Fire Country

Fire Country

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 4

வெளியீட்டு விவரம்

Fire Country S04E10 On the Carpet 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 10 Fire Country 2022 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-28
பதிவிறக்கங்கள்: 45
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

آنچه در «کشور آتش» گذشت... هی. مامورای ATF می‌خوان باهات حرف بزنن

اونا نمی‌تونن لندون رو بدون مدرک بیشتر بفرستن زندان

می‌تونی کسی باشی که کمک می‌کنه

من درخواست نیروی کمکی ندادم

هی. رئیس اسپرینگر

این محدوده دست تو نیست

جهت باد ممکنه عوض شه

و اون آتیش داره مستقیم میاد سمت ما

تو باید آتیش رو سمت زمین خودت نگه داری

فرماندهی دست توئه ولی نتونستی از پسش بربیای

رئیس مانوئل پرز. فرماندهی عملیات مرزی رو به عهده می‌گیرم

دست به کار شید آقایان. زود باشید، حرکت

ایول رئیس! بریم! این خط رو باز کنید

برین! بجنبین! یالا

هنوز یه شانسی داریم. راه سریعی بلدی که ما رو

برگردونه پایین به اون خط؟

مراقب باش

جیک، جواب بده لعنتی

مانی، تایلر کجاست؟

و بود کجاست؟

آتیش داره میاد! بخوابین رو زمین

نفس بکش تایلر

به نفس کشیدن ادامه بده

تا جایی که می‌تونی به زمین بچسب

مانی: آتش‌نشان لئون، مرکز فرماندهی

جواب بده. تمام

تکرار می‌کنم، لئون، جواب بده. تمام

آتیش‌سوزی مرزی بهای سنگینی داشت

ممکنه دوره کاری یه آتش‌نشان تموم شده باشه

جراحت‌های شدید

یه ماشین آتش‌نشانی نابود شد

همه اینا موقعی اتفاق افتاد که تو مسئول بودی

هر اتفاقی که توی عملیات می‌افته، اینجا پشت میز باید جوابگوش باشی

درست همین‌جا، توی این دفتر

دفتر خیلی قشنگیه

برای یه بچه از «اج‌واتر» بد نیست

ممنون

خب، واضحه که سازمان چند تا سوال داره

درباره اون حادثه، رئیس

بپرسید

باشه، از یه چیز ساده شروع می‌کنم

اون کبودیِ زیر چشمت واسه چیه؟

می‌خوای با همین شروع کنی؟

توی همون حادثه این‌طوری شد، نه؟

بله

خب، پس به موضوع ربط داره

بود

یه ماموریتِ پراسترس

پای دو تا شهرستان در میون بود

فقط اینو بگم که اوضاع بدجور متشنج شد

کاپیتان کرافورد، مرکز فرماندهی. صدام رو می‌شنوی؟

تکرار می‌کنم، تاییدیه می‌خوام. تمام

کاپیتان کرافورد، صدام رو می‌شنوی؟

پرز، همین الان ماشین من رو از دست دادی؟

برو کنار بذار کارم رو بکنم

بود پشت بی‌سیم اومد؟

بی‌خیال. این همون بودیه که خودت فرستادیش اونجا تا تک‌روی کنه. واسه نجات یه بچه

بچه‌ای که اصلاً نباید اونجا می‌بود رئیس. نه، نه، تقصیر توئه

تو فرمانده‌ای. این حادثه زیر سر توئه

خودم می‌دونم رئیس

تو همین الان تماس بی‌سیمی با چهار تا آتش‌نشان رو از دست دادی

این آتیش الان از ۹ ساعت پیش هم وحشی‌تر شده

و تو روی خط دفاعیِ یه مشت تازه‌کار حساب باز کردی؟

این چه مدل مدیریتِ مزخرفیه که داری می‌کنی؟

خفه شو. نمی‌شنوم. دیده‌بان یک، مرکز فرماندهی

دریافت شد؟

اوضاع آنتن‌دهی چطوره؟

شماها کجایین؟ صدام رو می‌شنوین؟ تمام

دیده‌بان یک، تکرار می‌کنم، صدام رو می‌شنوی؟

تمام. جیک

دیده‌بان یک، مرکز فرماندهی. چطوری دریافت می‌کنی؟

صدام رو می‌شنوی؟ شماها کجایین؟

مـ... مالکوم. مالکوم

ادامه بدین بچه‌ها. همین‌طوری برید جلو

شماها دارین مثل آتش‌نشان‌های باسابقه خط آتش‌بُر می‌زنین

هر خاکی که جابه‌جا می‌کنین، یه قدم نزدیک‌تر می‌شیم

ادامه بدین

تو هم داری مثل من از حال می‌ری؟

دارم سعی می‌کنم بهش فکر نکنم

ایو

جیک رو می‌بینی؟

اه، ببخشید رئیس، خبری ازش نیست

خیلی خب، وضعیت «تری راک» چطوره؟

هنوز داریم به سمت «سیج نول» خط می‌ندازیم

بفرستشون جلو. و دعا کن این بادهای جنوب شرقی

بیشتر از این شدت نگیرن

خب، الان سرعت‌شون چقدره؟

۱۵، ۱۶ مایل در ساعت

اگه بیشتر بشه، بدجوری به دردسر می‌افتیم

این آخرین سد دفاعیه که نمی‌ذاره آتیش وارد «اج‌واتر» بشه

خط شما نباید بشکنه

مفهومه

مفهومه

خیلی خب بچه‌ها، حرکت کنین، ادامه بدین

می‌دونم خسته‌این. یالا

بود، دریافت می‌کنی؟ شرمنده‌ام رئیس

قرار بود یه جابه‌جایی ساده باشه

و طبق اطلاعاتی که اون موقع داشتم

قرار بود امن و راحت باشه

آره، ولی الان ۵ دقیقه گذشته و هیچ خبری ازشون نیست

پس یالا، برنامه‌ت چیه جناب فرمانده؟

تایلر کدوم گوریه؟

اوه خدای من. شارون؟ شارون؟

پسرم کجاست؟

یکی به من بگه

چـ... چطوری اومدی تو؟

با همراهی کلانتر. حالا می‌تونی جواب سوالم رو بدی؟

پسرم کجاست؟ کجاست؟

چطوری باید به اون سوال جواب می‌دادم؟

دو تا مادر داشتن ازم می‌پرسیدن پسراشون کدوم گوری هستن

اونم وسط مدیریت یه حادثه توی دو تا شهرستان

خب، چطور جواب دادی؟

حقیقت رو گفتم

اون کجاست؟

نمی‌دونم

نفس بکش

خب، بذار ببینم درست فهمیدم یا نه

تو به عنوان فرمانده، آمار جیک و مالکوم کرافورد رو از دست دادی

و همین‌طور مهندس اریکسون، و جدا از اونا

لئون و یه غیرنظامی رو؟

تـ... توی سرت چی می‌گذشت مرد؟

هر احتمالی که توش اونا زنده باشن

اوه خدای من. اوه خدای من

ما زنده‌ایم؟ زنده‌ایم؟

بود؟

بود؟ اینجام

این دیگه چیه؟

لعنتی! باید... باید دمای بدنت رو بیاری پایین

داغه. خیلی داغه، داره می‌سوزه

رطوبت بازم کمک می‌کنه بیاد پایین. فرقی نمی‌کنه

بیا، اینو بریز رو گردنت

مرکز فرماندهی، آتش‌نشان لئون صحبت می‌کنه

تایلر اینجاست، پیش منه

بله

نزدیک ایستگاه محیط‌بانی «فرندیل» پناهگاه ضدآتش باز کردم

هر دو سالمیم. دریافت شد لئون

صبر کن، ایـ... این خوبه دیگه، نه؟ اونا... اونا سالم‌ان؟

این خوبه

راه خروجمون به خاطر آتیشِ مسیر ۳۸ بسته شده

نه. وای

خب. این یعنی چی؟

کلوئی مک‌کنزی اصلاً نباید توی اون چادر فرماندهی می‌بود

تایلر اصلاً نباید توی اون آتیش‌سوزی می‌بود

اون مخفیانه سوار کامیونم شد رئیس

خب، شاید موقع آماده‌سازی حواست پرت شده

حواسم پرت شده؟ من حواسم کاملاً جمع بود، آماده بودم

من محتاط بودم. و خوب شد که بودم

چی؟ چی خوب شد؟

اینکه کل عملیات مرزی دست تو بود؟

هوم؟

هنوزم فکر می‌کنی فکر خوبی بود؟

رئیس

هیچ فرمانده گردانی دلش نمی‌خواد توی یه حادثه تلفات داشته باشه، هیچ‌وقت

یعنی چی؟ یـ... یعنی اینکه

ما باهاشون تماس بی‌سیمی برقرار کردیم

و، اه، قراره بیاریمشون بیرون، باشه؟

توی این وضعیت، الان چه اتفاقی می‌افته؟

این... الان یه راهی براش پیدا می‌کنیم

"یه راهی پیدا می‌کنیم" یعنی چی؟

چطوری قراره... "راه پیدا کردن" یعنی چی آخه؟

یعنی اینکه وقت زیادی نداریم اینجا بشینیم

و به همه این سوالای تو جواب بدیم، باشه؟

شارون، می‌شه لطفاً ببریش بیرون تا بتونم تمرکز کنم؟

روی نقشه‌ریزی... نه، نه. تو نمی‌تونی منو بندازی بیرون

نه، حق نداری منو بیرون کنی. من مادرشم

با کمال احترام، مـ... نه نه، من ازت شکایت می‌کنم

به سازمان آتش‌نشانی، همین حالا. تو باید... مـ... من به

یه کم فضا برای کار کردن نیاز دارم! خواهش می‌کنم

ممنون

چطور انقدر نسبت به این قضیه آرومی؟

چون به مانی اعتماد دارم

خیلی خب، بودِ کلک، بیا از اون خراب‌شده بکشیمت بیرون

هی. ما چطوری از این خراب‌شده بریم بیرون؟

مانی نجاتمون میده

چی... صبر کن، اگه به موقع نرسن چی؟

گوش کن چی می‌گم. بعضی از سرسخت‌ترین آتش‌نشان‌ها

هیچ‌وقت چیزی رو که تو تجربه کردی، تجربه نکردن

ولی تو از پسش بر اومدی. الان تسلیم نشو

نزدیک بمون

مرکز فرماندهی، یه ماشین واژگون شده رو می‌بینم

احتمالاً چپ کرده، وضعیت خدمه معلوم نیست

منتظر دستورم

شماره‌ای روی ماشین می‌بینی؟

۳۰۸۴. شهرستان «دریک»

هر کی اون تو بوده، بدجوری از اون بالا پرت شده پایین

تهِ دره رو به جنوب

جیکه. جیک اون توئه

ازت می‌خوام دور و برت رو نگاه کنی

چی می‌بینی؟

کسی بیرون از ماشین هست؟

منفیه

خیلی خب بود

با وضعیتی که جاده ۳۸ سوخته

به نظر میاد بهترین راه خروج

درست از وسط همون دره رو به جنوب می‌گذره

قراره، اه، یه تیم نجات واسه شما دو تا بفرستم اونجا

و همین‌طور واسه خدمه اون ماشین. می‌تونی بهشون ملحق بشی؟

مفهومه مرکز فرماندهی. در حال حرکتم

همینه؟ کل داستان همینه؟

هوم

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left