Silo

Silo

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Silo S02 1080p WEBRip 10bit DDP5 1 x265-HODL
கருத்துரை வழங்கியவர் ehsan_kh

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-01-22
பதிவிறக்கங்கள்: 244
காது கேளாதோருக்கானது: No
FPS: 23.976

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫وایسا

‫« فـرمـان »

‫« در صورت موفقیت‌آمیز نبودن پاکسازی ‫برای جنگ آماده شوید »

‫کارل؟

‫لطفاً داخل بمونین، عالی‌جناب

‫چی شده؟

‫کلانتر دوربین رو تمیز نکرد، خانم

‫ با نهایت سرعت و سکوت ‫به خونه‌هاتون برگردین

‫ تنها نگرانی ما، امنیت شماست

‫ با نهایت سرعت و سکوت ‫به خونه‌هاتون برگردین

‫ تنها نگرانی ما، امنیت شماست

‫ با نهایت سرعت و سکوت ‫به خونه‌هاتون برگردین

‫نیکولز از تپه رد شد

‫- می‌دونم ‫- نتونستم پیدات کنم

‫هشدار رو به صدا درآوردم

‫مامورهای خارج از شیفت ‫و ذخیره رو خبر کردم

‫خوبه. یه منع رفت‌‌و‌آمد اضطراری ‫برای ساعت 8 شب اعلام کن

‫معاون‌های کلانتر رو ‫تحت فرماندهی تو قرار میدم

‫باید یکی حواسش به پدر نیکولز هم باشه

‫مزاحمش نشین

‫فقط ببینین با کی حرف می‌زنه ‫و کی باهاش حرف می‌زنه

‫قرار بود بیرون فرستادن نیکولز برای ‫تمیز کردن، جلوی این اتفاقات رو بگیره

‫اواخر امروز یه سخنرانی می‌کنم

‫شنیدی چه خبر شده؟

‫مردم میگن وقت یه شورش دیگه‌ست

‫برای همین باید بدونن ‫امروز چه اتفاقی افتاده

‫داریم در موردش تحقیق می‌کنیم

‫داریم با تمام افرادی ‫که نیکولز رو می‌شناختن صحبت می‌کنیم

‫می‌دونم چه اتفاقی افتاده

‫می‌خوام دو تا از افراد ‫اعماق سیلو دستگیر بشن

‫دستگیرشون کن

‫مطمئنم اون پایین ‫دارن با این قضیه کیف می‌کنن

‫هی!

‫مردم، آروم باشین

‫آروم باشین. لطفاً. ساکت

‫گوش کنین چی میگم

‫ با نهایت سرعت و سکوت ‫به خونه‌هاتون برگردین

‫نه، نمی‌تونی اعلانات رسمی رو قطع کنی

‫ ...تنها نگرانی ما

‫هی! نه. یالا، برید خونه‌هاتون

‫بجنبین دیگه

‫من که قوانین رو تعیین نکردم

‫هنک، گور بابات!

‫منم الان مثل شماها دیدمش

‫از تپه گذشت

‫این یعنی امنه

‫منم می‌خوام برم بیرون

‫همچین حرفی نزنین ‫نباید همچین حرفی بزنین

‫لطفاً آروم باشین ‫نباید همچین حرفی بزنین

‫برو کنار

‫هنک، بیخیال شو دیگه

‫- لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنت برداشتی ‫- آره!

‫خفه‌خون بگیر و ببین مردم چی میگن

‫آره!

‫- حق داریم سوال بپرسیم ‫- آره!

‫- مگه نه؟ ‫- آره!

‫الان شاهد چیزی بودیم ‫که هیچکس تابحال ندیده بود

‫- و همه‌مون می‌خوایم بدونیم معنیش چیه ‫- آره

‫جولیت نیکولز یکی از ماها بود

‫پس چرا به اونا تحویلش دادی؟

‫آره، دادم

‫جولز مثل یه عضو خانواده‌م بود ‫ولی توی دوراهی گیر کرده بودم

‫اونا می‌دونستن نیکولز اینجاست

‫خونه‌هامون رو زیر و رو می‌کردن

‫فقط دنبال بهونه‌ن

‫فکر می‌کنن یه مشت حیوون بی‌عقلیم ‫باید بهشون نشون بدیم...

‫وقتی برق رو قطع کردیم و کل سیلو رو ‫از کار انداختیم، حساب کار دستشون میاد

‫آره!

‫یه بار!

‫فقط یه بار می‌تونیم ‫سیلو رو از کار بندازیم

‫و بعدش اونا نابودمون می‌کنن

‫همه‌مون دیدیم جولز از تپه گذشت

‫دیگه به دروغ کسی گوش نمیدیم ‫حقیقت رو می‌خوایم

‫گوش کنین چی میگم!

‫گوش کنین

‫اکثرمون کار و بار داریم ‫که باید بریم انجام بدیم، مگه نه؟

‫بس کن

‫اینجا عین انبار باروت می‌مونه

‫این یه دستوره؟

‫آره

‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو » ‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

‫« ســیــلــو »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫دکتر؟

‫دکتر نیکولز؟

‫گریه‌ی بچه‌ی خانواده‌ی اندرسون قطع نمیشه

‫چطوری اینطوری کردی، کوچولو؟

‫چیکار کرده؟

‫آرنجش از جا در رفته

‫اینم از این

‫درست شد

‫می‌خوای خودم...؟

‫دختر بیچاره

‫دختر بیچاره

‫جدی میگی؟

‫دفتر کلانتری به تو جواب پس میده؟

‫فعلاً. موقتیه، پاول

‫و داریم آپارتمان کلانتر رو خالی می‌کنیم

‫برنارد می‌خواد هرچه سریع‌تر ‫با خانواده‌ت برین اونجا زندگی کنین

‫می‌خواد اوضاع به حالت عادی برگرده

‫از تپه رد شد

‫چطوری قراره اوضاع عادی بشه؟

‫توسط ما ‫با خونسرد و آروم رفتار کردن همه‌مون

‫برنارد نمی‌خواد بخش دیگه‌ای از ‫فرمان رو هم نادیده بگیره؟

‫پاول، وضعیت اضطراریه

‫و هنوزم باید گزارشم رو ‫در مورد پاکسازی نیکولز بنویسم؟

‫معلومه

‫هنوزم شهادتت رو نگرفتم

‫در مورد اینکه ‫نیکولز گفت می‌خواد بره بیرون

‫خیلی‌خب، اینم شهادت من

‫برنارد باور داشت نیکولز ‫قوانین ممنوعیت عتیقه‌هامون رو زیر پا گذاشته

‫اونو کشوند توی مزرعه‌ی ذرت ‫تا دستگیریش بی‌سروصدا باشه

‫وقتی بهش گفت از قضیه‌ی ‫عتیقه‌ی سطح قرمزی که داره باخبره...

‫عتیقه‌ای که بعداً نابودش کرد

‫برای حفظ امنیت سیلو

‫وقتی بهش گفت، که شخصاً شاهدش بودم ‫نیکولز گفت می‌خواد بره بیرون

‫وقتی مامورها رفتن دستگیرش کنن، فرار کرد

‫اونا هم تعقیب و دستگیرش کردن

‫پایان شهادت

‫همین خوبه؟

‫فقط یه سوال

‫اگر نیکولز تازه گفته بود می‌خواد بره بیرون ‫چرا فرار کرد؟

‫نمی‌دونم

‫حتماً نظرش عوض شده بود

‫اگر هنوز زنده باشه چی؟

‫وقتی ممکنه یه جایی اون بیرون باشه ‫نمی‌تونیم همینجا دست روی دست بذاریم

‫زنده نیست

‫اکسیژن توی اون لباس بالاخره تموم میشه

‫یادداشتی که دادی بهش بدم چی بود؟

‫فکر می‌کردم بخونیش

‫معلومه که خوندمش ‫ولی... ولی نفهمیدم یعنی چی

‫قرار نبود بفهمی

‫یه جوک خصوصی بین خودم و دخترمه

‫گفتی حسابی ازشون هست

‫منظورت نوارچسب حرارتیه؟

‫چرا تنهام نمی‌ذاری ‫تا بتونم یکم غصه بخورم؟

‫معذرت می‌خوام، واک

‫ولی...

‫عزاداری کردن کافی نیست

‫سلام، شرل

‫چی می‌خوای؟

‫باید تنهایی با واکر صحبت کنم

‫برو

‫چطوری؟

‫خودت فکر می‌کنی چطورم؟

‫آره. آره، سوال احمقانه‌ای بود. شرمنده

‫ببین...

‫متاسفم، واکر

‫نگهبان‌های قوه‌ی قضاییه ‫یه سری سوال ازت دارن

‫می‌دونن کجا می‌تونن پیدام کنن

‫بهم گفتن بازداشتت کنم

‫کلانتری حالا دیگه ‫برای قوه‌ی قضاییه کار می‌کنه؟

‫از یک ساعت پیش، آره

‫ باید باهام بیای، واک...

‫و...

‫باید قانع‌کننده بنظر بیاد

‫امکان نداره

‫همه‌شون گفتن تمیز نمی‌کنن ‫و همه‌شون تمیز کردن

‫عالی‌جناب، خودم دیدمش

‫دستمال رو آورد جلو ‫و یهویی انداختش روی زمین

‫- ولی بعدش... ‫- چی شد؟ تصمیم گرفت بیخیال مردن هم بشه؟

‫از تپه رفت بالا

‫حرفتو باور نمی‌کنم

‫همه دیدنش

‫لطفاً برو

‫حالا چی، برنارد؟

‫فکر کردم به شما آشغال‌های ‫ بخش مکانیکی گفتیم این طرفا آفتابی نشین

‫خوشحالم می‌بینمت، مرده‌شور برده

‫دلم برات تنگ شده بود

‫حرفای عجیب غریبی در مورد دست راستت شنیدم

‫حتماً اون بالا کارد بزنی خونشون در نمیاد

‫آره، دارن روی سر همه خراب میشن

‫گور باباشون

‫نیاز اونا به ما، بیشتر از نیاز ما به اوناست

‫بنظر میاد این‌دفعه فرق می‌کنه

‫آره، همینطور بنظر میاد ‫ولی خودت از پسش برمیای

‫ناسلامتی پسر باباتی

‫گاهی اوقات مطمئن نیستم ‫این چیز خوبیه یا چیز بدیه

‫شک نکن، چیز خوبیه

‫اگر بخاطر اون نبود، زنده درنمیومدم

‫کمک لازم دارم

‫باشه. اگر تونستم

‫دو تا خواسته ازت دارم

‫اگر کسی اومد سراغتون ‫و ازتون خواست سلاح بسازین، نسازین

‫زیادی خطرناکه

‫خواسته‌ی دومت چیه؟

‫حتماً می‌دونی چرا اومدم اینجا

‫کمابیش

‫دلم می‌خواد برات یه لیوان نوشیدنی بریزم ‫ولی نمی‌خوام زیاد بمونی

‫باشه

‫اگر خواستی یه لیوان برای خودت بریز

‫گذاشتمش کنار

‫گذاشتیش کنار؟

‫کِی؟

‫امروز

‫می‌خوام امروز با تمام مردم سیلو صحبت کنم ‫و می‌خوام توام پشتم باشی

‫پشتت باشم؟

‫برای نشون دادن وحدت‌مون ‫برای اطمینان خاطر دادن به مردم

‫ولی بهم دستور نمیدی

‫خب، حالا که جون 10 هزار نفر در خطره

More Farsi Persian subtitles for Silo

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left