முதல் 200 வரிகள்.
آره بابا. اونجایی که آیس کیوب میزنه تو صورت دیبو
بعد اسموکی میگه: "بدجوری به فنا رفتی پسر!"
نه نه نه. راستش اینطوری بود
"بدجوری به فنا رفتی، دهنت سرویس!"
آره، نه، بیشتر این شکلی بود
"بدجوری به فنا رفتی، دهنت سرویس!"
اواسط دهه نود واقعاً دوران طلایی کمدی بود
آره. سیاهپوستها خیلی باحالن
هی! حواست باشه
ببخشید شام انقدر دیر شد
سس کچاپمون تموم شده بود
مجبور شدم برم درِ خونه شیش تا همسایه
تا بالاخره بتونم به قدری سس جمع کنم که روی رولت گوشت رو بپوشونه
بازم رولت گوشت؟
همین دو روز پیش رولت گوشت داشتیم
من جای تو بودم این کارو نمیکردم
ولی آیس کیوب الان بهت میگفت "بدبخت"
ببخشید. فکر کردم رولت گوشت دوست داری
یا مسیح! مرگتون چیه آخه؟
سوزان هر شب واسه چهار نفر
و یه خرس شام درست میکنه
اونوقت شماها حتی یه تشکر خشک و خالی هم نمیکنین
فقط اونجا میشینین و نق میزنین
به خدا قسم، اصلاً قدرشو نمیدونین
عیبی نداره بلر
هر کسی باید چیزی که دوست داره رو بخوره
به جاش چی میخواین؟
اوه، میشه واسه شام صبحونه بخوریم؟
عمراً، ابداً
اِ، چرا نه؟
تخممرغ خوردن بعد از ظهر کارِ اوبیهاست
چه زری داری میزنی؟
بهش فکر کن
اوبیها کل شب بیدارن
و با همدیگه ور میرن
واسه همین صبحونه رو از دست میدن
پس میان "برانچ" رو اختراع میکنن
حدود ساعت ۱۱ دور هم جمع میشن
نوشیدنیهای سوسولیشون رو میخورن
درباره مدل مو
و لوسیون و هر گوه دیگهای حرف میزنن
و تا بخوان صبحونهشون رو بخورن
از ظهر گذشته
واقعاً تئوری حسابشدهایه
آره، کاملاً منطقیه
پس زمان دقیقِ اوبی شدنِ تخممرغ
ساعت ۱۱ صبحه؟
تئوریت اینه؟ آره
اوه، واسه همینه که مکدونالد
ساعت ۱۱ سروِ صبحونه رو قطع میکنه
دقیقاً. نمیخوان ملت تو توالت
به همدیگه حال بدن
مطمئنم اون کار رو در هر صورت انجام میدن
وای خدای من. چی؟
من واسه وا نرفتنِ رولت گوشت، توش دو تا تخممرغ زدم
نه نه نه. تخممرغ قاطیِ چیزای دیگه ایرادی نداره
ولی به تنهایی، اوبیبازیه
نمیخوام ریسک کنم
جانی تو سنّ حساسیه که زود تاثیر میپذیره
هی بابا، اگه آدم اتفاقی
بعد از ظهر تخممرغ بخوره چی میشه؟
باید پشتبندش یه غذای مردونه بخوری
مثلاً چی؟ تاسکباب
وای خدای من
من همون شبی که فهمیدم دخترها رو دوست دارم، تخممرغ خورده بودم
دیدی؟ ولی من فقط نصفشو خوردم
واسه همینه که دوجنسگرا شدم. دقیقاً همینه
نتونستن به موقع بهم تاسکباب بدن
هی، تقصیر تو نیست بلر
تدی، نگاه کن، این شیلا بورگواردتـه
پشمام! حتماً دافترین ساقیِ
روی کره زمینه
هی، میدونی الان یه چیزی رو فهمیدم
چی؟ از وقتی ۱۸ سالم شده
دیگه ندیدمش
من الان دیگه مرد بالغ شدم
و آدمای بالغ مواد میخرن
کار اصلیشون همینه. آره
من، جان بنت
میخوام از شیلا بورگواردت مواد بخرم
چطور شدم؟ مهم نیست
هی شیلا
سلام. من جان... بنت هستم
ما، خب، پارسال همدیگه رو دیدیم، یادت هست؟
امم، شاید
اسهالم، خب... خوب شده
اوه. آره
الان دیگه همه چی نرماله
منظورم اینه که، هر از گاهی یه تاکویِ خراب یا یه همچین چیزی میخورم
و یه اتفاقایی میافته
ولی اکثر اوقات سفت و محکمم
شیلا. سلام تد. ما هم قبلاً همدیگه رو دیدیم
گوش کن، این جانِ ما اخیراً مرد شده
نه از لحاظ جنسی، بدیهیه، بلکه از لحاظ بیولوژیکی
و میخواد ازت یکم ماریجوانا بخره
خب... حتماً
چقدر میخوای؟
پشمام. جدی؟
وای پسر. بزرگسال بودن چقدر حال میده
از ننه و آقاجون پول تولد گرفتم
و میخوام همشو خرج کنم. ۲۰۰ دلار
دویست دلار؟ آره
باشه
اینم یه ربع پوند. مرسی
پشمام
این قدری علف هست که کریس تاکر رو هم میکشه
خیلی معرکهست
شیلا
ممنون که بار اولِ من بودی
لطفاً اینطوری نگو
نمیدونم چرا بهت دروغ گفتم. اسهال داشتم
باشه
همین یک ساعت پیش
از نئشهگیت لذت ببر
تو هیچوقت از باکرگی در نمیای
فکر نکنم... فکر نکنم هیچوقت
انقدر بالا بوده باشم
الان پاهای من پاهایِ آدمیزاده؟
حس میکنم پاهای آدمیزاد دارم
اوه، نه
پاهای آدمیزاد چه حسی داره؟
اوه، سوال خوبیه. بیا از یکی بپرسیم
سلام پسرا
مامان، تو اینجا چی کار میکنی؟
پاهاتو بهم نشون بده
امروز چه روز قشنگیه
فکر کردم به جای اینکه با اتوبوس برین
بریم مرکز خرید و واسهتون
شورتِ جشن فارغالتحصیلی بخرم
شورت؟ اونی که میره روی باسن؟
و شایدم بعدش بریم فروشگاه "سیرز"
و عکس پرتره بگیریم
پاهایِ لعنتیت رو نشونم بده
خب جانی، داشتم به این فکر میکردم که چه جور
شورتی باید بخری
و معتقدم شورتِ یه پسر باید با مالِ پدرش ست باشه
ولی بعدش واسش دعا کردم
و اگه دلت میخواد یه چیز متفاوت رو امتحان کنی
فکر کنم مشکلی نداشته باشه
لعنتی، خیلی نرمی
همیشه انقدر نرم بودی؟
آره دیگه. من یه خرسِ تدیِ لعنتیام، مرد
اوه، من یه خرسِ تدیِ لعنتیام
اون چی بود؟
وای خدای من! آتیش گرفتیم؟
اوه، چیزی نیست پسرا. فقط یه پلیسه
دهنمون سرویس! این همه علف همراهمونه
شاید پلیس نباشه. شاید رقصنده برهنه باشه
آره بابا
چون بعضی وقتا لباس پلیس میپوشن
اگه گفت: "شما حق دارین که سکسی بمونین"
یعنی خطری نیست
ظهر بخیر خانم
میتونم گواهینامه و کارت ماشینتون رو ببینم؟
به دودولش دست بزن ببین چه واکنشی نشون میده
اوه، البته
مشکلی پیش اومده جناب سروان؟
متوجه هستین که چراغ ترمز سمت چپتون سوخته؟
ای وای
شوهرم معمولاً به این چیزا میرسه
ولی این اواخر ادرارش سفت بوده
هی، اگه پلیسی باید بهمون بگی
بله؟ آره، من حقوقمون رو میدونم
و شما حق نداری این ماشین رو بگردی
یا این جیبِ کولهپشتی رو بدون حکم تفتیش کنی
خب، اصلاً هم مشکوک نیست
آره، خب، منم میتونم همین رو درباره شما بگم
که یه خانواده قانونمدار رو کنار جاده نگه داشتی
اونم وقتی دارن میرن شورتِ تمیز بخرن
و مطلقاً هیچ نوع موادی هیچ جای
ماشین یا همراه خودشون ندارن
خیلی خب، همگی از ماشین پیاده شین
گندش بزنن
مامان، باید یه چیزی بهت بگم
چی شده عزیزم؟
همرامه
اوه. خب، سعی کن تا جایی که میتونی نگهش داری
بعد که رسیدیم مرکز خرید، میبرمت
دستشوییِ زنونه
تا بتونی کارِتو بکنی
نه مامان، توی کولهپشتیم ماریجوانا دارم
بعدِ مدرسه خریدمش
چی؟ میدونم
میدونم، احمقم و... و معذرت میخوام
اوه جانی
تو الان ۱۸ سالته
ممکنه بفرستنت پای چوبه دار
اینجا چی داریم؟
این مالِ کیه؟
مالِ... منه
مال منه
جان و تد: چی؟ مالِ تو؟
جناب سروان، من به این آشغال معتادم
مامان، داری چی کار میکنی؟
هم میخورمش، هم تزریقش میکنم
و به هر روشی که بشه مصرفش میکنم
از همون موقعِ جشنواره "ووداستاک" که یاد گرفتم
هیپیهای لعنتی
برگرد عقب
هی، من حقوقش رو میدونم
No comments yet. Be the first to leave one.