Dark Winds

Dark Winds

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

darkwindss2e1-webdl-720p
கருத்துரை வழங்கியவர் Phoenix Translation Team
تیم ترجمه ققنوس

குறிச்சொற்கள்

webdl
web
720p
720
WEBDL
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2023-08-05
பதிவிறக்கங்கள்: 112
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

آنچه در قسمتهاي قبلي "بادهاي تاريک" تماشا کرديد

گاهي اون بيرون ام 38ات بهترين محافظت نيست

بخواب زمين

اون فکر ميکنه با يک روح خبيث روبرو شده

دختر جوان و باراداري اومده

فقط ميخوام مطمئن بشم توي هيچ دردسري نيفتاده

چرا هروقت يک چيزي حس ميکني

آخرش کار بيشتري براي من ميتراشي؟

ميخواي پيش من و جو بموني؟

اينجا اتاق پسرت بوده؟

حوزه نفتي- اينجا پسرمو از دست دادم-

بابت پسرت متاسفم

ميتوني دست از نقش بازي کردن برداري- ميدونم از اف-بي آيي-

از اف-بي آيي؟

از اون اداره اومدم بيرون

به اين فکر ميکني که يک مدتي بموني؟

دست خودمو باز ميگذارم

خوب، هميشه ميتونيم اينجا روي کمکت حساب کنيم

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

....::::ترجمه : پريسا يادکوري::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu

ناتالي، لفورنم ميشنوي؟

بگو ستوان

با کلانتر سنا تماس بگير بگو مظنونو

توي يدک کشي نزديک در يک ساعتي جنوب

راف راک، بين پينون و چينل رديابي کرديم

ناتالي، مفهومه؟ تمام

دريافت شد

....کلانتر سنا رو پيدا کن و منتظر پشتيبان باش

به مظنون نزديک نشو

در بهترين حالت دو سه ساعت با ما فاصله دارن

از تعقيب کردن اين يارو خسته شدم

پليس قبيله ناواجو ! بيا بيرون

دستهاتو جايي بگذار که بتونم ببينمشون

همين حالا بخواب زمين

چي شده؟

بهم حمله شد

با چي؟

آدم فضايي ها

شايد يک سفينه بوده

ميبرمت بيمارستان

اين چيه؟

بقيشون

اوه

آره

متاسفم

پانزدهم آپريل

پانزدهم آپريل

اما ليفورن؟

عمل جراحيش تمام شد

هروقت بتوني ببينيش، بهت خبر ميدم

مرسي

شما در حال تماشاي

قرعه کشي هفتاد و يکم

از ستاد خدمات داوطلبانه هستتيد

...اولين تاريخ تولد انتخاب شده

!جو

!جو- بله؟-

اما يک اتفاقي براش افتاده

اما

خوبم، فقط يک ضربه اي به سرم وارد شد

آماده ام برم خونه

اما دکتر ميخواد عکس برداري اشعه ايکسو روم انجام بده

خيلي خوب

اون مثل يکي از بيماران عاديش باهام رفتار ميکنه

...و نه مثل يک سرخپوست

هي، هي

من هواتو دارم

معذرت ميخوام ستوان- بله-

خانم ليفورن

قرباني، ناواجويي بوده

براي درمان سرطانش اومده بود

اون واقعا جواب ميده؟

آره به اندازه کافي خوب هست

اسمش امرسون چارليه

ميشناختيش؟

اين اسم برام آشنا بود برادرش ديلون چارلي بود

توي اين محدوده مسئول يک کليسا بود و خودشونو افراد تاريکي ميناميدند

دو سال پيش توي تصادف رانندگي کشته شد

اون يک سال قبل از مرگش

پيش بيني کرده بود که اتفاق بردي نزديکهاي چاه نفت ميفته

تو در مورد انفجاري حرف ميزني

که اون شش نفرو کشت؟

پسرتو؟

آره

آره، خوب

فکر ميکنم اين يک نشتي از لوله بنزين باشه

به لوله ضربه ميزني

و بعد موتور گرم ميشه و سوخت مشتعل ميکنه

بعدش، خودت که ميدوني

گفتي حدود ساعت ده اتفاق افتاده؟

حدودا

قرارش چه ساعتي بود؟

7:00.

پس اين ماشين تقريبا سه ساعت اينجا بوده

اينجا ايستاده بوده

با فرض اينکه با زمان سرخپوستها يکي نبوده

تا اون موقع موتور سرد ميشده

موتور سرد بود

شتاب دهنده چي بود؟

بهم چراغ قوتو قرض بده

فکر ميکي وقتي منفجر شده، يکي از گوشواره هاش افتاده؟

اون چيه؟

زمان سنج

اگر با دقت نگاه کني

اين تنها قطعه بمبي که پيدا ميکني نيست

اوه... حالا... حالا...حالا يک دقيقه صبر کن

اون مرد داشت از سرطان ميمرد ستوان

طبق گفته دکترش کمتر از دو ماه وقت داشت

کي ميخواسته اونو منفجر کنه؟

کي و چرا؟

اوه، لعنت خدا بهش

نميخواستم اينطوري روزمو شروع کنم

اون مرد يک پسر داره

اسمش توماسه توي رد ميسا زندگي ميکنه

از اونجا شروع کن بهش بگو چه اتفاقي افتاده

بگذار ببينيم دليلشو پيدا ميکنيم

شايد بخواي نگاه دقيقتري به اون ماشين بندازي

ببيني ميتوني کشف کني کار کي بوده

حالت خوبه؟

بايد براي تمام اين خانواده مراسم گرفت

دوباره؟

اگه تو راه خودتو انتخاب ميکردي، من هيچوقت مراسمو ترک نميکردم

واسه ما عادي نيست که دور و بر

اين همه مرگ و جنايت باشيم

ما بايد توي هژو بمونيم

و اتفاقي که امروز صبح برات افتاد ترسوندتت

من رو هم ترسوند

بايد اين خانواده به حالت تعادل برگرده

مراسمو ميگيريم

بگو بارني چي دستگيرت شد؟

دارم يک مرد ناواجوييو تعقيب ميکنم که در دهه بيست زندگيشه

از جاده قديمي به شمال ميره، دو مايل مانده به شرق کاينتا

فکر ميکنم اون دين بيتسوئه

10-4.

ميخواد چيکار کنه؟ يک ماشين ديگه بدزده؟

بدتر از اون

به ليفورن بگو دير ميام

ستوان، برني تماس گرفت

دير مياد

بهش سخت نگير

فکر کنم حضور و غيابو دستکاري کنم

خيلي خوب، همه گوش کنيد

فليکس، يک شکايت ديگه از جرالد نز داريم

ادعا ميکنه که يک نفر به صورت غيرقانوني

زباله هاي کاروانو توي ملک اون خالي ميکنه

بيايد ببينيم چه خبره، خيلي خوب؟

بله قربان

سلام بر زمينيها

بشين

روي صندلي، بيگي

در مورد ماشين بمب گذاري در اسکانگروگ ديروز، چيزي شنيدي؟

کي؟

قرباني، نواجوييه

ميانسال به نام امرسون چارلي

فکر ميکردم اين جور چيزها

فقط توي شهرهاي بزرگ اتفاق ميفتند

آره خوب، هيولاها همه جا هستند

عموم، امرسونو ميشناخت

ميگفت فقط چند ماه ديگه زنده است

ميرم با پسرش.... توماس صحبت ميکنم

... و بفهمم

...چه؟

اوه، بي خيال برنادت چرا ميخواي منو زنداني کني؟

دفعه قبل بهت چي گفتم دين؟

درسته، که دفعه ديگه زندانيت ميکنم

خوب، حدس بزن چي؟ الان همون دفعه ديگه است

بي خيال- رحم و مروت داشته باش-

از مخت استفاده کن

دين- اين دفعه چي کار کرده؟-

بعد يا قبل از اينکه ماشينمو توي ماسه ها گير انداخت؟

خيلي خوب کارمون اينجا تمام شد بيايد بريم به کارمون برسيم

اون يک آپلوسائه؟

کارت عالي بود ستوان، چي؟

خوب، چطوره دفعه ديگه درخواست کمک کني

وقتي بايد مظنونو سوار اسب کني

هوم؟

وقتي کارت اينجا تمام شد ببين استيو چي براي گفتن داره

خوب بادبانها رو بکش دختر نقره اي

منو به خاطر مياري؟

نه

يک اسب از برادرم، دني خريدي

حدود سه چهار سال پيش

وقتي اومدي دنبالش همديگه رو ديديم

موفق باشي

بگذار يک چيزي ازت بپرسم گروهبان مانوئليتو

باورت ميشه؟

عدد آخري وجود نداره

پيداش کردي؟

يک نگاهي بنداز

اينو ميبيني؟

ليندا مدوکس

چيزيو يادت مياره؟

فکر ميکني ميتونه اون باشه؟

هست؟

تخم مرغ سرخ کرده با سس تندو و صبحانتون بوريتو

مرسي

يک چيز ديگه هم هست

...سوزن توي انبار کاه

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left