200 บรรทัดแรก
صبح بخیر - سلام -
امروز بامن میای؟
نه، ممنونم
امشب یه برنامهای دارم
خوبه
برنامهی تفریحی؟
میخوام برم یکی رو ببینم بابا
باشه، خوبه
خب، سرکار میبینمت
آره، میبینمت
ورلد با افتخار تقدیم میکند وی تیم ترجمهی تی FarewellRectify#
!گندش بزنن
اونم قراره بیاد اینجا؟
چمیدونم
باشه
فقط خواستم بدونین که
تری ویلیس" امروز آزاد میشه"
چرا اینو بخوایم بدونیم؟
میدونم توی شهر دربارهی کارهایی که "تری" کرده و نکرده
حرفهای زیادی هست
مثل کشتن "جورج"؟
و بقیه چیزها
مثلا تجاوز به خواهرم؟
"همهی اینا توی دادگاه مطرح میشه "بابی
چه اوضاع آشنایی
فقط ازت میخوام کاری نکنی که بعدا پشیمون بشی
اینبار دیگه شانس نمیاری
تری" بدون کشتنِ تو هم"
به مجازاتش میرسه
من کاری با "تری" یا کس دیگهای
که اسمشونم نشنیدم ندارم
باشه
پس روی حرفت حساب میکنم
اما از یه چیزی اطمینان دارم
من مثل بقیهی آدمای اینجا
همیشه نمیتونم این اوضاع گُه رو تحمل کنم
تو که نمیگی کار اون نبوده؟
بله خانم؟
دنیل هولدن
آخر این داستان
شما که نمیخواین بگین اون دختر کوچولوی من رو نکشته؟
واقعا متاسفم که
یکبار دیگه دارین وارد این مسائل میشید خانم
من خیلی نگران اون نیستم کلانتر
اون هیچوقت مثل قبل نمیشه
هیچ روزی نمیشه
!سلام "دنیل"، منم مامان
امروز چیزی برای گفتن ندارم
جز اینکه همه دلمون برات تنگ شده
جرد" یک دوچرخه جدید گرفته"
هنوز خیلی به ماشین علاقهای نداره
که خیلی خوبه
دوچرخهها خیلی ارزونترن
و بنظر چه کار خوبی هم داری
جایی خوبی برای شروع کردنه
بهت افتخار میکنم
بهرحال، اگه فرصت پیدا کردی یه زنگی بهم بزن
قول میدم دفعهی بعدی تلفنم دم دست باشه
البته بهت سخت نمیگیرم
ما دوستت داریم
خب
قرار نیست کسی با این چیزها خرکیف بشه
بهش میگن برنامهی زمانی
به درخواست همهتون توجه کردم
...اما یه سری ناسازگاری بوجود اومد بازم
من مشکلی ندارم
هیچ مشکلی ندارم
"عالیه "فرانک
ممنونم
ببخشید
پینات" اول اومد پیش من"
باید در بزنم؟
چه غلطا! بیا تو
بگیر بشین
چیه؟
پنج شنبه سرش با چی گرمه؟
قرار دکتر داره باید بره دفتر پست و یه سری کار دیگه
همچنان قرار دکتر؟
خودت که اون بچه رو دیدی
ممکنه تلفات جانبی داشته باشه
من جمعه امتحان پایانی دارم
جمعهت رو خالی کردم
ولی پنجشنبه باید بیام
چهارشنبه چطور؟
روز قبل از شب امتحان؟
اگه قرار بود درسها اونقدر یادم بمونه
لازم نبود شب امتحان خرخونی کنم
باشه، باشه
میفهمم
فرانک" چطور؟"
نگرانش نباش
فقط تستهات رو بترکون
سوپرمن همیشه توی کارهاش میترکونه !ما هم میتونیم
هنوز قراره باهم علف بکشیم؟
البته... شاید
این یعنی نه
فقط بزار من اول برنامهی زمانیتون رو تنظیم کنم
بعدش میتونیم سر علف کشیدن صحبت کنیم
باشه؟
داری عالی کار میکنی
همینطوره
جدی میگم
!برو، درست رو بخون، ضرب کن
بله خانم رئیس
ببین "جان"، میدونم تو به این خانواده نزدیک شدی
"مسئله این نیست "برنی
همهی ما میخوایم موکلهامون تبرئه بشن
معلومه که میخوایم
اما بیشتر از اون دوست نداریم اعدام بشن
برای همین درخواست اقرار مصلحتی جرم میکنیم اقرار مصلحتی جرم به زمانی گفته میشود که گناه کار به جرم اصلی ) ( اعتراف میکند تا از باقی جرمها چشم پوشی شود
و بعد از اون ادعای بیگناهی میکنیم
ببین ما درصورتی پیروز میشیم
که دولت نتونه جون کسی رو بگیره
اما در این مورد خاص قربان
اگه درخواست اقرار مصلحتی جرم پیشنهاد کنیم
...بعد از دو روز، یا حتی یک روز
با توجه به اتفاقاتی که توی اون دوره اتفاق افتاده
بهتون قول میدم که موکل من اون رو قبول نمیکنه
"چارهی دیگهای نداریم "جان
و با اطلاعات اضافهای که از اون موقع کسب کردیم
میتونم بهتون تضمین کنم که
دادستان دوباره بهش شانس نمیده
خب از اونجایی که ما هرچیزی میگیم
قبول نمیکنی قبول نمیکنی
اینجا داریم دربارهی چی حرف میزنیم؟
فقط چندهفته باید بهم مهلت بدین
که بتونم پرونده رو جلو ببرم
پروندهای وجود نداره. تموم شده
تو چهار موکل دیگه هم داری که منتظر حکم ـشون هستند
که روز محاکمهی دوتاشون هم داره نزدیک میشه
از اونها غافل نمیشم قربان
نتیجهی نهایی چی شد؟
انتخابها رو بررسی میکنم
فقط یک انتخاب باقی مونده
قرار احضار زندانی
تو داری دربارهی چندین سال مانور قانونی حرف میزنی
چندین سال بکار گیری که البته اینجا ما محدودیتهای خودمون رو هم داریم
اونم برای آدمی که همین الان هم از زندان اومده بیرون
احتمال پیروز شدنش هم کمه
تو اینو بهتر از هرکسی میدونی
...اگه با معیارها جلو بریم قربان
آزادی بعد از محکومیت برا کسی که الان تو آزادی مشروطه؟
"باید واقعی فکر کنی "جان
میدونم حق با شماست
جدی میگم
هفت سال، مدت زیادی از عمرت هست که صرف این پرونده کردی
همینطوره
و یک مسئله شخصیه. همیشه همینطور بوده
ما هم اینو میدونیم
اما اون آزاد شده
تو اونو آزاد کردی
باید دیگه بیخیالش بشی
البته
ممنونم بهم گوش دادین
سلام
ببخشید دیر کردم
نه، چیزی نیست
خب، فکر میکنی آزمونها چطور بود؟
نمیدونم
فقط خوشحالم که تموم شده
شرط میبندم که عالی بوده
همیشه گفتم که تو دختر زرنگی هستی
"ممنونم "تدی
چیزی سفارش دادی؟
نه، منتظر تو موندم
امیدوارم خیلی معطل نشده باشی
ببخشید
معطل نشدم
جای دیگهای برای رفتن نداشتم
کاملا وقتم خالی بود
ولی من باید تا کمتر از یک ساعت دیگه سرکار باشم
متاسفم
اوه... چرا اینقدر زود؟
...یک خانم قراره بیاد که بهمون نشون بده
طوری نیست که بشه سر ناهار خوردن تعریف کرد
نه، همین الان بگو
چطور ناخن پا آدمهای پیر رو کوتاه کنیم
باهاش سس کچاپ هم میخوای؟
خودت پرسیدی
آمادهی سفارش هستید؟
نه، میشه سریع یه نگاه بندازم؟
تدی"؟"
آها
همبرگر متوسط با سیب زمینی و نوشابه رژیمی
میشه برای من سالاد کاب بیارین؟
اگه میشه پنیرآبی هم روش بپاشین
به همراه یک لیوان آب لطفا
خب هفتهات چطور بود؟
خب ما قرارداد بخشداری رو گرفتیم
چی؟
خیلی گندهاش نکردن یه تماس گرفتن و بهمون اطلاع دادن
تا 12 ماه آینده اونها از ما لاستیک میخرن
رینگ هم همینطور
"رینگ هم میخرن؟ این عالیه "تدی
خب خودشون هم میگن ...وقتی وارد اینکار میشی باید تا تهش بری
بابات باید خیلی خوشحال باشه
خب خیلی هم خوشحال نیست اما خیلیهای دیگه خوشحال شدن
شاید اوضاع داره عوض میشه
اوضاع فروشگاه
!آره، شرط میبندم آزمون رو ترکوندی
No comments yet. Be the first to leave one.