Supernatural

Supernatural

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Supernatural S01E10 720p Bluray x264-MAC
Supernatural S01E10 BrRip 480p x264 AAC NimitMak SilverRG
கருத்துரை வழங்கியவர் Rain Angel
iMovie-DL.Co || Pari Sa

குறிச்சொற்கள்

BluRay
x264
720p
720
brrip
480p
480
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2016-09-02
பதிவிறக்கங்கள்: 114
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

...آنچه گذشت

."سمی"

!هر چه سریعتر برادرت رو ببر بیرون، برو

.بابا رفته شکار .و چند روزه خونه نیومده

این کتاب باباست. فکر کنم می‌خواد .کاری که شروع کرده رو ادامه بدیم

.نجات مردم. شکار کردن .شغل خانوادگی

فکر می‌کنی مامان همینو برامون می‌خواست؟

.تنهایی از پسش برنمیام - .من رانندگی می‌کنم -

.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Rain Angel © پری ســــا © greatR © رضـــا

.نمیشه بچه‌ها رو دور از اینجا نگه داشت

چی هست حالا؟ - .یادم رفت تو محلی نیستی -

.افسانه رو نمی‌دونی - افسانه؟ -

هر شهری داستان خودش رو داره، مگه نه؟

.مال ما "تیمارستان روزولت"ـه

.میگن با روح مریض‌ها تسخیر شده

،اگه شب رو اونجا بمونی .ارواح دیوونه‌ت می‌کنن

!آهای؟ مامور پلیس

!مامور پلیس

داری میگی این بچه‌ها با خودشون قیچی آهن‌بر آوردن؟

.زود باش، از هم جدا می‌شیم

.خیلی خب

آهای؟

آهای؟

.خیلی خب

.بیاید بیرون

کلی"، بگوشی؟"

.خدایا

کجا بودی؟ - .داخل -

چی شد؟ چیزی ندیدی؟

.نه

.گشت 4-1 هستیم .ماموریت انجام شد و در حال برگشت به ایستگاه هستیم

...دریافت شد، گشت 4-1

.هی

خب چی؟

هنوز نمی‌خوای باهام حرف بزنی؟

.والت" گفتم متاسفم"

چند بار باید اینو بگم؟

نه، با آخرین چیزی که شنیدیم .بابا توی کالیفرنیا بود

...فکر کردیم برای اسلحه و مهمات بیاد پیش تو

.شاید چند هفته پیش دیده باشیش

.اگه خبری شنیدی، بهمون زنگ بزن، ممنون - .باشه -

.حتما - کیلب" خبری ازش نشنیده؟" -

.نه. "جفرسون" و "پستر جیم" هم چیزی نشنیدن

دفترچه چی؟ سرنخی توش هست؟

.نه. همونطوریه که دفعه آخر چک کردم .چیزی از توش درنمیاد

از این یارو خوشم میاد .اما مثل "یودا" چرت و پرت می‌نویسه

.شاید بهتر باشه به فدرال خبر بدیم .گم شدنش رو گزارش کنیم

.در این مورد حرف زدیم .بابا عصبانی میشه اگه فدرال رو خبر کنیم

.برام مهم نیست ...بعد تمام اتفاقاتی که توی "کانزاس" افتاد

.باید اونجا می‌بود

.خودتم همینو گفتی .سعی کردی بهش زنگ بزنی

.می‌دونم

گوشیم کجاست؟ - .می‌دونی، تا اونجایی که میدونیم ممکنه مرده باشه -

.اینو نگو. اون نمرده

...اون... اون - اون چی؟ قایم شده؟ سرش شلوغه؟ -

.باورم نمیشه

چی رو؟

.یه پیامه

.یه مختصاته

فکر می‌کنی بابا بهمون پیام داده؟

.قبلا هم بهمون مختصات داده - ."اون به زحمت با یه توستر کار می‌کرد، "دین -

.سم"، این خبر خوبیه" .یعنی حالش خوبه، یا زنده‌ست حداقل

شماره‌ی تماس گیرنده معلوم نبود؟

.نه، نوشته بود ناشناس - مختصات کجا رو نشون میده؟ -

.جالبش همینه .راک‌فورد"، ایلینویز"

خب، این کجاش جالبه؟

.روزنامه محلی "راک‌فورد" رو چک کردم .یه نگاهی به این بنداز

این پلیس، "والتر کلی"، از سرکار ...میاد خونه، به زنش شلیک می‌کنه

،بعد اسلحه رو میذاره توی دهنش .مغزش رو منفجر میکنه

قبش اون شب، "کلی" و همکارش .به تیمارستان "روزولت" احضار می‌شن

.خیلی خب، نمی‌فهمم این چه ربطی به ما داره؟

بابا همچین تیمارستانی رو .توی دفترچه‌ش علامتگذاری کرده

.بذار ببینیم

.اینجاست. هفت ناحیه‌ی تایید نشده

.دو مرگ. تا هفته‌ی پیش حداقل

.فکر کنم اون می‌خواد بریم اونجا

.این یه مورد کاریه

.بابا ازمون می‌خواد یکاری انجام بدیم - .آره، شاید اونجا ببینیمش -

شاید هم نه. ممکنه بخواد ما رو .بفرسته اونجا تا خودمون اون موجود رو شکار کنیم

،کی اهمیت میده؟ اگه می‌خواد ما بریم اونجا .برای من به حد کافی خوبه

این برای تو عجیب نیست؟

اون پیام؟ اون مختصات؟ - ."سم" -

.بابا داره بهمون میگه بریم جایی .پس میریم

شما "دنیل گاندرسون" هستین، درسته؟ شما پلیس هستین؟

.آره

.من "نایجل تافنل" هستم ."از خبرگزاری "شیکاگو تریبون

مشکلی نیست اگه چند تا سوال درمورد همکارتون بپرسم؟

.چرا هست .فقط می‌‌خوام یه آبجو بخورم

.زیاد طول نمی‌کشه .فقط می‌خوام داستانتون رو بشنوم

یه هفته پیش همکارم روی اون صندلی .نشسته بود. حالا مُرده

می‌خوای اینجا واسم کمین کنی؟ - .ببخشید. باید بدونم چی شده -

هی، رفیق. نظرت چیه این آقا رو تنها بذاری، هان؟

.این مرد یه ماموره چرا یکم بهش احترام نمیذاری؟

.لازم نبود اون کارو بکنی - .چرا، البته که لازم بود -

.اون یارو واقعا یه عوضی بود بذارید براتون یه آبجو بگیرم، هان؟

.دو تا

.ممنون

.بدجوری اونجا هلم دادی - باید زبون بازی می‌کردم دیگه، نه؟ -

.یه روشه برای وارد عمل شدن - هان؟ -

.ولش کن - چی از "گاندرسون" گیرت اومد؟ -

.اینکه "والتر کلی" پلیس خوبی بوده .شاگر ممتاز کلاسش بوده، یه آدم متعادل

.آینده‌ی روشنی داشته - تو خونه چطور؟ -

،اون و زنش با هم یکم بحث داشتن .اما بیشتر زندگیشون آروم بوده

.اونا داشتن درمورد بچه‌دار شدن حرف میزدن

...یا "کلی" کاسه‌ی صبرش لبریـــز شده

.یا چیز دیگه‌ای چنین کاری باهاش کرده - .درسته -

گاندرسون" درمورد تیمارستان چی گفت؟"

.خیلی چیزا

...پس ظاهرا، پلیس‌ها بچه‌ها رو تا اینجا دنبال کرده

.تا بخش جنوبی

بخش جنوبی، آره؟

.یه لحظه صبر کن

.بخش جنوبی، بخش جنوبی

سال 1972. "سه تا بچه دزدکی .وارد بخش جنوبی می‌شن

".فقط یکیشون زنده میمونه

اینطور که میگه، یکی از دوستاش دیوونه شده .و شروع کرده به سوزوندن اینجا

،پس هر چی که شده .بخش جنوبی مرکزش بوده

،اما اگه بچه‌ها دارن تو تیمارستان پرسه میزنن پس چرا تعداد مرگ‌ها زیاد نیست؟

.به نظر میرسه درها زنجیر شدن

.ممکنه برای سالها زنجیر شده باشن

.آره، تا مردم رو بیرون نگه دارن .یا چیزی رو داخل نگه دارن

."اگه آدم مرده‌ای دیدی، خبرم کن، "هیلی جول

.رفیق بسه

.جدی میگم باید حواست جمع باشه، خب؟

.ارواح مجذوب علم غیبت میشن

.بهت که گفتم علم غیب نیست .فقط گاهی حس‌های عجیبی دارم

.رویاهای عجیب - .آره، هرچی. نپرس، نگو -

چیزی از اون دستگاه گیرت نیومد؟

.نه. اما معنیش این نیست که کسی اینجا نیست

.ارواح توی ساعت‌های خاصی از روز ظاهر نمی‌شن

.عجیب‌الخلقه‌ها شب‌ها میان بیرون - .آره -

هی، "سم"، جذابترین کسی که علم غیب داره کیه؟

"پاتریشیا آرکت"، "جنیفر لاو هیوت" یا تو؟

.رفیق

.شوک الکتریکی، برش دادنِ مغز .کارهای پیچیده‌ای با این آدما کردن

.منو یاد "جک" توی "کوکوز نست" میندازه

خب، نظرت چیه؟

ارواح آدما رو تسخیر می‌کنن؟

.شاید

یا شاید هم بیشتر شبیه .داستان "امیتی‌ویل" یا شکار "اسمرل"‌هاست

.ارواح اونا رو دیوونه کردن

."مثل "جک" توی " د شاینینگ

دین"؟"

کی قراره درموردش حرف بزنیم؟ - در مورد چی؟ -

.درمورد این حقیقت که بابا اینجا نیست - .اوه، بذار ببینم. هیچ وقت -

.دارم جدی می‌گم، مرد - .منم همینطور، "سم". اون ما رو فرستاده اینجا -

.مشخصه که خواسته ما اینجا باشیم .بعدا دنبالش می‌گردیم

.مهم نیست چی می‌خواد - می‌بینی این رفتارت رو؟ -

واسه همین بود که .من همیشه کلوچه اضافه گیرم می‌اومد

.ممنکه بابا تو دردسر باشه .باید دنبال اون بگردیم

."ما لایق جوابیم "دین .این خانواده‌ی ماست

."متوجهم، "سم .اما اون بهمون یه دستور داده

که چی؟ یعنی همیشه باید از دستورات بابا پیروی کنیم؟

.البته که همینطوره

."سنفورد الیکات"

.می‌دونی باید چیکار کنیم .باید بیشتر درمورد بخش جنوبی بدونیم

.ببینیم اینجا اتفاقی افتاده یا نه

سم وینچستر"؟"

.خودمم - .بیا داخل -

.ممنونم که آخر وقت خواستین منو ببینین

دکتر "الیکات"؟

.الیکات"، اون اسم"

یه دکتر به اسم "سنفورد الیکات" نبوده؟

.آره، اون یجایی روانپزشک بوده

.پدر من رییس کارکنان تیمارستان "روزولت" بوده

از کجا می‌دونسنی؟

.خب، من به تاریخ محلی علاقه دارم

هی، اونجا یه حادثه‌ای رخ نداده؟

.توی بیمارستان، فکر کنم توی بخش جنوبی، درسته؟

."پولت رو داری هدر می‌دی، "سم

.اینجاییم در مورد تو حرف بزنیم

.اوه، باشه. آره، آره، باشه

.پس - ...پس -

اوضاع چطوره؟

.اوضاع خوبه، دکتر - .خوبه -

سرگرم چه کاری بودی؟

.کارای قدیمی

.با برادرم رفته بودم سفر

خوش گذشت؟

.خیلی

...می‌دونین، ما

...با کلی

.آدمای جالب آشنا شدیم

...کلی

.کارای جالب کردیم

...می‌دونین

دقیقا چه اتفاقی توی بخش جنوبی افتاده؟ ...من فراموش کردم

،اگه علاقه‌مند به تاریخ محلی باشی .همه چیو درمورد آشوب "روزولت" می‌دونی

.آشوب؟ خب، نه، می‌دونم .فقط کنجکاوم

سم". بذار مزخرفات رو بذاریم کنار، میشه؟"

.داری از موضوع طفره میری

چه موضوعی؟ - .تو -

.حالا، یه قراری میذاریم

...من همه چی رو در مورد آشوب "روزولت" میگم

.اگه تو یه چیز صادقانه درمورد خودت بهم بگی

.مثل همون برادرت که باهاش سفر میری

چه احساسی درموردش داری؟

.رفیق. کلی اون تو بودی درمورد چه کوفتی حرف میزدی؟

فقط بیمارستان، می‌دونی؟ - و؟ -

و بخش جنوبی؟ .جاییه که موارد خیلی خاصی رو نگه میداشتن

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left