முதல் 200 வரிகள்.
...-آنچه گذشت .-بهش دست نزن
این "یوسف خلید" یه جور سنگ رو دزدیده؟
هیچ نظری داری واسه چیه؟
.نه
.میخوان "جاش" برگرده
دوتای دیگه؟
.هر کس که مسئول این کاره باید از بین بره
این رابطه اصلا نباید .از لابی هتل فراتر میرفت
با "اما ویلسون" رابطه داشتم؟
.بله
کشتمش؟ .نه
...این تونل هفت ـه .خیلی به معبد نزدیکیم
هیچکس اجازه حفاری .نزدیک اونجا رو نداره
در زندگی، هدف بزرگتری از .مرگ فداکارانه نیست
.یه پاسپورت توی ژاکتش پیدا کردیم
... اسمش
.مهم نیست
.میدونم کیه
...پس مانده گلوله
.خودکشی بوده
اون چیه؟
.شماره
چیـه؟
.کارت ورود دیجیتالی
چی؟
.برای ثبت ساعت کاری استفاده میشه
میشه ردشُ زد؟
.آره
""گولان
...گولا
چه خبره
.هنوز توی عفو مشروطم .اوضاع خیلی خرابه
توی اون مکان چه کار باهاش میکنن؟
.داستانش مفصله
.خب الان زمان خوبیه تا بهم بگی
.در رابطه با پایان دنیاست
چی؟
.""آرماگدون
.ظهور دوم مسیح
،در رابطه با ایجاد ظهور دوم
معبد ژورسلیم .باید بازسازی شه
.برای این کار نیاز به کشیش اعظم دارن
.پس به همین دلیل به "جاش" نیاز دارن
چی؟
اون بچه؟ کشیش اعظمه؟
چیه، یه جور ابر قهرمانه؟
.بهشون اعتماد داشتم
.اصلا فکر نمیکردم تا اینجا پیش برن
.اون یکی رو کشتن
چیزی مصرف نمیکنی؟ پاکی؟
!آره
،باشه ببین
،چند ساعت اینجا میخوابیم
."فردا میریم به "البوکرکی «بزرگترین شهر ایالت نیومکزیکو»
.حتما اف بی آی اونجا اداره داره
فردا صبح میریم اونجا .و همه چیز رو میگیم
خب؟
.شاید یه جور نقشه اولیه معماری ـه
آره، میتونه اینجا یه اتاق باشه که این راهرو
.به اونجا میرسه
،یا شاید همش یه نمادـه .یا نشان و همچین چیزی
توی دیتا بیس اف.بی.آی .و پلیس بین الملل بگرد
چیزی هست که نیاز باشه بدونم؟
.نه، واقعا نه
.یه نماده که توی دفتر "اما ویلسون" دیدم
و دیشب، دوباره .در محل حفاری دیدم
وایستا، دفتر مقتول در تصرف توـه؟
.نه
.بود. ولی تحویلش دادم
.طبق روند کار
.کل پرونده بسته شد
چی؟
دو تا بچه جسد "یوسف خلید" رو .امروز صبح توی جنگل پیدا کرن
ظاهرا به هممون لطف کرده
.و خودکشی کرده
.هنوزم قاتل "اما ویلسون" مشخص نیست
میذاریم پلیس محلی .به اون قضیه رسیدگی کنه
میخوام تمرکز همه به ایجاد امنیت
.در ملاقات وزیر امور خارجه باشه
.میخوام که کاری که داری میکنی رو متوقف کنی
،تغییر کنی .و خودتو نشون بدی
.یا موقعیتت اینجا به خطر میُفته
بخاطر نیومدن دیشبم به بیمارستان ـه؟
.چون که بخاطرش عذر خواهی کردم
.هیچ ارتباطی به اون نداره
.من رایزن قانونی و تو مامور منی
.دارم بهت میگم چکار کنی
.صحیح
."پیتر" فکر کنم یه چیزی پیدا کردم
چی؟- یه تطابق برای نماد-
.پیدا شد
برای پروندهی شخص مفقود شده .اینجا در ژورسلیم چند ماه پیش
.""گرگوری دانلسون
بعد از سه روز در حال هذیان گویی .و بیهوش پیدا شده
-هنوز زندهست؟ .آره-
گویا فرستادنش به
."مرکز روانپزشکی "شلواتا
.معمولا مقدار زیادی آرامبخش بهش میدیم
.تا از آسیب رسوندش به خودش جلوگیری شه
.یا همچنین کسای دیگه
."گرگوری"، ملاقاتی داری
.اسمم "پیتر کانلی"ـه
.از کنسولگری آمریکا اینجام
میخوام اگه اشکالی نداره .چندتا سوال ازت بپرسم
،ما معتقدیم که وضعیت بیماریش .نوعی از سندروم ژورسلیم ـه
چی؟
.اوه هر سال صدها مورد میبینیم
زائرین و جهانگرد هایی که به ژورسلیم میان
،غرق در تاریخ
.و احساسات عمیق مذهبی میشن
،خیالاتی میشن ،گذر زمان رو حس نمیکنن
.صداهایی میشنون
...میتونم ببینم که
.خدایا
میتونم لطفا یه نگاهی به این بکنم "گرگوری"؟
این چیه "گرگوری"؟ ،این نماد اینجا
چیه؟
جهوسفات"؟"
یعنی چی "گرگوری"؟
."جهوسفات" چرا اینُ نوشتی؟
.دل بستگی
.در اینجور فقره ها مرسومه
.یک کلمه رو بر میگزینن ،یک مفهوم
...و همش راجع بهش فکر میکنن و
.هی. هی
قسمت ششم: چشمه ارواح مـحــمــد :متــرجـم M0hammad2020
واقعا متاسفم
.معمولا وقتی دارو میخوره خیلی مطیعه
.چیزی نیست
هیچ ملاقاتی داره؟
کسی که بتونم راجع بهش باهاش حرف بزنم؟
دوستی، فامیلی؟
...ام
"هیلا" میتونی لیست ملاقاتی های
"گرگوری دانلسون" رو بهم بدی؟
.""گرگوری دانلسون
.یه خانم جوانی هست که مرتب میومد ملاقاتش
.خیلی صمیمی به نظر میاومدن
"میتونم لطفا آخرین آدرس "گرگوری در ژورسلیم رو بگیرم؟
حالتون چطوره؟
.این رو بیرون پیدا کردم
مال یکی از افراد اینجاست؟
.گویا از ماست
میتونی چک کنی؟
.البته
.بیا
.مال "ای"ـه. متصدی بار ـه
این آدرسشه؟
.شیفتش ساعت 5 شروع میشه
.بهش تحویش میدم
.اگه جای تو بودم منتظرش نمیشدم
سلام، انگلیسی صحبت میکنی؟
.اسمم "پیتر کانلی"ـه
.از طرف کنسولگری اومدم
.کمکی ازم برنمیاد .برو پی کارت
،وایستا .صبر کن
فقط میخوام بغهمم
.کسی چیزی راجع به این میدونه یا نه
خب چی گفتن؟
یه مدت پشت خط نگهم داشتن .منم قطع کردم
.نمیدونستم چی بگم که احمقانه به نظر نیاد
،گوش کن، اول وقت فردا
.رودررو بهشون میگیم
.و تمام این ماجرا تموم میشه
.اونا حدود سه ساله که منُ ندیدن
...الان داشتم توی آیینه نگاه میکردم و
.شکسته شدم
.هنوزم خیلی زیبایی
...هی
.دید کاملی نسبت به موقعیتشون دارم
.مسافرخونه "بهار صحرا" در مسیر 17
.فعلا کاری نکن
.افرادم رو میفرستم
.ببخشید خوابم برد
"النا" کیه؟
...چطور
از کجا راجعبش میدونی؟
.داشتی اسمش رو صدا میزدی
...دربارهش
.خواب میدیدم
...تو فکر میکنی
،اگه به گناهی فکر کنی
.انگار مرتکب اون گناه شدی
.راه هایی برای پاک شدن هست
.رهایی از گناه
.باید اینجا توقف کنیم
.بخاطر روز یکشنبه ««در فرهنگ یهودی ها این روز روز استراحت و نیایش ـه
.همینجا خوبه
اگه برگشتن چی؟
.بر نمیگردن
.همین خوبه
.برای توبه و رستگاریت
توی کافهای .به نام "سرگی" همدیگه رو دیدیم
.یه آمریکایی خیلی مهربون بود
بعد از چند هفته .با هم زندگی میکردیم
،بعد یه روز .یه بسته پستی براش اومد
.وقتی سه سالش بود پدرش مُرد
"توی تولد 21 سالگی "گرگوری ،پرونده فرزند خواندگی ـش گم شد
.و نامه ای از پدرش دریافت کرد
-توی نامه چی نوشته بود؟ .-نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.