200 บรรทัดแรก
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــمــه از مــحــمــد و فــــربـــد FarboD & Achillies
...تو زمينه رابطه هاي انساني
...وحشتناک ترين چيزي که ميتونه
بياد دم در خونهتون چيه؟
فولکس واگن
ببخشيد؟
...ناراحت کننده ترين چيزي که ميتونه از
صندوق نامهات در بياد چيه؟
.من هم يه دونه دارم
.بهتره بياي داخل
...چند سال پيش بود
.يه فولکس واگن مستقيم اومد زد به در خونهام
...فولکس واگن دقيقا چه ربطي
به رابطه ها داره؟
.دوست دخترم رانندهاش بود
.درست اومد تو پذيرايي خونهام
.ممکن بود بزنه يکي رو بکشه
حالش خوب بود؟
!عصباني بود
.من طبقه بالا بودم
...پس من حدس ميزنم که
.کمي کشمکش تو اين رابطه وجود داشته
...خوب، اون خيلي حسود بود
.و مادرش هم يکسره ا من لاس ميزد
مادرش؟
پس تقصير مادرش بود؟
.آره، دقيقا
...البته اگه منصف باشيم
...اگه به خاطر مادرش نبود
!نميرفتم طبقه بالا
خوب، چي اومده در خونه تو؟
!کرهاي ها
.خيلي مهمه و من فراموشش کردم
!لعنتي! لعنتي! لعنتي
ميدونيد وقتي يه سال با يه نفر رابطه داشته باشيد چي ميشه؟
نه - نه -
.پس سعي کنيد تصور کنيد
...يه سال رابطه
...چي ميتونه بدترين چيزي باشه که
روي پادريتون بيفته؟
"نوکس" و "الن"
!نوکس" و "الن" خوب"
.براشون خوشحالم
.آره، من هم همينطور .من هم خوشحالم
.واقعا خوشحالم !واقعا
.براي دختره .براي هر دوشون
.آره البته .خوشحالم
.خوشحال، خوشحال، خوشحال
اون از ما جوون تره، نه؟
.اگه بخوام رک بگم نوبت اون نبود، نه
!خدا رحمتش کنه !اون هم رفت
!پرنده کوچولو
...فقط - !دقيقا -
.من که هنوز چيزي نگفتم
.مهم نيست، حق با توئه
...اون همه مرد اون بيرون هستن و
.با زن هاي ديگه ازدواج ميکنن
چطوري بايد اينو به خودمون نگيريم؟
...ميدونم
مشکل ما چيه؟
اون مردها سعي دارن چي به ما بگن؟
آره، کجاي کار رو اشتباه ميکنيم؟
...يعني بايد تو بار ها آويزون بشيم
...و با هر مردي که ميبينيم سکس کنيم تا حامله بشيم
...و بعد يه بدبخت بازنده رو
تو يه زندگي غمانگيز و نکبت بار گير بندازيم؟
البته که نه
!خوب پس تو يه پيشنهاد بده
...اونجاست
...يه بمب ساعتي
!باعث ميشه دوست دختر بلند مدتت فکرهايي بکنه
.يه بمب، همين جور تو دستت تيک تيک ميکنه
آره، ولي تو ميخواي با "سوزان" ازدواج کني، نه؟
.آره، ما ديگه تو رو بيارزش ميدونيم
کاملا
.آره، البته که ميخوام
.من نميخوام باهاش ازدواج نکنم
.نميخوام کس ديگه اي باهاش ازدواج کنه
...ميدوني مثل
مرگ
مرگ؟
...آره، قبول ميکني که بالاخره ميرسه
...ولي يه جورايي احساس ناراحتي ميکني
.وقتي مردم درباره زمانش صحبت ميکنن
.خيلي خوب، مهم اينه
...وقتي درباره دعوتنامه به "سوزان" گفتي
فهميد که به چي فکر ميکني؟
چيزي بروز دادي؟
چقدر بد؟
...خوب
اون چيه؟
!اوه، فقط يه دستور نهايي
.يعني، دعوتنامه عروسي
باشه
عروسي کي؟
"نوکس"
"نوکس" و "الن"
!اوه، عاليه
چند وقته با همديگه هستن؟
تقريبا اندازه ما؟
.نه، فکر کنم از ما بيشتر با هم بودن
.خيلي بيشتر، آره
...نه
نه، وقتي اونا براي اولين بار با هم .قرار گذاشتن ما با هم بوديم
.مطمئنم
.اونا دقيقا بعد از ما رابطهشون شروع شد
.نه، نه، نه
.حالا يادم مياد، مطمئنم
.ما بيشتر با هم بوديم
.تو يه ماه رفته بودي
اين رو حساب کردي؟ چي؟ -
...تو يه ماه از کشور خارج شده بودي
...بايد اين رو از کل زماني
.که با هم بوديم کم کني
درباره چي حرف ميزني؟
.فقط ميگم ما يه ماه از هم دور بوديم
اهميتي داره؟
.نه، اهميتي نداره
کي گفت اهميت داره؟
.و ما سريعتر ميخوابيم
.يعني، ميدوني که اونا چطوري هستن
.روز ميانگين اونا احتمالا 5% از ما طولانيتره
.همه اينا بايد اضافه بشه - چي؟ -
.5%در روز
.اين يه تفاوت قابل توجهيه
مدت اصلي با هم بودن .نوکس" و "الن" طولاني تره"
استيو"، درباره چي حرف ميزني؟"
هيچي؟
.فقط دارم مکالمه ميکنم
.باشه، من بايد برم
.امشب ميبينمت
اوه، جايي رو رزرو کردي؟ - رزرو؟ -
آره، گفتيم ميخوايم امشب بريم بيرون، يادت مياد؟
.12مي، اولين سالگردمون
.باشه، حتما
.يه سال کامل از اولين قرارمون ميگذره
.بايد يه کار خاص بکنيم
خاص
آره
...خوب
چي فکر ميکنيد؟
.تبريک ميگم
.اون يه زن دوست داشتنيه
!اوه بيخيال، اجتناب ناپذير نيستش که
.اين فقط يه شامِ سالگرده
.من ميخواستم از شما کمک بگيرم
...من ميتونم به موبايلت زنگ بزنم و
.تظاهر کنم يه موقعيت اضطراري پيش اومده
.بعد ميتوني فرار کني
."اين کار يه کم ضايعست، "جف
ضايع؟
استيو"، ميدوني جمله معروف مرگ چيه؟"
نميدوني؟
...منظورم جمله هاي قبل از
.اعدام و اينا نيست
.منظورم اون ترسناکهست
ترسناک؟
..."فقط پنج کلمه "استيو
...پنج کلمه کوچولو
اين رابطه به کجا پيش ميره؟
!اوه خودشه، همينه
.تو امشب اين کلمات رو ميشنوي
...و همين که اين کلمات از دهنش بياد بيرون
.نميتوني برگردونيشون
.اون وقته که گربه تعهد از کيف "سوزان" مياد بيرون
.اون وقته که بايد براي هميشه خداحافظي کني
ولي چطوري ميتونم اين حرف رو بزنم؟
...يه جمله هست که هميشه براي من جواب داده
.هفته بعد بهت زنگ ميزنم
.ولي من نميخوام اونو از دست بدم
.فقط نميخوام تاييدش کنم
...تو براي يه سال با "سوزان" رابطه داري
...يا فکر ميکني يه آينده اي داري
.يا بايد باهاش ازدواج کني
.خيلي خوب، ساعت 9 و نيم بهم زنگ بزن
پاتريک"؟" - چي شده؟ -
فولکس واگن
اينجاست؟ - خودشه؟ -
.بدتر، خيلي بدتر
!مادرشه
ميدونيد من از چي نگرانم؟
اگه ما "وودي" باشيم چي؟
!"ميدونيد، "باز" نه، "وودي باز و وودي دو شخصيت کارتوني ) (Toy Story در انيميشن
اين يه فرقه جديد و عجيب غريب مذهبيه؟
.متنفرم وقتي اين اخبار رو از دست ميدم
.فکر کنم اسباب بازي ها رو ميگه .باز لايتير"، تو اون فيلمه"
!اوه، من عاشق "باز"ـم
.و "وودي" اون گاوچرونست
...ميدونيد، من به "باز" براي شخصيتي که
.حاضرم باهاش يه باغ رو اداره کنم راي ادم
تو کجا؟
.اوه، تو فرم سرشماريم
...يه جايي بود براي اطلاعات اضافي که فهميدم نميتونم
.از نوشتن تو اونجا دست بردارم
.هميشه من رو متعجب ميکني
ميدونيد از چي اون فرم متنفر بودم؟
...يه جاي خيلي کوچيک بود که بايد تيک ميزديم
.براي مجرد بودن
.ولي جايي براي توضيحات کامل نذاشته بود
No comments yet. Be the first to leave one.