முதல் 200 வரிகள்.
در سیستم قضایی
مردم توسط دو گروه مجزا
اما به یک اندازه مهم نمایندگی میشن
پلیس که درباره جرایم تحقیق میکنه
و دادستانهایی که متهمین رو محاکمه میکنن
اینها داستانهای اونهاست
خانمها و آقایان، دوشیزه بلا راس
فوقالعاده بودی
ممنونم
بالاخره اومدی
چه حسی داری؟
خوبم
واقعاً حس خوبی دارم
فردا بهت زنگ میزنم
شب همگی بخیر، خوش اومدید
امروز روز مهمی برای همه ماست
یه شروع تازه برای برندی که
سال قدمت داره ۲۷
میدونم، میدونم که زمان زیادیه
اما من این خط تولید رو وقتی ده سالم بود راه انداختم، خب
میخوام طراح جدید
و مدیر خلاق "بلا راس" رو معرفی کنم، لورنزو کین
خیلی ممنون، بلا
تمام تلاشم رو میکنم که باعث افتخارت بشم
هدف من اینه که این برند رو به اوجهای جدیدی برسونم
خیرهکننده شدی
ممنون که اومدی عزیزم
تو زیباترین زن اینجایی
خواهش میکنم. اصلاً قابل مقایسه نیست
من برای تو خیلی پیرم. هی اینو میگی
چون واقعیت داره
خب، اگه پیری این شکلیه
من هستم
قربانی دو تا تیر خورده به قفسه سینهش
هر دو پوکه رو همین نزدیکی پیدا کردیم. کالیبر نه
جواهرات و گوشیش هنوز همراهشه
اسمی ازش دارید؟ بلا راس
همون طراح لباس؟
آره. خودشه
قراره کلی سر و صدا تو رسانهها راه بیفته. شاهدی داریم؟
نه، ولی تو خیابون داریم پرسوجو میکنیم
بسیار خب، خوبه
حتماً هر چی دوربین مداربسته
این دور و بر هست رو چک کنید، باشه؟
زنم سه هزار دلار پای لباس عروس "بلا راس" پول داد
ارزش تکتک سنتهاش رو داشت
قربانی بلا راس، ۵۳ ساله است
تقریباً تمام عمرش رو اینجا
در نیویورک زندگی کرده. متأهل، بدون فرزند
طبق مجله فوربس، ۲۵۰ میلیون دلار ثروتشه
شاهدی هست؟ آره، یکی
زنی که داشت سگش رو تو پارک میگردوند، صدای دو تا شلیک شنیده
یکی رو دیده که ماسک زده و پالتوی زمستونی مشکی تنش بوده و فرار میکرده
اما مطمئن نبود به کدوم سمت
ولی فیلم لحظه تیراندازی رو داریم، درسته؟
آره، زاویهش عالی نیست، اما
بلا دو تا تیر نه میلیمتری میخوره به سینهش
از فاصله خیلی نزدیک
به نظر میرسه مظنون حدود ۱۷۸ سانت قد و جثه لاغری داشته باشه
میتونه مرد یا زن باشه
به نظر میرسه به سمت شمال رفتن
چرا با چک کردن تمام دوربینهای
اون مسیر شروع نمیکنید؟
در این بین، به شوهرش خبر بدید
مطمئنید خودشه؟
بلا راس. مطمئنیم
چی شده؟ کسی بهش دستبرد زده؟
نمیدونیم ولی فعلاً
به نظر نمیرسه ربطی به سرقت داشته باشه
ببین تیت، ما درک میکنیم چه حالی داری
اما اگه اشکالی نداره، میخوایم چند تا سوال ازت بپرسیم
آره، باشه
آخرین باری که باهاش حرف زدی کی بود؟
دیروز
خب، فقط چند ثانیه با هم حرف زدیم
حدود ساعت دو و نیم اینا
و سرش تو کار خیلی شلوغ بود
حدود ساعت ۶ دوباره زنگ زدم و براش پیغام گذاشتم
درباره موضوع خاصی بود؟
فقط داشتم براش آرزوی موفقیت میکردم
بابت چی؟
دیشب یه مراسم داشت
برای خط تولید لباسش. شما نرفتید؟
نه
حال مساعدی نداشتم برای همین خونه موندم
اما باید میرفتم
باید اونجا میبودم
شاید این اتفاق نمیافتاد
و منظورت از خونه همینجاست، درسته؟
آره، یه هفتهای هست که اینجام
همسرتون چی؟
نه، اون تو آپارتمانمون تو شهر بود
همونطور که گفتم، سرش تو کار خیلی شلوغ بود
آقای هریس، اینجا سیستم امنیتی دارید؟
نه، هیچوقت نیازی بهش حس نکردم
چیز غیرعادیای در جریان نبود؟
مثلاً کسی تعقیبش کنه یا مزاحمش بشه؟
تا جایی که من میدونم، نه
بحث یا درگیری تازهای نداشت؟
مطمئن نیستم
ممکنه. احتمالش هست
منظورت از این حرف چیه؟
بلا از بیان نظراتش یا اخراج کردن آدمها ابایی نداشت
اخیراً کسی رو اخراج کرده بود؟
خب، این هفته یه جورایی بگو مگو داشت
با یکی از کارمندها. سرِ چی؟
سرِ اینکه اون رو به عنوان طراح اصلی انتخاب نکرده بود
خونه "پاند ریج" سیستم امنیتی نداره
پس نمیتونیم تأیید کنیم که شوهرش
واقعاً موقع قتل خونه بوده یا نه
و مشخصات ظاهری کلیش هم به ضارب میخوره
حدود ۱۷۸ سانت قد، جثه لاغر
نصف ایالت همین مشخصات ظاهری رو دارن
راستش، با این همه مصرف "اوزمپیک"
احتمالاً نود درصد مردم این شکلیان
همین الان با کسی که تو مراسم بلا بوده حرف زدم
به نظر میرسه شب معرکهای بوده
تا لحظه آخر که با یه زن مست
دعواش میشه
احتمالش هست این زن مست همون کارمندی باشه
که برای اون پست مهم انتخاب نشده؟
فکر کنم بالاخره این پسر جوون داره
قلق کار دستش میآد، جس
عالیه
خب، بریم
آره، بریم
سفارش آمادهست
بله، منم
مسلماً بهترین رفتارم نبوده
شما دو نفر سر چی بحث میکردید؟
ما واقعاً بحث نمیکردیم
فقط داشتم خودم رو خالی میکردم
بابت اینکه انتخاب نشدی؟
باورم نمیشد لورنزو رو انتخاب کرده
حس کردم بهم خیانت شده
من زندگیم رو پای اون زن گذاشتم
همه چیزم رو بهش دادم
پس ناراحت و عصبی بودی
و مست
بعد از بحث چی شد؟
رفتم خونه، چند تا پاستیل مخدر خوردم
و خوابیدم
امروز صبح با بلا حرف زدی؟
نه
همین یه ساعت پیش بیدار شدم
پس ظهر بیدار شدی، درسته؟
و بعدش چی؟
اومدم اینجا یه چیزی بخورم و قهوه بگیرم
من بلا رو نکشتم
آره، ناراحت بودم، ولی
من دارم سرش داد میزنم
و اون پیشنهاد میده منو ببره ناهار بیرون
تا درباره آینده شغلیم حرف بزنیم
حتی پیشنهاد داد کمکم کنه خط تولید لباس خودم رو راه بندازم
از چیز غیرعادیای خبر داشتی که
تو زندگی بلا در جریان باشه؟
تهدید، مزاحم، مشکلات مالی
یه چیزی تو این مایهها؟
دیشب وقتی مهمونی رو ترک کردم
اون و یه مرد رو دیدم که داشتن بحث میکردن
صورتش رو ندیدم ولی بحثشون
خیلی بالا گرفته بود
اون مارکوئه
فامیلیش رو نمیدونم. عکاسه
احتمالش هست رابطه عاطفی داشته باشن؟
حتماً، ممکنه
مردها همیشه با بلا لاس میزدن
زنها هم همینطور
وقتی با یه زن موفق و جذاب ازدواج میکنی، اینم بخشی از ماجراست
چه حسی بهت میداد؟ منظورت چیه؟
عصبانیت، حسادت؟
نه
ما ازدواج آزاد داشتیم
من در واقع بلا رو تشویق میکردم که با بقیه هم باشه
ما بحث نمیکردیم
فقط داشتیم حرف میزدیم
به نظر من که خیلی جدی میومد
درک میکنم چرا ممکنه همچین فکری کنی
من عادت دارم دست و پام رو زیاد تکون بدم
من کلمبیاییام
منم ایرلندیام، و اونم
نیجریهایه. آره، خب که چی؟
من هیچ نقشی در مرگ بلا نداشتم
پس جواب سوال رو بده
داشتید درباره چی حرف میزدید؟
بلا فکر میکرد من جذبش نشدم
و به خاطر مسائل کاری باهاش میخوابم
و من ناراحت شدم و بهش گفتم که
از این بیشتر نمیتونستم جذبش بشم. بعدش چی؟
بعد از اینکه پرید تو ماشین شاسیبلندش و رفت؟
یه تاکسی گرفتم رفتم خونهش
و شب رو با هم گذروندیم
و صبح؟
حدود ساعت ۹ بیدار شدم. بلا رو دیدی؟
نه، اون قبلاً رفته بود
دوست داشت صبحهای زود پیادهروی کنه
و تو چیکار کردی؟
اونجا موندم یه کاپوچینو درست کردم
چند تا ایمیل خوندم. بعدش رفتم خونه
آره؟ حدود چه ساعتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.