The Terror

The Terror

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

The Terror S02E01 WEB H264-TBS
The Terror S02E01 720p WEB H264-TBS
The Terror S02E01 1080p WEB H264-TBS
The Terror S02E01 720p WEB x265-MiNX
The Terror S02E01 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
The Terror S02E01 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Terror S02E01 480p WEB x264-RMTeam
கருத்துரை வழங்கியவர் HosseinTL
►► HosseinTL حـسـیـن | NightMovie.Co ◄

குறிச்சொற்கள்

web
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2019-08-13
பதிவிறக்கங்கள்: 27
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫چستر، ما نمیتونیم آینده رو پیش‌بینی کنیم

‫دستان زیادی در رقم زدنش نقش دارن

‫خانم فورویا، الزامی به این کار ندارین

‫تا یه هفته دیگه برات آماده‌ش میکنم

‫بعدش همه‌چی درست میشه

‫ ‫

‫آقای فورویا، بهتون تسلیت میگم

‫لبخند بزن پسر جان

‫مادرت داره نگات میکنه

‫مامان! بابا!

‫عکس بگیریم

‫آقای فورویا

‫اینو یادت رفت

‫بزدل

‫روح بدشگون بود. از اونور آب اومد

‫مزخرف نگو

‫معلومه دیگه!

‫حتی مرده‌ها هم آرامش ندارن

‫الان که دیگه تو ژاپن نیستیم

‫دقیقاً!

‫وقتی ارواح قدیمی ما رو ‫فرا میخونن ما غفلت میکنیم

‫روح؟

‫بعد از این همه سال؟

‫با این همه فاصله؟

‫بابا، صید رو چک میکنی؟

‫شوگو...

‫هی خپل!

‫با ماهی‌ها مبارزه کن!

‫ارباب تویی!

‫بله

‫من 50 کیلو بودم

‫که لقب قهرمان بوکس با ماهی تُنِ ‫سن‌پدرو رو بهم دادن

‫شما با ماهی تن بوکس کردین؟

‫سال 1915

‫تازه از سان‌فرانسیسکو اومده بودم

‫زارع چای بودم. ‫قبلش دستم به ماهی نخورده بود

‫ولی یه بلوفین 90 کیلویی گرفتم

‫نزدیک خلیج نیوپورت

‫کشیدمش بالا

‫ماهیه اینجوری نشست رو عرشه

‫یه مشت خوابوندم تو صورتش!

‫بیهوش شد

‫یه مشت‌ها!

‫بعدش لقب قهرمان بوکس با ماهی تُنِ

‫سن‌پدرو رو بهم دادن

‫بابا، دیگه واسه تفریح ماهی میگیریم؟

‫هفت تا برای ما، چهار تا برای اقیانوس

‫برای شانس

‫برای خانم فورویا

‫تو مراسم ختم "باکمُنو" اومده بود ‫(نوعی هیولا یا روح ژاپنی)

‫میدونین باکمنو چیه؟

‫چجور باکمنویی آقای یاماتو؟

‫اونی که میشه دید

‫یا اونی که فقط میشه حسش کرد

‫بیخیال

‫فکر میکردم این داستانای ‫ژاپنی رو پشت سر گذاشتیم

‫اگه اون موجودات وجود داشتن

‫چرا باید این همه راه ‫بکوبن بیان اینجا؟

‫چرا نیان؟ ‫ما که اومدیم

‫چستر. بیکار واینستا

‫چه صیدی براتون آوردیم آقای گریچوک

‫امروز آب سرده

‫برای صید ماکرل خوبه

‫آقای هنری، تو همه‌چی ‫رو میگی برای صید ماکرل خوبه

‫آره

‫یا خدا

‫این چیه دیگه؟

‫کارگرای دخترم رو سکته میدی که

‫خیلی چیزای اضافی داره

‫باید به ده تا دختر پول بدم ‫که تمیزشون کنن

‫خرواری بیست تا میدم

‫آقای گریچوک، قیمتش چهل تاست

‫بیست تا

‫بعضیا میگن اصلاً نباید

‫از شماها صید بخرم

‫میدونی چه حرفایی تو دهن مردم افتاده دیگه

‫شاید آب خیلی سرد بوده

‫ماهی‌های تهِ دریا ‫اومدن روی آب

‫آقای گریچوک

‫پدرم سالهاست بهترین ماهی

‫رو برای کنسروسازی فراهم میکنه

‫حقش چهل دلاره

‫چهل دلار برای خروار ماکرل ـه پسر جون

‫نه ماکرل مخلوط با سفره‌ماهی

‫و ماهی مرکب و هر چیز دیگه‌ای

‫خودمون تمیزشون میکنیم

‫اضافه‌هاش رو جدا میکنیم

‫اتفاقاً غذای بهتری هم ازشون درمیاد

‫ولی شما به ماکرل‌تون میرسین

‫با قیمت چهل تا

‫میخوای ناخدا بشی؟

‫ماهیگیری یاد بگیر

‫آقای هنری! چستر!

‫سلام "چِت"!

‫چه خبرا فامیل؟

‫چه غراضه‌ای

‫"پکارد"ـه ‫(خودروسازی آمریکایی)

‫فقط شیش تا ژاپنی تو این ‫جزیره خودشون ماشین دارن

‫بابا، این همون مارلون ـه ‫که تعریفش رو میکردم

‫همون که تو ایستگاه نیروی دریاییه

‫تو همون سفیدپوستی هستی ‫که زرت و زرت میره لس‌آنجلس

‫جدی نگیرش

‫فکر کرده من تا ابد تو جزیره میمونم

‫راستی برای فرداشب بلیتامون رو گرفتم

‫میخوایم والت یوشیدا رو ببریم سینما

‫فیلم "در راه مکزیک" ‫رو تو سینما "اورفیوم" ببینیم

‫"جین آتری" توش بازی کرده ‫(خواننده‌ی آمریکایی)

‫کِی مرخصت میکنن؟

‫- هشت ساعت دیگه ‫-

‫کل ساحل آماده‌باش ـه

‫باید حواسم رو جمعِ جاسوسا کنم

‫به خصوص ژاپنی‌ها

‫هی مارلون

‫پسرم رو نبر ایستگاه نیروی دریایی، خب؟

‫ببیننش نمیفهمن به کی شلیک کنن

‫قلبت خیلی تند میزنه

‫گفتی تجربه داشتی که

‫بخاطر اون نیست

‫بخاطر اینه که پدرت همین ‫تهِ راهروئه

‫هیس

‫یادم ننداز

‫باشه

‫بیا اینکارو نکنیم و بگیم کردیم

‫یا اینکه...

‫اینکارو...

‫بکنیم و هیچی نگیم

‫آره

‫این بهتره

‫سلام

‫گرفتیش؟

‫اول تیره‌تره رو بخور، "گایو"ـه

‫روز دوم

‫روشن‌تره رو مصرف کن، "توکی"

‫وقتی خونریزی شروع شد...

‫میتونی دست بکشی

‫توهین به خدائه

‫پدرم میمیره اگه بفهمه

‫و ما رو هم کشته

‫بعد از این چیکار کنیم؟

‫هنوز به اونجاش فکر نکردم

‫همش صورت خانم فورویا

‫میاد جلو چشمم

‫دراز به دراز

‫مرتب. تر و تمیز

‫بس کن

‫اون که دیگ تقصیر تو نیست

‫بعد از اینکه اون درخواست ‫رو کردیم خودشو کشت

‫اگه فکر میکرد اشتباهه

‫- اینو برات درست نمیکرد ‫- دلش نمیخواست درست کنه

‫ولی درست کرد چون ‫پای من وسط بود

‫خواست برای جبران افتضاحی ‫که به بار آوردیم کمکمون کنه

‫و حالا...

‫خب...

‫حالا چیکار کنیم؟

‫بعد از اینکه تموم شد

‫به پدرت بگو حالت خوبه

‫مسمومیت غذایی داشتی

‫لازم نیست بری دکتر

‫بعد هم تا کریسمس...

‫میتونیم فراموش کنیم

‫همه‌چیزو

‫تو میری دانشکده پرستاری

‫منم میرم کشور رو ببینم...

‫مانعی سر راه نیست

‫میدونی...

‫پدرم همیشه میخواست من راهبه بشم

‫شاید بعنوان کفاره برای مادرم

‫خودمم دلم میخواست

‫خواهر ایلومیناتا

‫ولی یه روز فهمیدم

‫که همش واسه این بود ‫که از اسمش خوشم میومد

‫نه خودِ کار

‫بگذریم، فقط...

‫همیشه میخواستم اینو بهت بگم

‫ولی فرصت نشده بود

‫ای کاش میتونستم با پکارد بابام

‫ببرمت بیرون

‫سیاه کهرباییه. خیلی خوشگله

‫باهاش فقط تو همون جزیره کوچولو

‫دور میزنه

‫از یه جزیره میرن یه جزیره کوچیکتر

‫کل دنیاشون همینه

‫من نمیتونم اینجوری باشم

‫مرسی بابت این

‫بهتره اول تو بری

‫اگه کیفیت صید

‫رو به زوال باشه

‫تو هم باید کنار بیای

‫شرمنده آقای گریچوک

‫ولی کیفیت که مثل سابقه

‫حرفشو میزنی ولی ببین

‫این تیغه‌ها برای ماکرل‌های ‫220 تا 300 گرمیه

‫ولی این ماهی‌های ریزه پیزه رو

‫دخترام باید با دست خرد کنن

‫تو هم باید درک کنی. ‫نمیتونم واسه اینا 40 تا بهت بدم

‫باشه. چقدر؟

‫نمیدونم...

More Farsi Persian subtitles for The Terror

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left