Barry

Barry

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Barry S02E02 The Power of No 480p WEBRip x264-RMTeam
Barry S02E02 The Power of No 480p WEB-DL x264-RMTeam
Barry S02E02 The Power of No 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Barry S02E02 The Power of No 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Barry S02E02 The Power of No 1080p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Barry S02E02 The Power of No 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Barry S02E02 The Power of No 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Barry S02E02 The Power of No 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Barry S02E02 The Power of No 720p AMZN WEBRip DDP5 1 H 264-NTb
Barry S02E02 The Power of No 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 H 264-NTb
கருத்துரை வழங்கியவர் Sorrow
💢 هومن صمدی و سمیرا 💢 DibaMoviez.com

குறிச்சொற்கள்

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
x264
480p
480
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2019-04-10
பதிவிறக்கங்கள்: 76
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

عذر می‌خوام، جناب؟ شما اینجا کار می‌کنید؟

بری، منم

هنک‌ـم - !می‌دونم هنک‌ـی -

با کلاه‌گیس - !می‌دونم کلاه‌گیس سرته -

« آنچه در بَری گذشت »

آقای کوسنو - جین در رنج‌ـه -

به وقت احتیاج داره تا اتفاقی که افتاد رو هضم کنه

جنیس به قتل رسید

من اومدم که یه پیشنهاد بهتون بدم

!عیسی کوچولوی عزیز

چطور ممکنه نخوایم با این در کسب‌وکار باشیم، هان؟

استر داره چوب لای چرخ رابطۀ من با کریستوبال می‌ذاره

پس تو می‌کُشی‌ـش. مبادلۀ کلاسیک - اون یه مبادله نیست -

!اوه، خدا رو شکر، اینجائید

...آقای فیوکس

واسه گرفتن دی‌اِن‌اِی‌ـم از دادگاه حکم دارید؟

همین الان یه تطابق دی‌اِن‌اِی از کودیس» به دست‌مون رسید»

مونرو فیوکس. اهل کلیولند

!ایالت اوهایو

بری

بری - چیه؟ -

از برج مراقبت به سرگرد بری

گوش‌ـت با منه، پسر؟

اون تروله استر، داره دودره‌بازی درمیاره

پس میانماری‌ها میان آمریکا، وانمود می‌کنن که راهب‌های بودایی‌ای هستن که در حق‌شون ظلم شده

،از دولت درخواست پناهندگی مذهبی می‌کنن

بعدش تا زمانی که از طرف ادارۀ مهاجرت رفع ابهام بشن اینجا توی معبد زندگی می‌کنن

بعدش، عضو مافیای میانمار می‌شن

کُل صومعه مدخل سربازها و موادهاست

راست‌ـش یه جورایی نقشۀ هوشمندانه‌ایه - نه. هوشمندانه نیست -

دختره یه نابغه نیست، خیلی‌خب؟

نقشۀ بدی نیست. خوبه

و بهت قول می‌م، خودش این نقشه رو نکشیده

منظورم اینه، ببین‌ـش

و صورت کریستوبال رو ببین

داد می‌زنه کمک می‌خواد

پس تو می‌ری اون‌تو، به کلۀ معیوب ...هندوانه‌ای‌ـش شلیک می‌کنی، با

این

خانواده‌ام به‌عنوان تهدید برام فرستادش

،حالا، اگه با خون استر در روـش برگرده آخیش، اوضاع هنک بدجور دگرگون می‌شه

با خون اون در روـش برگرده؟ منظورت چیه؟

نمی‌دونم چطور... ازم می‌خوای گلوله رو از سرش دربیارم، منظورت اینه؟

آره - بلد نیستم اون‌کارو بکنم -

روال کار گلوله‌ها اون‌جوری نیست - ...باشه، آم -

نسخۀ مبدل: اگه با یه کتاب ضخیم در پشت سرش بهش شلیک کنی چی؟

از سرش رد می‌شه، توی کتاب گیر می‌کنه، کتاب - رو باز می‌کنی، گلوله رو درمیاری، ساده - نه، نه

خیلی ساده‌ست - ...اون‌جوری نـ -

پس منظورت اینه باید متقاعدش کنم یه کتاب خیلی ضخیم ،رو مطالعه کنه، و بعد درحالی‌که داره مطالعه‌ش می‌کنه

از پشت سر بهش شلیک کنم، منظورت اینه؟ - باشه. باشه. باشه. آره. متوجه‌ام منظورت چیه -

متوجه‌ای منظورم چیه؟ - اون مثل گذاشتن کلاه روی یه کلاهه، پس... درسته -

در هر صورت، همه باید بدونن این‌کار توسط هنک انجام شده

پس، بجنب، بگیرش

من خبیث‌ـم؟

هان؟

...من یه جورایی

من یه جورایی یه آدم خبیث‌ـم؟

!اوه، خدای من

منظورم اینه، مسلماً

من به قدر کافی این رو بهت نمی‌گم؟

تو یه جورایی خبیث‌ترین آدمی !هستی که من می‌شناسم، پسر

می‌دونی که من هیچ لذتی از کشتن آدم‌ها نمی‌برم

این رو می‌دونی، درسته؟

پسر، این‌همه حرف من رو گشنه کرده

می‌دونی واقعاً چی دوست دارم؟

«یه پیاله گوشت گاو «یوشینویا

« کاری از هومن صمدی و سمیرا » ► Sorrow & Raylan Givens ◄

یعنی چی؟

!سلام، لوچ. اوه، اون لبخند رو ببین

اون زن سابق‌ـته؟

اون مَرده کیه... اوه، اون مرد جدیده‌ست

نازه. اما باید عجیب باشه

آدم یه جورایی دل‌ـش می‌خواد یه بدترکیب گیرشون بیاد، درسته؟

مِی، راجع به اومدن به داخل دفترم چی بهت گفتم؟

که برم بیرون

آم... باشه

تق‌تق

من آماده‌ام برم به اون سفر

باروبندیل‌ـم رو بستم - خیلی هم خوب. کدوم سفر؟ -

آ... به کلیولند برای مصاحبه با اون یارو فیوکس

تو نمی‌ری کلیولند

.چی؟ تنها که نمی‌تونی بری اون‌جوری نقض رویه‌ست

ببین، ماس همکار من بود

این برام شخصیه، و تو باید بهش احترام بذاری

باشه؟ من این‌کارو تنها انجام می‌دم

اما اون کُل چیزیه که می‌بری؟ زن‌ـت همۀ چمدون‌ها رو برداشت؟

...متأسفم که این رو بهتون می‌گم، ولی یکی از دوقلوها اون‌یکی رو توی رحم خفه کرد

...نه - چرا باید خدا اجازه بده این اتفاق بیوفته؟ -

...شاید می‌خواست فقط یه بچه داشته باشیم

سلام - سلام -

یه دختر...

چه خبره؟

همه به قدری به اجرای کلاس اخیرت حسودی‌شون شد که می‌خواستن درد خودشون رو به اشتراک بذارن

مثل غم رقابتیه

...اسم‌ـش رو می‌ذاریم

ناتالی - ناتالی -

باشه. گرفتم‌ـش

...بسیارخب، می‌دونم تو فقط یه جنین بودی

درسته

ولی این نزدیک به تجربه‌ـته؟...

از چیزی که یادمه، آره

!هیس

خیلی‌خب، نفر بعد کیه؟ - هی، من، آنتونیو -

اوه، واسه خوردن این تاکو طاقت صبرکردن ندارم

اوه، نه، سس تند ریختم روی قوزک‌ـم

!اوه، خدا

اریک... اریک، بس کن

دکتر، پام روبراه می‌شه؟

پیت‌بول‌ـت سرتاسر زردپی بخش پایینی پات رو گاز گرفته

زردپی آشیل - زردپی آشیل‌ـت رو -

حرفۀ فوتبال حرفه‌ای‌ـت به پایان رسیده. متأسفم

!ای

غیژ، غیژ، غیژ، غیژ، غیژ

...پسرم

من و مادرت می‌خوایم بدونی که ما داریم طلاق می‌گیریم

تقصیر تو نیست. فقط اینکه کم‌کم بین‌مون فاصله افتاد

ما همیشه دوست‌ـت خواهیم داشت، اریک کوچولو

،حالا این جنازه‌ها رو از اینجا ببر بیرون

قاتل زنجیره‌ای داغون

همچین اتفاقی نیوفتاد

روز فوق‌العاده‌ای بود! همگی ما رو به چه سفری بردید، هان؟

کُلی دکتر کُلی خبر بد بهمون می‌دن

مطمئنم نیستم کارـتون به سطح دیروز از دوست خوب‌مون بری که اینجاست رسید یا نه

خب، اون توی یه جنگ بود

خیلی خوش‌شانسه

آره، بری سعادت این رو داشت که بتونه شاهد قساوت‌های جنگ باشه، مسلماً

شرط می‌بندم همگی آرزوتونه باهاش توی کثافت می‌بودید

ولی تفاوت‌ـش در اینه

بری، تو حکایت‌ـت رو با آسیب‌پذیری فراوان، صداقت فراوان تعریف کردی

ببینید، می‌دونم سخته که این بالا توی تمرین، منعکس‌شدن خودتون رو ببینید

اگه خودمون رو برای پیداکردن خودمون به چالش بکشیم چی؟

اگه آثارمون رو خودمون با استفاده از لحظات زندگی‌های خودمون که به شکل‌گیری و توصیف‌مون کمک می‌کنن بنویسیم چی؟

اگه روح تازه‌ای به شخصیت یه نفر دیگه در داستان یه نفر دیگه نبخشیم، بلکه سرانجام داستان خودمون رو بنویسیم چی؟

اگه برای تنوع در مورد خودمون کنیم‌ـش چی؟

آره - حالا، بری، تو اون داستان افغانستان رو تعریف می‌کنی -

بقیه‌تون، لحظات گوسفندکنی‌تون رو پیدا می‌کنید

،و بعد همه‌شون رو می‌گیریم

تبدیل‌شون می‌کنیم به یه نمایشی که برای یه حضار پولی و افرادی که گهگاهی بلیط رایگان وی‌آی‌پی گیرشون میاد اجرا می‌کنیم

حالا، این کار جدیده، خانم‌ها و آقایون

با من‌ـید؟

!خب، بیاید بهش برسیم - !آره، جین -

سلی، ببخشید

کجا می‌ری؟ تو هنوز نرفتی روی صحنه

.اوه، آره. تُف، ببخشید می‌شه کلاس بعدی برم؟

«آخه، یه قرار ملاقات در «گرش دارم که باید بهش برم

داری بهم می‌گی که اون از به‌اشتراک‌گذاری حقیقت‌ـت با کلاس مهم‌تره؟

آخه مدیربرنامه‌های جدیدم «ریل»ـم از ،تمام کارهایی که گرفتم رو آماده کردن

مثل کلیپ‌هایی ازشون، که چسبوندن‌شون به هم

ما می‌دونیم «ریل» چیه - من خیلی هیجان‌زده‌ام -

ببخشید. اما شماها عالی بودید. خیلی خیلی خوب بود

می‌دونید چیه؟ بقیه‌تون، یه 15 دقیقۀ غیردقیق استراحت کنید

ولی، آخه، من متعجب نشدم که اون‌کارو کرد

جمعه جنیس رو ببر به کلبه » « گُل بخر، زرد نباشه

هی، آقای کوسنو؟

هی، سرباز وظیفه پایل. چطوری؟

اوه، بیاید اون‌جوری صدام نکنیم

...حکایت‌ـت، فقط یه ایده

«یه پیرایه هست به اسم «بالون دنهی

در واقع، یه کیسۀ «کولوستومی» پُر شده از خونه که برایان دنهی در طول «تلۀ مرگ» ازش استفاده کرد به معنای ایجاد یک راه جدید از طریق ] [ جراحی میان پوست شکم و پس‌روده

...موقعی که تیر خورد، این‌جوری کرد

آقای کوسنو، آم... واقعاً لازم نیست داستانی که دیروز تعریف کردم رو جلوی یه حضار تعریف کنم، لازمه؟

البته که نه - اوه، خوبه. ممنون -

نه، اون نمونه تازه شروع‌ـشه

تُف - ...می‌دونی، در حین تمرین -

...و این فقط غریزۀ منه

جزئیات پیچیده‌تر و داغون‌تری پیدا می‌کنی

اونا رو... ما باید بشنویم

درسته، ولی می‌دونید، شما گفتی که این یه داستانیه - که... باید ما رو توصیف کنه - اوهوم

فقط اینکه... فکر نمی‌کنم که من اون‌جوری آدم باشم

بری، تو به‌طور توجیه‌پذیری مضطربی - آره -

ولی من کلمه‌ای در مورد تعویض‌ـش با چیزی که کم‌تر قانع‌کننده باشه نمی‌شنوم، هیچ

تو، قربان، افغانستان رو اجرا می‌کنی

می‌دونید، من می‌خوام داستان آشنایی با شما رو تعریف کنم

ادامه بده

آره، می‌دونید، بودن در این ...کلاس و دیدن آموزش شما

پس می‌خوای داستان آشنایی با من رو تعریف کنی؟

آره

من اجازه می‌دم

اوه، خوبه. عالیه. عالیه

به نظرم خیلی بهتر از داستان افغانستان می‌شه

من می‌تونم به هر اندازه که بخوای، به منظور ساختن این اثر نقش داشته باشم، یا اینکه می‌تونم بیرون گود باشم

کاملاً درک می‌کنم. هر حالتی باشه مشکلی نیست

...خیلی‌خب، فکر نمی‌کنم نیاز باشه - ولی جز خودم کی بیشتر راجع به من می‌دونه؟ -

نکتۀ خوبیه، ولی فکر نمی‌کنم نیاز باشه شما اصلاً نقشی داشته باشی، می‌دونید؟

من اونجا بودم، پس یادمه - من دفترهای پُر از عکس دارم -

اوه، ایول - اگه بهشون نیاز داشته باشی -

دفترهای خاطرات دارم، عکس دارم، نوار دارم

بری، من کُلی نوار دارم

به نظرم همین‌جوری راحت‌ـم، آقای کوسنو، ممنون. ممنون - باشه -

می‌دونی چیه؟ در هر صورت زنگ می‌زنم ناتالی - و می‌فرستم‌ـش به واحد انبار - باشه

بسیارخب. باشه - محض احتیاط -

برای نوارها. باشه - گرفتم -

اگه کسی تماس گرفت یا در زد، فقط - بی‌اعتنایی می‌کنید، باشه؟ - باشه

تو و اِمیلی از جاتون تکون نمی‌خورید - « سوختن پمپئی » -

و قبل از اینکه متوجه بشید، این ماجرا تموم شده

باید یه کاری وجود داشته باشه که من بتونم برای کمک انجام بدم

هست

بذاری من به این رسیدگی کنم

شما مجبور شُدید به کُلی زن‌گریزی، فلاکت، تبعیض - جنسیتی غلبه کنید تا به جایی که هستید برسید « دادستان‌های اصلی (نمایش قسمت آزمایشی) » -

هیچی بهتون تقدیم نشده

با زحمت به دست‌ـش آوردید

More Farsi Persian subtitles for Barry

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left