In the Mud

In the Mud (En el barro)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

In the Mud S02E05 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 H 264-FLUX
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 5 En el barro 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-13
பதிவிறக்கங்கள்: 39
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

وقایع و شخصیت‌ها خیالی هستن

هرگونه شباهت به واقعیت اتفاقیه

بیا. لعنتی

بیا اینجا

به پروازم نمی‌رسم

تو فرودگاه "ازیزا" کارت ردیفه

پاناما پیاده شو

آلبرتو منتظرته تا چمدون‌ها رو عوض کنه

بهش زنگ نزن. خودش باهات تماس می‌گیره

چرا جوری رفتار می‌کنی انگار بار اولمه؟

سهم تو

منظورت چیه سهم من؟

واسه جابه‌جا کردن یه رقم هفت‌رقمی کلاً همین‌قدر بهم می‌رسه؟

نمی‌دونم عزیزم. من فقط یه منشی‌ام. یه کارمند ساده

لطفاً توجه کنید

نیکول گارسیا. بله؟

لطفاً با ما بیاید. - به پروازم نمی‌رسم

می‌فهمم، ولی اون ساک اسکن نشده

از این طرف لطفاً. - خودم می‌تونم راه بیام

در لجن

راکی

دلم می‌خواد با چند کلمه یادش رو گرامی بداریم

چون اگه با راکی خرده‌حساب نداشتی

یعنی اصلاً تو "لا کبرادا" نبودی

دختر لجبازی بود

بزرگترین افتخارش این بود که انداختنش اینجا

واسه کشتن اون آشغالی که به دخترش تجاوز کرده بود، فرستادنش اینجا

به درک که مُرد

به سلامتی راکی! به سلامتی راکی

هی دخترا. گلادیس کجاست؟

هنوز تو انفرادیه؟

آره، مسخره‌ست

چرا؟ چیکار کرده مگه؟

نمی‌دونم. یه قضیه‌ای بین گرینگا و رئیس زندان بوده

مگه با هم دستشون تو یه کاسه نبود؟ - چه می‌دونم

یکم احترام بذارید. وسط مراسم ختمیم

گوه بخور، هرزه

از این به بعد، مسئولیتش با توئه

حالیته؟

حواست باشه گشنه و تشنه نمونه

اگه اتفاقی براش بیفته، کارت تمومه

اون دخمه رو هم یه دستی به سر و روش بکش

بوی شاش از یه فرسخی میاد

یالا دختر، راه بیفت

می‌خوام پات شلوار کنم. پاتو بده بالا

سلیطه‌ی عوضی

آنتین فرستادت؟ خودش می‌ترسه ریختشو نشون بده؟

آروم باش، بورخس

بفرما

بندازش تا ببینی چطوری تا ماه دیگه همین‌جا موندگار می‌شی

ببین، می‌دونم اینجا یه جای گندیه

با یه انرژیِ گند که حس‌وحالِ گندی به آدم می‌ده

می‌دونم قدیسه نیستم، ولی باید خاکی که روش راه می‌رم رو توتیای چشمت کنی

اگه لوِت بدم دیگه رنگ آفتاب رو هم نمی‌بینی

برام مهم نیست

من فقط می‌خوام نوه‌ام رو نجات بدم. - نقش قربانی رو بازی نکن، بورخس

تو یه مَرد رو مخفیانه آوردی اینجا

من و آنتین رو بدجوری انداختی تو دردسر

آنتین براش هیچی مهم نیست

نه تو، نه نوه‌ام و نه من

باید خوب غذا بخوره، تشنه نمونه و با کسی هم ملاقات نداشته باشه

ببینیم چی پیش میاد

یکم آب بخور. دهنتو باز کن

احمقی مگه؟

اگه آب نخوری بدنت خشک می‌شه. اگه همکاری نکنی کاری از دستم برنمیاد

چقدر پول بابت من می‌خوان؟

می‌تونم سه برابرشو بهت بدم

هر چقدر بخوای. - خفه شو. برام شر درست می‌کنی

بخور

تو که نمی‌خوای اینجا باشی

تو هم مثل من گروگانی؟

مجبورت می‌کنن بری سراغ مردا؟

تو هیچی درباره من نمی‌دونی. - تو هم همین‌طور

می‌دونم که دوست‌دختر نداری

و اینکه واقعاً از زنا خوشت میاد

اینکه بابات بهت فشار میاره که باهاش کار کنی

و اینکه تو همه چیز بهترین باشی

و این قضیه حسابی رو اعصابته

دیدی چقدر می‌دونم؟

تو رو از اون شب کاملاً یادمه

می‌تونم کمکت کنم این زندگی رو ول کنی

چرا آخه باید به منِ لعنتی اعتماد کنی؟

چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

بیا بیرون، یالا

همین‌جا منتظرم بمون

بریم

داری چه غلطی می‌کنی؟

مشق‌های کارگاهه. واسه اضطرابه

و واسه اینکه دو تا نیم‌کره‌ی مغزم کار کنن

تو کلاً یه تختت کمه

دوباره گمش کردم. لعنت بهش

ایول! جواهر برگشت

فقط اومدم وسایلمو بردارم

بزن به چاک

عزیزم، بشین. باید با هم حرف بزنیم

نمی‌مونم، نی‌ه‌وس

بشین، خواهش می‌کنم. منو ببخش. نمی‌خوام بزنمت

منو ببخش که زدمت. نمی‌دونم، کنترلمو از دست دادم

تو که منو می‌شناسی

زود جوش می‌ارم

می‌دونی چقدر برات زحمت می‌کشم

هر کاری کردم تا بیارمت اینجا که پیش هم باشیم

بیا دیگه. بیا اینجا

باید قبل از کشتن چیرو به این فکر می‌کردی

اون یارو رو ازت دور کردم

چون داشت باهات بازی می‌کرد، عزیزم

می‌فهمی؟

تقصیر اونه که اصلاً گذرت به اینجا افتاده

نه، من به خاطر تو اینجام

تو یه "کاسارسی"

هر کاری هم کنی، این عوض نمی‌شه

بهش عادت کن

من یه کاسارسم

آره

واسه من، کاسارس بودن یعنی مُرده بودن

مراقب باش. هی! دخترِ فراری برگشته

سلام

هی، چه خبره؟

چِته تو؟

مگه سگ‌اخلاقی پخش می‌کردن که تو دو تا سهم برداشتی؟

خبر اینه که اگه نتونم برم بیرون، نمی‌تونم کار کنم

و اگه کار نکنم، بچه‌ام گرسنه می‌مونه

تازه، امروز جلسه دادگاه دارم

پول

پول

لازمش دارم

بیا بگیرش

بیا دیگه. - نمی‌تونم

نمی‌تونم. - نگو "نمی‌تونم"

بدش به من. - نمی‌تونم دختر

یه ثانیه بهم نگاه کن. - نمی‌تونم

ببین چی داری اینجا

یکم بمکش. - نه

بس کن، نمی‌تونم

هی نگو "نمی‌تونم"

چیه؟ چی شده؟

چیه؟ اون بیرون با یه سلیطه‌ی دیگه بودی؟

دیوونه نشو. کدوم سلیطه‌ای؟

ذهنم خیلی درگیره

من اون بیرونم و اصلاً نمی‌دونم چه خبره

ازیت می‌خوام اینجا درست رفتار کنی، اونوقت تو فقط گند می‌زنی

برو گمشو. برو به درک

اونی که اینجا گیر افتاده منم

باید با هر کوفتی که سرم میاد بسازم

در حالی که تو اون بیرون با خدا می‌دونه کی داری خوش می‌گذرونی

ترسو شدی فابیانا. این حرفا رو تحویل من نده

داری منو مقصر می‌کنی؟

من هم از گرینگا خوردم هم از اون رئیس زندان سلیطه

اونی که داره این کثافت‌کاری‌ها رو تحمل می‌کنه منم

داری سر من خالی می‌کنی؟

داری سر من داد و بیداد می‌کنی؟

نمی‌خوای دوباره امتحان کنی؟

اه، این لرزشِ لعنتی دست‌بردار نیست

لعنتی

خب، به خاطر اون همه کوفتیه که تو این مدت مصرف کردی

خب، حداقل باید خداروشکر کنی که زنده‌ای

از بس بهم آمپول زدن باسنم مثل آبکش شده

اونقدر استرس دارم که انگار دارم از کوره در می‌رم

عجب زندگیِ عالی‌ای، نه؟ می‌تونی یکم خوش‌بین باشی

به آینده فکر کن، به دخترت

چیزای خوب، باشه؟

اون همین الانشم یه مامان داره، که من نیستم

دخترا، یه خبر توپ دارم. - چی؟

وکیلم واسه فردا آزادی مشروط گرفت

عالیه

پس بیاید یه جامی بزنیم، چطوره؟

بیاید به افتخارش بزنیم. اونجا رو نگاه کن، یه چیزی دارم

خوبه عزیزم

خب، مبارک باشه

همه‌شو بیار بیرون

آره. همین‌جا بساط کنیم

داریش؟ - همه‌اش همینه

بعد از این قیمتش دو برابر می‌شه. سخت گیر میاد

هی، ضدحال نزن دیگه

بزن به افتخارش

بریم دخترا

بزن روشن شی! فردا آزاد می‌شم

یالا دخترا

پسرِ "آکینو" هنوز مفقوده

من بیش از ۲۰ ساله که وکیل کیفری‌ام

تقریباً نصف عمرمو تو زندان‌ها گذروندم

می‌خوای بگی طبیعیه که یه نفر رو اینجا گروگان نگه دارن؟

حرف زدنتو که می‌شنوم نمی‌فهمم کی داره حرف می‌زنه

نکنه همونیه که دیروز تو جلسه بود؟

مثل سگ مست بودی، زبونت نمی‌چرخید

و تلوتلو می‌خوردی

الانم مستی؟

بذار دهنتو بو کنم. - تمومش کن

اون غذا یه موردی داشت. مسموم شده بودم. یه حالی شدم

پیگیری می‌کنم. بحث رو عوض نکن

فکر می‌کنی طبیعیه که یه گروگان اینجا داشته باشیم؟

من که اون بچه رو ندزدیدم. تو دزدیدی؟ - نه، ولی این زندانِ کیه؟

باید همین امشب ردش کنی بره. آزادش کن

آره، بیا تیتر یکِ خبراش کنیم

بیا به قاضی بگیم

"جناب قاضی، بنده سرجیو آنتین، وزیر امنیت..."

"...یه ارتش ۳۵۰ نفره از هرزه‌ها دارم..."

"...که شب‌ها از زندان می‌رن بیرون..."

"...و واسه پول تن‌فروشی می‌کنن، می‌دزدن، می‌کشن، آدم‌ربایی می‌کنن و دوباره برمی‌گردن اینجا می‌خوابن."

این کار رو بکنم؟

In the Mud subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left