179 บรรทัดแรก
! يکنفر کمکم کنه
! کسي نيست
کسي اونجاست ؟ - حسن ؟ -
حسن ؟ - ! ميرا! بايد از اينجا بريم، همين حالا -
چه اتفاقي داره ميفته ؟ - .نميدونم -
! کمکم کن - . دارم ميام -
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
جن قسمت پنجم
،گوش کن
، در مورد اون اتفاقي که توي بيمارستان افتاد ...فقط ميخواستم بگم که
.ببين ، من اصلا نميخواستم باهات درگير بشم
..نميدونم ، اما
...داداش، هر اتفاق لعنتي که بين ما افتاده
. من خودمم نميدونم چه خبره ..
.بهم بگو
ميخوام برم آبجو بخرم. تو هم ميخواي ؟
.آره، حتما
. التماس ميکنم
آخرين باري که اون ديده شده .با کراس بوده ،
. و هر اتفاقي که افتاده، اونها ناپديد شدند
. پسر شما ميدونه دختر من کجاست
.سعي کنيد بفهميد . دختر من گمشده ، و در خطره
. و اين تقصير پسر شماست
، پسرم، هيچکدوم از ما تا زمانيکه اون جن رهاش نکنه .نميتونيم کاري بکنيم
!بمن نگو نميتونم هيچکاري بکنم
من نميخوام هيچ اتفاقي واسه دخترم بيفته اينو متوجه ميشيد ؟ ،
.خالد ،آروم باش - .ببخشيد -
داري کجا ميري ، عمر ؟ - .يکم هواي تازه احتياج دارم -
.خانم ، من ميدونم اين چقدر واسه شما سخته
، اما التماستون ميکنم .چند تا از اون بچه ها هنوز گمشده هستند
، خواهش ميکنم ، بچه من .پسر من به اندازه کافي رنج کشيده
کراس ؟
کراس ؟
.عمر - .آروم باش -
.عمر ، تو بايد کمکم کني
.ميرا در خطره - .فقط آروم باش -
.التماستون ميکنم ،شما بايد کمکمون کنيد - ..گوش کنيد -
.دختر من هنوزم گمشده ..
.و ما اينجا رو ترک نميکنيم تا وقتي که بدونيم اون کجاست متوجه هستيد ؟
. آروم باش .خواهش ميکنم
.ما ميتونيم همه رو نجات بديم
.اما اول بايد منو از اينجا ببريد بيرون
.آسونه
،عمر ، من بايد قبل از اينکه خيلي دير بشه .ميرا رو پيدا کنم.من به کمکت احتياج دارم
.دستت رو بده من
.کمکم کن از پنجره برم بيرون - ..گوش کن -
تو که يک جن بد نيستي ،مگه نه ؟ ..
.عمر ، ميرا در خطره
و من بايد نجاتش بدم
حسن چي ؟
.همينطورم حسن
.بريم
چطور خودت رو به اينجا رسوندي ؟
.فکر ميکنم از همه اينها گذشته ، تو به من اعتماد داري .گوش کن ، ما همشون رو پيدا ميکنيم
.بهت قول ميدم
..ما از اينجا نميريم تا بفهميم
عمر ، تو چطوري رفتي اونجا ؟ - پسر من حسني کجاست ؟ -
. اون رفت تا حسن و ميرا رو پيدا کنه
تو اون بيرون چيکار ميکني ؟ - . خيلي خطرناکه
. حسن ، ليلا گمشده - منظورت چيه که گمشده ؟ -
.نميدونم . اون توي مهموني ناپديد شد
چطوري؟ - . حق با تو بود ، همه اينها کار اجنه است -
! ديدي ؟ بهت نگفتم - . ميدونم -
. اما خيلي هيجان زده نشو . هنوزم کارهائي براي انجام داريم
ياسين و ورا را اون تو ديدم چي ؟ -
تو ميدوني کجا هستند ؟ - . نه ، ياسين منو زد و رفت -
اونها چيزي نگفتند ؟ - . نه ، فقط با مشت منو زد -
تو کراس رو ديدي ؟ - کراس ؟ آخه چرا همه ميان اينجا؟ -
. من بايد پيداش کنم - .. ممنون واسه -
. من خوشحالم تو پيدات شد . فکر ميکردم قراره بميرم
. ممنونم
چي شده ؟ - .هيچي -
مشکلت چيه ؟ - . فقط بايد بشاشم . بريم -
. خيلي خب ، بريم
من نفهميدم . ياسين خونه است؟ چرا بايد اون دختره توي خونه ياسين باشه ؟
. من نميدونم ، مرد . اين چيزي بود که باباش گفت
. ولش کن ، پسر . اين چيزها واقعا بيخوده
. بيخيال ، پسر . گوش کن ، من باهات صادق بودم
، با همه اتفاقاتي که افتاده . اون دختر واقعا ذهن منو بهم ريخته
، فکر کنم علاقه اي که به اون داره . داره منو قويتر ميکنه
. من هر کاري ميکنم که اون رو برگردونم
. من جدا عاشقش شدم- ! آره ، آقاي مجنون -
. بيچاره ات کرده
. جدي ميگم ، داداش . واقعا عاشق شدي
خب ؟ چه خبر ؟
. گوش کنيد ، من يک فرضيه واسه اتفاقي که واسه ما افتاده دارم
، اميدوارم خوب باشه . چون آخرين باري که شما دو تا رو ديدم .. اوضاع داشت کمي
.مسخره ميشد ..
مسخره ؟
، اول به فرضيه اون گوش کن ! بعدش در مورد "مسخره" حرف ميزنيم
.ادامه بده
.. خب ، کراس بمن گفت که يک جنه
، و يک لحظه يک جن شبطاني اونجا بوده که .. . ورا بوده
. و من کسي بودم که اون رو احضار کرده بودم .. . اما نميدونم کي باور ميکنه
ميشه يک چيزي ازت بپرسم ؟ - . بپرس -
، بگذار بگيم ، فرضا ميگم
، که ميشه بعدا بريم با هم فيلم ببينيم... ، يا يک شامي بخوريم
.. يا بريم خونه من ..
..حسن - چيه ؟ -
تو واقعا نميفهمي ؟ - چي رو ؟ -
تو لين رو ميشناسي ؟ - . آره ، لين رو ميشناسم -
. اون از کلاس نهم عاشقت بوده - ! دروغ ميگي -
! قسم ميخورم - عمرا ! لين ؟ -
. آره ، لين
و تو ؟ - چي ؟ -
.بيا راهمون رو بريم . بيخيال
. اين غيرممکنه - . جدي گفتم . و نيست -
، اولا که اين رو باور نميکنم . اما واقعا ، توضيح ديگه اي نيست
. ما بايد يک راه حل پيدا کنيم . من نميتونم اينجوري ادامه بدم
چجوري ؟ - . هر چي . شايد بتونيم از يکي کمک بگيريم -
. يا يک جستجوئي بکنيم .. - . ما يک راه حل احتياج داريم -
. نميتونيم فقط مثل احمق ها همينجا بشينيم
. ما احمق نيستيم . فقط کاري نميتونيم بکنيم
. ما بايد يک کاري بکنيم - چرا تو اينقدر بدبيني ؟ -
. ميتونيم کمک بخواهيم - ناصر؟ -
ليلا ؟
تو از کجا اومدي ؟
داريد در مورد چي صحبت ميکنيد ؟
. داشتيم در مورد اتفاقاتي که افتاده حرف ميزديم
تو از کجا پيدات شد ؟ - ميشه يک کلام تنهائي باهات حرف بزنم ؟ -
الان ؟
.آره
چي شده ؟
! ديدي ؟ بهت نگفتم - . يکدفعه از غيب پيداش شد -
. عجيبه
مشکل چيه ؟ - . ميخوام بفهمم -
. ما قراره بريم به جائيکه تو منو آزاد کردي
ميشه بمن بگي قراره چه اتفاقي واسه من بيفته ؟
. تو بالاخره ميتوني زندگيت رو عوض کني
مگه اين همون چيزي نبود که ميخواستي ؟
...ياسين
، اگه ما متحد نشيم ، من مجبورم همينجا در پترا بمونم . و منتظر يک احضارکننده ديگه بشم
متحد " ؟ "
.تنهام نگذار
.ما ميتونيم با هم باشيم ، ياسين
" . متحد "
تو نميخواي با من باشي ؟
خيلي خب ، تو نميخواي بخشي از يک خانواده واقعي باشي ؟
. مامانم چي ؟ من تنها کسي هستم که اون داره
. اين مهم نيست - .. بعد از اتفاقي که واسه اون عوضي افتاد -
. اين مهم نيست - چرا نيست ؟ -
.اگه بخواي هنوز ميتوني از اون مراقبت کني
متوجه نميشي؟
،متوجه نميشي اگه متحد بشيم چه عشق بزرگي خواهيم داشت ؟
. فکر کن يک بدن رو با هم مشترک ميشيم
. يالا
. يالا
.بزن بريم
.دنبالم بيا
. اين اون جائيه که اون مرد بدوي پيداش شد . اما بعدش غيبش زد
. کراس رو صدا بزن و ببين ظاهر ميشه . شايد اون بتونه کمکمون کنه
کراس ؟
. کراس . تو کجائي ؟ من لازمت دارم
. من نميتونم بدون تو ادامه بدم
! ميرا - ! عجب غلطي ! جواب داد -
! کراس - کراس ؟ -
! کراس
! کراس
حسن ،آب داري ؟
چي شده کراس ؟ حالت خوبه ؟
.يالا
. باهام حرف بزن ، کراس ، يالا
.کراس
چي شد ؟ .کراس ، تو برگشتي
. دلم برات تنگ شده بود
.منم همينطور
.ميرا ، من نميتونم بلند بشم .اين ارتباط خيلي ضعيف شده
کاري هست که ما بتونيم انجام بديم ؟ - . نه ، اين آخرين ظهور منه -
. ياسين بزرگترين اشتباه زندگيش رو انجام داده
. اون داره با ورا متحد ميشه
، اون براي هميشه روحش رو از دست ميده . و هيچوقت نميتونه برش گردونه
، اگه نتوني جلويش رو بگيري . ديگه هيچکسي در امان نيست
. بايد قبل از اينکه دير بشه، جلويش رو بگيري - ..من ؟ چطور -
..صبر کن . کراس - کراس ؟ -
! صبر کن - ! کراس -
.از قدرت ورا برحذر باش .من ديگه نميتونم از تو محافظت کنم
حالا چيکار کنيم ؟ چطور ميتونيم پيداشون کنيم ؟
. من فکر ميکنم بدونم ممکنه کجا باشند
. فقط يک جا هست که اجنه و انسان ميتونند متحد بشن
No comments yet. Be the first to leave one.