Lioness

Lioness

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Special Ops Lioness S01E06 720p WEB x265-MiNX
Special Ops Lioness S01E06 WEB x264-TORRENTGALAXY
Special Ops Lioness S01E06 720p WEB h264-EDITH
Special Ops Lioness S01E06 1080p HEVC x265-MeGusta
Special Ops Lioness S01E06 XviD-AFG
Special Ops Lioness S01E06 1080p WEB h264-EDITH
Special Ops Lioness S01E06 2160p WEB h265-EDITH
Special Ops Lioness S01E06 WEBRip x264-XEN0N
Special Ops Lioness S01E06 720p x264-FENiX
Special Ops Lioness S01E06 720p x265-T0PAZ
கருத்துரை வழங்கியவர் Farahnak
█⫸ sm امیر فرحناک و محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

குறிச்சொற்கள்

web
720p
720
x265
x264
1080
HEVC
XviD
webrip
BRip
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2023-08-20
பதிவிறக்கங்கள்: 97
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫سلام.

‫- رسیدی؟ ‫- دارم می‌رسم.

‫آب و هوا واسه آخر هفته‌مون ‫اصلاً همکاری نکرد.

‫اشتباه می‌کنی. ‫هوا خیلی هم عالیه.

‫من عاشق بارونم.

‫بجنب، ‫واست سورپرایز دارم.

‫دارم می‌جنبم.

‫پس بیشتر بجنب. ‫سورپرایزت ساعت ۷ باید بره.

‫سورپرایزم چیه؟

‫۵ تا زن تازه اومدن. ‫دوتاشون صندلی ماساژ دارن.

‫انگار امروز روز ماساژه.

‫عالیه.

‫نیمه پر لیوان رو ببین.

‫خب؟

‫نمی‌دونم. ‫هنوز چیزی به ذهنم نرسیده.

‫خب، ‫این هم از نیمه پر لیوان.

‫وقتی داره با صورتت ور میره، ‫لازم نیست حرف بزنی.

‫آدم سه روز با این دختر که تنها باشه،

‫هر دروغی که بهش بگه، ‫یادش می‌مونه.

‫حقیقت رو بگو، ‫فقط اسامی و مکان‌ها رو عوض کن.

‫سوالا رو با سوال جواب بده، ‫بعدش هم خوب به حرفاش گوش کن.

‫مفهومه.

‫نه، «مفهومه» غلطه.

‫خواسته خودش بوده ‫تا تو رو بشناسه.

‫باید خطر این کار رو درک کنی.

‫خطرش رو درک می‌کنم.

‫حالا معلوم میشه.

‫هی کروز، ‫ما همه نکات لازم رو یادداشت کردیم

‫پس واسه دفعه بعدی برگه تقلب داشته باش، ‫خب؟

‫اگه دفعه‌ی بعدی در کار باشه.

‫سلام.

‫گزارش‌گیر همین حالا تو کاخ سفیده.

‫کاخ سفید؟ ‫واسه چی؟

‫حالا کی مسئول گزارش‌گیریه؟

‫هنوز نمی‌دونم. ‫میام دنبالت.

‫تو ماشین درموردش حرف می‌زنیم.

‫جلسه‌ام به کاخ سفید منتقل شده.

‫خودم شنیدم.

‫از کی؟

‫اگه فرقی می‌کرد ‫بهت می‌گفتم.

‫می‌دونی کی تو این جلسه‌اس؟

‫خودت نمی‌دونی؟

‫تو لانگلی رو که می‌دونستم ‫مسئول گزارش‌گیری کیه.

‫خب، ‫این رو بدون که رئیس‌جمهور نیست.

‫رئیس‌جمهور رو که می‌دونم.

‫آدم که مسیر اتوبوس رو ‫با راننده اتوبوس هماهنگ نمی‌‌کنه.

‫فقط بهشون میگی ‫کجا رانندگی کنن.

‫وزیر امور خارجه ‫سفرش به لهستان رو لغو کرده.

‫گه توش.

‫کی به تو زنگ زده؟

‫ما که از این کارا نمی‌کردیم. ‫تماسش محرمانه بود.

‫خیر سرم زن کوفتیتم.

‫اما قوانین برای همه یکسانه.

‫اگه چیزی بدی، ‫چیزی هم گیرت میاد.

‫می‌خوای با سکس معامله کنی؟

‫نه، می‌خوام چیزی بهت بدم ‫که با تموم وجودت دنبالشی.

‫چیزی که کمکت می‌کنه.

‫ مشاور امنیت ملی ازت می‌پرسه

‫که رفتی سن آنتونتو یا نه.

‫برای گرفتن جواب این سوال ‫لازم نبوده به تو زنگ بزنه.

‫نخیر.

‫نگرانن.

‫چه جورم. ‫نگران دهن‌لقی‌ان.

‫می‌خواستن بدونن من در جریانم یا نه.

‫حالا نوبت منه.

‫توی کوادرو پترول... ‫یه جاسوس هست.

‫پشمام، کیت. ‫گفتی یه چیز بدردبخور میگی.

‫جاسوس خودمون نیست.

‫از کدوم کشور؟

‫مال کشور خاصی نیست. ‫عضو یه گروهه.

‫- کدوم گروه؟ ‫- بیشتر مثل یه شرکت مادره.

‫واسه یه اطلاعات ‫داری حسابی از مغزم کار می‌کشی‌ها.

‫چون سوالای غلط می‌پرسی.

‫نه کشوره ‫و نه ایالت.

‫میگی که یه گروهه.

‫وقتی میگی شرکت مادر، ‫یعنی کلی شرکت کوچیک دیگه هم هستن...

‫بلندترین ساختمون‌های نیویورک ‫کدوم دوتا ساختمونن؟

‫الان؟

‫یکیش مرکز تجارت جهانی ‫و اون یکی هم برج سنترال پارک.

‫بی‌دلیل نیست ‫ که یه همچین گروه‌هایی

‫تو بلندترین ساختمون‌هان.

‫- جاسوس مدنظرت اونه. ‫- جاسوس مدنظرم اونه.

‫یه جور...

‫بانکی که ما بهش میگیم ‫ بانک تروریست‌هاس رو اداره می‌‌کنه.

‫جالبه.

‫مطمئن نیستم ‫ به چه دردیم می‌خوره.

‫البته که به دردت می‌خوره.

‫وقتی دستگیرش کردیم به دردت می‌خوره ‫چون با گرفتنش

‫نفتی به ارزش ۸۰ میلیارد دلار رو

‫از بازار سیاه ‫ به بازار آزاد برمی‌گردونه.

‫داره دیرم میشه.

‫کیت، ‫فکر می‌کنی که برگردوندنش

‫به بازار آزاد ‫اتفاق خوبیه.

‫نیست؟

‫به گمونم بستگی داره ‫ از چه جنبه‌ای بهش نگاه کنی.

‫جنبه‌ی کی؟

‫حالا ببین ‫ کی داره سوالای غلطی می‌پرسه.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫ ‫"فصل یک - قسمت شش"

‫مترجمین: «محمدعلی sm و امیر فرحناک»

‫خوش برگشتین خانم عدید.

‫- مچکرم. ‫- چمدون‌هاتون تو صندوقه؟

‫سبک سفر می‌‌کنم.

‫یعنی همینطوری...

‫میشه برم تو؟

‫- خواهش می‌کنم. ‫- مرسی.

‫زارا!

‫باید عجله کنیم ‫وگرنه وقت نمیشه همه کارا رو بکنن.

‫همه‌کارا یعنی چی؟

‫حالا می‌فهمی.

‫بیا دیگه.

‫تف بهش.

‫کاش می‌دونستن خوشگل شدن ‫چقدر درد داره.

‫کاش خودم می‌دونستم.

‫چندوقت یه بار از این کارا می‌کنی‌؟

‫دفعه اولته میای سالن ماساژ؟

‫خیلی پیش آدم‌ها نیستم.

‫دوست ندارم کسی بهم دست بزنه.

‫یعنی دفعه اولته به صورتت رسیدگی میشه؟

‫آره.

‫اما گرمابه رو که رفتی.

‫نه.

‫یعنی چی که نه؟

‫پولدار نیستیم.

‫تو کویت که پول خرید داری.

‫عموم پول داره.

‫و واسه این که من رو به حراج بذاره، ‫مجبوره یکمش رو خرج کنه.

‫باکلاس‌ترین شامی که تاحالا خوردم ‫با تو بوده.

‫اولین سفرم با جت هم با تو بوده.

‫اولین باری هم که سوار رنج‌روور تخمی شدم هم ‫با تو بوده.

‫ببخشید، ‫نمی‌خواستم فحش بدم.

‫به گمونم خدا به تو خونواده اشتباهی داده.

‫شاید هم روزی که به دنیا اومدی ‫تو بیمارستان جابجا شدی.

‫همه اون چیزا حقت بودن.

‫به گمونم عموت شخص درستی ‫برای پیدا کردن شوهر واست نیست.

‫شاید شغل جدید خودم همین باشه.

‫اما یکم مشکله، ‫چون برای تو یکی مثل احسان پیدا نمیشه.

‫یه آدم رویاپرداز لازم داری.

‫اما رویاپردازها پول ندارن.

‫طوری نیست، ‫یه رویاپرداز پول‌دار برات پیدا می‌کنم.

‫باید یکی باشه.

‫خوشتیپ و پول‌دار ‫و رویاپرداز بودنش رو قول نمیدم

‫اما دو سه نفری برات پیدا می‌کنم.

‫پول واسم مهم نیست.

‫چون تاحالا نداشتی.

‫مرد رویاهات رو برام توصیف کن،

‫که موقع خرید ‫بدونم دنبال چی بگردم.

‫امم... ‫مهربون باشه.

‫توانا باشه.

‫به اعتقاداتش پایبند باشه.

‫برام مهم نیست چه عقایدی داره.

‫هرچی که باشه ‫فقط بهش پایبند باشه.

‫به من پایبند باشه.

‫وقتی حرف می‌زنه ‫تو چشمام نگاه کنه.

‫قیافش چطوری باشه.

‫کوچیک‌ترین اهمیتی نداره.

‫پس فکر کنم خودت هم رویاپرداز باشی.

‫تاحالا تا این حد تو زندگیم

‫احساس ناخوشایندی نداشتم...

‫و این نشونه چیزیه.

‫این کار واسه آروم شدنه.

‫بعدش هم پوستت مثل خورشید می‌درخشه.

‫اگه این برات ناخوشاینده،

‫پس گِل و لای رو چی میگی؟

‫گل و لای؟

‫حالا آروم شدی؟

‫خانم.

‫کمک‌تون می‌کنم دوش بگیرین.

‫لیف و حوله داخل هست.

‫همه‌جای آدم میره، ‫مگه نه؟

‫اوه! ‫گندش بزنن!

‫آره...

‫از اون دوش بزرگاس.

‫فسقلی نیست.

‫دیگه مطمئنم حمام بخار رفتی.

‫آره، ‫رفتم.

‫قبلاً بوکس کار می‌کردم.

‫بوکس؟ ‫بوکس دیگه چیه؟

‫همون مولاکیما.

‫آهان، ‫مبارزه رو میگی؟

‫معلومه که کار کردی.

‫اون کبودی‌ها برای همین بود؟

‫چندساله کار نکردم،

‫اما وقتی می‌کردم، ‫باید عرق می‌کردیم تا وزن کم کنیم.

‫باید قبل وزن‌کشی حسابی لاغر می‌کردیم،

‫و قبل مبارزه، ‫تموم آب رو به بدن برمی‌گردوندیم.

‫تاحالا حمام بخار رفتم.

‫البته تاحالا ندیدم تو خونه باشن، ‫اما آشنایی دارم.

‫با این حال...

.به‌خاطر تصادف نبود

‫کار یه مرد بود.

‫چرا گذاشتی باهات این کار رو بکنه؟

‫من نذاشتم کاری بکنه.

‫مردا با کتک زدن شروع نمی‌کنن.

‫با هُل دادن و سیلی شروع می‌کنن.

‫بعدش مشت می‌زنن ‫و بعد کتک می‌زنن.

‫اگه کتک خوردی ‫یعنی خودت گذاشتی

‫چون موقع سیلی خوردن فرار نکردی.

‫آخرین کتک بود.

More Farsi Persian subtitles for Lioness

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left