THE GHOST IN THE SHELL

THE GHOST IN THE SHELL (攻殻機動隊 THE GHOST IN THE SHELL)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi/persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

The Ghost in the Shell S01E04 1080p AMZN WEB-DL DUAL DDP2 0 H265--persian
ความคิดเห็นโดย shine021
سریال انیمه شبح درون پوسته

แท็ก

webdl
anime
เผยแพร่เมื่อ: 2026-07-28
ดาวน์โหลด: 9
ผู้พิการทางการได้ยิน: No
FPS: 23.98

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi/persian

136 บรรทัดแรก

صدام کردی، سرهنگ؟

آره. عرق از سرم می‌ریزه. می‌شه پاکش کنی؟

نه…

تهدید خنثی شد. برگشت به حالت عادی.

به‌نظرت مدل توملیاند از پاک کردن عرق من بدش میاد؟

۱ اکتبر ۲۰۲۹

زيرنويس از مهدي shine021

دو روز بعد

فوری منطقه را ترک کنید.

تکرار می‌کنم…

حمله تروریستی بود؟ -خیلی باحاله.

اینجا پلیس است. کنار بروید.

سرهنگ، یه ربات ازکارافتاده کار پلیسه.

انتخابات که در راهه، ولی باید واقعاً برای «OV» تبلیغ کنیم؟

یارو شُل‌مغز رو وزیر «BiZa» گذاشته به کار؟

تنها هدف ما «توملیاندِ» هانکا پرسیژن اینسترومِنتسه.

این عملیات پاکسازیِ پلیس ربطی به ما نداره.

نذار از دستمون در بره.

اصلاً دارم از بی‌کاری می‌میرم.

خب چی از آب در اومد؟ این توملیاند نیست.

اینم حتی مسئولیت من نبود.

منو بی‌خود فرستادی. -پلیس دنبال چیز دیگه‌ای بود.

من خودم توملیاند رو گرفتم.

اون کارای چرک رو به مافوق سپردن… حتی منِ قدیم هم جرأت نداشتم.

دیگه کی به سلسله‌مراتب اهمیت می‌ده؟

اگه اینجوری فکر می‌کنی، می‌خوام یه چیزی بهت بگم… -توگوسا.

کارهای اداریِ اون توملیاند رو آماده کن. یه کپی هم بفرست.

به اداره پلیس.

این واقعاً افتضاحه.

می‌خوای یه موسیقی آروم پخش کنم؟

ما خشونت و رفتار غیرانسانیِ پلیس رو محکوم می‌کنیم.

مرده‌ها حق ندارن، ولی ماشین‌ها گروه اعتراضی دارن؟

دیگه ارزشِ زندگی هیچ‌چیز نیست.

غر زدن درباره افزایش جمعیت وقت تلف کردنه.

اگه پای خانواده‌شون بود، خودشون التماس بخشش می‌کردن.

هر کدوم‌شون فقط دنبال خودشونه.

اداره پلیس، فرمانداری نیهاما

آره، درسته.

می‌گن از واحد «گوست» هستن، بخش ۹ امنیت عمومی.

آره، قربان.

بفرمایید داخل.

بخش شناسایی پزشکی‌قانونی

جوابم همونه. تحقیق مشترک نمی‌خوام.

-جناب سرهنگ، همه‌ی مامورای اینجا کمدینن؟

ببخشید. فکر کردم نماینده‌های بخش ربات می‌خوان مزاحم بشن.

بخش ۹ از امنیت عمومی. یه گزارش از پرونده‌های ربات‌ها می‌خوایم.

در ۹۹٪ موارد، فقط خرابی اتفاقه.

یا توی میکروب‌ها، یا مغز سایبری، یا پروتز.

و موارد خودویرانگری روزبه‌روز بیشتر می‌شه.

ربات‌ها باخت تو سیستمشون ایجاد می‌کنن تا بتونن آدم‌ها رو بزنن.

منظورت شورش ربات‌هاست؟ شبیه داستان علمی‌تخیلیه.

من تو آسیب‌شناسی اجتماعی تخصص دارم…

و واقعاً ریسکِ شورش رو بالاتر می‌بینم.

مگه برنامه‌ریزیِ خودشون نیست؟

چهار بار دقیقاً همین بود. و بعدش می‌گن «کینه شخصی».

الگو تکرار می‌شه، حتی وقتی تعمیرات یا قوانین سخت‌تر می‌دن.

این آمارِ بیشتر از چی میاد؟

می‌فرستن سرِ ضایعات، چون دیگه مصرفی ندارن.

واحدهای زیادی از رده خارج می‌شن و گاهی راه‌شون رو گم می‌کنن.

مخصوصاً مدل‌های عاشقانه و مدل‌های صنعتی.

مدل‌های جدید می‌آن تو بازار و قدیمی‌ها دور ریخته می‌شن.

روان‌شناس‌ها می‌گن انبوه اطلاعات، روح رو پوک می‌کنه.

یا بازار نیازهای خاص رو جلو می‌اندازه.

ربات‌ها فقط نمی‌خوان ما اونا رو دورریختنی ببینیم.

من حتی می‌تونستم برنامه‌شون کنم که باهاش کنار بیان.

این نظر شخصیِ توئه که تو گزارش نوشتی؟

دیگه از نظرهای شخصی خسته شدم.

برو پیش «هانکا پرسیژن» ببین. -فقط با توگوسا؟

دایسکه، تحقیق جلو رفته؟

سرگرمی‌هات رو لازم نیست زورکی هی بگی، سرهنگ تونودا.

اون توملیاند یه شاهکار بود. مدل‌های دیگه یه بوی ماشینیِ مسخره دارن.

حتی بوی خونِ سفیدِ همون ربات که خودت آوردیش رو هم حس می‌کنم.

من رباتی تو تیمم ندارم. -جدی می‌گی؟

خواستم شخصاً بهت بگم تیم امنیتتو حذف کنید.

این کار درست نیست.

اگه اینطور پیش بره، تریکودرما و آرناتریا هم حمله می‌کنن؛ مثل توملیاند.

این حادثه ترور علیه شما نبود، سرهنگ.

حتماً ازش رد می‌شی.

من دیگه باید برم.

دایسکه.

اون مرد کیه؟

تو جنگ بهش می‌گفتن سرهنگ «رد دِمون».

رئیسِ سرویس اطلاعاتِ قدیمی بود.

بدون اون، من اصلاً اینجا نبودم.

دو روز پیش، یه توملیاند بهش حمله کرد. ما رو فقط به عنوان تشریفات صدا کردن…

تا بفهمن ربات واقعاً معیوبه یا این یه اقدام تروریه.

پس تروریسم نبود؟ -نه.

ستاد مرکزی پرونده رو می‌گیره؟ -نه. ما ادامه می‌دیم.

چرا؟

توی مغز سایبریِ توملی یه پیام SOS نوشته شده بود.

عمدی انجامش داده‌بود. پیام فقط تو هشت واحدی بود که دست ما بود.

قاتل توملی‌ها رو وادار کرد پیام‌ها پیدا بشن.

فقط پلیس و قاتل خبر داشتن. افزایشِ حادثه‌ها رو هم حساب کن…

یادت نره بازرس‌های هانکا رو. اون‌ها هم حتماً باخبر بودن.

باید تو جلسه‌ی کابینه امنیت رو تنظیم کنم.

شما خودتون رسیدگی کنید.

و طبق روال انجام بدید. -حتماً.

باتو، گوش می‌کردی؟

گروهی آوردن چون یه VIP رو زدن…

و یه پیام عجیب تو مغز ربات پیدا شد.

احتمالاً قاتل پیداش می‌شه تو هانکا پرسیژن.

هانکا پرسیژن اینسترومِنتس

بازرس ارشد کوبونومـا، بخش بازرسی.

بله، مدیر.

توضیح بده.

خودت اون پیام رو داخل هر ۲۳ واحد توملیاند گذاشتی؟

یا همدست داشتی؟

راجع به بازرسی اشتباه شکایتی بوده؟

من از روش‌های قدیمی خوشم نمیاد، ولی اضطرار قانون رو می‌شکنه.

مطمئن شو مغز سایبری داشته باشه.

حالت چطوره؟ -می‌خوام اینو به اتحادیه خبر بدم…

با کارخانه‌ی خودکارِ من، تا ۳۰۰ سال اصلاً نیازی به اتحادیه نیست.

اون نمونه‌های توملی رو فرستادم به ۲۳ مشتری ویژه.

هفت‌تا ازشون از هم پاشیدند، و ۱۴ تا رو تونستیم برگردونیم.

ولی دو مالکِ آخر دیگه دسترسی بهشون نداریم.

اگه سرهاشون نابود شده بود، مشکل حل می‌شد.

ولی نباید اجازه تحلیل بدن تا نرم‌افزار هنوز سالمه.

من…

لینک و آدم تو فاز ۴ِ «کپی‌/کاشت» ازم خواستن این کار رو بکنم.

باید هر ۲۳ واحد رو با پیام کمک به سمتِ ازهم‌پاشی می‌بردم.

به‌عنوان پاداش، با دخترها…

دکتر، این به خاطر اون سرم بود؟ -کاملاً اثر کرده.

یکی از مشتری‌هام یه «قربانیِ گناه» می‌خواد. ولش کن.

چشم، قربان.

حالا بیاید جمع‌بندی کنیم.

هانکا پرسیژن اینسترومِنتس

می‌دونی منظورت این نیست. -پس این چه فرقی با سیستم طبقاتی داره؟

رئیس همیشه درست می‌گه، زیردست‌ها هم دیوانه‌اند؟

حتی میمون‌ها هم احترام نشون می‌دن. -بس کن.

این دقیقاً همون چیزیه که وقتی بازجو بودم دیدم.

گفتم بهت— اگر بتونم تقصیر رو بندازم گردن مدیر…

طبق کارت شناسایی‌اش رئیسِ بخش بازرسیه. -ولی رفتارِ اون اینطوری نیست.

ببخشید.

تو باید جلو بری، من پوشش می‌دم. -کی الکی شلیک می‌کنه؟

لعنتی.

از پله‌های آتشنشانیِ پشت می‌ره.

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left