنی؟
من مجبورم هر سه روز یکبار پنجرههام رو بشورم
من هر روز میشورم
مریض رو بگم بیاد تو؟
بله
این چیه؟ خدای من
چرا زودتر نیومدی؟
گذاشتم سگ لیسش بزنه، خانم دکتر
گذاشتی سگ لیسش بزنه؟
عادیه خب
الان که دیگه قرون وسطی نیست
لطفاً این رو ضدعفونی کنید. منم یه آنتیبیوتیک مینویسم
شیمک ۱۱ سالشه ولی انگار ۸ سالشه. کمخونی داره
نزدیک کارخونه ذوب فلزات زندگی میکنید؟ بله. توی تارگوویسکو
کارول تافیس هم اهل اونجاست
مردم اونجا رو معاینه کردید؟
دکترِ قبل از شما
هر چند روز یه بار یه بچه کمخون رو به درمانگاه ارجاع میداد
ارزیابی اجتماعی هم انجام داد؟
دکترها هیچوقت پاشون رو توی تارگوویسکو نذاشتن
چرا نه؟
من از کجا بدونم؟
میترسیدن
یا عیسی، مراقب باش
صبح بخیر
بیا. فقط یه ذره دیگه مونده
صبح بخیر، خانم یاسیسکا
خدا قوت، ویسیا
خب. دختر جون؟
پسرا نمیذارن باهاشون فوتبال بازی کنم
پسرا، بذارید اونم بازی کنه
صبح بخیر
برگردیم، خانم دکتر؟
طبقه بالاست
اونجا
سلام. من دکتر وادوفسکا-کرول هستم
میخوام پسرتون رو معاینه کنم. برای چی؟ اون که سالمه
همین چند وقت پیش بیمارستان بود
خانم ووزنیاک، خانم دکتر داره تمام بچههایی رو که
اخیراً بیمارستان بودن معاینه میکنه
بعدش هم میریم پیش خانواده پیرتک. بفرمایید تو پس
نفس بکش
نفست رو حبس کن
رومان از کارخونه یه حواله تلویزیون گرفته
وقتی بازیه، همه مردا میان اینجا
دهنت رو باز کن
وزن، ۲۸ کیلو
قد، ۱۲۰ سانت. ماه ژوئن
سالشه ولی انگار ۶ سالشه ۱۱
دندونات رو ببینم. خوبه
نقص مینای دندان
مامان، میتونم برم؟ آره، برو
خب خانم دکتر، حال پسرم خوبه؟ کمخونی به این زودیا خوب نمیشه
بهتره بهش جگر بدین. ترجیحاً نیمپز
لب به اون نمیزنه خانم دکتر
لعنتی. خیلی وحشتناک بود
خدا قوت ووزنیاک. باید خجالت بکشی
جلوی بچهها اینطوری سر و صدا راه انداختی
این خانم کیه؟ من دکتر هستم آقا
بیا تو هم یه قلپ بزن دکتر
دیوونه. ودکای خوبیه ها
باید نگران بچهت باشی
حال کارولک خوبه؟
بیا بریم
شارماخ با سر به توپ ضربه میزنه. گل
این بهترین بازی لهستانه
نفس بکش
نفست رو حبس کن
حالا بده بیرون. یه کم صدای قلب شنیده میشه
دهنت رو باز کن
باز کن کاشکا
زبونت رو نشونم بده
سبزیجات میخوری؟ خیلی، خانم دکتر
از باغچه پشت خونهمون
ممنون کاشکا. مامان، من رفتم استخر
کاشکا رو هم با خودت ببر. سلام
یا مسیح. باز دوباره؟ گفتم ببرش
نمیخوام
هر چی مامانت میگه گوش کن. باشه
همین بود خانم دکتر؟ بله
ممنون خانم پیرتک. مراقب خودتون باشید
خدا به همراهتون. خدا نگهدار
ای وای. خانم دکتر
هر یه دقیقه انقباض داره. پاها باز
پاهات رو بیشتر باز کن. نفس بکش
نگه دار و... حالا زور بزن
محکم زور بزن! همینه
یه کم استراحت کن. خوبه. چندتا نفس عمیق بکش
خوبه
یکی دیگه. نفس بکش و محکم زور بزن
زور بزن! چشمات رو نبند
سرش معلومه! آروم باش، داری خیلی خوب پیش میری
سرش رو میبینم. یه کم استراحت کن. خوبه
آخریشه. به من نگاه کن. چشمات رو نبند، باشه؟
و... و
آره! اومد
آره
خوبه. قیچی. با ودکا
قیچی، زود باش! باشه
دارم میام
قیچی! اومدم
بیا
چرا گریه نمیکنه؟
زود باش
چرا گریه نمیکنه؟
اوه خدای من
چرا گریه نمیکنه؟
کجا بودی این همه مدت؟
پرسیدم کجا بودی این همه مدت
فردا میبینمت
فردا میبینمت
و از اونجایی که رفیق استاندار، زینِتِک میزبان این بازدیده
پیشنهاد میکنم که خودِ رفیق استاندار
کسی باشه که به رفیق برژنف خوشآمد میگه
با یه سخنرانی به محض ورودش به ورزشگاه اسپودک
و بعد رفیق گرودزین
از رفیق برژنف دعوت میکنه تا از کارخونه منتخب بازدید کنه
بسیار خب آقایان. تمومه
فقط باید تصمیم بگیریم
که رفیق برژنف اول از کدوم واحد بازدید کنه
من پیشنهاد میدم... کارخونه ذوب فلزات شوپینیتسه
مطمئنیم که میخوایم رفیق برژنف از کارخونه شوپینیتسه بازدید کنه؟
آمار و ارقامشون اصلاً تعریفی نداره
No comments yet. Be the first to leave one.