The Boy and the Heron

The Boy and the Heron (君たちはどう生きるか)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

The Boy and the Heron 2023 filmkio fa
கருத்துரை வழங்கியவர் Sina_z
🆔 سینا اعظمیان و حسین رضایی | FilmKio.Com 🆔

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-06-25
பதிவிறக்கங்கள்: 985
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

ارباب شویچی کجائن؟

توی اتاق‌شون

بیمارستان مادرت داره می‌سوزه

مادر هنوز اونجاست

منم میام - همین‌جا بمون، ماهیتو -

!باید اینجا رو ترک کنید

!همگی

متعلقات‌تون رو رها کنین

مادر

برین عقب - برگرد خونه -

در سال سوم پس از جنگ مادرم فوت شد

و سال بعدش همراه با پدرم توکیو رو ترک کردم

« پسرک و مرغ ماهی‌خوار »

خودشه

دقیقا شبیه مادرم بود

ببخشید دیر کردم

تازه رسیدیم

تو باید ماهیتو سان باشی

من ناتسوکوئم

ببخشید دیر کردم

وسط راه تایرمون پنچر شد

چه‌قدر بزرگ و برومند شدی

قبلا یه بار دیدمت

چند سال پیش‌ها که کوچولو بودی

اول می‌ری کارخونه؟

آره، برای شام برمی‌گردم

چه به موقع

بیا، بریم

مراقب باش. سنگینه

اول شما

برو سمت خونه

بله، خانم

ماهیتو، من قراره مادر جدیدت باشم

خوبه؟

دستت رو بده

دستت رو بذار اینجا

تکون خوردنش رو حس می‌کنی؟

یه بچه توی شکم‌مه

قراره خواهر یا برادر دار بشی

فوق‌العاده‌ نیست؟

نگه‌دار

"در نبرد پیش‌رو موفق باشید"

تبریک برای انتخاب شدن " "برای انجام این وظیفه ملی

خیلی‌خب، رسیدیم اینجا خونه جدیدته

می‌شه چمدون‌ها رو ببری داخل؟

حتما

از این طرف ماهیتو

همیشه از ورودی اصلی استفاده نمی‌کنیم

ولی چون دفعه اولته میای اینجا ازش وارد می‌شیم

نگاه کن، اون ساختمون رو می‌بینی؟

همونی که از دور پیداست

کارخونه جدید پدرته

بیا بعدا یه سری بهش بزنیم

اوه

معلوم نیست بقیه کجائن

کفش‌هات رو با خودت بیار

چه عجیب، تاحالا داخل خونه نیومده بود

معمولا بیرون خونه توی باغ می‌مونه

این مرغ‌ماهی‌خوار خاکستری محلیه

حتما داره به‌گرمی ازت استقبال می‌کنه

بیا

خب، خب

دوباره چمدون شویچی سان رو باز کردین؟

...نه، بانوی من

راننده تاکسی‌ سه‌چرخه‌ آورده‌ش

گذاشتش این بیرون - درسته -

باید می‌دیدیم مال کیه

درسته

...بوی شیرینی ازش می‌اومد

بوی شیرین خوشمزه

ایشون پسر شویچی سان، ماهیتوئه

چی؟ - کنسرو گوشت گاو -

با برنج بی‌نظیر می‌شه

تُن ماهی سالمون ردش کن بیاد

هنوز از این کنسرو گوشت‌ها پیدا می‌شه؟

و یه چیز دیگه هم هست

شکر - می‌تونیم باهاش کیک برنج بپزیم -

!پوره لوبیای شیرین

کیک برنج شیرین - شکر سفید خالص -

بذار بچشمش

الان می‌تونیم بریم

پس یه سری جاها هنوز از این‌ها دارن

دقیقا مثل مادرشه

چه پسر نازی

امیدوارم همیشه صحیح و سالم باشه

سیگار از کجا آوردی؟

یه نخ بهم می‌دی؟

این اتاقته

باید خسته باشی

برات چایی میارم

!مامان

ماهیتو

خداحافظ

!مامان

!دارم میام

ماهیتو

ماهیتو

!مامان! دارم میام

!ماهیتو

!ماهیتو

!ماهیتو

گُل پسرم

بهتره برگردی

بانو نگرانته

!ارباب جوان

فکر کردم اینجا رو بسته بودن

امیدوارم ندزدنش

!ارباب جوان

خدا رو شکر، سالمی

کجائیم؟

اینجا چه‌جور جاییه؟

یه راه‌پله اونجاست

...خب

بیا سریع برگردیم

پرها غیب‌شون زده

این داستان رو گذاشته بودم وقتی قشنگ جاگیر شدی

برات تعریف کنم

این‌جور که برام گفتن

،این برج رو خیلی وقت پیش عموی مادرم ساخته

مرد باهوش و تحصیل کرده‌ای بود

ولی می‌گن خیلی کتاب خوند

و دیوونه شد

یه روز، خیلی قبل از به‌دنیا اومدن من

،یک دفعه ناپدید شد

و ازش فقط یه کتابِ باز که خوندنش رو تموم نکرده بود باقی مونده بود

همه‌جا رو دنبالش گشتن

ولی اثری ازش پیدا نکردن

بعده‌ها، هنگام سیل

راهروی منتهی به ساختمان اصلی فرو ریخت

و زیر اون برج

چندین تونل پیچ‌ در پیچ پیدا شد

چون خیلی خطرناک بودن

برای امنیت بقیه پدربزرگ داد ورودی‌ش رو ببندن

تا کسی نتونه بره داخلش

واسه امنیت خودت تو هم نباید نزدیک اونجا شی

بله، خانم ممنون بابت چایی

شب بخیر، خانم - شب بخیر -

صبح‌های اینجا سرده پس خودت رو خوب بپوشون

بله، خانم

...ماهیتو، نجاتم بده

خوش اومدی به خونه

ممنون، عزیزم

افسرای نیروی دریایی الکی هیاهو به‌پا کرده بودن

هی پُز می‌دادن که جزیره ساپین یه سال دووم میاره

...دلم برای اون‌هایی که مُردن می‌سوزه

خب، کارخونه که رو غلتک افتاده

امروز با ماشین «داتسون» می‌ریم مدرسه

دانش‌آموز انتقالی‌ای که با ماشین بیاد مدرسه

همه‌ رو کف‌بُر می‌کنه

نگران نباش

با دبیرها درمورد شرایطت حرف زدیم

برو به‌سلامت

"داوطلبان کشاورزی"

"ماهیتو ماکی"

ماهیتو، راستش رو بهم بگو

کی این کار رو باهات کرده؟

خوردم زمین، همین

مطمئن باش

بابایی تلافی‌ش رو سرشون در میاره

ولی باید بهم بگی کار کی بوده

شویچی سان، بذار دیگه استراحت کنه

نمی‌ذارم از زیرش قصر در برن

باید تقاص کاری که با پسرم کردن رو پس بدن

به مدرسه‌ش می‌رم

ماهیتو! نجاتم بده

!ماهیتو

!ماهیتو

برو

!برو

خدای من

!ماهیتو - کمکم کنم پنجره رو ببندم -

!مامان

بانوی من، لطفا کمی استراحت کنین

نگران نباشین

نوبتی پیشش می‌مونیم

تو دقیقا چی هستی؟

یه مرغ ماهی‌خوار خاکستری معمولی نیستی

انگار فرد برگزیده

بلاخره پیدا شده

الان به سمت مادرت هدایتت می‌کنم

چی کار می‌کنی؟

چه‌طور جرأت می‌کنی مادرم مُرده

معلومه که یه انسان همچین فکری می‌کنه

ولی مادرت نمرده

ولی حقیقت ماجرا اینه

تو جسد مادرت رو ندیدی

درست نمی‌گم؟

منتظره نجاتش بدی

...لطفا به ما بپیوند

...لطفا به ما بپیوند

به ما بپیوند

به ما بپیوند

لطفا به ما بپیوند - !ماهیتو -

لطفا به ما بپیوند

!ماهیتو

!ماهیتو

ارباب جوان کجائی؟ - !گُل پسرم -

منتظرت هستیم

اوه

بلاخره بهوش اومدی

More Farsi Persian subtitles for The Boy and the Heron

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left