முதல் 200 வரிகள்.
افبیآی؟ آره، خودشون خبر دادن
دارودسته مکنیر؟
یه بیزنس صادرات و واردات داره، به اسم «مکنیر فکتورینگ»
بخش اصلی پروندهمون بر اساس اظهارات شهوده
و چندتا از شهود غیبشون زده
مامانت هنوز فینیکسه؟ نه
حالش خیلی بد شد
وقتی من نبودم
سرطان ریه
میخوام برای جو لیپهورن پیغام بذارم
بهش بگید لروی رو پیدا کردم
تو دیگه کی هستی؟
پاکه
خوبی؟
آره
چی؟
اون دیگه چه کوفتیه؟
شنودهست
اون میدونه ما اینجاییم
و میخواد بدونه ما چی میدونیم
برو همین الان وسایلتو جمع کن
عوضی
بیدار شو
هی، رفیق
بیدار شو
بنال پاشو دیگه
یه سوال ازت میپرسم
و میخوام قبل از جواب دادن قشنگ بهش فکر کنی
تو کی هستی؟
خودت میدونی من کیام
بیا یه بار دیگه امتحان کنیم
تو کی هستی؟
مایک گارسیا
آخ
اه، لعنت بهش
آخه چته تو؟
اینجا چی کار میکنی؟
من... اومدم ببینم لروی اینجاست یا نه
آهان، که بتونی زوری وارد
آپارتمان رفیق قدیمیت بشی که سالها خبری ازش نداشتی
چیه، لابد محض رضای خدا؟
واسه همینه که به خونه منم پاتک زدی؟
چون مثلاً خیلی با هم رفیقیم؟
ببین، حالم خیلی خرابه رفیق. فقط
نمیدونم اثرات مهمونیه، یا قرصها
یا بخیه زدن به تو، ولی فقط حس میکنم
که دوباره اونجام، میدونی، تو منطقه جنگی C
نمیدونم کجام یا دارم چی میگم
آره
ولی یکم پیش پشت تلفن که حالت خوب به نظر میرسید
به کی زنگ میزدی؟
هان؟
به همکارت؟
چیه؟
هی، هی. بیخیال مرد. بازم کن
این چیه، هان؟
هوم
بیخیال، سانی
من دوستتم
متل هالیوود موتور، لطفاً
من بهت کمک کردم
متل هالیوود موتور. بیخیال، سانی
سلام. سانی
میتونید اتاق مایک گارسیا رو برام بگیرید؟
مهمونی به اسم مایک گارسیا اینجا نداریم
اوه، پس مایک گارسیا ندارید
که توی هتلتون اقامت داشته باشه
درسته
معذرت میخوام. - اوهوم
خیلی خب، خیلی ممنون. روز خوبی داشته باشید
آره، شما هم همینطور
من... من میتونم توضیح بدم، باشه؟
و برمیگردیم به یه بخش دیگه از موسیقی
دارید توی دلِ غروب میرونید و این هم جکسون براون
من... من میتونم توضیح بدم
با آهنگ «دکتر، چشمهام». صبر کن! صبر کن! صبر کن
اوه، حالا دیگه میخوای حرف بزنی، هان؟
هان؟ حالا میخوای حرف بزنی؟
چی؟
چی فکر کردی، فکر کردی من احمقم؟
که کل روز رو همینطوری رانندگی کنم و چیزی نفهمم؟
هان؟
صبر کن آلبرت بفهمه از اسمش سوءاستفاده کردی
اون وقت آرزو میکنی کاش زنده بودی
اون مرده
آلبرت گورمن مرده
مزخرفه
راسته
حقیقته
من... من جنازهش رو توی منطقه پیدا کردم
من اونجا کار میکنم
توی پلیس قبیله ناواهو
لعنتی
اصلاً برام مهم نیست توی چه کثافتکاریای هستی
من برای این اینجا نیومدم
من اینجام تا لروی و دخترعموش بیلی رو پیدا کنم
قبل از اینکه کار اونا هم مثل آلبرت تموم بشه
من گروهبان جیم چی هستم
بیا قبل از اینکه کاری بکنی با هم حرف بزنیم
یه بلایی سر یه پلیس نیار که دیگه نشه جبرانش کرد
دهنِ لعنتیت رو ببند
ببندش
کی آلبرت رو کشت؟
مثل سگ شکارش کردن
توسط یه زن مو بلوند با لهجه آلمانی
میشناسیش؟
به اون شماره زنگ میزنی که چی بشه؟
بیاد گندکاریهای مکنیر رو جمع و جور کنه؟
اون پدربزرگ آلبرت رو هم کشت
یه پیرمرد بیگناه رو با خونسردی تمام
اگه لروی رو پیدا کنه، حتماً میکشتش
همراه با دخترعموی کوچیکش، بیلی
اون فقط یه دختر ۱۶ سالهست مرد، یه بچهست
ما برای اونا مهرههای سوختهایم، حتی تو
میدونی، اون الان داره دنبال لروی میگرده
پس دیگه فقط بحث زمانه
مطمئنی جاش همینه؟
آره، همون آدرسیه که "چی" گفت
دست و پامو باز کن مرد
اگه خودشه، به کمک من نیاز پیدا میکنی
سانی
اون عادت نداره در بزنه
برو پایین و دورش بزن
تکون نخور
نه! نه
نه
تکون نخور
آشغالِ عوضی
تکون نخور
تکون نخور
خوبی؟ آره، خوبم. روبراهم
برن
آره
زانو بزن. دستا پشت سر
هی
اوه، خدای من
آتیش گرفتی
باید به کیف پولش نگاه کنی، جو
اون کارت
اوه! همون آلمانیه
باید برسونیمش بیمارستان، جو
خیلی خب، وانتِ منو بردار. بیا
من اینجا پیشش میمونم
به فدرالها خبر میدم
بالاخره یه روز دمِ درِ خونهت سبز میشم
پیدات میکنم
اوه، نه، اینطور نیست
اینجوری میخوای بکشونیش دم در خونت، نه؟
اون آلمانیه
هوم؟
بهتر از اینجا
مرکزی با تمام امکانات توی این شهر پیدا نمیکنی
آره، در واقع ما از طرف سازمانهای نظارتی ایالتی
رتبه ستاره طلایی پلاس رو داریم
و شاید مقاله اخیر مجله "AARP" رو دیده باشین
که تو هر زمینهای، رتبهمون از "مار ویستا" بالاتر بود
هوم
استخر هم داریم
اوهوم
شاید قیمتش از بودجه ما بیشتر باشه
اوه
ولی خب، هیچ ورزشی بهتر از شنا نیست
از آب خوشت میاد، گونتر؟
اوم. نه
هوم
اوه
این "مارشمالو"ئه
اینجا کلاً قلمرو خودشه
ساکنین اینجا باهاش خیلی آروم میشن
چی گفت؟
گفت با وجود این گربه دیگه معامله جوش خورد
هوم
کجا رو باید امضا کنم؟
خب، فقط بحث ودیعه در میونه
حالا، حدس میزنم یه اتاق اختصاصی بخواین
با منظره رو به اقیانوس؟
میشه ماهی ۵۵۰ دلار به اضافه ۱۲۰۰ دلار ودیعه
که میدونید اگه نظرتون عوض بشه، غیرقابل استرداده
مشکلی که نیست، خانم هارتمن؟
نه
خیلی خب، عالیه
آره، سانی بیر هارت
اون با دلهدزدها کار میکنه
اینجوری به مکنیر نمیرسیم
ولی با این میرسیم
این چیه؟
این ما رو میرسونه به اون آلمانیه
میدم بچههام ردش رو بگیرن ببینن به کجا ختم میشه
یه فکر دیگه دارم
بهش زنگ میزنیم
و میخوای چی بگیم؟
ما نه، سانی
اون به هر کسی که گوشی رو برداشت میگه
که مچ من رو موقع دزدی از آپارتمان "لروی گورمن" گرفته
اون آلمانیه توی منطقه اختصاصی وارد خونه من شد
و همینطور توی اتاق هتلم تو لسآنجلس
توی اتاقم شنود گذاشته
بدجوری میخواد بدونه من چی میدونم
اون... اون روی من قفل کرده
وسواس آدم رو بیاحتیاط میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.